نظام سیاسی توتالیتر، نظامی میباشد که مهم ترین خصوصیت آن شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد فرمانبرداری بدون نقص اشخاص جامعه از یک حزب و یک رهبر میباشد که از اعضای خویش و اشخاص جامعه وفاداری بدون نقص، نامحدود، فارغ از قید و شرط، و غیرقابل تغییر تحول میطلبد، و بر آن پایه جامعه طوری سازماندهی میگردد که کل بعدها فعّالیّتهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی اشخاص جامعه، ذیل در اختیار گرفتن بدون نقص حزب واحد و نظام سیاسی قرار میگیرد.12
به عبارت دیگر، میل نظام توتالیتر این میباشد که دولت حوزه فعالیت خویش را به کلیه رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد بعدها معاش انسانی توسعه دهد، و همگی آن ها را ذیل یک حزب و یک رهبری یا این که یک ایدئولوژی تحت سلطه خویش درآورد. با این عکس العمل، ضرورتاً نظام توتالیتر خواستها و دیدگاهها و نیازها و منافع گروههای گوناگون اجتماعی را که از تفکیک ساختاری و تقسیم فعالیت اجتماعی و تخصّصی شدن کارها سرچشمه میگیرد، نفی مینماید، و خواستار یکسانسازی غیرواقعی خواستهای قشرها و طبقات و گروههای متفاوت اجتماعی میگردد، و بازدارنده بروز اختلافات و تفاوتهای متفاوت، در پوسته آزادی ذکر و نظریه و آزادی تشکّل و سازماندهی میشود،و بهاین سان اذن ظهور و آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد صورتگیری جامعه مدنی را تحت عنوان ارگانهای گروهی واسط در بین اشخاص جامعه و قشرها اجتماعی و فی مابین دولت نمیدهد.
بارزترین مثال این سیرتکامل نظامهای توتالیتر در کشورهای کمونیستی صورت گرفت و از به وجود وارد شدن جامعه مدنی در آنان خودداری به شغل آمد. اینگونه نظامهای سلطه جویانه با ساختار طبیعی اجتماعی و اقتصادی در جامعه سازگار نیستند، و نمیتوانند استوار باشند و تداوم حیات آنان متکی به ایفا تحمیل و سرکوب و خشونت ساختاری مسجد النبی کوهسنگی مشهد و غیر ساختاری میباشد، و سرنوشت نیز با تسلیم در مقابل حقیقیّتهای ساختاری جامعه فرو میپاشند، چنان که شاهد آن بودیم.
در مقابل نظامهای توتالیتر، نظامهای سیاسی کثرت گرا وضعیت مساعدی برای صورتگیری جامعه مدنی مهیا مینمایند. دراین نوع نظامهای سیاسی، حقیقی وواقعیّت عدم وضوح نظام اجتماعی ـ اقتصادی و وجود تعداد متنوّع اقشار و گروههای اجتماعی و سیاسی آیتم تایید قرار گرفته و به مکان سرکوب تفاوت خواستها و نیازها و دیدگاهها، این تفاوتها به قانونیّت شناخته میشوند و اذن اظهار وجود این تشکّلها و سازماندهی آنها برای شرکت کردن و فعّالیّت در تصمیم گیریهای سیاسی و صنفی در چار چوب ضابطه به آنها داده میخواهد شد. رقابتهای سازمان یافته و قانونمند سیاسی ـ اقتصادی و اجتماعی آشکار رقابتهای پنهانی و غیر رسمی و غیر شفّاف را میگیرد، و تنوّع ساختاری و قشربندی در تنوّع دیدگاهها و خواستها بروز عینی مییابد. اما این رقابتهای آزاد و در سایه ضابطه در راستای سازندگی و شکوفایی مرزوبوم اجرا میگیرد، که ممکن میباشد در شکل غیر قانونی و پنهانی بودن، جهت تخریبی آن بیشتر لباس فعالیت بپوشد، و پیکر جامعه در شرایط مریض سیرتکامل جنبش نماید؛ چنان که در جامعه ها غیر آزاد مشاهده میگردد.
لایههای سه گانه جامعه مدنی
از تعریفی که از جامعه مدنی ارائه شد، میاقتدار ساختار جامعه مدنی را به سیرتکامل تحت وصف نمود: جامعه مدنی از سه لایه زیرین و وسط و بالا تشکیل میشود. لایه زیرین را جمع مردمی با خواستها و نیازهای فراوان و متفاوت تشکیل میدهد. لایه وسط نهاد های تشکیل یافته از گروههای مردمی میباشد، که منظورهای عموم را به طور رسمی به لایه بالا که دولت میباشد، منعکس میسازند. و لایه بالا، که می بایست این خواستها را در سایه ضابطه خرقه شغل بپوشاند.
هریک از این سه لایه، حالت و وظایفی داراهستند که در شکل آماده بودن حالت و جاری ساختن وظایف، جامعه را میاقتدار با تیتر «مدنی» تعریف کرد، و در موقعیت نامساعد بودن وضعیت و کوتاهی در اجرا وظایف، اینگونه جامعهای فاقد وصف «مدنیّت» مناسب میباشد .
موقعیت و وظایف هر سه لایه، از شاخصه هایی که برای جامعه مدنی یادآور میشویم، مشخّص میشود، و اجمالاً به تفصیل ذیل میباشد:
جامعه مدنی بایستی به طور کاملً قانونمند باشد و مرز تصرفات و حدود فعّالیتهای شخصی و اجتماعی به سیرتکامل پرنور مشخّص گردیده باشد، هر شخص یا این که هر دسته فقط در محدوده ضابطه تکان نماید و همگی تک تک ملّت از حقّ آزادی و منفعتمندی در کلیه موضوعهای فرهنگی و اقتصادی و سیاسی در سایه ضابطه، بهره مند باشند.
لایه اواسط، نهادهای فرهنگی یا این که اقتصادی یا این که سیاسی، صورت یافته از تیمهای مردمی میباشند، که بر مبنای اساسنامه خویش، در جهت تأمین مصالح اعضای خویش تصمیم میگیرند، در عین حالا از افراط و تفریط اعضای خویش دوری مینمایند، بازدارنده انحصار توان در مشت یک قشر یا این که تیم خاص گردیده، از خودمحوریها و خودکامگیها نیز خودداری مینمایند. وظایف اساسی این لایه وسط، رساندن خواستهای مشروع اعضای خویش به لایه بالا، و وادار نمودن لایه بالا به جاری ساختن آن میباشد، که همگی این اعطا کرد و ستدها در سایه ضابطه جاری ساختن میگیرد. اضافه بر آن، رقابتهای سلامت و قانونمند را در جامعه، جایگزین رفتارهای ناسالم صنفی و گروهی میکنند.
این وظیفه خطیر، موقعی بدرستی اعمال میپذیرد که لایه اواسط، اقتدار و مشروعیّت خویش را از نیروی مردمی و ضابطه حصول کرده باشد، تا بتواند مخلصانه خواستهای عموم را به دولت برساند و به آنها خرقه کار بپوشاند، اما در شرایطی که لایه اواسط، توان و مشروعیّت خویش را از بالا به دست آورده باشد، دست نشاندهای بیش نخواهد بود و فقط شکل جامعه مدنی را به خویش داده، از حقیقی و واقعیّت دور میباشد.
لایه بالا (دولت) که قشری از مردمند و مسؤولیّت اجرایی در تأمین مصالح امّت و ضمانت اجرای عدل و داد را برعهده گرفتهاند، بایستی در تعهّد خویش با مسئولیت باشند، و جز به منافع مردمی و رضایت الهی، در سطح کلان و فراشمولی، به چیز دیگر نیندیشند. مهم ترین شرط صحت و اخلاص مسؤولین یادشده، آن میباشد که در به شغل بردن توان در ایفا مسؤولیّت، اقتدار خویش را فقط از ضابطه اخذ داراهستند و از هرگونه اِعمال توان خارج از محدوده ضابطه خودداری کنند. اساساً در جامعه مدنی اقتدارِ فرا رسمی، برای هیچ منزلت مسؤولی نیست. لذا منزلت بالاتر از ضابطه در جامعه مدنی که از مقام حکومت عدل اسلامی برخاسته باشد، قابل تصّور وجود ندارد .
شاخصههای جامعه مدنی
طبق آنچه سپری شد، جامعه مدنی ـ به معنا مدرن خویش ـ دارنده شاخصههای پایین میباشد:
1ـ تکثّرگرایی بنیادی.13 در جامعه مدنی نهادها طبیعتا و خویش جوش، و با اعتنا به نیازهای ساختاری در بستر تحوّلات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ظهور پیدا مینمایند. بدین ترتیب، نهادهایی زیرا احزاب سیاسی، اتحّادیهها و انجمنهای صنفی و شوراهای محلّی، برای تبیین خواستها و تقاضای مختلف به وجود میآیند، تا در مراحل تبدیل این خواستها به سیاست حکم کننده، مؤثر باشند. لذا برای تحقّق یک جامعه مدنی اصیل، سازمان های خاطر گردیده از زیر، پا به عرصه وجود میگذارند و تنوّع آن ها نمودی از نیازهای حقیقی مجموعه بندیهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی میباشد. این سیرتکامل نهادها از یک سو به عموم و از سوی دیگر به سیاست همگانی لینک و پیوند دارا هستند، و کانالهای رابط را تشکیل میدهند. آنان در عین حالا که محدودیتهای تکان اعضای خویش را معین میسازند، از طرف دیگر توان سیاست قاضی را مهار مینمایند و با این طریق کار دو جانبه، یک نوع موازنه منطقی در سیاست و توزیع توان ساختوساز میکنند.
به اینترتیب هر نوع کوششی برای از دربین برن کانالهای یادشده، بازدارنده از شکل گیری جامعه مدنی گردیده، به گذر زمان به توان بخشیدن بیشتر به توان حکم کننده خواهد انجامید.
ولی تنوّع ساختاری برای تحقق جامعه مدنی شرط موردنیاز میباشد خیر کافی، چون قابلیت و امکان دارااست نظامی به ظواهر از تنوّع ساختاری بهره مند باشد؛ یعنی دارنده نهادهایی زیرا حزب، اتحادیه، سندیکا و شورای محلّی باشد، اما آنها در شغل استقلال نداشته باشند. در اینگونه وضعیّتی سازمان های سابق الذکر که به طور ساختگی و از بالا به وجود آمدهاند، در فعالیت زایدهها و شاخههایی از دستگاههای توان قاضی به شمار رفته، اجراکننده تصمیمات و بازوی این قوّه میباشند. در اینگونه قوانینی، اثراتی از کانالهای رابط مشاهده نمیخواهد شد و در واقع این توان حکم دهنده میباشد که تقاضاهایی را مطرح و پاسخهایی را نیز برای آن پیدا مینماید، سوای آن که عموم در مراحل اتخاذ تصمیمات و سیاستگذاری، شرکت کردن داشته باشند. تنوّع ساختاری، نیازمند برخورداری ـ زیرسیستمها ـ از استقلال نسبی میباشد. فقط ذیل این موقعیت میباشد که عموم و گروههای گوناگون فرهنگی، سیاسی و اقتصادی میتوانند شرکت کردن داشته و سهمی از اقتدار را در مشت گیرند، چون تکثّر گرایی ـ که با خویش تنوّع ساختاری را به همپا دارااست ـ نیازمند تقسیم توان در بین دولت و سازمان های جامعه مدنی، و بازدارنده از تمرکز اقتدار در بنیان حکم دهنده میباشد.
پوشیده نماند کهاین تکثرگرایی صرفا در ارتباط با نقش داشتن در توان سیاسی میباشد، که قشرها گوناگون عموم هریک و هر تیم به سهم خویش در سیاست قاضی شرکت کردن داراهستند، و با مسأله تکثّرگرایی فقاهتی که به تازگی مطرح گردیدهاست، ارتباطای ندارد، چون مسأله اخیر درباره حقّ و فسخ بودن باورهای شرعی و عقیدتی، و ناظر به درستی و سقم روشها و نحوههای اتخاذ گردیده در منش وصال به بهروزی حیات جاودانی میباشد، که نظریّه تکثّر گرایی، کلیه مسلکها را صراطهای بی واسطه و راههای وصول به حق و ضمانت کننده به روزی در جهان و آخرت میداند.
اساساً پذیرفتن تنوّع در جامعه مدنی، نیازمند پذیرفتن تکثر گرایی فقهی وجود ندارد. ولی اقلیتهای مذهبی بلکه گروههای مذهبی، بنیادهایی میباشند که جزئی از جامعه مدنی را تشکیل میدهند، و با تیتر شهروندان به قانونیّت شناخته گردیده، حقّ تسهیم و شرکت کردن در سیاست حکم کننده را داراهستند و تاهنگامیکه تهدیدی برای نظام به وجود نیاورند، در باورهای اعتقادی خود آزاد میباشند.
رسول اسلام سازه بر قولی که به نمایندگان دو قوم و قبیله «اوس» و «خزرج» در عقبه مکّه داده بود برای اصلاح ذات الجمع قبایل متخاصم مدینه و فضا آن، و نیز قبائل یهود بومی در حوالی شهر، طیّ پیمانی، که در واقع اساسنامه حکومت فرستاده اسلام را تشکیل میبخشید، همگان را موظف به رعایت آن نمود. حضرت درین عهدوپیمان طومار حقوق و دستمزد یهودیان را خواسته داشت و مذهب و نظریه آنها را ـ مادام که ملتزم به عهد و پیمان باشند ـ به قانونیّت آشنایی ؛ گزیده عهد و پیمان اینگونه میباشد:
«بسماللّه الرحمن الرّحیم. این عهدنامهای میباشد از محمد نبی معبود صلیاللهعلیهوآله دربین مؤمنان و مسلمانها از قریش و یثرب و تمامی وابستگان آنها و افرادی که به آنها پیوستهاند، و جهاد کردهاند. بدرستی که کلیه مسلمانها امّتی یگانهاند...»
بعد از آن نبی اسم نُه خاندان اساسی مهاجر و انصار را بر میشمرد، و همگی را با به عبارتی وضع و اوضاع منافع و حقوق و دستمزد گذشته متشخص و دارای اعتبار میداند. بعد از آن طیّ دستوری مسلمانها را مکلف به احترام و رعایت حقوق و دستمزد خویش و دیگر اجزای جامعه اسلامی میکند:
«مؤمنان نباید هیچ مستلزم عیالمند یا این که هیچ درماندهای از بین خویش را فرو گذارند، بلکه میمی بایست به هر نحوه، در حالا انفاق یا این که ادای قرض، اورا کمک رسانند. و هیچ مؤمنی علیه مؤمن دیگر با دشمنش همقول نشود.
کلیه مؤمنان در شکل وقوع هر ظلم، تعدّی و تجاوزی از سوی کسی که و ترویج خرابی و تباهی بین مؤمنان از هر نوع میبایستی باهم علیه آن خرابی یا این که تجاوز برپاخیزند و بر همگان میباشد که رفع ظلم و خرابی کنند.
هیچمؤمنی به همداستانی کافری علیه مؤمن دیگر به نبرد نخواهد پرداخت. عهدوپیمان آفریدگار بر همگان یکسان میباشد که بدین وسیله دورترین مؤمنان با نزدیکترینشان اخوی و برابرند.
یهودیانی که ذیل پوشش این عهدنامه قرار داراهستند، با مؤمنان همدوش یکدیگر هزینههای ما یحتاج را میپردازند و از حقوق و دستمزد هم اندازه با مؤمنان برخوردارند. مؤمنان بر آئین خویش و یهودیان بر آیین خویش، و همچون دیگر شهروندان، در کنار یکدیگر قرار داراهستند. به عبارتی احکام بر آن ها روان میباشد که بر دیگر افراد روان میباشد. از امداد و نصرت مسلمانها برخوردارند، مانند دیگر مسلمانها می بایست با آنها با نیکویی خوی گردد، مگر آن که تجاوز یا این که گناهی مرتکب شوند که بعد خویش را به نابودی انداختهاند.
همگی متعهدان این قسم در قبال هجوم بیگانه مکلف به امان از یکدیگرند...».14
درین عهدوپیمان، یا این که به عبارت دیگر اولین اساسنامه، که مثالای از بینش شریعت اسلام به جامعه فقاهتی یا این که مدینه فاضله میباشد، سه نکته حائض اهمیت میباشد:
در آغاز: بنیاد تقویت وحدت، یکپارچگی، برادری و همزیستی برادرانه همگی مسلمان ها از کلیه قشرها با یکدیگر، و احترام متقابل و برابری رسمی با رهروان دیگر ادیان الهی که در سایه حکومت اسلامی معاش مینمایند و از پشتیبانی عدل اجتماعی برخوردارند.
دوم: تحکیم احساسّ احترام به ضابطه، حقوق و دستمزد و فردیّت اجتماعی تمامی اتباع جامعه به طور معادل و موازی در جامعه.
سوم: ساخت شمّ مسؤولیّت متقابل اشخاص جامعه نسبت به آخر و عاقبت جمعی و حتی شخصی اعضای جامعه اسلامی که بارزترین تاکید بر اصل «دستور به پر اسم و رسم و نهی از منکر» در اجتماع میباشد.
در آن فرصت، این قول وحدت، احترام متقابل، آزادی و برابری تا حدّ برادری، اولیه مثال از نوع خویش بود که بر محافظت دستمزد انسانی تأکید مینمود و به همین ادله نیز محورگذار جامعه بیمانند و برای مدام دنیا شمول و ابدی بهشمار میرود.
حتیدر دو ماجرا درست آمده میباشد که نبی گرامی صلیاللهعلیهوآله دیه اقلیتهای مذهبی (یهود، نصاری و مجوس) را که در ذمّه (تعهّد) اسلام درآمده باشند، موازی دیه مسلمان دانستهاند:
صدوق و روحانی ـ علیهما الرحمة ـ به مدرک درست از ابانبن تغلب از امام راستگو علیهالسلام قصه مینمایند که فرمود:
«دیة الیهودی والنصرانی دیة المسلم.»
همینطور از زراره قصه کردهاند که حضرت درست گو علیهالسلام فرمود:
«اینجانب اعطاه فرستادهاللّه صلیاللهعلیهوآله ذمّة فدیته کاملة.
قال زرارة: فهؤلاء ما؟
قال ابوعبداللّه علیهالسلام : وهم اینجانب اعطاهم ذمّة.»15
ولی روایاتی در قضیه 800 درهم بودن دیه اهل کتاب نیز آمده میباشد، اما مرحوم صدوق دراینباره میفرماید: اختلاف احادیث ناظر به اختلاف حالات میباشد، و آیتم این احادیث (هم اندازه بودن دیه) چنانچه میباشد که اقلیّتهای مذهبی حافظه گردیده، ذیل پوشش دفاع اسلام درآمده باشند، و امام وقت (دولت اسلامی حکم کننده) با آنها عهد و پیمان بسته، آنها همچنان بر حالت قسم پایدار بوده باشند.16
این شرح را در کتابهای فقاهتی متداول نیافتم.
نظام سیاسی توتالیتر، نظامی میباشد که مهم ترین خصوصیت آن شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد فرمانبرداری بدون نقص اشخاص جامعه از یک حزب و یک رهبر میباشد که از اعضای خویش و اشخاص جامعه وفاداری بدون نقص، نامحدود، فارغ از قید و شرط، و غیرقابل تغییر تحول میطلبد، و بر آن پایه جامعه طوری سازماندهی میگردد که کل بعدها فعّالیّتهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی اشخاص جامعه، ذیل در اختیار گرفتن بدون نقص حزب واحد و نظام سیاسی قرار میگیرد.12
به عبارت دیگر، میل نظام توتالیتر این میباشد که دولت حوزه فعالیت خویش را به کلیه رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد بعدها معاش انسانی توسعه دهد، و همگی آن ها را ذیل یک حزب و یک رهبری یا این که یک ایدئولوژی تحت سلطه خویش درآورد. با این عکس العمل، ضرورتاً نظام توتالیتر خواستها و دیدگاهها و نیازها و منافع گروههای گوناگون اجتماعی را که از تفکیک ساختاری و تقسیم فعالیت اجتماعی و تخصّصی شدن کارها سرچشمه میگیرد، نفی مینماید، و خواستار یکسانسازی غیرواقعی خواستهای قشرها و طبقات و گروههای متفاوت اجتماعی میگردد، و بازدارنده بروز اختلافات و تفاوتهای متفاوت، در پوسته آزادی ذکر و نظریه و آزادی تشکّل و سازماندهی میشود،و بهاین سان اذن ظهور و آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد صورتگیری جامعه مدنی را تحت عنوان ارگانهای گروهی واسط در بین اشخاص جامعه و قشرها اجتماعی و فی مابین دولت نمیدهد.
بارزترین مثال این سیرتکامل نظامهای توتالیتر در کشورهای کمونیستی صورت گرفت و از به وجود وارد شدن جامعه مدنی در آنان خودداری به شغل آمد. اینگونه نظامهای سلطه جویانه با ساختار طبیعی اجتماعی و اقتصادی در جامعه سازگار نیستند، و نمیتوانند استوار باشند و تداوم حیات آنان متکی به ایفا تحمیل و سرکوب و خشونت ساختاری مسجد النبی کوهسنگی مشهد و غیر ساختاری میباشد، و سرنوشت نیز با تسلیم در مقابل حقیقیّتهای ساختاری جامعه فرو میپاشند، چنان که شاهد آن بودیم.
در مقابل نظامهای توتالیتر، نظامهای سیاسی کثرت گرا وضعیت مساعدی برای صورتگیری جامعه مدنی مهیا مینمایند. دراین نوع نظامهای سیاسی، حقیقی وواقعیّت عدم وضوح نظام اجتماعی ـ اقتصادی و وجود تعداد متنوّع اقشار و گروههای اجتماعی و سیاسی آیتم تایید قرار گرفته و به مکان سرکوب تفاوت خواستها و نیازها و دیدگاهها، این تفاوتها به قانونیّت شناخته میشوند و اذن اظهار وجود این تشکّلها و سازماندهی آنها برای شرکت کردن و فعّالیّت در تصمیم گیریهای سیاسی و صنفی در چار چوب ضابطه به آنها داده میخواهد شد. رقابتهای سازمان یافته و قانونمند سیاسی ـ اقتصادی و اجتماعی آشکار رقابتهای پنهانی و غیر رسمی و غیر شفّاف را میگیرد، و تنوّع ساختاری و قشربندی در تنوّع دیدگاهها و خواستها بروز عینی مییابد. اما این رقابتهای آزاد و در سایه ضابطه در راستای سازندگی و شکوفایی مرزوبوم اجرا میگیرد، که ممکن میباشد در شکل غیر قانونی و پنهانی بودن، جهت تخریبی آن بیشتر لباس فعالیت بپوشد، و پیکر جامعه در شرایط مریض سیرتکامل جنبش نماید؛ چنان که در جامعه ها غیر آزاد مشاهده میگردد.
لایههای سه گانه جامعه مدنی
از تعریفی که از جامعه مدنی ارائه شد، میاقتدار ساختار جامعه مدنی را به سیرتکامل تحت وصف نمود: جامعه مدنی از سه لایه زیرین و وسط و بالا تشکیل میشود. لایه زیرین را جمع مردمی با خواستها و نیازهای فراوان و متفاوت تشکیل میدهد. لایه وسط نهاد های تشکیل یافته از گروههای مردمی میباشد، که منظورهای عموم را به طور رسمی به لایه بالا که دولت میباشد، منعکس میسازند. و لایه بالا، که می بایست این خواستها را در سایه ضابطه خرقه شغل بپوشاند.
هریک از این سه لایه، حالت و وظایفی داراهستند که در شکل آماده بودن حالت و جاری ساختن وظایف، جامعه را میاقتدار با تیتر «مدنی» تعریف کرد، و در موقعیت نامساعد بودن وضعیت و کوتاهی در اجرا وظایف، اینگونه جامعهای فاقد وصف «مدنیّت» مناسب میباشد .
موقعیت و وظایف هر سه لایه، از شاخصه هایی که برای جامعه مدنی یادآور میشویم، مشخّص میشود، و اجمالاً به تفصیل ذیل میباشد:
جامعه مدنی بایستی به طور کاملً قانونمند باشد و مرز تصرفات و حدود فعّالیتهای شخصی و اجتماعی به سیرتکامل پرنور مشخّص گردیده باشد، هر شخص یا این که هر دسته فقط در محدوده ضابطه تکان نماید و همگی تک تک ملّت از حقّ آزادی و منفعتمندی در کلیه موضوعهای فرهنگی و اقتصادی و سیاسی در سایه ضابطه، بهره مند باشند.
لایه اواسط، نهادهای فرهنگی یا این که اقتصادی یا این که سیاسی، صورت یافته از تیمهای مردمی میباشند، که بر مبنای اساسنامه خویش، در جهت تأمین مصالح اعضای خویش تصمیم میگیرند، در عین حالا از افراط و تفریط اعضای خویش دوری مینمایند، بازدارنده انحصار توان در مشت یک قشر یا این که تیم خاص گردیده، از خودمحوریها و خودکامگیها نیز خودداری مینمایند. وظایف اساسی این لایه وسط، رساندن خواستهای مشروع اعضای خویش به لایه بالا، و وادار نمودن لایه بالا به جاری ساختن آن میباشد، که همگی این اعطا کرد و ستدها در سایه ضابطه جاری ساختن میگیرد. اضافه بر آن، رقابتهای سلامت و قانونمند را در جامعه، جایگزین رفتارهای ناسالم صنفی و گروهی میکنند.
این وظیفه خطیر، موقعی بدرستی اعمال میپذیرد که لایه اواسط، اقتدار و مشروعیّت خویش را از نیروی مردمی و ضابطه حصول کرده باشد، تا بتواند مخلصانه خواستهای عموم را به دولت برساند و به آنها خرقه کار بپوشاند، اما در شرایطی که لایه اواسط، توان و مشروعیّت خویش را از بالا به دست آورده باشد، دست نشاندهای بیش نخواهد بود و فقط شکل جامعه مدنی را به خویش داده، از حقیقی و واقعیّت دور میباشد.
لایه بالا (دولت) که قشری از مردمند و مسؤولیّت اجرایی در تأمین مصالح امّت و ضمانت اجرای عدل و داد را برعهده گرفتهاند، بایستی در تعهّد خویش با مسئولیت باشند، و جز به منافع مردمی و رضایت الهی، در سطح کلان و فراشمولی، به چیز دیگر نیندیشند. مهم ترین شرط صحت و اخلاص مسؤولین یادشده، آن میباشد که در به شغل بردن توان در ایفا مسؤولیّت، اقتدار خویش را فقط از ضابطه اخذ داراهستند و از هرگونه اِعمال توان خارج از محدوده ضابطه خودداری کنند. اساساً در جامعه مدنی اقتدارِ فرا رسمی، برای هیچ منزلت مسؤولی نیست. لذا منزلت بالاتر از ضابطه در جامعه مدنی که از مقام حکومت عدل اسلامی برخاسته باشد، قابل تصّور وجود ندارد .
شاخصههای جامعه مدنی
طبق آنچه سپری شد، جامعه مدنی ـ به معنا مدرن خویش ـ دارنده شاخصههای پایین میباشد:
1ـ تکثّرگرایی بنیادی.13 در جامعه مدنی نهادها طبیعتا و خویش جوش، و با اعتنا به نیازهای ساختاری در بستر تحوّلات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ظهور پیدا مینمایند. بدین ترتیب، نهادهایی زیرا احزاب سیاسی، اتحّادیهها و انجمنهای صنفی و شوراهای محلّی، برای تبیین خواستها و تقاضای مختلف به وجود میآیند، تا در مراحل تبدیل این خواستها به سیاست حکم کننده، مؤثر باشند. لذا برای تحقّق یک جامعه مدنی اصیل، سازمان های خاطر گردیده از زیر، پا به عرصه وجود میگذارند و تنوّع آن ها نمودی از نیازهای حقیقی مجموعه بندیهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی میباشد. این سیرتکامل نهادها از یک سو به عموم و از سوی دیگر به سیاست همگانی لینک و پیوند دارا هستند، و کانالهای رابط را تشکیل میدهند. آنان در عین حالا که محدودیتهای تکان اعضای خویش را معین میسازند، از طرف دیگر توان سیاست قاضی را مهار مینمایند و با این طریق کار دو جانبه، یک نوع موازنه منطقی در سیاست و توزیع توان ساختوساز میکنند.
به اینترتیب هر نوع کوششی برای از دربین برن کانالهای یادشده، بازدارنده از شکل گیری جامعه مدنی گردیده، به گذر زمان به توان بخشیدن بیشتر به توان حکم کننده خواهد انجامید.
ولی تنوّع ساختاری برای تحقق جامعه مدنی شرط موردنیاز میباشد خیر کافی، چون قابلیت و امکان دارااست نظامی به ظواهر از تنوّع ساختاری بهره مند باشد؛ یعنی دارنده نهادهایی زیرا حزب، اتحادیه، سندیکا و شورای محلّی باشد، اما آنها در شغل استقلال نداشته باشند. در اینگونه وضعیّتی سازمان های سابق الذکر که به طور ساختگی و از بالا به وجود آمدهاند، در فعالیت زایدهها و شاخههایی از دستگاههای توان قاضی به شمار رفته، اجراکننده تصمیمات و بازوی این قوّه میباشند. در اینگونه قوانینی، اثراتی از کانالهای رابط مشاهده نمیخواهد شد و در واقع این توان حکم دهنده میباشد که تقاضاهایی را مطرح و پاسخهایی را نیز برای آن پیدا مینماید، سوای آن که عموم در مراحل اتخاذ تصمیمات و سیاستگذاری، شرکت کردن داشته باشند. تنوّع ساختاری، نیازمند برخورداری ـ زیرسیستمها ـ از استقلال نسبی میباشد. فقط ذیل این موقعیت میباشد که عموم و گروههای گوناگون فرهنگی، سیاسی و اقتصادی میتوانند شرکت کردن داشته و سهمی از اقتدار را در مشت گیرند، چون تکثّر گرایی ـ که با خویش تنوّع ساختاری را به همپا دارااست ـ نیازمند تقسیم توان در بین دولت و سازمان های جامعه مدنی، و بازدارنده از تمرکز اقتدار در بنیان حکم دهنده میباشد.
پوشیده نماند کهاین تکثرگرایی صرفا در ارتباط با نقش داشتن در توان سیاسی میباشد، که قشرها گوناگون عموم هریک و هر تیم به سهم خویش در سیاست قاضی شرکت کردن داراهستند، و با مسأله تکثّرگرایی فقاهتی که به تازگی مطرح گردیدهاست، ارتباطای ندارد، چون مسأله اخیر درباره حقّ و فسخ بودن باورهای شرعی و عقیدتی، و ناظر به درستی و سقم روشها و نحوههای اتخاذ گردیده در منش وصال به بهروزی حیات جاودانی میباشد، که نظریّه تکثّر گرایی، کلیه مسلکها را صراطهای بی واسطه و راههای وصول به حق و ضمانت کننده به روزی در جهان و آخرت میداند.
اساساً پذیرفتن تنوّع در جامعه مدنی، نیازمند پذیرفتن تکثر گرایی فقهی وجود ندارد. ولی اقلیتهای مذهبی بلکه گروههای مذهبی، بنیادهایی میباشند که جزئی از جامعه مدنی را تشکیل میدهند، و با تیتر شهروندان به قانونیّت شناخته گردیده، حقّ تسهیم و شرکت کردن در سیاست حکم کننده را داراهستند و تاهنگامیکه تهدیدی برای نظام به وجود نیاورند، در باورهای اعتقادی خود آزاد میباشند.
رسول اسلام سازه بر قولی که به نمایندگان دو قوم و قبیله «اوس» و «خزرج» در عقبه مکّه داده بود برای اصلاح ذات الجمع قبایل متخاصم مدینه و فضا آن، و نیز قبائل یهود بومی در حوالی شهر، طیّ پیمانی، که در واقع اساسنامه حکومت فرستاده اسلام را تشکیل میبخشید، همگان را موظف به رعایت آن نمود. حضرت درین عهدوپیمان طومار حقوق و دستمزد یهودیان را خواسته داشت و مذهب و نظریه آنها را ـ مادام که ملتزم به عهد و پیمان باشند ـ به قانونیّت آشنایی ؛ گزیده عهد و پیمان اینگونه میباشد:
«بسماللّه الرحمن الرّحیم. این عهدنامهای میباشد از محمد نبی معبود صلیاللهعلیهوآله دربین مؤمنان و مسلمانها از قریش و یثرب و تمامی وابستگان آنها و افرادی که به آنها پیوستهاند، و جهاد کردهاند. بدرستی که کلیه مسلمانها امّتی یگانهاند...»
بعد از آن نبی اسم نُه خاندان اساسی مهاجر و انصار را بر میشمرد، و همگی را با به عبارتی وضع و اوضاع منافع و حقوق و دستمزد گذشته متشخص و دارای اعتبار میداند. بعد از آن طیّ دستوری مسلمانها را مکلف به احترام و رعایت حقوق و دستمزد خویش و دیگر اجزای جامعه اسلامی میکند:
«مؤمنان نباید هیچ مستلزم عیالمند یا این که هیچ درماندهای از بین خویش را فرو گذارند، بلکه میمی بایست به هر نحوه، در حالا انفاق یا این که ادای قرض، اورا کمک رسانند. و هیچ مؤمنی علیه مؤمن دیگر با دشمنش همقول نشود.
کلیه مؤمنان در شکل وقوع هر ظلم، تعدّی و تجاوزی از سوی کسی که و ترویج خرابی و تباهی بین مؤمنان از هر نوع میبایستی باهم علیه آن خرابی یا این که تجاوز برپاخیزند و بر همگان میباشد که رفع ظلم و خرابی کنند.
هیچمؤمنی به همداستانی کافری علیه مؤمن دیگر به نبرد نخواهد پرداخت. عهدوپیمان آفریدگار بر همگان یکسان میباشد که بدین وسیله دورترین مؤمنان با نزدیکترینشان اخوی و برابرند.
یهودیانی که ذیل پوشش این عهدنامه قرار داراهستند، با مؤمنان همدوش یکدیگر هزینههای ما یحتاج را میپردازند و از حقوق و دستمزد هم اندازه با مؤمنان برخوردارند. مؤمنان بر آئین خویش و یهودیان بر آیین خویش، و همچون دیگر شهروندان، در کنار یکدیگر قرار داراهستند. به عبارتی احکام بر آن ها روان میباشد که بر دیگر افراد روان میباشد. از امداد و نصرت مسلمانها برخوردارند، مانند دیگر مسلمانها می بایست با آنها با نیکویی خوی گردد، مگر آن که تجاوز یا این که گناهی مرتکب شوند که بعد خویش را به نابودی انداختهاند.
همگی متعهدان این قسم در قبال هجوم بیگانه مکلف به امان از یکدیگرند...».14
درین عهدوپیمان، یا این که به عبارت دیگر اولین اساسنامه، که مثالای از بینش شریعت اسلام به جامعه فقاهتی یا این که مدینه فاضله میباشد، سه نکته حائض اهمیت میباشد:
در آغاز: بنیاد تقویت وحدت، یکپارچگی، برادری و همزیستی برادرانه همگی مسلمان ها از کلیه قشرها با یکدیگر، و احترام متقابل و برابری رسمی با رهروان دیگر ادیان الهی که در سایه حکومت اسلامی معاش مینمایند و از پشتیبانی عدل اجتماعی برخوردارند.
دوم: تحکیم احساسّ احترام به ضابطه، حقوق و دستمزد و فردیّت اجتماعی تمامی اتباع جامعه به طور معادل و موازی در جامعه.
سوم: ساخت شمّ مسؤولیّت متقابل اشخاص جامعه نسبت به آخر و عاقبت جمعی و حتی شخصی اعضای جامعه اسلامی که بارزترین تاکید بر اصل «دستور به پر اسم و رسم و نهی از منکر» در اجتماع میباشد.
در آن فرصت، این قول وحدت، احترام متقابل، آزادی و برابری تا حدّ برادری، اولیه مثال از نوع خویش بود که بر محافظت دستمزد انسانی تأکید مینمود و به همین ادله نیز محورگذار جامعه بیمانند و برای مدام دنیا شمول و ابدی بهشمار میرود.
حتیدر دو ماجرا درست آمده میباشد که نبی گرامی صلیاللهعلیهوآله دیه اقلیتهای مذهبی (یهود، نصاری و مجوس) را که در ذمّه (تعهّد) اسلام درآمده باشند، موازی دیه مسلمان دانستهاند:
صدوق و روحانی ـ علیهما الرحمة ـ به مدرک درست از ابانبن تغلب از امام راستگو علیهالسلام قصه مینمایند که فرمود:
«دیة الیهودی والنصرانی دیة المسلم.»
همینطور از زراره قصه کردهاند که حضرت درست گو علیهالسلام فرمود:
«اینجانب اعطاه فرستادهاللّه صلیاللهعلیهوآله ذمّة فدیته کاملة.
قال زرارة: فهؤلاء ما؟
قال ابوعبداللّه علیهالسلام : وهم اینجانب اعطاهم ذمّة.»15
ولی روایاتی در قضیه 800 درهم بودن دیه اهل کتاب نیز آمده میباشد، اما مرحوم صدوق دراینباره میفرماید: اختلاف احادیث ناظر به اختلاف حالات میباشد، و آیتم این احادیث (هم اندازه بودن دیه) چنانچه میباشد که اقلیّتهای مذهبی حافظه گردیده، ذیل پوشش دفاع اسلام درآمده باشند، و امام وقت (دولت اسلامی حکم کننده) با آنها عهد و پیمان بسته، آنها همچنان بر حالت قسم پایدار بوده باشند.16
این شرح را در کتابهای فقاهتی متداول نیافتم.

مسجد النبی کوهسنگی مشهد: مرکز فرهنگی و اجتماعی محله