پیشینه باور شیعه به مهدی و قائم
نوشتهیعلمیهای اساسی: مهدی و قائم آل محمد
چنانکه جاسم حسین توضیح میدهد معنا «مهدی» بهتیترِ فردِ هدایتگردیده از فرصت فرستاده استفاده می شد. هم اهل سنت آن را برای خلفای راشدین بهفعالیت بردند و هم شیعه آن را برای امامان به کار گرفت. مثلا در قیام حسین بن علی شیعه هاِ کوفه از او بهتیتر مهدی دعوت کردند و هم سلیمان بن صُرَد بعداز کشته شدنش با این تیتر از وی تجلیل کرد. ولی کاربرد آن در معناِ منجی از مجالِ قیام مختار و بوسیله مختار ثَقَفی برای محمد حنفیه آشکار مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.[۱]
تایپوگرافی اسم حجت بن الحسن العسکری بر دیوارهای از مقبره امام حسین در کربلا
بهگفتهٔ سعید امیرارجمند و ویلفرد مادلونگ، آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد [یادداشت ۱]
اولین اشارات به وجود «اعتقادوباور به مهدی»، غایب بودن و منجی در نزد مسلمانها به مجال فرقهٔ شیعهٔ کِیْسانیّه بازمیشود؛ فرقهای که بعد از سرکوب قیام مختار صورت گرفت.[۲][۳] آنها محمد حنفیه، فرزندِ علی و امام نخستین شیعهها را مهدی میدانستند و بعد از فوتِ وی اینگونه اعلام کردند که وی نمردهمیباشد و در کوه رَضْوا در مدینه در غایب بودن بهرمز میبَرد و روزی بهتیتر مهدی و قائم بازخواهد رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد گشت.
[۴] بهنوشتهٔ مادلونگ، شیعه ها بارها به اشخاصِ زیادی از فامیلِ فرستاده اسلام بهتیتر مهدی روی آوردند. البته این اشخاص نتوانستند انتظاراتِ شیعه ها را برآورده سازند. عده ای مانند محمد حنفیه، ابوهاشم فرزند محمد حنفیه، محمد بن معاویه از خویشاوندان جعفر ابوطالب، محمد بن عبدالله نفس زکیه، جعفر راست گو و موسی کاظم هرمورد در برههای، مهدی موعود شیعه ها شناخته شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد میشدند.
[۵] خلال کیسانیه، زیدیه از تیترِ مهدی با مضمونِ منجیِ انتهای تاریخ برای رهبرانشان که قیام مسلحانه کردند، مکرراً استعمال نمودند. همینطور مجموعههای منشعب از امامیه نظیر ناووسیه و واقفیه این کنیه را با همین معنا برای امامان ششم و هفتم بعد از درگذشتشان بهعمل بردند.[۶]
هم محمد باقر و هم جعفر درستگو در مورد ها متعدد بوسیلهِ رهروانشان گزینه اعتقاد قرار گرفتند که در حالتیکه در مقابلِ حکومت وقت قیام نمایند از آنان دفاع خواهند نمود؛ البته این امامان در جواب، شیعههاشان را به ادب فرامیخوانند و میگفتند گرچه همگیٔ امامان قائم میباشند و امکانِ سرنگون کردن حکومتهای جور را داراهستند، البته قائمِ موعود بعد از غایب بودن بهامر پروردگار ظهور خواهد کرد تا بیعدالتی را از در بین ببرَد.[۷] در ارتباط کاربرد مهدی بهتیتر منجیْ به وسیله امامیه اختلاف حیث وجود داراست. بهنوشتهٔ مُدرّسی امامیه از مجال علی و کیسانیه با ایدهٔ قائم آشنا بودند. تا فرصت زمان موسوم به غایب بودن صغری، معنی مهدی یک ایده وابسته به غیر امامیه بود. شیعه ها در زمان غایب بودن به ندرت ایدهٔ مهدی وابسته به غیر امامیه و قائم وابسته به امامیه را در هم مخلوط کردند. هرچند در کتابهای برجامانده تا دهههای پایان قرن سوم هجری/نهم میلادی، امام دوازدهمِ شیعه به عبارتی قائم دانسته میشد. البته از آغاز قرن آینده، کتابهای شیعه، امام دوازدهمِ شیعه را مهدی مینامیدند.[۸] ساشادینا نیز میگوید مهدویتِ امام دوازدهم توسعهِ عقیدهٔ امامتِ امام غایب بود که آن را با نظریهٔ ظهور مهدی و ساخت عدل و داد ادغام نمود در حالی که قبل از آن، امام دوازدهمْ مهدی موعود تلقی نمی شد. در مقابل جاسم حسین مینویسد خیر فقط مهدی بهمعنای منجی نزد امامیه از فرصت ائمه بهفعالیت میرفته، بلکه امامان قبلی معتقد بودند هر کدام از آنها درصورتی که حالت ایجاب نماید میتواند مهدیِ قائم باشد.[۹] او میگوید از اول سالها مسلمان ها اعتقاد و باور داشتند که فرستاده نویدِ وارد شدنِ مردی از نسل حسین بن علی را داده که در آجل با خنجر قیام مینماید تا بدعتها را از اسلام بزداید. البته رقابتِ سیاسی بین مسلمان ها باعث شد بعضی مجموعهها مبادرت به بهره برداری و تحریفِ روایات نبوی کنند تا از آنان در پیکار سیاسی به کار گیری بَتیزهوش.[۱۰]
پیشینه باور شیعه به مهدی و قائم
نوشتهیعلمیهای اساسی: مهدی و قائم آل محمد
چنانکه جاسم حسین توضیح میدهد معنا «مهدی» بهتیترِ فردِ هدایتگردیده از فرصت فرستاده استفاده می شد. هم اهل سنت آن را برای خلفای راشدین بهفعالیت بردند و هم شیعه آن را برای امامان به کار گرفت. مثلا در قیام حسین بن علی شیعه هاِ کوفه از او بهتیتر مهدی دعوت کردند و هم سلیمان بن صُرَد بعداز کشته شدنش با این تیتر از وی تجلیل کرد. ولی کاربرد آن در معناِ منجی از مجالِ قیام مختار و بوسیله مختار ثَقَفی برای محمد حنفیه آشکار مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.[۱]
تایپوگرافی اسم حجت بن الحسن العسکری بر دیوارهای از مقبره امام حسین در کربلا
بهگفتهٔ سعید امیرارجمند و ویلفرد مادلونگ، آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد [یادداشت ۱]
اولین اشارات به وجود «اعتقادوباور به مهدی»، غایب بودن و منجی در نزد مسلمانها به مجال فرقهٔ شیعهٔ کِیْسانیّه بازمیشود؛ فرقهای که بعد از سرکوب قیام مختار صورت گرفت.[۲][۳] آنها محمد حنفیه، فرزندِ علی و امام نخستین شیعهها را مهدی میدانستند و بعد از فوتِ وی اینگونه اعلام کردند که وی نمردهمیباشد و در کوه رَضْوا در مدینه در غایب بودن بهرمز میبَرد و روزی بهتیتر مهدی و قائم بازخواهد رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد گشت.
[۴] بهنوشتهٔ مادلونگ، شیعه ها بارها به اشخاصِ زیادی از فامیلِ فرستاده اسلام بهتیتر مهدی روی آوردند. البته این اشخاص نتوانستند انتظاراتِ شیعه ها را برآورده سازند. عده ای مانند محمد حنفیه، ابوهاشم فرزند محمد حنفیه، محمد بن معاویه از خویشاوندان جعفر ابوطالب، محمد بن عبدالله نفس زکیه، جعفر راست گو و موسی کاظم هرمورد در برههای، مهدی موعود شیعه ها شناخته شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد میشدند.
[۵] خلال کیسانیه، زیدیه از تیترِ مهدی با مضمونِ منجیِ انتهای تاریخ برای رهبرانشان که قیام مسلحانه کردند، مکرراً استعمال نمودند. همینطور مجموعههای منشعب از امامیه نظیر ناووسیه و واقفیه این کنیه را با همین معنا برای امامان ششم و هفتم بعد از درگذشتشان بهعمل بردند.[۶]
هم محمد باقر و هم جعفر درستگو در مورد ها متعدد بوسیلهِ رهروانشان گزینه اعتقاد قرار گرفتند که در حالتیکه در مقابلِ حکومت وقت قیام نمایند از آنان دفاع خواهند نمود؛ البته این امامان در جواب، شیعههاشان را به ادب فرامیخوانند و میگفتند گرچه همگیٔ امامان قائم میباشند و امکانِ سرنگون کردن حکومتهای جور را داراهستند، البته قائمِ موعود بعد از غایب بودن بهامر پروردگار ظهور خواهد کرد تا بیعدالتی را از در بین ببرَد.[۷] در ارتباط کاربرد مهدی بهتیتر منجیْ به وسیله امامیه اختلاف حیث وجود داراست. بهنوشتهٔ مُدرّسی امامیه از مجال علی و کیسانیه با ایدهٔ قائم آشنا بودند. تا فرصت زمان موسوم به غایب بودن صغری، معنی مهدی یک ایده وابسته به غیر امامیه بود. شیعه ها در زمان غایب بودن به ندرت ایدهٔ مهدی وابسته به غیر امامیه و قائم وابسته به امامیه را در هم مخلوط کردند. هرچند در کتابهای برجامانده تا دهههای پایان قرن سوم هجری/نهم میلادی، امام دوازدهمِ شیعه به عبارتی قائم دانسته میشد. البته از آغاز قرن آینده، کتابهای شیعه، امام دوازدهمِ شیعه را مهدی مینامیدند.[۸] ساشادینا نیز میگوید مهدویتِ امام دوازدهم توسعهِ عقیدهٔ امامتِ امام غایب بود که آن را با نظریهٔ ظهور مهدی و ساخت عدل و داد ادغام نمود در حالی که قبل از آن، امام دوازدهمْ مهدی موعود تلقی نمی شد. در مقابل جاسم حسین مینویسد خیر فقط مهدی بهمعنای منجی نزد امامیه از فرصت ائمه بهفعالیت میرفته، بلکه امامان قبلی معتقد بودند هر کدام از آنها درصورتی که حالت ایجاب نماید میتواند مهدیِ قائم باشد.[۹] او میگوید از اول سالها مسلمان ها اعتقاد و باور داشتند که فرستاده نویدِ وارد شدنِ مردی از نسل حسین بن علی را داده که در آجل با خنجر قیام مینماید تا بدعتها را از اسلام بزداید. البته رقابتِ سیاسی بین مسلمان ها باعث شد بعضی مجموعهها مبادرت به بهره برداری و تحریفِ روایات نبوی کنند تا از آنان در پیکار سیاسی به کار گیری بَتیزهوش.[۱۰]

مسجد النبی کوهسنگی مشهد: تاریخچه و نقش در مناسبتهای مذهبی