loading...

مرجع مسجد النبی کوهسنگی مشهد

بازدید : 69
پنجشنبه 23 اسفند 1403 زمان : 12:11


فتنه جمل
نوشتار اساسی: نزاع جمل بعد از قتل عثمان، جمعیت متعددی که طلحه و زبیر نیز در بین آن‌ها بودند، به منزل حضرت علی(ع) هجوم برده و گفتند ما آمده‌ایم تا با شما به خلافت بیعت کنیم. بعد از سماجت زیاد، حضرت علی(ع) به عهده گرفت.[۴۵] زبیر درین رخداد به ملازمت طلحه، بیعت مهاجران را ضمانت کرد[۴۶] ولی دیری نپایید که از حیث خویش رجوع و برگشت و به مخالفت با خلافت حضرت علی برخاست.[۴۷]به این دلیل که وی و طلحه انتظار داشتند که علی فرمانداری کوفه و بصره را به آنان بسپارد٬ البته اینگونه نشد[۴۸] پس به عذر و بهانه عمره از مدینه خارج آمدند. هنگامی قصد مهاجرت خویش را به علی گفتند، امام به آنها فرمود: وی برای زیارت منزل آفریدگار نمی‌پروسه، بلکه به قصد توطئه و دسیسه و مکر سفر مسجد النبی کوهسنگی مشهد می‌نمایند.[۴۹]

آن دو، در مکه عایشه را که از خلافت علی خشمگین بود و از مظلومیت عثمان کلام می اظهار کرد[۵۰] با خویش همپا کرده به قصد خروج علیه حضرت علی(ع) با تشکیل سپاهی عظیمی عازم بصره شدند. آن ها بعداز مصادره اموال یمنیان که بوسیله یعلی بن منبه برای حضرت علی(ع) رسول می شد، رسما و علنی مخالفت خویش را اظهار آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد نمودند.[۵۱]

آن‌ها وارد بصره گردیده و عثمان بن حنیف استاندار حضرت علی(ع) را گزینه ضرب و شتم قرار دادند.[۵۲] حضرت علی(ع) با سپاه، خویش را به حوالی بصره رساند و بعداز کوشش برای ختم غائله با آنها سرگرم شد. اکثری به قتل رسیدند و بعضی گریختند.[۵۳] زبیر را، به‌عامل بیعت‌شکنی و رویا رویی با امام علی(ع)، از سران عثمانیه قلمداد رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرده‌اند.[۵۴]

طومار امام علی(ع) به طلحه و زبیر
سید رضی طومار‌ای را خطاب طلحه و زبیر نقل نموده است که امروزه با طومار ۵۴ نهج البلاغه شناخته می شود.[۵۵]‌ حضرت درین طومار ذکر می‌نماید که وی برای حکومت اصراری نداشته میباشد و عموم بر این مورد سماجت داشته‌اند. بعد طلحه و زبیر را کاربر ساخته می‌نویسد که شما یا این که در آن روز با اعتقاد و باور قلبی با اینجانب بیعت کردید که الان بایستی پایبند به بیعت خویش باشید، یا این که ریا و دورویی و تدلیس کردید. امام علی(ع) با نفی اتهام شرکت کردن در قتل عثمان که طلحه و زبیر عذروبهانه نقض بیعت کرده‌ بودند، آنها‌را به عذاب الهی هشدار شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد میدهد.[۵۶]

طومار امام علی(ع)‌ به طلحه و زبیر (طومار ۵۴ نهج‌البلاغه)
البته آن گاه (از ستایش و ثناى الهى) شما مى‌دانيد- هر تعدادی كتمان كنيد- كه اینجانب به‌دنبال عموم نرفتم؛ آن‌ها به سراغ اینجانب آمدند و اینجانب دست بيعت به سوى آن ها نگشودم تا آن ها با سماجت با اینجانب بيعت كردند و شما دو نفر از كسانى بوديد كه به سراغ اینجانب آمديد و با اینجانب بيعت كرديد. جمع عموم به دلیل تحمیل و سلطه يا مال دنيا با اینجانب بيعت نكردند. (بنابراين از دو هم اکنون بیرون نيست) در صورتی‌که شما از روى ميل و میل با اینجانب بيعت كرده‌ايد (بيعت‌شكنى شما حرام بوده) بايد گشوده گرديد و بلافاصلهً در پيشگاه خداوند توبه كنيد و در صورتیکه بيعت شما از روى اكراه و نارضايى بوده راه و روش را براى اینجانب نسبت به خویش باز‌ايد، زيرا ظاهرا اظهار اطاعت كرديد و در دل، قصد عصيان‌ اشتيد (زيرا شیوه منافقان را پيموديد و اين حركت منافقانه مستوجب عقوبت میباشد). به جان خودم قسم شما از ساير مهاجران سزاوارتر به تقيه و كتمان عقيده نبوده‌ايد (هيچ كس در آن روز ناچار به چنين چيزى خلا مخصوصاً شما كه از قدرتمندان صحابه بوديد) بنابراين هرگاه از شروع، كناره‌گيرى از بيعت كرده بوديد كار شما آسوده‌خیس بود تا اينكه در آغاز بيعت كنيد و آن گاه (به عذروبهانه‌اى) راز گشوده زنيد. شما چنين پنداشته‌ايد (و به لاف تبليغ كرده‌ايد) كه اینجانب آدم کش عثمانم. بياييد ميان اینجانب و شما كسانى حكم كنند كه اكنون در مدينه‌اند؛ خیر به طرفدارى اینجانب برخاسته‌اند خیر به طرفدارى شما، آن‌گاه هركس به اندازه جرمى كه در اين واقعه داشته محكوم و مکلف خواهد شد. اى دو پيرمرد كهنسال! (كه خویش را از پيشگامان و شيوخ اسلام مى‌دانيد و آفتاب عمرتان بر لب بام میباشد) از عقيده خویش برگرديد (و تجديد بيعت كنيد يا لااقل دست از حریق‌افروزى پیکار برداريد و به كنارى رويد) زيرا الان اساسی‌ترين چيزى كه دامان شمارا مى‌گيرد سرافكندگى و ننگ و عار میباشد (آن هم به عقيده شما) ولى ادامه اين خط مش هم منجر ننگ (شكست در نزاع) میباشد و هم حریق جهنم! والسلام».

مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمومنین(ع)، ۱۳۸۶ش، ج۱۱، ص۱۵۹-۱۶۰.

ملاقات زبیر و علی(ع) دربین دو سپاه
زیرا حضرت علی(ع) به مجاورت سپاه جمل رسید، اردو زد و زبیر را فرا خواند، ملاقات آن دو در بین صفوف دو لشکر و بر روی مرکب‌هایشان شکل گرفت. امام به وی اعلام کرد: اى ابا عبد و بنده الله ترا به آفریدگار قسم و سوگند مى‌‏دهم آيا به خیال دارى كه روزى دست اینجانب در چنگ تو بود و به حضور پيامبر (ص) رسيديم و آن حضرت به تو فرمود آيا على را دوست مى‌‏دارى؟ و تو گفتى آرى! و آن حضرت فرمود: ولى تو با وی پیکار و نسبت به وی ستم خواهى كرد؟ زبير اظهار کرد آرى به ياد دارم.[۵۷][۵۸] فعلا آمده‌ای با اینجانب بجنگی؟[۵۹] زبیر بعد از این دیدار مجاورت پسرش عبدالله رفت و بدو اظهار‌کرد اینجانب از میدان نبرد می روم چه علی(ع) امری را به یادم آورد که از آن غافل بودم.[۶۰] آنگاه على(ع) نزد لشكر خویش رجوع و فرمود بر آن‌ها حمله كنيد كه حجت بر ايشان تک تک كرديم‏.[۶۱]

آورده شده میباشد در‌این مجال زبیر می‌ذکر کرد وقتى آيه وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً[انفال–۲۵] نازل شد، همگی متعجّب شديم كه چه فتنه‏‌اى فرا خواهد رسيد و چه واقعه عجيبى صورت خواهد اعطا کرد تا اين كه این فتنه را ديديم. بیان شده زبير بن عوّام مى‏‌بیان کرد: سال‌ها این آيه را تلاوت مى‏ كردم؛ امّا نمى‏‌دانستم كه اینجانب به عنوان مثال مصاديق آن هستم. [۶۲]


