loading...

مرجع مسجد النبی کوهسنگی مشهد

بازدید : 57
شنبه 26 آبان 1403 زمان : 12:01


امام راستگو(علیه السلام) فرمود: آفریدگار هرکس را منحرف و کوردل سازد، حق را برایش ناخوش مى دارااست و به کامش گوارا نمى آید و شیطان سررشته دار و همنشین وی مى خواهد شد و اورا مسجد النبی کوهسنگی مشهد به وادىِ نابودی مى کشاند و از آن بیرونش نمى آورد. این منزل اى میباشد، که پروردگار بهوسیله آن
بندگانش را به پرستش خویش فراخوانده میباشد، تا در اعمال آن، واحد سنجش طاعتشان را بیازماید. از این رو، بندگان را به بزرگداشت و زیارت آن تشویق کرده و آن را منزلت پیامبران و قبله گاه نمازگزاران قرار داده میباشد. آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد پس آن، شعبه اى از رضاى الهى و راهى به سوى آمرزش خدایى میباشد که بر راستاى کمال و کانون عظمت و جلال پایدار گردیده است.
خدا متعال آن را دو هزار سال پیش از گستراندن زمین، اخلاق نمود و شایسته میباشد که در آنچه فرمان کرده، اطاعت گردد و از آنچه نهى کرده گشوده دارااست. خداوندى که تولید کننده ارواح و شکل ها میباشد. رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد
ابن ابى العوجاء اعلام‌کرد: اى ابو عبدالله، بیان بارى تعالى نمودى ولی نزول و حلول ذات وی بر غایب نمودى! فرمود: واى بر تو، چه‌طور وی غایب میباشد، در حالى که با مخلوقات خویش حاضر میباشد و از رگ گردن به آنها نزدیکتر میباشد. صحبت آنان‌را مى شنود و هیکل آنها را مى بیند و اسرارشان را مى داند؟
عبد و بنده آن میباشد که هرگاه از مکانى به مکانى رود، آنجا را اشغال مى نماید و نمى داند در جاى قبلى اش چه چیز حادث گردیده، ولی آفریدگار بزرگ الشأن ملک الدیان، هیچ جای از وی خالى و وی به هیچ شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد جای مشتغل وجود ندارد و نیز به هیچ مکانى اقرب از جای دیگر وجود ندارد و آن کس که به نشانه‌ها سفت و دلایل پر‌نور بر انگیختش و به نصرتش امداد کرد و براى تبلیغ رسالتش تعیین نمود، مارا تصدیق مى نماید که پروردگارش او‌را برانگیخت و با وی صحبت ذکر کرد.
ابن ابى العوجاء برخاست و به یارانش اعلام‌کرد: چه کسى من را در‌این دریا انداخت؟ اینجانب از شما شرابى طلب کردم و شما من را در حریق انداختید؟! گفتند: در مجلس وی شخصى حقیر بودى. خاطرنشان کرد: وی فرزند کسى میباشد که سرهاى کسانى را که مى بینید حلق نمود!
5 . امام رضا(علیه السلام) در جواب سوال هاى محمّد بن سنان نوشت: علّت حج، ورود به (میهمان سراى) پروردگار و درخواست ارتقا و خارج داخل شدن از گناهان میباشد و براى آن که از پیشین توبه نماید و کار از راز گیرد و نیز در حج، خرج کردنِ گنج ها و سختی و خستگى و ممانعت تن ها از آرزوها و لذایذ و در عبادت به خداوند مجاورت شدن و فروتنی و فروتنى و کرنش و مذلّت (در پیشگاه حق) و خارج داخل شدن در گرما و سوزوسرما و ایمنى و واهمه میباشد، به طور حرکتى پیوسته. به علاوه در حج، براى تمامی عموم منافعى میباشد و شوق واشتیاق و کشش و بیم به سوى معبود سبحان و نیز آزاد کردن سنگدلى و خسّت و غفلت و ناامیدى میباشد و تجدید دستمزد و نهی کردن جان ها از خرابی و بهره بردن هرکه در شرق و غرب و خشکى و دریاست; چه حج گزار و چه بازرگان و وارد کننده متاع و فروشنده و خریدار و مغازه دار و فقیر که حج نمى گزارند و همینطور رفع نیازهاى عموم دور و بر و جاهایى که مى توانند در آن جا گرد آیند، تا منافع خود را شاهد باشند.
و انگیزه یک سکو واجب بودن حج این میباشد که خدا متعال در واجبات ضعیف ترین عموم را در حیث گرفته، که برای مثال این واجبات حج میباشد، آنگاه تشویق کرده اشخاص کار کشته را به قدر توانشان بر ایفا آن.
6 . هشام بن حکم گوید: از امام راستگو(علیه السلام) پرسیدم: به چه علّت، خدا بندگان را مکلّف ساخته که حج بگزارند و کعبه را طواف نمایند؟
فرمود: خدا مردمان را آفرید خیر براى علّتى، جز آن که خواست، پس آنها‌را تا مدتى معیّن آفرید و به وی دستور اعطا کرد و دستگیر به آنچه که فرمانبردارى در آیین و مصلحتشان باشد در شغل دنیایشان. پس در حج، گرد وارد شدن از شرق و غرب را تفاهم نامه، تا یکدیگر را بشناسند و هرکدامشان کالاهاى تجارتى را از شهرى به شهرى ببرند، تا از این رهگذر ، کرایه دهنده و ساربان بهره غالب شود و تا آن که نشان هاى فرستاده پروردگار(صلى الله علیه وآله) و خبر ها وی شناخته و خاطر گردد و فراموش نگردد و در شرایطی که هرقومى به شهرهاى خودشان و آنچه در آن هاست اتّکا مى کردند، هلاک مى شدند و شهرها ویران مى شد و جذبِ جنس و بهره بردن ها از فی مابین مى رفت و از خبر ها مطلع نمى شدند. این میباشد علّت حج!
7 . امام رضا(علیه السلام) در پاسخ طومار محمّد بن سنان از پاسخ سؤال هایى که پرسیده بود فرمود: علّت طواف این منزل، چنان بود که پروردگار به ملائکه فرمود: «اینجانب در زمین جانشین قرار مى دهم». ملائکه جواب دادند: «آیا کسى را قرار مى دهى که در آن خرابی مى نماید و خون ها مى ریزد؟!» و زیرا ملائکه این جواب را به خداى والا و تعالى دادند، دانستند که گناه کرده اند، پس منصرف به اسمان وی پناهنده شدند و آمرزش طلبیدند.
پس خداى متعال دوست داشت که مانند آن، بندگان نیز عبادت نمایند، پس در عرش چهارم منزل اى در قبال اسمان به اسم «ضراح» قرار اعطا کرد و در عرش جهان، منزل اى به اسم «بیت المعمور» در قبال «ضراح» قرار اعطا کرد و بعد این منزل «کعبه» را در قبال «بیت المعمور» قرار بخشید. بعد به انسان امر بخشید که بر آن طواف نماید و توبه اش را به عهده گرفت و این سنّت تا روز قیامت در فرزندانش جارى شد.
8 . ابو حمزه ثمالى گوید: بر محضر حضرت امام باقر(علیه السلام) وارد شدم، آن حضرت مقابل درى که به طرف مسجد نصب گردیده بود، نشسته و به عموم در هم اکنون طواف مى نگریستند، حضرت به اینجانب فرمودند: ابو حمزه! این عموم به چه چیزى دستور گردیده اند؟
اینجانب ندانستم چه پاسخى بیان کنم، براین اساس از جواب فرو ماندم. حضرت خودشان فرمودند: وی مأمورند که‌این سنگ ها را طواف کرده، آن‌گاه نزد ما آیند و دوستى خویش را به ما اعلام نمایند.
9 . عبدالرحمان بن حجاج گوید: از حضرت درستگو(علیه السلام) پرسیدم: مردى به صیدى که در بیرون بقاع بوده و به طرف مقبره مى رود و دو فرسخ با مسجد مسافت دارااست، تیرى مى زند و حیوان مى گریزد و خویش را به بقاع مى رساند و در آنجا از ضرب تیر از پاى درمى آید، آیا بر تیرانداز کفاره اى میباشد یا این که خیر؟
فرمود: کفاره اى بر وی وجود ندارد و وى مانند کسى میباشد که در بیرون مقبره تله اى نصب مى نماید، آن گاه صیدى در آن مى افتد و با اضطراب و زحمت خویش را به بقاع مى رساند و باطن آن مى گردد، ولى در مقبره مى میرد، در اینجا بر نصب کننده تله کفاره اى وجود ندارد; چون در جایى تله نهاده که برایش حلال بوده، تیرانداز هم در جایى تیرانداخته که برایش حلال بوده، پس بر وی کفاره اى وجود ندارد. پهنا کردم: این ذکر از حیث عموم قیاس میباشد. فرمود: چیزى را براى تو به چیز دیگر تشبیه کردم تا حکم را بفهمى (خیر آن که به جهت تشابه، حکم آن را به‌این شیوع دهم).
10 . خلاد از حضرت راست گو(علیه السلام) در باره شخصى که کبوترى از کبوتران مقبره را راز برید، نقل مى نماید که فرمود: وى بایستی فدا و عوض آن را بپردازد. پرسیدم: آیا مى تواند آن را بخورد؟ فرمود: نه. گفتم: پس از رمز براندن چنانچه حیوان را بیندازد و برود چطور؟ فرمود: یک عوض دیگر بر ذمه اش مى آید. پرسیدم: پس وى چه نماید؟ فرمود: می بایست حیوان را دفن نماید.
11 . معاویة بن وهب گوید: به امام راستگو(علیه السلام) پهنا کردم: آیا مکه و مدینه مانند بقیه بلاد میباشند و حکمشان با هم متحد میباشد؟ فرمود: بلى. گفتم: برخى از اصحاب قصه کرده اند که شما به وی فرموده اید در حالتی‌که پنج روز در مدینه ماندید نماز را مجموع بخوانید. حضرت فرمود: این اصحاب شما به مدینه مى آمدند و هنگام نماز از مسجد خارج مى رفتند، اینجانب از این عمل کراهت داشتم. از این رو این صحبت را به آنها گفتم.12 . معاویه گوید: به امام راست گو(علیه السلام) پهنا کردم: مادرم در هجرت حج با اینجانب همپا و دردمند و مریض میباشد، وظیفه وى چیست؟
حضرت فرمود: به وی بگو از واپسین میقات و نزدیکترین آن‌ها به مکه مُبقاع گردد; چون فرستاده آفریدگار(صلى الله علیه وآله) براى اهل مدینه ذوالحلیفه و براى اهل مغرب جُحفه را میقات قرار داده اند.
معاویه گوید: مادرم از جحفه محرم شد.


امام راستگو(علیه السلام) فرمود: آفریدگار هرکس را منحرف و کوردل سازد، حق را برایش ناخوش مى دارااست و به کامش گوارا نمى آید و شیطان سررشته دار و همنشین وی مى خواهد شد و اورا مسجد النبی کوهسنگی مشهد به وادىِ نابودی مى کشاند و از آن بیرونش نمى آورد. این منزل اى میباشد، که پروردگار بهوسیله آن
بندگانش را به پرستش خویش فراخوانده میباشد، تا در اعمال آن، واحد سنجش طاعتشان را بیازماید. از این رو، بندگان را به بزرگداشت و زیارت آن تشویق کرده و آن را منزلت پیامبران و قبله گاه نمازگزاران قرار داده میباشد. آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد پس آن، شعبه اى از رضاى الهى و راهى به سوى آمرزش خدایى میباشد که بر راستاى کمال و کانون عظمت و جلال پایدار گردیده است.
خدا متعال آن را دو هزار سال پیش از گستراندن زمین، اخلاق نمود و شایسته میباشد که در آنچه فرمان کرده، اطاعت گردد و از آنچه نهى کرده گشوده دارااست. خداوندى که تولید کننده ارواح و شکل ها میباشد. رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد
ابن ابى العوجاء اعلام‌کرد: اى ابو عبدالله، بیان بارى تعالى نمودى ولی نزول و حلول ذات وی بر غایب نمودى! فرمود: واى بر تو، چه‌طور وی غایب میباشد، در حالى که با مخلوقات خویش حاضر میباشد و از رگ گردن به آنها نزدیکتر میباشد. صحبت آنان‌را مى شنود و هیکل آنها را مى بیند و اسرارشان را مى داند؟
عبد و بنده آن میباشد که هرگاه از مکانى به مکانى رود، آنجا را اشغال مى نماید و نمى داند در جاى قبلى اش چه چیز حادث گردیده، ولی آفریدگار بزرگ الشأن ملک الدیان، هیچ جای از وی خالى و وی به هیچ شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد جای مشتغل وجود ندارد و نیز به هیچ مکانى اقرب از جای دیگر وجود ندارد و آن کس که به نشانه‌ها سفت و دلایل پر‌نور بر انگیختش و به نصرتش امداد کرد و براى تبلیغ رسالتش تعیین نمود، مارا تصدیق مى نماید که پروردگارش او‌را برانگیخت و با وی صحبت ذکر کرد.
ابن ابى العوجاء برخاست و به یارانش اعلام‌کرد: چه کسى من را در‌این دریا انداخت؟ اینجانب از شما شرابى طلب کردم و شما من را در حریق انداختید؟! گفتند: در مجلس وی شخصى حقیر بودى. خاطرنشان کرد: وی فرزند کسى میباشد که سرهاى کسانى را که مى بینید حلق نمود!
5 . امام رضا(علیه السلام) در جواب سوال هاى محمّد بن سنان نوشت: علّت حج، ورود به (میهمان سراى) پروردگار و درخواست ارتقا و خارج داخل شدن از گناهان میباشد و براى آن که از پیشین توبه نماید و کار از راز گیرد و نیز در حج، خرج کردنِ گنج ها و سختی و خستگى و ممانعت تن ها از آرزوها و لذایذ و در عبادت به خداوند مجاورت شدن و فروتنی و فروتنى و کرنش و مذلّت (در پیشگاه حق) و خارج داخل شدن در گرما و سوزوسرما و ایمنى و واهمه میباشد، به طور حرکتى پیوسته. به علاوه در حج، براى تمامی عموم منافعى میباشد و شوق واشتیاق و کشش و بیم به سوى معبود سبحان و نیز آزاد کردن سنگدلى و خسّت و غفلت و ناامیدى میباشد و تجدید دستمزد و نهی کردن جان ها از خرابی و بهره بردن هرکه در شرق و غرب و خشکى و دریاست; چه حج گزار و چه بازرگان و وارد کننده متاع و فروشنده و خریدار و مغازه دار و فقیر که حج نمى گزارند و همینطور رفع نیازهاى عموم دور و بر و جاهایى که مى توانند در آن جا گرد آیند، تا منافع خود را شاهد باشند.
و انگیزه یک سکو واجب بودن حج این میباشد که خدا متعال در واجبات ضعیف ترین عموم را در حیث گرفته، که برای مثال این واجبات حج میباشد، آنگاه تشویق کرده اشخاص کار کشته را به قدر توانشان بر ایفا آن.
6 . هشام بن حکم گوید: از امام راستگو(علیه السلام) پرسیدم: به چه علّت، خدا بندگان را مکلّف ساخته که حج بگزارند و کعبه را طواف نمایند؟
فرمود: خدا مردمان را آفرید خیر براى علّتى، جز آن که خواست، پس آنها‌را تا مدتى معیّن آفرید و به وی دستور اعطا کرد و دستگیر به آنچه که فرمانبردارى در آیین و مصلحتشان باشد در شغل دنیایشان. پس در حج، گرد وارد شدن از شرق و غرب را تفاهم نامه، تا یکدیگر را بشناسند و هرکدامشان کالاهاى تجارتى را از شهرى به شهرى ببرند، تا از این رهگذر ، کرایه دهنده و ساربان بهره غالب شود و تا آن که نشان هاى فرستاده پروردگار(صلى الله علیه وآله) و خبر ها وی شناخته و خاطر گردد و فراموش نگردد و در شرایطی که هرقومى به شهرهاى خودشان و آنچه در آن هاست اتّکا مى کردند، هلاک مى شدند و شهرها ویران مى شد و جذبِ جنس و بهره بردن ها از فی مابین مى رفت و از خبر ها مطلع نمى شدند. این میباشد علّت حج!
7 . امام رضا(علیه السلام) در پاسخ طومار محمّد بن سنان از پاسخ سؤال هایى که پرسیده بود فرمود: علّت طواف این منزل، چنان بود که پروردگار به ملائکه فرمود: «اینجانب در زمین جانشین قرار مى دهم». ملائکه جواب دادند: «آیا کسى را قرار مى دهى که در آن خرابی مى نماید و خون ها مى ریزد؟!» و زیرا ملائکه این جواب را به خداى والا و تعالى دادند، دانستند که گناه کرده اند، پس منصرف به اسمان وی پناهنده شدند و آمرزش طلبیدند.
پس خداى متعال دوست داشت که مانند آن، بندگان نیز عبادت نمایند، پس در عرش چهارم منزل اى در قبال اسمان به اسم «ضراح» قرار اعطا کرد و در عرش جهان، منزل اى به اسم «بیت المعمور» در قبال «ضراح» قرار اعطا کرد و بعد این منزل «کعبه» را در قبال «بیت المعمور» قرار بخشید. بعد به انسان امر بخشید که بر آن طواف نماید و توبه اش را به عهده گرفت و این سنّت تا روز قیامت در فرزندانش جارى شد.
8 . ابو حمزه ثمالى گوید: بر محضر حضرت امام باقر(علیه السلام) وارد شدم، آن حضرت مقابل درى که به طرف مسجد نصب گردیده بود، نشسته و به عموم در هم اکنون طواف مى نگریستند، حضرت به اینجانب فرمودند: ابو حمزه! این عموم به چه چیزى دستور گردیده اند؟
اینجانب ندانستم چه پاسخى بیان کنم، براین اساس از جواب فرو ماندم. حضرت خودشان فرمودند: وی مأمورند که‌این سنگ ها را طواف کرده، آن‌گاه نزد ما آیند و دوستى خویش را به ما اعلام نمایند.
9 . عبدالرحمان بن حجاج گوید: از حضرت درستگو(علیه السلام) پرسیدم: مردى به صیدى که در بیرون بقاع بوده و به طرف مقبره مى رود و دو فرسخ با مسجد مسافت دارااست، تیرى مى زند و حیوان مى گریزد و خویش را به بقاع مى رساند و در آنجا از ضرب تیر از پاى درمى آید، آیا بر تیرانداز کفاره اى میباشد یا این که خیر؟
فرمود: کفاره اى بر وی وجود ندارد و وى مانند کسى میباشد که در بیرون مقبره تله اى نصب مى نماید، آن گاه صیدى در آن مى افتد و با اضطراب و زحمت خویش را به بقاع مى رساند و باطن آن مى گردد، ولى در مقبره مى میرد، در اینجا بر نصب کننده تله کفاره اى وجود ندارد; چون در جایى تله نهاده که برایش حلال بوده، تیرانداز هم در جایى تیرانداخته که برایش حلال بوده، پس بر وی کفاره اى وجود ندارد. پهنا کردم: این ذکر از حیث عموم قیاس میباشد. فرمود: چیزى را براى تو به چیز دیگر تشبیه کردم تا حکم را بفهمى (خیر آن که به جهت تشابه، حکم آن را به‌این شیوع دهم).
10 . خلاد از حضرت راست گو(علیه السلام) در باره شخصى که کبوترى از کبوتران مقبره را راز برید، نقل مى نماید که فرمود: وى بایستی فدا و عوض آن را بپردازد. پرسیدم: آیا مى تواند آن را بخورد؟ فرمود: نه. گفتم: پس از رمز براندن چنانچه حیوان را بیندازد و برود چطور؟ فرمود: یک عوض دیگر بر ذمه اش مى آید. پرسیدم: پس وى چه نماید؟ فرمود: می بایست حیوان را دفن نماید.
11 . معاویة بن وهب گوید: به امام راستگو(علیه السلام) پهنا کردم: آیا مکه و مدینه مانند بقیه بلاد میباشند و حکمشان با هم متحد میباشد؟ فرمود: بلى. گفتم: برخى از اصحاب قصه کرده اند که شما به وی فرموده اید در حالتی‌که پنج روز در مدینه ماندید نماز را مجموع بخوانید. حضرت فرمود: این اصحاب شما به مدینه مى آمدند و هنگام نماز از مسجد خارج مى رفتند، اینجانب از این عمل کراهت داشتم. از این رو این صحبت را به آنها گفتم.12 . معاویه گوید: به امام راست گو(علیه السلام) پهنا کردم: مادرم در هجرت حج با اینجانب همپا و دردمند و مریض میباشد، وظیفه وى چیست؟
حضرت فرمود: به وی بگو از واپسین میقات و نزدیکترین آن‌ها به مکه مُبقاع گردد; چون فرستاده آفریدگار(صلى الله علیه وآله) براى اهل مدینه ذوالحلیفه و براى اهل مغرب جُحفه را میقات قرار داده اند.
معاویه گوید: مادرم از جحفه محرم شد.

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 525
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 151
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 152
  • بازدید ماه : 152
  • بازدید سال : 1609
  • بازدید کلی : 40378
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی