از معارضان اسلام و نبی(ص) در مکه. وی از تسلط قریش بود و نفوذ و محبوبیت متعددی بین مشرکان داشت. ولید از قاضیان و حکام عرب پیش از اسلام نیز دانسته گردیدهاست. او اموال و مستغلات متعددی داشت و از گنج افسانهای وی گزارشهایی نقل شدهاست. وی عموی ابوجهل و بابا خالد بن ولید مسجد النبی کوهسنگی مشهد بود.
ولید از استهزاءکنندگان و آزاردهندگان دارای اسم و رسم نبی(ص) بود و حتی بیان شده به یار تعدادی از سران قریش، نقشه قتل نبی(ص) را کشید. وی از مشرکان مکه خواست تا نبی(ص) را ساحر معرفی نمایند. آیاتی درباره شرک و تکبر و همینطور خصومت ولید با فرستاده(ص) نازل شد که در آن ولید گزینه نکوهش آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد قرار گرفت.
اورده شده ولید بن مغیره به تاسی از نصارای حیره آئین زنادقه را برگزید. او خمر را حرام میدانست و اولی نفری بود که حکم به انقطاع دست دزد نمود که ابعاد در اسلام نیز آیتم تأیید قرار گرفت. معرفی ، ولید بن مغیرة بن عبدالله بن عمرو بن مخزوم[۱] از دُهات عرب (زیرکان معروف عرب)[۲] و احاطه قریش مکه در حین نا آگاهی بود.[۳] بیان شده وی از کهنسالترین[۴] و با نفوذترین اشخاص فامیل قریش بود و بین کفار و مشرکان محبوبیت و رده بالایی داشت.[۵] لقب اورا ابو عبدالشمس[۶] یا این که ابومغیره[۷] گفتهاند. وی حکم دهنده[۸] و از حکامِّ عربِ همبعدازظهر با نبی اسلام(ص)[۹] دانسته گردیده به سیرتکاملای که اعراب در اختلافات و محاکمات خویش به او رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد مراجعه میکردند.[۱۰]
ولید را شخصی فصیح، بلیغ و از عالمان شعر دانسته[۱۱] و به وی حکیم عرب میگفتند و شاعران اشعار خویش را برای او میخواندند و هر شعری را میپسندید، شعر برگزیده بود.[۱۲] وی از عده ای بود که زیر تأثیر بلاغت و شیوایی قرآن قرار شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد گرفت.[۱۳]
برخی از پژوهشگران با استناد به گفتاری از حسان بن اثبات در زمینهی ولید، اورا شخصی غیر عرب و از بردگان رومی تیتر کرده و معتقدند بعداز مدتی به سرویس مغیره درآمد.[۱۴] بعضی منابع از زنازاده بودن وی نیز کلام به بین آوردهاند.[۱۵]
عثمان بن مظعون بعد از رجوع و برگشت از حبشه با پناهندگی به ولید به مکه رجوع و برگشت.[۱۶] نقل شده عثمان بعد از مدتی به انگیزه کفر ولید و همینطور دیدن شکنجه مسلمان ها دیگر، از ولید خواست تا اورا از پناهنده شدن خودش بیرون نماید.[۱۷]
ولید بن مغیره در سال اولیه هجری قمری[۱۸] سه ماه بعد از مهاجرت مسلمانها به مدینه[۱۹] در ۹۵ سالگی در مکه از جهان رفت.[۲۰] طبق پارهای از احادیث نقل شده که وی در مسیر جنبش خویش بر روی میخ یکیاز آهنگران پای گذاشت و زخمی شد و خون ریزی زیاد منجر مرگ وی شد.[۲۱] نقل شده وی هنگام مرگ میاعلام کرد که منرا خدای محمد(ص) به قتل رساند.[۲۲]
از ثروتمندان مکه
ولید بن مغیره مخزومی از ثروتمندان مکه بود.[۲۳] نقل شده وی در بالا قصاب[۲۴] یا این که آهنگری[۲۵] حرفهای[۲۶] بود؛ ولی به گذر زمان فرصت از تجار قوی بنیمغیره شد و اموال فراوانی به دست آورد به سیرتکاملای که نقل شده وی مالک ده بَمنزلت بود که هر کدام از آن ها مسئولیت بیزنس بخشی از اموال اورا به ذمه داشتند و حتی اورا از صاحبان قِنطار (پوست گاو نر پراز طلا جواهرات) در آن فرصت معرفی کردهاند.[۲۷] در برخی گزارشها از اموال و مستغلات فراوان وی که بین مکه و طائف قرار داشت حرف به فی مابین آمده میباشد و حتی اورده شده گنج وی بالغ بر هزاران دینار بود و غلامان و کنیزان متعددی مأمور حمل گنج وی بودند.[۲۸]
ثروت فراوان وی بهاندازهای بود که به وی عِدل قریش آورده شده میباشد؛[۲۹] چون وی به تنهایی هزینه یکسال پوشش منزل معبود را که همگی قریشیان میتوانستند با هم تنظیم نمایند، پرداخت میکرد؛ از همین رو اورا هم سنگ کل قریش نامیدند.[۳۰]
نظریه و اقدامات وی در ناآگاهی
اورده شده وی از زنادقه بود[۳۱] و به تقلید از نصارای حیره، دین زندقه را برگزید.[۳۲] در باب با عقاید ولید آورده شده وی پیش از اسلام به یار کسانی زیرا ابوذر غفاری، ورقة بن نوفل و حاتم طایی، خمر را حرام میدانست[۳۳] و حتی آورده شده وی اولی نفری بود که خمر را حرام کرد[۳۴] و فرزند خویش را به خیال و خاطر شرابخواری تنبیه نمود.[۳۵]
ولید را اولی نفری دانستهاند که حکم به انقطاع دست دزد اعطا کرد که ابعاد بوسیله اسلام نیز تأیید شد؛[۳۶] چنانکه اولین نفری بود که هنگام ورود به کعبه کفشهایش را درآورد که ابعاد مسلمانها نیز اینگونه کردند.[۳۷] آورده شده وی اولی نفری بود که حکم به قَسامه کرد و آیتم تأیید اسلام قرار گرفت.[۳۸] اسم وی تحت عنوان اولین نفری دانسته گردیده که برای تجدید بنای کعبه مبادرت به تخریب بخشی از آن کرد؛ درحالیکه کسی جثارت این شغل را نداشت.[۳۹]
دشمنی با اسلام و رسول(ص)
ولید بن مغیره در پیری اسلام را شعور کرد؛ البته بههمپا سران و ثروتمندان قریش[۴۰] با اسلام و رسول(ص) به مخالفت و دشمنی پرداخت.[۴۱] اورا از استهزاءکنندگان نبی(ص) دانسته[۴۲] و حتی اورا در کنار عاص بن وائل سهمی، اسود بن بنده یغوث بن وهب زهری، اسود بن مقاله بن أسد و حارث بن حنظلة،[۴۳] یا این که حارث بن طَلَاطِلَه خُزاعی[۴۴] از پنج نفر استهزاءکنندگان دارای اسم و رسم رسول(ص) قلمداد کردهاند. بیان شده در چگونگی تمسخر آنان اختلافلحاظ وجود دارااست؛ ولی در اینکه آنان از اقتدار، شوکت و سر کردگی دربین خاندان خویش بهره مند بودند، اختلافی وجود ندارد و برای همین بود که نبی(ص) را گزینه آزار قرار میدادند.[۴۵] ولید و همفکرانش، از کودک ها و غلامان خویش میخواستند تا با ریختن شکنبه و سرگین شتر بر راز فرستاده(ص)، اورا آیتم آزار رسانی قرار داده و به وی صدمه برسانند.[۴۶] ولید معتقد بود که تسلیم شدن در قبال رسول(ص) که گنج و نفرات کمتری داراست، ذلت میباشد.[۴۷] بعضا منابع به تصمیم و مبادرت ولید به یار تعدادی از مشرکان برای مثال ابوجهل برای به قتل رساندن فرستاده(ص) صحبت به بین آوردهاند که دراین فرمان ناکام ماندند.[۴۸] بیان شده وی گزینه نفرین نبی(ص) قرار گرفت.[۴۹]
در منابع متعدد به روایتهایی از دشمنی ولید بن مغیره با نبی(ص) اشاره شدهاست؛ مثلا آنکه وی علیرغم عدم اعتقاد و باور به ساحر یا این که خل وچل بودن نبی(ص)، از مشرکان مکه خواست تا برای پرهیز از بسط اسلام در بین عموم و حجاج بخش ها دیگر اورا شخصی ساحر معرفی نمایند.[۵۰] نقل شده با مجموع دشمنی ولید با نبی اسلام(ص)، وی بعد از شنیدن آیاتی از قرآن، ذیل تأثیر بلاغت و فصاحت آن قرار گرفت و اعلام کرد: به خداوند عهدوپیمان این کلام، شیرینی خاصی داراست و زیبائی مخصوصی از آن میدرخشد. درختی میباشد که شاخه آن پرمیوه و تنه آن پربرکت میباشد. این سخنی میباشد که انسان نمیتواند آن را به گویش آورد.[۵۱]
آیهها دربارهی وی
درباره خصومت ولید بن مغیره با فرستاده(ص) و اسلام، آیاتی نازل گردیده که اورا به خیال شرک و تکبرش گزینه نکوهش قرار داده میباشد.[۵۲] بیان شده هیچکس بهاندازه وی گزینه ملامت آیه ها قرآن قرار نگرفته میباشد.[۵۳] بعضا از آیه ها عبارتند از:
آیهها ۱۰ تا ۲۶ سوره مُدَّثِّر، اشاره به فزونی متاع، فرزندان، حرص و طمع در گردآوریآوری گنج و همینطور اعتقادش به جادو بودن قرآن و نسبت دادن آن به گفتار و صحبت انسان دارااست. پروردگار اورا معاند آیه ها قرآن معرفی کرده و مقام اورا دوزخ معرفی مینماید.[۵۴] به اعتقادوباور برخی مفسران، ملقب شدن وی به وحید به انگیزه نامگذاری وی در آیه ۱۱ سوره مدثر (ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا) به این اسم بوده میباشد.[۵۵] گفته گردیده ولید پس از نزول این آیه ها پیش از مرگش پیوسته محصول و فرزندانش از در بین رفتند.[۵۶]
آیهها ۹۴ تا ۹۶ سوره حِجْر که در عکس العمل به تمسخر وی و بعضا دیگر از مشرکان نازل شوید.[۵۷] اورده شده بعد از نزول این آیه ها، همگی استهزاءکنندگان به عنوان مثال ولید بن مغیره به مرگ غیر طبیعی از جهان رفتند.[۵۸]
آیه ها ۳۱ و ۳۲ سوره زُخْرُف در رد نظریه کسانی زیرا ولید نازل شد که معتقد بودند قرآن می بایست به یکی بزرگان مکه یا این که طائف نازل می شد. بیان شده خواسته مشرکان از مردان گرانقدر دو قریه، ولید بن مغیره از مکه و عروة بن مسعود ثقفی یا این که حبیب بن قدمت ثقفی از طائف بودند[۵۹] و انگیزه اینکه کفار این صحبت را زدند این بود کهاین دو مرد از ثروتمندان تعالی قومشان بودند و گمان میکردند کسی شایسته نبوت میباشد که دارنده عظمت دنیوی و گنج و اقتدار باشد.[۶۰]
از معارضان اسلام و نبی(ص) در مکه. وی از تسلط قریش بود و نفوذ و محبوبیت متعددی بین مشرکان داشت. ولید از قاضیان و حکام عرب پیش از اسلام نیز دانسته گردیدهاست. او اموال و مستغلات متعددی داشت و از گنج افسانهای وی گزارشهایی نقل شدهاست. وی عموی ابوجهل و بابا خالد بن ولید مسجد النبی کوهسنگی مشهد بود.
ولید از استهزاءکنندگان و آزاردهندگان دارای اسم و رسم نبی(ص) بود و حتی بیان شده به یار تعدادی از سران قریش، نقشه قتل نبی(ص) را کشید. وی از مشرکان مکه خواست تا نبی(ص) را ساحر معرفی نمایند. آیاتی درباره شرک و تکبر و همینطور خصومت ولید با فرستاده(ص) نازل شد که در آن ولید گزینه نکوهش آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد قرار گرفت.
اورده شده ولید بن مغیره به تاسی از نصارای حیره آئین زنادقه را برگزید. او خمر را حرام میدانست و اولی نفری بود که حکم به انقطاع دست دزد نمود که ابعاد در اسلام نیز آیتم تأیید قرار گرفت. معرفی ، ولید بن مغیرة بن عبدالله بن عمرو بن مخزوم[۱] از دُهات عرب (زیرکان معروف عرب)[۲] و احاطه قریش مکه در حین نا آگاهی بود.[۳] بیان شده وی از کهنسالترین[۴] و با نفوذترین اشخاص فامیل قریش بود و بین کفار و مشرکان محبوبیت و رده بالایی داشت.[۵] لقب اورا ابو عبدالشمس[۶] یا این که ابومغیره[۷] گفتهاند. وی حکم دهنده[۸] و از حکامِّ عربِ همبعدازظهر با نبی اسلام(ص)[۹] دانسته گردیده به سیرتکاملای که اعراب در اختلافات و محاکمات خویش به او رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد مراجعه میکردند.[۱۰]
ولید را شخصی فصیح، بلیغ و از عالمان شعر دانسته[۱۱] و به وی حکیم عرب میگفتند و شاعران اشعار خویش را برای او میخواندند و هر شعری را میپسندید، شعر برگزیده بود.[۱۲] وی از عده ای بود که زیر تأثیر بلاغت و شیوایی قرآن قرار شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد گرفت.[۱۳]
برخی از پژوهشگران با استناد به گفتاری از حسان بن اثبات در زمینهی ولید، اورا شخصی غیر عرب و از بردگان رومی تیتر کرده و معتقدند بعداز مدتی به سرویس مغیره درآمد.[۱۴] بعضی منابع از زنازاده بودن وی نیز کلام به بین آوردهاند.[۱۵]
عثمان بن مظعون بعد از رجوع و برگشت از حبشه با پناهندگی به ولید به مکه رجوع و برگشت.[۱۶] نقل شده عثمان بعد از مدتی به انگیزه کفر ولید و همینطور دیدن شکنجه مسلمان ها دیگر، از ولید خواست تا اورا از پناهنده شدن خودش بیرون نماید.[۱۷]
ولید بن مغیره در سال اولیه هجری قمری[۱۸] سه ماه بعد از مهاجرت مسلمانها به مدینه[۱۹] در ۹۵ سالگی در مکه از جهان رفت.[۲۰] طبق پارهای از احادیث نقل شده که وی در مسیر جنبش خویش بر روی میخ یکیاز آهنگران پای گذاشت و زخمی شد و خون ریزی زیاد منجر مرگ وی شد.[۲۱] نقل شده وی هنگام مرگ میاعلام کرد که منرا خدای محمد(ص) به قتل رساند.[۲۲]
از ثروتمندان مکه
ولید بن مغیره مخزومی از ثروتمندان مکه بود.[۲۳] نقل شده وی در بالا قصاب[۲۴] یا این که آهنگری[۲۵] حرفهای[۲۶] بود؛ ولی به گذر زمان فرصت از تجار قوی بنیمغیره شد و اموال فراوانی به دست آورد به سیرتکاملای که نقل شده وی مالک ده بَمنزلت بود که هر کدام از آن ها مسئولیت بیزنس بخشی از اموال اورا به ذمه داشتند و حتی اورا از صاحبان قِنطار (پوست گاو نر پراز طلا جواهرات) در آن فرصت معرفی کردهاند.[۲۷] در برخی گزارشها از اموال و مستغلات فراوان وی که بین مکه و طائف قرار داشت حرف به فی مابین آمده میباشد و حتی اورده شده گنج وی بالغ بر هزاران دینار بود و غلامان و کنیزان متعددی مأمور حمل گنج وی بودند.[۲۸]
ثروت فراوان وی بهاندازهای بود که به وی عِدل قریش آورده شده میباشد؛[۲۹] چون وی به تنهایی هزینه یکسال پوشش منزل معبود را که همگی قریشیان میتوانستند با هم تنظیم نمایند، پرداخت میکرد؛ از همین رو اورا هم سنگ کل قریش نامیدند.[۳۰]
نظریه و اقدامات وی در ناآگاهی
اورده شده وی از زنادقه بود[۳۱] و به تقلید از نصارای حیره، دین زندقه را برگزید.[۳۲] در باب با عقاید ولید آورده شده وی پیش از اسلام به یار کسانی زیرا ابوذر غفاری، ورقة بن نوفل و حاتم طایی، خمر را حرام میدانست[۳۳] و حتی آورده شده وی اولی نفری بود که خمر را حرام کرد[۳۴] و فرزند خویش را به خیال و خاطر شرابخواری تنبیه نمود.[۳۵]
ولید را اولی نفری دانستهاند که حکم به انقطاع دست دزد اعطا کرد که ابعاد بوسیله اسلام نیز تأیید شد؛[۳۶] چنانکه اولین نفری بود که هنگام ورود به کعبه کفشهایش را درآورد که ابعاد مسلمانها نیز اینگونه کردند.[۳۷] آورده شده وی اولی نفری بود که حکم به قَسامه کرد و آیتم تأیید اسلام قرار گرفت.[۳۸] اسم وی تحت عنوان اولین نفری دانسته گردیده که برای تجدید بنای کعبه مبادرت به تخریب بخشی از آن کرد؛ درحالیکه کسی جثارت این شغل را نداشت.[۳۹]
دشمنی با اسلام و رسول(ص)
ولید بن مغیره در پیری اسلام را شعور کرد؛ البته بههمپا سران و ثروتمندان قریش[۴۰] با اسلام و رسول(ص) به مخالفت و دشمنی پرداخت.[۴۱] اورا از استهزاءکنندگان نبی(ص) دانسته[۴۲] و حتی اورا در کنار عاص بن وائل سهمی، اسود بن بنده یغوث بن وهب زهری، اسود بن مقاله بن أسد و حارث بن حنظلة،[۴۳] یا این که حارث بن طَلَاطِلَه خُزاعی[۴۴] از پنج نفر استهزاءکنندگان دارای اسم و رسم رسول(ص) قلمداد کردهاند. بیان شده در چگونگی تمسخر آنان اختلافلحاظ وجود دارااست؛ ولی در اینکه آنان از اقتدار، شوکت و سر کردگی دربین خاندان خویش بهره مند بودند، اختلافی وجود ندارد و برای همین بود که نبی(ص) را گزینه آزار قرار میدادند.[۴۵] ولید و همفکرانش، از کودک ها و غلامان خویش میخواستند تا با ریختن شکنبه و سرگین شتر بر راز فرستاده(ص)، اورا آیتم آزار رسانی قرار داده و به وی صدمه برسانند.[۴۶] ولید معتقد بود که تسلیم شدن در قبال رسول(ص) که گنج و نفرات کمتری داراست، ذلت میباشد.[۴۷] بعضا منابع به تصمیم و مبادرت ولید به یار تعدادی از مشرکان برای مثال ابوجهل برای به قتل رساندن فرستاده(ص) صحبت به بین آوردهاند که دراین فرمان ناکام ماندند.[۴۸] بیان شده وی گزینه نفرین نبی(ص) قرار گرفت.[۴۹]
در منابع متعدد به روایتهایی از دشمنی ولید بن مغیره با نبی(ص) اشاره شدهاست؛ مثلا آنکه وی علیرغم عدم اعتقاد و باور به ساحر یا این که خل وچل بودن نبی(ص)، از مشرکان مکه خواست تا برای پرهیز از بسط اسلام در بین عموم و حجاج بخش ها دیگر اورا شخصی ساحر معرفی نمایند.[۵۰] نقل شده با مجموع دشمنی ولید با نبی اسلام(ص)، وی بعد از شنیدن آیاتی از قرآن، ذیل تأثیر بلاغت و فصاحت آن قرار گرفت و اعلام کرد: به خداوند عهدوپیمان این کلام، شیرینی خاصی داراست و زیبائی مخصوصی از آن میدرخشد. درختی میباشد که شاخه آن پرمیوه و تنه آن پربرکت میباشد. این سخنی میباشد که انسان نمیتواند آن را به گویش آورد.[۵۱]
آیهها دربارهی وی
درباره خصومت ولید بن مغیره با فرستاده(ص) و اسلام، آیاتی نازل گردیده که اورا به خیال شرک و تکبرش گزینه نکوهش قرار داده میباشد.[۵۲] بیان شده هیچکس بهاندازه وی گزینه ملامت آیه ها قرآن قرار نگرفته میباشد.[۵۳] بعضا از آیه ها عبارتند از:
آیهها ۱۰ تا ۲۶ سوره مُدَّثِّر، اشاره به فزونی متاع، فرزندان، حرص و طمع در گردآوریآوری گنج و همینطور اعتقادش به جادو بودن قرآن و نسبت دادن آن به گفتار و صحبت انسان دارااست. پروردگار اورا معاند آیه ها قرآن معرفی کرده و مقام اورا دوزخ معرفی مینماید.[۵۴] به اعتقادوباور برخی مفسران، ملقب شدن وی به وحید به انگیزه نامگذاری وی در آیه ۱۱ سوره مدثر (ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا) به این اسم بوده میباشد.[۵۵] گفته گردیده ولید پس از نزول این آیه ها پیش از مرگش پیوسته محصول و فرزندانش از در بین رفتند.[۵۶]
آیهها ۹۴ تا ۹۶ سوره حِجْر که در عکس العمل به تمسخر وی و بعضا دیگر از مشرکان نازل شوید.[۵۷] اورده شده بعد از نزول این آیه ها، همگی استهزاءکنندگان به عنوان مثال ولید بن مغیره به مرگ غیر طبیعی از جهان رفتند.[۵۸]
آیه ها ۳۱ و ۳۲ سوره زُخْرُف در رد نظریه کسانی زیرا ولید نازل شد که معتقد بودند قرآن می بایست به یکی بزرگان مکه یا این که طائف نازل می شد. بیان شده خواسته مشرکان از مردان گرانقدر دو قریه، ولید بن مغیره از مکه و عروة بن مسعود ثقفی یا این که حبیب بن قدمت ثقفی از طائف بودند[۵۹] و انگیزه اینکه کفار این صحبت را زدند این بود کهاین دو مرد از ثروتمندان تعالی قومشان بودند و گمان میکردند کسی شایسته نبوت میباشد که دارنده عظمت دنیوی و گنج و اقتدار باشد.[۶۰]

امکانات و شرایط مسجد النبی کوهسنگی مشهد برای برگزاری مراسم