فتنه جمل
نوشتار اساسی: نزاع جمل بعد از قتل عثمان، جمعیت متعددی که طلحه و زبیر نیز در بین آن‌ها بودند، به منزل حضرت علی(ع) هجوم برده و گفتند ما آمده‌ایم تا با شما به خلافت بیعت کنیم. بعد از سماجت زیاد، حضرت علی(ع) به عهده گرفت.[۴۵] زبیر درین رخداد به ملازمت طلحه، بیعت مهاجران را ضمانت کرد[۴۶] ولی دیری نپایید که از حیث خویش رجوع و برگشت و به مخالفت با خلافت حضرت علی برخاست.[۴۷]به این دلیل که وی و طلحه انتظار داشتند که علی فرمانداری کوفه و بصره را به آنان بسپارد٬ البته اینگونه نشد[۴۸] پس به عذر و بهانه عمره از مدینه خارج آمدند. هنگامی قصد مهاجرت خویش را به علی گفتند، امام به آنها فرمود: وی برای زیارت منزل آفریدگار نمی‌پروسه، بلکه به قصد توطئه و دسیسه و مکر سفر مسجد النبی کوهسنگی مشهد می‌نمایند.[۴۹]

آن دو، در مکه عایشه را که از خلافت علی خشمگین بود و از مظلومیت عثمان کلام می اظهار کرد[۵۰] با خویش همپا کرده به قصد خروج علیه حضرت علی(ع) با تشکیل سپاهی عظیمی عازم بصره شدند. آن ها بعداز مصادره اموال یمنیان که بوسیله یعلی بن منبه برای حضرت علی(ع) رسول می شد، رسما و علنی مخالفت خویش را اظهار آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد نمودند.[۵۱]

آن‌ها وارد بصره گردیده و عثمان بن حنیف استاندار حضرت علی(ع) را گزینه ضرب و شتم قرار دادند.[۵۲] حضرت علی(ع) با سپاه، خویش را به حوالی بصره رساند و بعداز کوشش برای ختم غائله با آنها سرگرم شد. اکثری به قتل رسیدند و بعضی گریختند.[۵۳] زبیر را، به‌عامل بیعت‌شکنی و رویا رویی با امام علی(ع)، از سران عثمانیه قلمداد رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرده‌اند.[۵۴]

طومار امام علی(ع) به طلحه و زبیر
سید رضی طومار‌ای را خطاب طلحه و زبیر نقل نموده است که امروزه با طومار ۵۴ نهج البلاغه شناخته می شود.[۵۵]‌ حضرت درین طومار ذکر می‌نماید که وی برای حکومت اصراری نداشته میباشد و عموم بر این مورد سماجت داشته‌اند. بعد طلحه و زبیر را کاربر ساخته می‌نویسد که شما یا این که در آن روز با اعتقاد و باور قلبی با اینجانب بیعت کردید که الان بایستی پایبند به بیعت خویش باشید، یا این که ریا و دورویی و تدلیس کردید. امام علی(ع) با نفی اتهام شرکت کردن در قتل عثمان که طلحه و زبیر عذروبهانه نقض بیعت کرده‌ بودند، آنها‌را به عذاب الهی هشدار شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد میدهد.[۵۶]

طومار امام علی(ع)‌ به طلحه و زبیر (طومار ۵۴ نهج‌البلاغه)
البته آن گاه (از ستایش و ثناى الهى) شما مى‌دانيد- هر تعدادی كتمان كنيد- كه اینجانب به‌دنبال عموم نرفتم؛ آن‌ها به سراغ اینجانب آمدند و اینجانب دست بيعت به سوى آن ها نگشودم تا آن ها با سماجت با اینجانب بيعت كردند و شما دو نفر از كسانى بوديد كه به سراغ اینجانب آمديد و با اینجانب بيعت كرديد. جمع عموم به دلیل تحمیل و سلطه يا مال دنيا با اینجانب بيعت نكردند. (بنابراين از دو هم اکنون بیرون نيست) در صورتی‌که شما از روى ميل و میل با اینجانب بيعت كرده‌ايد (بيعت‌شكنى شما حرام بوده) بايد گشوده گرديد و بلافاصلهً در پيشگاه خداوند توبه كنيد و در صورتیکه بيعت شما از روى اكراه و نارضايى بوده راه و روش را براى اینجانب نسبت به خویش باز‌ايد، زيرا ظاهرا اظهار اطاعت كرديد و در دل، قصد عصيان‌ اشتيد (زيرا شیوه منافقان را پيموديد و اين حركت منافقانه مستوجب عقوبت میباشد). به جان خودم قسم شما از ساير مهاجران سزاوارتر به تقيه و كتمان عقيده نبوده‌ايد (هيچ كس در آن روز ناچار به چنين چيزى خلا مخصوصاً شما كه از قدرتمندان صحابه بوديد) بنابراين هرگاه از شروع، كناره‌گيرى از بيعت كرده بوديد كار شما آسوده‌خیس بود تا اينكه در آغاز بيعت كنيد و آن گاه (به عذروبهانه‌اى) راز گشوده زنيد. شما چنين پنداشته‌ايد (و به لاف تبليغ كرده‌ايد) كه اینجانب آدم کش عثمانم. بياييد ميان اینجانب و شما كسانى حكم كنند كه اكنون در مدينه‌اند؛ خیر به طرفدارى اینجانب برخاسته‌اند خیر به طرفدارى شما، آن‌گاه هركس به اندازه جرمى كه در اين واقعه داشته محكوم و مکلف خواهد شد. اى دو پيرمرد كهنسال! (كه خویش را از پيشگامان و شيوخ اسلام مى‌دانيد و آفتاب عمرتان بر لب بام میباشد) از عقيده خویش برگرديد (و تجديد بيعت كنيد يا لااقل دست از حریق‌افروزى پیکار برداريد و به كنارى رويد) زيرا الان اساسی‌ترين چيزى كه دامان شمارا مى‌گيرد سرافكندگى و ننگ و عار میباشد (آن هم به عقيده شما) ولى ادامه اين خط مش هم منجر ننگ (شكست در نزاع) میباشد و هم حریق جهنم! والسلام».

مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمومنین(ع)، ۱۳۸۶ش، ج۱۱، ص۱۵۹-۱۶۰.

ملاقات زبیر و علی(ع) دربین دو سپاه
زیرا حضرت علی(ع) به مجاورت سپاه جمل رسید، اردو زد و زبیر را فرا خواند، ملاقات آن دو در بین صفوف دو لشکر و بر روی مرکب‌هایشان شکل گرفت. امام به وی اعلام کرد: اى ابا عبد و بنده الله ترا به آفریدگار قسم و سوگند مى‌‏دهم آيا به خیال دارى كه روزى دست اینجانب در چنگ تو بود و به حضور پيامبر (ص) رسيديم و آن حضرت به تو فرمود آيا على را دوست مى‌‏دارى؟ و تو گفتى آرى! و آن حضرت فرمود: ولى تو با وی پیکار و نسبت به وی ستم خواهى كرد؟ زبير اظهار کرد آرى به ياد دارم.[۵۷][۵۸] فعلا آمده‌ای با اینجانب بجنگی؟[۵۹] زبیر بعد از این دیدار مجاورت پسرش عبدالله رفت و بدو اظهار‌کرد اینجانب از میدان نبرد می روم چه علی(ع) امری را به یادم آورد که از آن غافل بودم.[۶۰] آنگاه على(ع) نزد لشكر خویش رجوع و فرمود بر آن‌ها حمله كنيد كه حجت بر ايشان تک تک كرديم‏.[۶۱]

آورده شده میباشد در‌این مجال زبیر می‌ذکر کرد وقتى آيه وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً[انفال–۲۵] نازل شد، همگی متعجّب شديم كه چه فتنه‏‌اى فرا خواهد رسيد و چه واقعه عجيبى صورت خواهد اعطا کرد تا اين كه این فتنه را ديديم. بیان شده زبير بن عوّام مى‏‌بیان کرد: سال‌ها این آيه را تلاوت مى‏ كردم؛ امّا نمى‏‌دانستم كه اینجانب به عنوان مثال مصاديق آن هستم. [۶۲]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 525
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 183
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 188
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 373
  • بازدید ماه : 373
  • بازدید سال : 1830
  • بازدید کلی : 40599
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی