loading...

مرجع مسجد النبی کوهسنگی مشهد

بازدید : 61
چهارشنبه 14 آذر 1403 زمان : 10:47


اکنون نام نمی‌برم، از یکی کشورهای اسلامی مهمان به جمهوری اسلامی ایران آمده بود، با شهر‌دار آن مجال مصاحبه و ملاقات و نرم‌افزار‌های گفت‌و‌گو‌ای داشتند. وی پرسید: «طهران چندین درصد مسلمان می باشند؟» شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد اعلام‌کرد: «طهران همگی مسلمان می باشند، شما بگو یکسری درصد یهودی میباشند، یا این که مسیحی می باشند، یا این که مجوسی میباشند، اصل طهران مسلمان می باشند، درصد پاره ای اقلّیّت‌های مذهبی می باشند.» بیان کرد: «پایان اینجانب هر چی نگاه کردم، اذان گفتند، دکان‌ها گشوده بود، هیچ فرقی نمی کرد اذان بگوید، یا این که نگوید. ما میگوییم شهر اسلامی، مرزوبوم اسلامی، کشوری میباشد که صدای اذان شنیده شنیدید.» ابداً یک آیه داریم، تلخ میباشد بیان کنم، البته میترسم هم نگویم، قیامت گیر باشم، گاهی صحبت‌ها تلخ میباشد، قرآن را هم بایستی زد، قرآن می گوید: «إِنَّمَا»، رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد«إِنَّمَا» یعنی تنها این مسلمان میباشد، «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ»، مؤمنین تنها این‌ها می‌باشند، «الَّذینَ إِذا ذُکِرَ اللَّهُ»، مؤمن حقیقی وواقعی کسی میباشد که هنگامی بیان خداوند شد، یعنی صدای اذان را شنید یک مثال‌اش، «وَجِلَتْ قُلُاینترنتُهُمْ» (انفال/ 2)، دلش تو بریزد. در‌حالتی که صدای اذان را شنیدید، حافظه آفریدگار کردید و دلتان نتپید، شما ایمان صحیح و حسابی ندارید، آیه‌اش را هم یک توشه دیگر بخوانم: «إِنَّمَا»، «إِنَّمَا» یعنی تنها، «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ» آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد تنها مؤمنین حقیقی افرادی می‌باشند که، «إِذا ذُکِرَ اللَّهُ»، زمانی خاطر معبود میشود، «وَجِلَتْ»، یعنی دلش بترسد .
3- اذان، سیمای آئین اسلام در قرآن کریم و مهربان
اذان در قرآن است؟ آری، ندا، «نُودِیَ لِلصَّلاهِ» (آدینه/ 9)، «نادَیْتُمْ إِلَى الصَّلاه» (مائده/ 58). قرآن میفرماید: «کفّار صدای اذان را می‌شنیدند، مضحک می‌کردند.» دو تا آیه متوالی آمده، این هم خیلی تعجب آور میباشد، این را هم که می خواهم بیان‌کنم، لطیف میباشد، دقّت فرمایید، یک‌جا میگوید آیین شمارا مضحک مسجد النبی کوهسنگی مشهد می‌نمایند، آیه‌ی بعدش می گوید که اذان را مضحک می‌نمایند، آئین را مضحک می‌نمایند، اذان را مضحک می‌نمایند، یعنی چه؟ یعنی اذان، سیمای آیین میباشد. شما در صورتی‌که بگویی تو هم مرا مضحک کردی، هم بچّه‌ام را مضحک کردی. می خواهی بگویی چه؟ می خواهی بگویی بچّه‌ی اینجانب هم مثل خودم میماند، اورا تحقیر کردی، انگار من‌را تحقیر کردی. آیین را مضحک می‌نمایند، «آئینَکُمْ هُزُواً» (مائده/ 57)، «آئین شمارا مضحک می‌نمایند»، آیه‌ی بعدش می گوید: «اذان را مضحک می‌نمایند.» (مائده/ 58)، یک آیه میگوید آیین شمارا مضحک می‌نمایند، یک آیه میگوید اذان را مضحک می‌نمایند، این پیداست اذان سیمای آئین میباشد. «إِذا نُودِیَ لِلصَّلاهِ» (آدینه/ 9)
امام خمینی رضوان الله والا علیه در جوانی‌هایش به مکّه رفته بود، می‌اظهار کرد که: «رفتم کتاب خریدم، از کتابفروشی کتاب خریدم، تا رفتم پول بدهم، صدای اذان ازجاپرید. این کتابفروش پول را نگرفت، بیان کرد خیر، اذان میباشد. گفتم آقا کتاب را به اینجانب تحویل دادی، این پول را بگیر، کل. اظهار کرد خیر، اذان میگویند، پول نمی‌گیرم.» یک کتابفروش مکّه در امام خمینی تاثیر میگذارد. در شرایطی‌که یک مدرس دانشگاهی، یک معلّمی بگوید الآن وقت نماز میباشد، ده دقیقه تعطیل، بعد از آن می رویم نماز می خوانیم؟؟؟ (12:48)، پنج دقیقه تعطیل، آنگاه برویم ادامه‌ی مذاکرات، تاثیر میگذارد. در معاش امیر بابایی، شهید، میگویند وی خلبانی رتبه‌ی یک کشور ایران در ایّام نبرد بود، علم آموزی‌کرده‌ی ایالات متحده بود، آمد با امام بیعت کرد و وی در آن زمان‌ای که می‌منظور آزمون بدهد، وقت نماز بوده، گفته اینجانب بایستی نماز بخوانم، پنج دقیقه به اینجانب زمان بدهید، نماز بخوانم، آن گاه میایم در گردهمایی کمپانی میکنم. ویّل هم یک خورده هنگفت بود، البته آنگاه گفتند خب این نظریه‌اش را ایفا بدهد.
یک حدیث تلخ می خواهم بخوانم، مهیا باشید. حدیث داریم زمان‌ی آخرالزّمان انسان‌های دارای اسم و رسم عارشان می گردد اذان بگویند، مصاحبه با نمی‌دانم شرق و غرب برایشان افتخار میباشد، آری هیئت گفتگو کنندگان، در رأس هیئت مصاحبه کنندگان، گفت‌و‌گو با این‌ها، البته رای زنی باایمان را می گویند در شأن ما وجود ندارد. میخواهیم اذان بگوییم، خیلی خب به یک کسی بگویید اذان بگوید، از جملهً یک امیر، یک سرلشکر، یک آیت الله عظمی، یک بازرگان دارای اسم و رسمِ دوست داستنی اذان بگوید. می آید هنگامی که اذان اعلام کردن عارشان می شود، میگویند خیر، در شأن شما وجود ندارد. همین‌طور هم می باشد، مخلوق وارد مسجد می شوم، پیشنماز می شوم، البته چنانچه بگویند خیر، پیشنماز میباشد، مؤذّن نیامده، شما اذان بگو، میگوید: «خیر، اذان در شأن اینجانب وجود ندارد. اینجانب حجّت الإسلام هستم، می بایست پیشنماز بشوم، اکنون اذان بیان کنم؟! اذان را به یک بچّه بگویید، که بگوید.» این پیش‌بینی هم در داستان گردیده. اذان.
درصورتی که اینجانب بیان کنم تلفن میکنم به شما و شما صدای تلفن را می‌شنوید و برنمی‌داری، بدم میاید، اذان تلفن خداست، تلفن پروردگار زنگ می زند. ما چشم به راه بودیم در جمهوری اسلامی از این مثال داشته باشیم. خانمی داراست جام می شوید، دو تا لیوان‌ها را شسته، لیوان سوّم صدای اذان را شنید، شیر را ببندد، وضو بگیرد، نماز بخواند، جام سوّم را آنگاه بشوید. میشود؟! آری، چه‌گونه در صورتی‌که خواهرت زنگ زد، برادرت زنگ زد، یکی دوستان، آشنایان زنگ زد، فوری شیر را می‌بندی، می‌روی پاسخ میدهی، بعد از آن برمی‌گردی جام را می‌شویی، نمی‌گویی هم اکنون زنگ بزند، اینجانب موقتیً پیاله‌هایم را بشویم. شما در حالتی‌که اواسط کاسه شستن شناخت زنگ زد، موبایل را برمی‌داری، اذان تلفن خداست، بردارید.
4- تعطیلی عمل به هنگام شنیدن اذان
دو رقم انسان داریم، در قرآن دو تایش است، انسان‌هایی داریم که موضوع‌ی بیزنس که میاید، نماز را کنار می گذارند، یک انسان‌هایی داریم، قضیه‌ی نماز که آمد، بیزنس را کنار میگذارند، هر دو را قرآن گفته، «رِجالٌ» (فروغ و روشنایی/ 37)، در قرآن میگوید مردهایی، این عربی‌هایی که می خوانم قرآن میباشد، «رِجالٌ»، مردهایی داریم که، «رِجالٌ لا تُلْهیهِمْ تِجارَهٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ» (نوروفروغ/ 37)، مردهایی می‌باشند راز کارشان می‌باشند، البته صدای اذان را شنیدند، شغل را تعطیل می‌نمایند، چندین دقیقه نماز میخوانند، آن‌گاه ادامه میدهند، تمجید می‌نماید، این یک گروه.
یک گروه عموم را پروردگار در سوره‌ی آدینه از این‌ها نقد می‌نماید، میگوید: خیلی بشر‌های بد و بی‌معرفتی می‌باشند. پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلّم نماز آدینه میخواند، عموم نشسته بودند، خطبه گوش می‌دادند، یک آدینه‌بازاری با طبل و دهل محصول آورده بود، بفروشد. تک تک این‌هایی که پای سخنرانی بودند، سراغ خرید رفتند، تنها دوازده نفر نشستند. قرآن می گوید این‌ها چه‌جور بشر‌هایی می باشند، «وَ إِذا رَأَوْا تِجارَهً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَیْها» (آدینه/ 11)، صدای طبل و دهل و فروش شنیدند، «انْفَضُّوا إِلَیْها»، تمامی بلند شدند، رفتند، «وَ تَرَکُوکَ قائِماً» (آدینه/ 11)، تورا صرفا گذاشتند، پس انسان داریم کسب و کار را رها می‌نماید، به مسجد می‌رود، انسان داریم نماز را رها می‌نماید، سراغ خرید می‌رود.
خاطره‌ای نقل می کنم از آقای انصاری که در بیت امام و در اتاق امام بود. می‌اعلام کرد که: «امام لحظات پایان به اینجانب بیان کرد در حالتی که اینجانب خوابم پیروزی، صدای اذان را شنیدید، مرا بیدار فرمایید، نمازم را ویّل وقت بخوانم.» گفتیم: «دیده.» امام این را اظهار کرد و خوابش موفقیت. ده دقیقه‌ای شد، یا این که نشد، رفتم دیدم که امام خواب میباشد، هر چه خواستم صدایش بزنم، دلم نیامد. یک خورده بالای سرش ایستادم، جرأت نکردم صدایش بزنم، یعنی دلم نیامد، صدایش نزدم. یک سری دقیقه‌ای شد، خویش امام دیده‌هایش را گشوده کرد، اظهار کرد: «آقای انصاری، ظهر شد؟» گفتم: «آری آقا.» ذکر کرد: «کی؟» گفتم: «ده دقیقه پیش» فرمود: «به شما نگفتم صدای اینجانب بزن؟!» اعلام کرد: «آقا آمدم بالای سرت، دلم نیامد.» فرمود: «اینجانب از ویّل عمرم نمازم را ویّل وقت خواندم، چرا روز انتها عمرم نمازم ده دقیقه دیر می شود؟!» این اتّصال به خداست که میگوید: «ایالات متحده هیچ غلطی نمی‌تواند بکند.» زیرا هر که پروردگار پهلویش تبارک میباشد، عالم پهلویش خرد میباشد.


اکنون نام نمی‌برم، از یکی کشورهای اسلامی مهمان به جمهوری اسلامی ایران آمده بود، با شهر‌دار آن مجال مصاحبه و ملاقات و نرم‌افزار‌های گفت‌و‌گو‌ای داشتند. وی پرسید: «طهران چندین درصد مسلمان می باشند؟» شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد اعلام‌کرد: «طهران همگی مسلمان می باشند، شما بگو یکسری درصد یهودی میباشند، یا این که مسیحی می باشند، یا این که مجوسی میباشند، اصل طهران مسلمان می باشند، درصد پاره ای اقلّیّت‌های مذهبی می باشند.» بیان کرد: «پایان اینجانب هر چی نگاه کردم، اذان گفتند، دکان‌ها گشوده بود، هیچ فرقی نمی کرد اذان بگوید، یا این که نگوید. ما میگوییم شهر اسلامی، مرزوبوم اسلامی، کشوری میباشد که صدای اذان شنیده شنیدید.» ابداً یک آیه داریم، تلخ میباشد بیان کنم، البته میترسم هم نگویم، قیامت گیر باشم، گاهی صحبت‌ها تلخ میباشد، قرآن را هم بایستی زد، قرآن می گوید: «إِنَّمَا»، رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد«إِنَّمَا» یعنی تنها این مسلمان میباشد، «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ»، مؤمنین تنها این‌ها می‌باشند، «الَّذینَ إِذا ذُکِرَ اللَّهُ»، مؤمن حقیقی وواقعی کسی میباشد که هنگامی بیان خداوند شد، یعنی صدای اذان را شنید یک مثال‌اش، «وَجِلَتْ قُلُاینترنتُهُمْ» (انفال/ 2)، دلش تو بریزد. در‌حالتی که صدای اذان را شنیدید، حافظه آفریدگار کردید و دلتان نتپید، شما ایمان صحیح و حسابی ندارید، آیه‌اش را هم یک توشه دیگر بخوانم: «إِنَّمَا»، «إِنَّمَا» یعنی تنها، «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ» آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد تنها مؤمنین حقیقی افرادی می‌باشند که، «إِذا ذُکِرَ اللَّهُ»، زمانی خاطر معبود میشود، «وَجِلَتْ»، یعنی دلش بترسد .
3- اذان، سیمای آئین اسلام در قرآن کریم و مهربان
اذان در قرآن است؟ آری، ندا، «نُودِیَ لِلصَّلاهِ» (آدینه/ 9)، «نادَیْتُمْ إِلَى الصَّلاه» (مائده/ 58). قرآن میفرماید: «کفّار صدای اذان را می‌شنیدند، مضحک می‌کردند.» دو تا آیه متوالی آمده، این هم خیلی تعجب آور میباشد، این را هم که می خواهم بیان‌کنم، لطیف میباشد، دقّت فرمایید، یک‌جا میگوید آیین شمارا مضحک مسجد النبی کوهسنگی مشهد می‌نمایند، آیه‌ی بعدش می گوید که اذان را مضحک می‌نمایند، آئین را مضحک می‌نمایند، اذان را مضحک می‌نمایند، یعنی چه؟ یعنی اذان، سیمای آیین میباشد. شما در صورتی‌که بگویی تو هم مرا مضحک کردی، هم بچّه‌ام را مضحک کردی. می خواهی بگویی چه؟ می خواهی بگویی بچّه‌ی اینجانب هم مثل خودم میماند، اورا تحقیر کردی، انگار من‌را تحقیر کردی. آیین را مضحک می‌نمایند، «آئینَکُمْ هُزُواً» (مائده/ 57)، «آئین شمارا مضحک می‌نمایند»، آیه‌ی بعدش می گوید: «اذان را مضحک می‌نمایند.» (مائده/ 58)، یک آیه میگوید آیین شمارا مضحک می‌نمایند، یک آیه میگوید اذان را مضحک می‌نمایند، این پیداست اذان سیمای آئین میباشد. «إِذا نُودِیَ لِلصَّلاهِ» (آدینه/ 9)
امام خمینی رضوان الله والا علیه در جوانی‌هایش به مکّه رفته بود، می‌اظهار کرد که: «رفتم کتاب خریدم، از کتابفروشی کتاب خریدم، تا رفتم پول بدهم، صدای اذان ازجاپرید. این کتابفروش پول را نگرفت، بیان کرد خیر، اذان میباشد. گفتم آقا کتاب را به اینجانب تحویل دادی، این پول را بگیر، کل. اظهار کرد خیر، اذان میگویند، پول نمی‌گیرم.» یک کتابفروش مکّه در امام خمینی تاثیر میگذارد. در شرایطی‌که یک مدرس دانشگاهی، یک معلّمی بگوید الآن وقت نماز میباشد، ده دقیقه تعطیل، بعد از آن می رویم نماز می خوانیم؟؟؟ (12:48)، پنج دقیقه تعطیل، آنگاه برویم ادامه‌ی مذاکرات، تاثیر میگذارد. در معاش امیر بابایی، شهید، میگویند وی خلبانی رتبه‌ی یک کشور ایران در ایّام نبرد بود، علم آموزی‌کرده‌ی ایالات متحده بود، آمد با امام بیعت کرد و وی در آن زمان‌ای که می‌منظور آزمون بدهد، وقت نماز بوده، گفته اینجانب بایستی نماز بخوانم، پنج دقیقه به اینجانب زمان بدهید، نماز بخوانم، آن گاه میایم در گردهمایی کمپانی میکنم. ویّل هم یک خورده هنگفت بود، البته آنگاه گفتند خب این نظریه‌اش را ایفا بدهد.
یک حدیث تلخ می خواهم بخوانم، مهیا باشید. حدیث داریم زمان‌ی آخرالزّمان انسان‌های دارای اسم و رسم عارشان می گردد اذان بگویند، مصاحبه با نمی‌دانم شرق و غرب برایشان افتخار میباشد، آری هیئت گفتگو کنندگان، در رأس هیئت مصاحبه کنندگان، گفت‌و‌گو با این‌ها، البته رای زنی باایمان را می گویند در شأن ما وجود ندارد. میخواهیم اذان بگوییم، خیلی خب به یک کسی بگویید اذان بگوید، از جملهً یک امیر، یک سرلشکر، یک آیت الله عظمی، یک بازرگان دارای اسم و رسمِ دوست داستنی اذان بگوید. می آید هنگامی که اذان اعلام کردن عارشان می شود، میگویند خیر، در شأن شما وجود ندارد. همین‌طور هم می باشد، مخلوق وارد مسجد می شوم، پیشنماز می شوم، البته چنانچه بگویند خیر، پیشنماز میباشد، مؤذّن نیامده، شما اذان بگو، میگوید: «خیر، اذان در شأن اینجانب وجود ندارد. اینجانب حجّت الإسلام هستم، می بایست پیشنماز بشوم، اکنون اذان بیان کنم؟! اذان را به یک بچّه بگویید، که بگوید.» این پیش‌بینی هم در داستان گردیده. اذان.
درصورتی که اینجانب بیان کنم تلفن میکنم به شما و شما صدای تلفن را می‌شنوید و برنمی‌داری، بدم میاید، اذان تلفن خداست، تلفن پروردگار زنگ می زند. ما چشم به راه بودیم در جمهوری اسلامی از این مثال داشته باشیم. خانمی داراست جام می شوید، دو تا لیوان‌ها را شسته، لیوان سوّم صدای اذان را شنید، شیر را ببندد، وضو بگیرد، نماز بخواند، جام سوّم را آنگاه بشوید. میشود؟! آری، چه‌گونه در صورتی‌که خواهرت زنگ زد، برادرت زنگ زد، یکی دوستان، آشنایان زنگ زد، فوری شیر را می‌بندی، می‌روی پاسخ میدهی، بعد از آن برمی‌گردی جام را می‌شویی، نمی‌گویی هم اکنون زنگ بزند، اینجانب موقتیً پیاله‌هایم را بشویم. شما در حالتی‌که اواسط کاسه شستن شناخت زنگ زد، موبایل را برمی‌داری، اذان تلفن خداست، بردارید.
4- تعطیلی عمل به هنگام شنیدن اذان
دو رقم انسان داریم، در قرآن دو تایش است، انسان‌هایی داریم که موضوع‌ی بیزنس که میاید، نماز را کنار می گذارند، یک انسان‌هایی داریم، قضیه‌ی نماز که آمد، بیزنس را کنار میگذارند، هر دو را قرآن گفته، «رِجالٌ» (فروغ و روشنایی/ 37)، در قرآن میگوید مردهایی، این عربی‌هایی که می خوانم قرآن میباشد، «رِجالٌ»، مردهایی داریم که، «رِجالٌ لا تُلْهیهِمْ تِجارَهٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ» (نوروفروغ/ 37)، مردهایی می‌باشند راز کارشان می‌باشند، البته صدای اذان را شنیدند، شغل را تعطیل می‌نمایند، چندین دقیقه نماز میخوانند، آن‌گاه ادامه میدهند، تمجید می‌نماید، این یک گروه.
یک گروه عموم را پروردگار در سوره‌ی آدینه از این‌ها نقد می‌نماید، میگوید: خیلی بشر‌های بد و بی‌معرفتی می‌باشند. پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلّم نماز آدینه میخواند، عموم نشسته بودند، خطبه گوش می‌دادند، یک آدینه‌بازاری با طبل و دهل محصول آورده بود، بفروشد. تک تک این‌هایی که پای سخنرانی بودند، سراغ خرید رفتند، تنها دوازده نفر نشستند. قرآن می گوید این‌ها چه‌جور بشر‌هایی می باشند، «وَ إِذا رَأَوْا تِجارَهً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَیْها» (آدینه/ 11)، صدای طبل و دهل و فروش شنیدند، «انْفَضُّوا إِلَیْها»، تمامی بلند شدند، رفتند، «وَ تَرَکُوکَ قائِماً» (آدینه/ 11)، تورا صرفا گذاشتند، پس انسان داریم کسب و کار را رها می‌نماید، به مسجد می‌رود، انسان داریم نماز را رها می‌نماید، سراغ خرید می‌رود.
خاطره‌ای نقل می کنم از آقای انصاری که در بیت امام و در اتاق امام بود. می‌اعلام کرد که: «امام لحظات پایان به اینجانب بیان کرد در حالتی که اینجانب خوابم پیروزی، صدای اذان را شنیدید، مرا بیدار فرمایید، نمازم را ویّل وقت بخوانم.» گفتیم: «دیده.» امام این را اظهار کرد و خوابش موفقیت. ده دقیقه‌ای شد، یا این که نشد، رفتم دیدم که امام خواب میباشد، هر چه خواستم صدایش بزنم، دلم نیامد. یک خورده بالای سرش ایستادم، جرأت نکردم صدایش بزنم، یعنی دلم نیامد، صدایش نزدم. یک سری دقیقه‌ای شد، خویش امام دیده‌هایش را گشوده کرد، اظهار کرد: «آقای انصاری، ظهر شد؟» گفتم: «آری آقا.» ذکر کرد: «کی؟» گفتم: «ده دقیقه پیش» فرمود: «به شما نگفتم صدای اینجانب بزن؟!» اعلام کرد: «آقا آمدم بالای سرت، دلم نیامد.» فرمود: «اینجانب از ویّل عمرم نمازم را ویّل وقت خواندم، چرا روز انتها عمرم نمازم ده دقیقه دیر می شود؟!» این اتّصال به خداست که میگوید: «ایالات متحده هیچ غلطی نمی‌تواند بکند.» زیرا هر که پروردگار پهلویش تبارک میباشد، عالم پهلویش خرد میباشد.

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 525
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 177
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 178
  • بازدید ماه : 178
  • بازدید سال : 1635
  • بازدید کلی : 40404
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی