سید ابوالقاسم دِهکُردی اصفهانی (۱۲۷۲–۱۳۵۳ق) از فقهای شیعه در قرن چهاردهم قمری. دهکردی تحصیلاتش را در اصفهان استارت کرد و در عراق کامل شدن نمود. وی از ۳۷ سالگی در مکتب صدر اصفهان به درس دادن و فتوا درگیر شد. حبیبالله رشتی از استادان او بود وی خویش نیز شاگردانی تربیت کرد و اثراتی زیرا منبر الوسیله و لمعات در گستردن دعای سمات از وی بر مکان مانده مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.
دهکردی کارهای سیاسی و اجتماعی نیز داشت؛ وی به یار و همدم شماری از علمای اصفهان اعلامیه پنج مادهای را در حفاظت از اجناس اهل ایران صادر کردند و خویش را دارای تعهد به آ ن آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میدانستند.
معرفی
سید ابوالقاسم پر اسم و رسم به دهکردی اصفهانی در ۱۲۷۲ق در شهرکرد چشم به جهان گشود.[۱] پدرش آیتالله سید محمدباقر دهکردی از علمای اصفهان و شاگردان ملا محمد ابراهیم کلباسی بود.[۲] به گزارش انصاری قمی قوم و قبیله وی از علمای خدمتگزار و مروجان آئین در اصفهان رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد بودند.[۳]
تحصیلات
وی در ۱۲ سالگی، یاروهمدم خانوادهاش به اصفهان آمد و در مکتب صدر سکونت کرد. مقدمات را نزد اخوی بزرگش سید محمدجواد دهکردی یادگرفت.[۴] سطح های خوب فقه و اصول و بقیه علم ها اسلامی را در اصفهان نزد ابوالمعالی کلباسی، محمدباقر مسجدشاهی، آقا میرزا محمدحسن نجفی[۵] و محمدباقر فشارکی[۶] و ملا اسماعیل حکیم فرا گرفت. او همینطور در اصفهان از خان دایی خویش، محمدحسن اصفهانی دانش شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد فراگرفت.[۷]
سید ابوالقاسم در ۲۹ سالگی و به سال ۱۳۰۱ق در حالی که به جایگاه اجتهاد رسیده بود به عراق مسافرت کرد[۸] و در سامرا نزد محمدحسین فاضل اردکانی و سید محمدحسن شیرازی[۹] و در نجف نزد زینالعابدین مازندرانی، میرزا حسین نوری، فتحعلی فرمانرواآبادی و حبیبالله رشتی[۱۰] شاگردی کرد.
او در ۳۷ سالگی و بعداز اخذ اجازات مختلف اجتهادی و روایی به اصفهان برگشت[۱۱] و در مکتب صدر بازار به درس دادن و فتوا پرداخت.[۱۲] دهکردی به وعظ و راهنمایی عموم نیز میپرداخت. آقابزرگ تهرانی از وی تحت عنوان خطیب ذکر شده میباشد.[۱۳]
وی در سال ۱۳۴۶ق - ۱۳۰۶ش، بعد از ثبت ضابطه نظام وظیفه در حین رضاخان، به علامت مخالفت یار و همدم با علمای اصفهان به قم سفر کرد. در همین مهاجرت امام خمینی[۱۴] و سید شهابالدین مرعشی نجفی[۱۵] از وی اذن ماجرا اخذ کردند.[۱۶] و پس از شهید شدن نورالله نجفی اصفهانی و به سود نرسیدن این مخالفت، به اصفهان رجوع و برگشت.[۱۷] ابوالقاسم دهکردی بعداز ۸۱ سال معاش[۱۸] در ۶ شوال ۱۳۵۳ق در اصفهان درگذشت[۱۹] و در امامزاده زینبیه اصفهان به خاک ودیعه شد.[۲۰]
شاگردان
ابوالقاسم دهکردی به مقطع ۴۰ سال در اصفهان به درس دادن و تربیت محصل پرداخت که مثلا آن ها:[۲۱]
سید محمد رضوی کاشانی
مرتضی مظاهری
محمدرضا خراسانی
سید عباس دهکردی دارای شهرت به صفی
سید کمال الدین نوربخش دهکردی
میرزا علیآقا شیرازی
محمدعلی استاد حبیبآبادی
سید عبدالحسین طیب مالک تعبیر و تفسیر اطیب البیان
محمدتقی موسوی صاحب و مالک مکیال المکارم
محمدرضا جرقوئی اصفهانی
سیدحسن چهار سوقی
مرتضی دهکردی پر اسم و رسم به آقا میرزا دهکردی
سید محمدباقر رجایی
حسینعلی صدیقین
میر محمدمهدی امام آدینه
ملا علی ماربینی
سید ابوالقاسم فریدونی
سید علی اکبر هاشمی
سید احمد نوربخش دهکردی (برادرش)
سید محمدباقر امامی (برادرزادهاش)
سید محمدجواد نجفی (برادرزاده و داماد وی)[۲۲]
اثرها
بعضا اثر ها دهکردی عبارتند از:
منبرالوسیلة پر اسم و رسم به وسیلة که جلدی از آن در توحید به چاپ رسیده میباشد.[۲۳]
لَمَعات در گستردن دعای سمات[۲۴]
جنة المأوی در خلق
بشارات السالکین در فقه
گستردن شرایع در فقه
لبه بر تعبیر و تفسیر صافی
کناره بر الوافی
لبه بر جامع عباسی
لبه بر نابغه کلباسی(کتاب نُخْبه، رساله عملیه فارسی تاثیر علامه محمدابراهیم کلباسی)
رساله عملیه
گستردن فارسی بر اینجانب لا یحضره الفقیه
ذخیره در دعا ها
رساله ای در سوژه لفظ ها
رسالهای در طهارات
الفوائد[۲۵]
کارهای سیاسی و اجتماعی
اعلامیه پنج مادهای
سید ابوالقاسم دهکردی به همدم ۱۳ بدن از علمای اصفهان برای مثال محمدتقی آقا نجفی اصفهانی، نورالله نجفی اصفهانی، محمدحسین فشارکی، روضه خوان مرتضی ریزی، میرزا محمدتقی استاد، سیدمحمدباقر بروجردی، میرزا محمدمهدی جویبارهای، میرزا ابوالقاسم زنجانی، آقا محمد جواد قزوینی و رکنالملک شیرازی دارای تعهد شدند که:
اولاً: قبالهجات و احکام شرعیه از روز شنبه به آنگاه روی ورقه اهل ایران فارغ از آهار نوشته گردد. در حالتی که بر کاغذهای دیگر نویسند، مهر ننموده و اعتراف نمینویسیم. قباله و حکمی هم که روی شیت دیگر نوشته بیاورند و تاریخ آن بعداز این تفاهم نامه باشد، امضا نمینماییم. حرام وجود ندارد شیت غیر اهل ایران و کسی را بازدارنده نمیشویم؛ ماها بدین طریق متعهدیم.
ثانیاً: کفن مرده ها، درحالتی که غیر از کَرْباس و پارچه اردستانی یا این که پارچههای دیگر اهل ایران باشد، دارای تعهد گردیدهایم بر آن میت، ماها نماز نخوانیم. دیگری را برای اقامه صلاة بر آن میت بخواهند ماها را معاف دارا هستند.
ثالثاً: ملبوس (خرقه) مردانه تازه، که از این تاریخ به آنگاه دوخته و پوشیده میگردد، قرار دادیم مَهْما اَمْکَن (تا جایی که قابلیت و امکان داراست)، هر چه بدلی در جمهوری اسلامی ایران یافت می گردد، جامه خودمان را از آن منسوج نماییم و منسوج غیر اهل ایران را نپوشیم و احتیاط نمیکنیم و حرام نمیدانیم جامههای غیر اهل ایران را، ولی ماها ملتزم گردیدهایم حتیالمقدور پس از این تاریخ ملبوس خویش را از منسوج اهل ایران بنماییم. تابعین ماها نیز کذلک و مُتَخَلِّف توقع احترام از ماها نداشته باشد. آنچه از کهن پوشیده و داریم و دوخته، ممنوع وجود ندارد به کارگیری آن.
رابعاً: ضیافتها آنگاه ذلک و لو اعیانی باشد، چه عامه، چه خاصه، می بایست مختصر باشد یک پلو و یک خورش و یک افشره (آب میوه). در صورتیکه زاید بر این کسی تکلف دهد، ماها را به محضر خویش وعده نگیرد. خودمان نیز به همین طرز ضیافت مینماییم. هر چه کمتر و مختصرتر از این تکلف کردند، موجب مزید امتنان ماها خواهد بود.
خامساً: وافوری و اهل وافور را احترام نمیکنیم و به خانه وی نمیرویم چون که آیه ها باهره: «إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کَانُوا إِخْوَانَ الشَّیَاطِینِ» «وَلا تُسْرِفُوا اِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ» «وَلا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَی التَّهْلُکَه» و حدیث «لاضرر و لاضرار» ضرر و زیان مالی و جانی و عمری و نسلی و فقاهتی و عرضی و شغلی آن محسوس و واگیر میباشد و خانوادهها و ممالک را به باد داده. بعداز این هر کس را فهمیدیم وافوری، بهلحاظ توهین و خفت مینگریم.[۲۶]
هیئت علمیه اصفهان
نورالله نجفی اصفهانی به همدم بقیه مراجع و روحانیون اصفهان، در سال ۱۳۴۲ق هیئت علمیه اصفهان را تشکیل دادند که سید ابوالقاسم دهکردی یکیاز اعضای اساسی بود.[۲۷] وظیفه این هیئت مطالعه به کارها مدرسه ها علمیه و موقعیت معاش طلاب و رسیدگی بر اجرای درست احکام و مقرارت اسلام در سطح اصفهان بود.[۲۸]
سید ابوالقاسم دِهکُردی اصفهانی (۱۲۷۲–۱۳۵۳ق) از فقهای شیعه در قرن چهاردهم قمری. دهکردی تحصیلاتش را در اصفهان استارت کرد و در عراق کامل شدن نمود. وی از ۳۷ سالگی در مکتب صدر اصفهان به درس دادن و فتوا درگیر شد. حبیبالله رشتی از استادان او بود وی خویش نیز شاگردانی تربیت کرد و اثراتی زیرا منبر الوسیله و لمعات در گستردن دعای سمات از وی بر مکان مانده مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.
دهکردی کارهای سیاسی و اجتماعی نیز داشت؛ وی به یار و همدم شماری از علمای اصفهان اعلامیه پنج مادهای را در حفاظت از اجناس اهل ایران صادر کردند و خویش را دارای تعهد به آ ن آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میدانستند.
معرفی
سید ابوالقاسم پر اسم و رسم به دهکردی اصفهانی در ۱۲۷۲ق در شهرکرد چشم به جهان گشود.[۱] پدرش آیتالله سید محمدباقر دهکردی از علمای اصفهان و شاگردان ملا محمد ابراهیم کلباسی بود.[۲] به گزارش انصاری قمی قوم و قبیله وی از علمای خدمتگزار و مروجان آئین در اصفهان رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد بودند.[۳]
تحصیلات
وی در ۱۲ سالگی، یاروهمدم خانوادهاش به اصفهان آمد و در مکتب صدر سکونت کرد. مقدمات را نزد اخوی بزرگش سید محمدجواد دهکردی یادگرفت.[۴] سطح های خوب فقه و اصول و بقیه علم ها اسلامی را در اصفهان نزد ابوالمعالی کلباسی، محمدباقر مسجدشاهی، آقا میرزا محمدحسن نجفی[۵] و محمدباقر فشارکی[۶] و ملا اسماعیل حکیم فرا گرفت. او همینطور در اصفهان از خان دایی خویش، محمدحسن اصفهانی دانش شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد فراگرفت.[۷]
سید ابوالقاسم در ۲۹ سالگی و به سال ۱۳۰۱ق در حالی که به جایگاه اجتهاد رسیده بود به عراق مسافرت کرد[۸] و در سامرا نزد محمدحسین فاضل اردکانی و سید محمدحسن شیرازی[۹] و در نجف نزد زینالعابدین مازندرانی، میرزا حسین نوری، فتحعلی فرمانرواآبادی و حبیبالله رشتی[۱۰] شاگردی کرد.
او در ۳۷ سالگی و بعداز اخذ اجازات مختلف اجتهادی و روایی به اصفهان برگشت[۱۱] و در مکتب صدر بازار به درس دادن و فتوا پرداخت.[۱۲] دهکردی به وعظ و راهنمایی عموم نیز میپرداخت. آقابزرگ تهرانی از وی تحت عنوان خطیب ذکر شده میباشد.[۱۳]
وی در سال ۱۳۴۶ق - ۱۳۰۶ش، بعد از ثبت ضابطه نظام وظیفه در حین رضاخان، به علامت مخالفت یار و همدم با علمای اصفهان به قم سفر کرد. در همین مهاجرت امام خمینی[۱۴] و سید شهابالدین مرعشی نجفی[۱۵] از وی اذن ماجرا اخذ کردند.[۱۶] و پس از شهید شدن نورالله نجفی اصفهانی و به سود نرسیدن این مخالفت، به اصفهان رجوع و برگشت.[۱۷] ابوالقاسم دهکردی بعداز ۸۱ سال معاش[۱۸] در ۶ شوال ۱۳۵۳ق در اصفهان درگذشت[۱۹] و در امامزاده زینبیه اصفهان به خاک ودیعه شد.[۲۰]
شاگردان
ابوالقاسم دهکردی به مقطع ۴۰ سال در اصفهان به درس دادن و تربیت محصل پرداخت که مثلا آن ها:[۲۱]
سید محمد رضوی کاشانی
مرتضی مظاهری
محمدرضا خراسانی
سید عباس دهکردی دارای شهرت به صفی
سید کمال الدین نوربخش دهکردی
میرزا علیآقا شیرازی
محمدعلی استاد حبیبآبادی
سید عبدالحسین طیب مالک تعبیر و تفسیر اطیب البیان
محمدتقی موسوی صاحب و مالک مکیال المکارم
محمدرضا جرقوئی اصفهانی
سیدحسن چهار سوقی
مرتضی دهکردی پر اسم و رسم به آقا میرزا دهکردی
سید محمدباقر رجایی
حسینعلی صدیقین
میر محمدمهدی امام آدینه
ملا علی ماربینی
سید ابوالقاسم فریدونی
سید علی اکبر هاشمی
سید احمد نوربخش دهکردی (برادرش)
سید محمدباقر امامی (برادرزادهاش)
سید محمدجواد نجفی (برادرزاده و داماد وی)[۲۲]
اثرها
بعضا اثر ها دهکردی عبارتند از:
منبرالوسیلة پر اسم و رسم به وسیلة که جلدی از آن در توحید به چاپ رسیده میباشد.[۲۳]
لَمَعات در گستردن دعای سمات[۲۴]
جنة المأوی در خلق
بشارات السالکین در فقه
گستردن شرایع در فقه
لبه بر تعبیر و تفسیر صافی
کناره بر الوافی
لبه بر جامع عباسی
لبه بر نابغه کلباسی(کتاب نُخْبه، رساله عملیه فارسی تاثیر علامه محمدابراهیم کلباسی)
رساله عملیه
گستردن فارسی بر اینجانب لا یحضره الفقیه
ذخیره در دعا ها
رساله ای در سوژه لفظ ها
رسالهای در طهارات
الفوائد[۲۵]
کارهای سیاسی و اجتماعی
اعلامیه پنج مادهای
سید ابوالقاسم دهکردی به همدم ۱۳ بدن از علمای اصفهان برای مثال محمدتقی آقا نجفی اصفهانی، نورالله نجفی اصفهانی، محمدحسین فشارکی، روضه خوان مرتضی ریزی، میرزا محمدتقی استاد، سیدمحمدباقر بروجردی، میرزا محمدمهدی جویبارهای، میرزا ابوالقاسم زنجانی، آقا محمد جواد قزوینی و رکنالملک شیرازی دارای تعهد شدند که:
اولاً: قبالهجات و احکام شرعیه از روز شنبه به آنگاه روی ورقه اهل ایران فارغ از آهار نوشته گردد. در حالتی که بر کاغذهای دیگر نویسند، مهر ننموده و اعتراف نمینویسیم. قباله و حکمی هم که روی شیت دیگر نوشته بیاورند و تاریخ آن بعداز این تفاهم نامه باشد، امضا نمینماییم. حرام وجود ندارد شیت غیر اهل ایران و کسی را بازدارنده نمیشویم؛ ماها بدین طریق متعهدیم.
ثانیاً: کفن مرده ها، درحالتی که غیر از کَرْباس و پارچه اردستانی یا این که پارچههای دیگر اهل ایران باشد، دارای تعهد گردیدهایم بر آن میت، ماها نماز نخوانیم. دیگری را برای اقامه صلاة بر آن میت بخواهند ماها را معاف دارا هستند.
ثالثاً: ملبوس (خرقه) مردانه تازه، که از این تاریخ به آنگاه دوخته و پوشیده میگردد، قرار دادیم مَهْما اَمْکَن (تا جایی که قابلیت و امکان داراست)، هر چه بدلی در جمهوری اسلامی ایران یافت می گردد، جامه خودمان را از آن منسوج نماییم و منسوج غیر اهل ایران را نپوشیم و احتیاط نمیکنیم و حرام نمیدانیم جامههای غیر اهل ایران را، ولی ماها ملتزم گردیدهایم حتیالمقدور پس از این تاریخ ملبوس خویش را از منسوج اهل ایران بنماییم. تابعین ماها نیز کذلک و مُتَخَلِّف توقع احترام از ماها نداشته باشد. آنچه از کهن پوشیده و داریم و دوخته، ممنوع وجود ندارد به کارگیری آن.
رابعاً: ضیافتها آنگاه ذلک و لو اعیانی باشد، چه عامه، چه خاصه، می بایست مختصر باشد یک پلو و یک خورش و یک افشره (آب میوه). در صورتیکه زاید بر این کسی تکلف دهد، ماها را به محضر خویش وعده نگیرد. خودمان نیز به همین طرز ضیافت مینماییم. هر چه کمتر و مختصرتر از این تکلف کردند، موجب مزید امتنان ماها خواهد بود.
خامساً: وافوری و اهل وافور را احترام نمیکنیم و به خانه وی نمیرویم چون که آیه ها باهره: «إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کَانُوا إِخْوَانَ الشَّیَاطِینِ» «وَلا تُسْرِفُوا اِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ» «وَلا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَی التَّهْلُکَه» و حدیث «لاضرر و لاضرار» ضرر و زیان مالی و جانی و عمری و نسلی و فقاهتی و عرضی و شغلی آن محسوس و واگیر میباشد و خانوادهها و ممالک را به باد داده. بعداز این هر کس را فهمیدیم وافوری، بهلحاظ توهین و خفت مینگریم.[۲۶]
هیئت علمیه اصفهان
نورالله نجفی اصفهانی به همدم بقیه مراجع و روحانیون اصفهان، در سال ۱۳۴۲ق هیئت علمیه اصفهان را تشکیل دادند که سید ابوالقاسم دهکردی یکیاز اعضای اساسی بود.[۲۷] وظیفه این هیئت مطالعه به کارها مدرسه ها علمیه و موقعیت معاش طلاب و رسیدگی بر اجرای درست احکام و مقرارت اسلام در سطح اصفهان بود.[۲۸]

مسجد النبی کوهسنگی مشهد: تاریخچه و نقش در مناسبتهای مذهبی