loading...

مرجع مسجد النبی کوهسنگی مشهد

بازدید : 55
شنبه 24 آذر 1403 زمان : 10:34


اجراکننده: بدین ترتیب، انگیزه، حکمت و مقصد هم معنی می باشند؟
دکتر معالج قرضاوی: نه هم معنی نیستند، هرمورد از آنها از دید اصطلاحی، مفهوم مسجد النبی کوهسنگی مشهد خاص خویش را دارا‌هستند. از جملهً: واژه و کلمه‌ی «انگیزه»، فقها آن‌را درباره ی قیاس به عمل می گیرند و توسط‌ی آن، مسأله‌ایی را بر مسأله‌ی دیگری قیاس می‌نمایند. برای مثالً هر گاه از طرف معبود یا این که فرستاده برای امری نص و یا این که حکمی قطعی صادر خواهد شد و ما بخواهیم مسأله‌ای شبیه را بر آن فرمان منصوص‌علیه قیاس کنیم آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد ، موردنیاز میباشد که علتی مشترک بین آن دو دستور وجود داشته‌باشد.
انگیزه از لحاظ محققان اصول فقه: به وصف و خصوصیت‌ای گفته می‌گردد که بدیهی، ظریف و متناسب با حکم باشد، یعنی بایستی پر‌نور، روشن و قابل در اختیار گرفتن باشد، خیر اینکه بی‌حد و مرز، رهاشده و رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد لرزان و مضطرب باشد. هم خوانی و تناسبت با حکم ‌باشد، این به عبارتی انگیزه میباشد خیر حکمت. با دادن مثالی آن‌را پر‌نور می کنم: برای مثال در ضابطه ارشادوراهنمایی و رانندگی آمده که: هر گاه راننده به لامپ قرمز‌رنگ که رسید بایستی توقف نماید؛ انگیزه توقف چیست؟ انگیزه، لامپ قرمز رنگ میباشد.
حکمت و فلسفه‌ی توقف چیست؟ چیزی‌میباشد غیر از انگیزه، و آن عبارت میباشد از: پرهیز شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد از تصادف و واکنش خودرو‌ها با هم، واکنش با عابرین پیاده‌رو، که در فیض متحمل ضرر و زیان‌هایی از قبیل ضرر و زیان جانی و مالی و ... نگردیم. که‌این حکمت میباشد خیر انگیزه. به خیال و خاطر همین میباشد که آدم مدام می بایست هنگام ظهور انگیزه‌ها توقف نماید. و آن عبارت‌میباشد از قرمز رنگ شدن رنگ لامپ، خیر اینکه بگوید حکمت از این ضابطه تصادف و ... است و الآن خیابان‌ها خالی میباشند و این سیرتکامل مفاد پیش نمی‌آید. پس می بایست در هر اکنون و با وجود انگیزه، ما به رعایت آن ملتزم شویم و شارع احکام را به انگیزه‌ها مرتبط ساخته، یعنی موردنیاز و ملزوم یکدیگر می‌باشند، به این دلیل‌که علل را می‌قدرت تعریف‌و‌تمجید کرد و در چارچوب معینی قرار بخشید. از جملهً: زمانی که آدم به هجرت می‌رود، نمازهای چهار رکعتی را قصر می‌نماید، ظهر و بعدازظهر را با هم گردآوری می‌نماید (گردآوری نثار یا این که گردآوری تأخیر) و همین‌سیرتکامل در مهاجرت روزه را افطار می‌نماید؛ انگیزه این شغل چیست؟ انگیزه این امور هجرت میباشد. البته حکمت و فلسفه‌ی آن وجود سختی و رنج میباشد. ولی اینجا شارع حکم را به وجود رنج موکول نکرده‌میباشد. زیرا سختی بسته به شرایط اشخاص، متعدد میباشد و قابل تمجید وجود ندارد، ممکن میباشد یکی از با وجود سختی و مشقت‌های فراوان بگوید، هنوز میتوانم و روزه بگیرم و دیگری بگوید نمی‌توانم.
اجراکننده: در نمونه آیا این به عبارتی انگیزه میباشد؟
پزشک معالج قرضاوی: مربوط میباشد به آن انگیزه‌هایی که به عبارتی اوصاف پر‌نورِ تمجید‌گردیده و متناسب با حکم میباشد.
اجرا کننده: به خیال پر‌نور‌شدن هر چه بیشتر این مورد برای بینندگان، به مثال‌های دیگری اعتنا میکنیم، به عنوان مثالً: انگیزه در توان دینی فعالیت زنا، جاری ساختن به عبارتی فعالیت فاحشه میباشد، امام حکمت آن عدم اختلاط نسب‌ها و نسل‌هاست ...؟
روحانی قرضاوی: این حکمت میباشد. ولی حکمت قاصر (نارس و ضعیف و محصور)، برای مثال توده‌ای میگویند شریعت، زنا را به خیال اختلاط نسل‌ها تحریم کرده، خیر! شریعت این‌را نگفته‌میباشد، این از تراوشات خیالی عموم میباشد و این مقوله شمولیت و فراگیرندگی ندارد، زیرا در شرایطی که مسأله اختلاط نسل‌ها باشد ... در حالتی که با زنی باردار همبسر خواهد شد چی؟ نسبی اینجا مختل نمی گردد. یا این که درصورتی که با زنی نازا که از سن حمل پیشین، همبستر گردد چی؟ و یا این که از شیوه های دوری از بارداری به کارگیری نماید، به همین‌خیال خیلی خطرناک میباشد که عموم احکام را از نگاه انگیزه‌های نارس و یا این که حکمت‌های قاصر ببینند.

اجرا کننده: جناب روحانی ‌فرمودید که وقتی ما انگیزه را بفهمیم، حکمت و فلسفه‌ی حکم را در مییابیم؟
مدرس قرضاوی: به حیث اینجانب هر گاه انگیزه حکم یا این که حکمت آن را ذکر کردیم، بایستی تمامی مصادیق و حالات آن را در بر گیرد، زیرا مثلا گردآوری‌ای حکمت و انگیزه ممانعت زنا را در اختلاط نسب‌ها خلاصه می‌نمایند در حالی‌ که همگی‌ی شرایط‌ها را در بر نمی‌گیرد. زیرا بیشتراز یک حکمت وجود دارااست و یا این که بعضی در خصوص حکمت و انگیزه نهی کردن ربا این‌سیرتکامل فکر‌می‌کنند که ثروتمندان، فقرا را در تنگنا قرار می دهند؛ در حالی‌که کلیه‌ی گونه های ربا این سیرتکامل وجود ندارد. پس بایستی انگیزه، جامع، بازدارنده و در برگیرنده‌ی همگی‌ی مصادیق باشد.
اجراکننده: بهتر جناب روضه خوان شما در یکی استدلال ها و پژوهش ها این اواخر خودتان در زمینه‌ی هدف های شریعت به سه مکتب‌ی فکری متعدد اشاره‌ی می‌نمایید و آنها‌را: ظاهری‌های تازه، تعطیل‌کنندگان جدید (یعنی عده ای که قایل به تعطیلی نصوص میباشند) و خط سیاق اعتدال می‌نامید. در صورتی‌که ممکن میباشد ماهیت این طریقه‌های سه‌گانه را برای ما توضیح دهید؟
روضه خوان قرضاوی: به عبارتی‌سیرتکامل که گفتیم به مناسبت این قضیه پیش از این در یک نشست در خصوص هدف های شریعت که نهاد آن روحانی احمد زکی یمانی مبنا‌گذاری کرد به دعوا و اذعان کرد‌وگو پرداختیم و مقصود ما تأسیس مرکزی برای رسیدگی و مباحثه‌ی هدف های شریعت بود و و برای این عمل بیشتراز بیست فقید و دانشمند از همه کشورهای عربی و اسلامی گرد هم آمدند و عبد مطلبی در امر رابطه در بین نصوص و هدف های ارائه دادم. به این دلیل که بعضا می کوشند که دربین نص تفصیلی و مقصد کلی حریق پیکار بر افروزند، به این جهت اینجانب در ارتباط رابطه در بین آن دو یادآور شدم که: آیا نصوص جزیی را مهمل و بی‌قیمت در اختیار بگذاریم و بدان اعتنا نکنیم؟ آیا توسط‌ی آن به مبارزه هدف های برویم؟ یا این که هدف های را ابزار مبارزه با نصوص در اختیار بگذاریم؟ این خوب میباشد یا این که نصوص جزیی را در سایه‌ی هدف های و هدف ها کلی فهم و شعور کنیم، این مورد گزینه دعوا ماست. یادآور شدم که در‌این مسأله سه نوع طریقه وجود دارااست و عبد و بنده نگرش او‌لین را مکتب‌ی ظاهری‌های جدید اسم نهادم، چون نصوص را فارغ از پیش گویی مقصود و فلسفه‌ی آن تعبیر و تفسیر می‌نمایند.

اجرا کننده: خواسته شما تعبیر لفظیِ نصوص میباشد؟
پزشک معالج قرضاوی: ظواهر لفظ ها را دقت می‌نمایند ... مکتب و طریقه لفظی، ظواهر لفظ ها را آیتم دقت قرار میدهند و به محتوای آن اعتنا نمی کنند و این نوع برداشت‌ها حتی‌د‌ر ضابطه و فلسفه وجود داراست. و در آن دو نگرش (تعبیر مُضَیَّق و تعبیر و تفسیر مُوَسَّع) و این اولین، به عبارتی دیدگاهی میباشد که بر طبق ظواهر لفظ ها، تعبیر می‌نمایند و محتوا و هدف آن را رها می سازند، در حالی‌که ریشه‌ی تاریخی این نوع نگرش‌ها به بعدازظهر فرستاده بر میشود.
وقتی‌که رسول-صلی‌ الله‌ علیه‌ وسلم-، (بعداز نبرد احزاب) فرمودند: «مَنْ کَانَ یُؤْمِنُ بِاللهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَلایُصَلِّیَنَّ الْعَصْرَ إلَّا فِی بَنِی‌قُرَیْظَةَ»، کسی که که به آفریدگار و روز آخرت ایمان داراست، نماز بعد از ظهر را به جا نیاورد، مگر در بنی‌قریظه. اصحاب رسول به سوی بنی‌قریظه تکان کردند. جمع‌ای در مسیر متوجه شدند که خورشید در حدود غروب میباشد و گفتند خواسته رسول این عدم وجود که ما نماز بعدازظهر را اقامه نکنیم و قضا خواهد شد، بلکه غرض وی عجله در تکان بود، پس نماز بعد از ظهر را گذاردند. وی با اعتنا به مقصد، محتوای فرموده‌ی فرستاده را مدنظر قرار دادند.


اجراکننده: بدین ترتیب، انگیزه، حکمت و مقصد هم معنی می باشند؟
دکتر معالج قرضاوی: نه هم معنی نیستند، هرمورد از آنها از دید اصطلاحی، مفهوم مسجد النبی کوهسنگی مشهد خاص خویش را دارا‌هستند. از جملهً: واژه و کلمه‌ی «انگیزه»، فقها آن‌را درباره ی قیاس به عمل می گیرند و توسط‌ی آن، مسأله‌ایی را بر مسأله‌ی دیگری قیاس می‌نمایند. برای مثالً هر گاه از طرف معبود یا این که فرستاده برای امری نص و یا این که حکمی قطعی صادر خواهد شد و ما بخواهیم مسأله‌ای شبیه را بر آن فرمان منصوص‌علیه قیاس کنیم آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد ، موردنیاز میباشد که علتی مشترک بین آن دو دستور وجود داشته‌باشد.
انگیزه از لحاظ محققان اصول فقه: به وصف و خصوصیت‌ای گفته می‌گردد که بدیهی، ظریف و متناسب با حکم باشد، یعنی بایستی پر‌نور، روشن و قابل در اختیار گرفتن باشد، خیر اینکه بی‌حد و مرز، رهاشده و رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد لرزان و مضطرب باشد. هم خوانی و تناسبت با حکم ‌باشد، این به عبارتی انگیزه میباشد خیر حکمت. با دادن مثالی آن‌را پر‌نور می کنم: برای مثال در ضابطه ارشادوراهنمایی و رانندگی آمده که: هر گاه راننده به لامپ قرمز‌رنگ که رسید بایستی توقف نماید؛ انگیزه توقف چیست؟ انگیزه، لامپ قرمز رنگ میباشد.
حکمت و فلسفه‌ی توقف چیست؟ چیزی‌میباشد غیر از انگیزه، و آن عبارت میباشد از: پرهیز شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد از تصادف و واکنش خودرو‌ها با هم، واکنش با عابرین پیاده‌رو، که در فیض متحمل ضرر و زیان‌هایی از قبیل ضرر و زیان جانی و مالی و ... نگردیم. که‌این حکمت میباشد خیر انگیزه. به خیال و خاطر همین میباشد که آدم مدام می بایست هنگام ظهور انگیزه‌ها توقف نماید. و آن عبارت‌میباشد از قرمز رنگ شدن رنگ لامپ، خیر اینکه بگوید حکمت از این ضابطه تصادف و ... است و الآن خیابان‌ها خالی میباشند و این سیرتکامل مفاد پیش نمی‌آید. پس می بایست در هر اکنون و با وجود انگیزه، ما به رعایت آن ملتزم شویم و شارع احکام را به انگیزه‌ها مرتبط ساخته، یعنی موردنیاز و ملزوم یکدیگر می‌باشند، به این دلیل‌که علل را می‌قدرت تعریف‌و‌تمجید کرد و در چارچوب معینی قرار بخشید. از جملهً: زمانی که آدم به هجرت می‌رود، نمازهای چهار رکعتی را قصر می‌نماید، ظهر و بعدازظهر را با هم گردآوری می‌نماید (گردآوری نثار یا این که گردآوری تأخیر) و همین‌سیرتکامل در مهاجرت روزه را افطار می‌نماید؛ انگیزه این شغل چیست؟ انگیزه این امور هجرت میباشد. البته حکمت و فلسفه‌ی آن وجود سختی و رنج میباشد. ولی اینجا شارع حکم را به وجود رنج موکول نکرده‌میباشد. زیرا سختی بسته به شرایط اشخاص، متعدد میباشد و قابل تمجید وجود ندارد، ممکن میباشد یکی از با وجود سختی و مشقت‌های فراوان بگوید، هنوز میتوانم و روزه بگیرم و دیگری بگوید نمی‌توانم.
اجراکننده: در نمونه آیا این به عبارتی انگیزه میباشد؟
پزشک معالج قرضاوی: مربوط میباشد به آن انگیزه‌هایی که به عبارتی اوصاف پر‌نورِ تمجید‌گردیده و متناسب با حکم میباشد.
اجرا کننده: به خیال پر‌نور‌شدن هر چه بیشتر این مورد برای بینندگان، به مثال‌های دیگری اعتنا میکنیم، به عنوان مثالً: انگیزه در توان دینی فعالیت زنا، جاری ساختن به عبارتی فعالیت فاحشه میباشد، امام حکمت آن عدم اختلاط نسب‌ها و نسل‌هاست ...؟
روحانی قرضاوی: این حکمت میباشد. ولی حکمت قاصر (نارس و ضعیف و محصور)، برای مثال توده‌ای میگویند شریعت، زنا را به خیال اختلاط نسل‌ها تحریم کرده، خیر! شریعت این‌را نگفته‌میباشد، این از تراوشات خیالی عموم میباشد و این مقوله شمولیت و فراگیرندگی ندارد، زیرا در شرایطی که مسأله اختلاط نسل‌ها باشد ... در حالتی که با زنی باردار همبسر خواهد شد چی؟ نسبی اینجا مختل نمی گردد. یا این که درصورتی که با زنی نازا که از سن حمل پیشین، همبستر گردد چی؟ و یا این که از شیوه های دوری از بارداری به کارگیری نماید، به همین‌خیال خیلی خطرناک میباشد که عموم احکام را از نگاه انگیزه‌های نارس و یا این که حکمت‌های قاصر ببینند.

اجرا کننده: جناب روحانی ‌فرمودید که وقتی ما انگیزه را بفهمیم، حکمت و فلسفه‌ی حکم را در مییابیم؟
مدرس قرضاوی: به حیث اینجانب هر گاه انگیزه حکم یا این که حکمت آن را ذکر کردیم، بایستی تمامی مصادیق و حالات آن را در بر گیرد، زیرا مثلا گردآوری‌ای حکمت و انگیزه ممانعت زنا را در اختلاط نسب‌ها خلاصه می‌نمایند در حالی‌ که همگی‌ی شرایط‌ها را در بر نمی‌گیرد. زیرا بیشتراز یک حکمت وجود دارااست و یا این که بعضی در خصوص حکمت و انگیزه نهی کردن ربا این‌سیرتکامل فکر‌می‌کنند که ثروتمندان، فقرا را در تنگنا قرار می دهند؛ در حالی‌که کلیه‌ی گونه های ربا این سیرتکامل وجود ندارد. پس بایستی انگیزه، جامع، بازدارنده و در برگیرنده‌ی همگی‌ی مصادیق باشد.
اجراکننده: بهتر جناب روضه خوان شما در یکی استدلال ها و پژوهش ها این اواخر خودتان در زمینه‌ی هدف های شریعت به سه مکتب‌ی فکری متعدد اشاره‌ی می‌نمایید و آنها‌را: ظاهری‌های تازه، تعطیل‌کنندگان جدید (یعنی عده ای که قایل به تعطیلی نصوص میباشند) و خط سیاق اعتدال می‌نامید. در صورتی‌که ممکن میباشد ماهیت این طریقه‌های سه‌گانه را برای ما توضیح دهید؟
روضه خوان قرضاوی: به عبارتی‌سیرتکامل که گفتیم به مناسبت این قضیه پیش از این در یک نشست در خصوص هدف های شریعت که نهاد آن روحانی احمد زکی یمانی مبنا‌گذاری کرد به دعوا و اذعان کرد‌وگو پرداختیم و مقصود ما تأسیس مرکزی برای رسیدگی و مباحثه‌ی هدف های شریعت بود و و برای این عمل بیشتراز بیست فقید و دانشمند از همه کشورهای عربی و اسلامی گرد هم آمدند و عبد مطلبی در امر رابطه در بین نصوص و هدف های ارائه دادم. به این دلیل که بعضا می کوشند که دربین نص تفصیلی و مقصد کلی حریق پیکار بر افروزند، به این جهت اینجانب در ارتباط رابطه در بین آن دو یادآور شدم که: آیا نصوص جزیی را مهمل و بی‌قیمت در اختیار بگذاریم و بدان اعتنا نکنیم؟ آیا توسط‌ی آن به مبارزه هدف های برویم؟ یا این که هدف های را ابزار مبارزه با نصوص در اختیار بگذاریم؟ این خوب میباشد یا این که نصوص جزیی را در سایه‌ی هدف های و هدف ها کلی فهم و شعور کنیم، این مورد گزینه دعوا ماست. یادآور شدم که در‌این مسأله سه نوع طریقه وجود دارااست و عبد و بنده نگرش او‌لین را مکتب‌ی ظاهری‌های جدید اسم نهادم، چون نصوص را فارغ از پیش گویی مقصود و فلسفه‌ی آن تعبیر و تفسیر می‌نمایند.

اجرا کننده: خواسته شما تعبیر لفظیِ نصوص میباشد؟
پزشک معالج قرضاوی: ظواهر لفظ ها را دقت می‌نمایند ... مکتب و طریقه لفظی، ظواهر لفظ ها را آیتم دقت قرار میدهند و به محتوای آن اعتنا نمی کنند و این نوع برداشت‌ها حتی‌د‌ر ضابطه و فلسفه وجود داراست. و در آن دو نگرش (تعبیر مُضَیَّق و تعبیر و تفسیر مُوَسَّع) و این اولین، به عبارتی دیدگاهی میباشد که بر طبق ظواهر لفظ ها، تعبیر می‌نمایند و محتوا و هدف آن را رها می سازند، در حالی‌که ریشه‌ی تاریخی این نوع نگرش‌ها به بعدازظهر فرستاده بر میشود.
وقتی‌که رسول-صلی‌ الله‌ علیه‌ وسلم-، (بعداز نبرد احزاب) فرمودند: «مَنْ کَانَ یُؤْمِنُ بِاللهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَلایُصَلِّیَنَّ الْعَصْرَ إلَّا فِی بَنِی‌قُرَیْظَةَ»، کسی که که به آفریدگار و روز آخرت ایمان داراست، نماز بعد از ظهر را به جا نیاورد، مگر در بنی‌قریظه. اصحاب رسول به سوی بنی‌قریظه تکان کردند. جمع‌ای در مسیر متوجه شدند که خورشید در حدود غروب میباشد و گفتند خواسته رسول این عدم وجود که ما نماز بعدازظهر را اقامه نکنیم و قضا خواهد شد، بلکه غرض وی عجله در تکان بود، پس نماز بعد از ظهر را گذاردند. وی با اعتنا به مقصد، محتوای فرموده‌ی فرستاده را مدنظر قرار دادند.

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 525
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 90
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 188
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 280
  • بازدید ماه : 280
  • بازدید سال : 1737
  • بازدید کلی : 40506
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی