loading...

مرجع مسجد النبی کوهسنگی مشهد

بازدید : 66
شنبه 30 فروردين 1404 زمان : 10:27


بستر پیدایش و شالوده‌گذاری
بستر پیدایش سازمان مجاهدین اخلاق و رفتار بر دو فرآیند تاریخی در کشور‌ایران، بعد از شهریور ۱۳۲۰ش، متکی دانسته گردیده است:[۳۰] اولیه، محبوبیت درنگ­‌های انقلابی و بهبودخواه مارکسیستی در دنیا و پذیرفته­‌شدن این ایدئولوژی به­‌تیتر یک الگوی علمی و کارگشا برای کنش اجتماعی؛[۳۱] دوم، پیدایش نگرشی جدید به اسلام و منزلت آن در اجتماع که کوشش می‌­کرد تفسیری روزآمد از اسلام را با فکر­‌های امروزی غربی یاروهمدم نماید.[۳۲] ملازمت این دو پروسه منجر پیدایش تلفیقی دربین تفکر‌­های اسلامی و مارکسیستی فی مابین مجاهدین دانسته شد‌ه‌است؛ تلفیقی که آن‌ها‌را بر آن داشت که، با داشتن علایق مذهبی، مارکسیسم را به‌­تیتر طرز نزاع بپذیرند و راه‌حل‌­ اصلاح اجتماع را در تلفیق این دو عالم‌بینی مسجد النبی کوهسنگی مشهد بدانند.[۳۳]

به‌گفته بعضی دانشمندان، در نصفه دهه ۱۳۴۰ش، سازمان مجاهدین خلق و خوی کشور‌ایران پیرو تنش‌های سیاسی و اجتماعی فی مابین حکومت و جامعه صورت گرفت.[۳۴] این سازمان از رهروان فکری نهضت آزادی دانسته گردیده که اعضای اول آن عمدتاً از خانواده‌های مذهبی[۳۵] و طبقات متفاوت اجتماعی[۳۶] بودند. پیدایش مجاهدین اخلاق بازتابی از ناکامی نهضت ملی در مرداد ۱۳۳۲ش و قیام ۱۵ خرداد ماه ۱۳۴۲ش بر بستر تأثیر تکان‌های انقلابی مارکسیستی در آن روزگار دانسته آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد گردیده است.[۳۷]

شالوده‌گذاران
به‌گزارش بعضی منابع، سازمان مجاهدین به وسیله سه نفر[۳۸] از اعضای قبلی نهضت آزادی و سوا‌التحصیلان کالج طهران تشکیل شد:[۳۹] محمد حنیف‌نژاد (۱۳۱۷-۱۳۵۱ش)، سعید محسن (۱۳۱۸-۱۳۵۱ش) و عبدالرضا نیک‌در بین رودسری (۱۳۲۱-۱۳۹۶ش) که بعداً بر تعداد آنان افزوده شد؛[۴۰] به‌طوری که در سال ۱۳۵۰ش، به دوازده نفر رسید.[۴۱] به‌گفته یک کدام از اعضای اول سازمان، آنها به دنبال نجات عموم از فقر و استثمار بودند و به همین عامل به تحقیق پیرامون اخلاق حکومت و تأثیر آن در اوضاع عموم پرداختند.[۴۲] به لحاظ بعضی دانشمندان، آنها نهایتاً پایین تأثیر سرکوب‌گری رژیم پهلوی و تجارب جهانی چپ، جنگ مسلحانه با حکومت در پوسته چریک شهری را برهان نجات و اصلاح جامعه دانستند و اسم سازمان خویش را سازمان مجاهدین خوی کشور‌ایران رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد نهادند.[۴۳]

از خاطرات یکی مجاهدین نخستین
سراغ قرآن رفتم. تا آن را گشودم، طبق عادت دیرینه چشمانم رفت سراغ سوره‌های جنگی توبه و انفال... خیلی به هیجان آمدم و لذت بردم؛ پر نمک نزاع در منش پروردگار را در اینجانب مجدد برانگیخت... ولی خوشحالی‌ام زیاد نپایید. دیدم این آیه ها را هم با یاری مارکسیسم مضمون‌ کرده‌ایم... در صورتی‌که مارکسیسم را کنار بگذاریم، این آیه ها را چطور قادر خواهیم بود به‌شکل انقلابی تعبیر و تفسیر کنیم؟... ابداً سوای مارکسیسم پیکار مسلحانه برای ما چه توجیهی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد دارااست؟[۴۴]

ایدئولوژی و منزلت مذهب در آن
ایدئولوژی سازمان مجاهدین در راستای تلفیق یافته‌های مارکسیستی با مفاهیم مذهبی دانسته گردیده است؛[۴۵] امری که برای آن از آیه‌ها قرآن استعمال میشد.[۴۶] به‌گفته پیامبر جعفریان، تاریخ‌پژوه شیعه، این تلفیق فی مابین مارکسیسم و مذهب در آموزش و پرورش سازمان نیز جریان داشت و حاصلش نظامی بود که خیر به طور کاملً مذهبی بود و خیر دنیوی‌گرایانه.[۴۷] مجاهدین مارکسیست‌های غیر دنیوی‌گرا خوانده گردیده‌اند.[۴۸] اورده شده که آن ها مهمترین اصل دنیوی‌گرایی (حق اولویت ماده بر روح) را رد می‌کردند، البته در باقی اصول بنیادی آن (برای مثال دنیوی‌گرایی تاریخی) با مارکسیست‌ها هم‌حیث بودند.[۴۹]

یک کدام از اصول بنیادین سازمان (ذیل تأثیر عقیده‌ای از مهدی تاجر)[۵۰] این گزارش گردیده که روش پروردگار و تکامل انسان (به‌تیتر یک اصل مارکسیستی) یکی از میباشد.[۵۱] بر طبق این دیدگاه از یک‌سو، مجاهدین با عبد‌فهمیدن این فرآیندِ دنیویِ تاریخْ آن را شرعی تلقی می‌کردند و با به کارگیری از آن قیام‌های انبیاء(ع) و ائمه(ع)، مانند قیام عاشورا، را تبیین می‌کردند؛[۵۲] از سوی دیگر، اشخاصی مانند شغلْل مارْکس (درگذشت: ۱۸۸۳م)، محور‌گذار مارکسیسم، و مائو (درگذشت: ۱۹۷۶م)، عقیده‌پرداز مارکسیست و محور‌گذار مائوئیسم، در عین دنیوی‌گرابودن مؤمن تلقی می‌شدند؛ زیرا در راه و روش تکامل انسان، که با راه و روش خداوند و آیین یک کدام از بود، قدم می‌زدند.[۵۳]

به‌گفته بعضا دانشمندان، این نوع دیدگاه به اسلام و مارکسیسم در بین مجاهدین خوی موجب شد که رژیم پهلوی از آن‌ها با تیتر «مارکسیست‌های اسلامی» حافظه نماید و داعیه نماید که اسلام آنها صرفا پوششی برای مخفی‌کردن عقاید مارکسیستی آنهاست؛[۵۴] در جواب مجاهدین می‌گفتند:‌ گرچه مارکسیسم را چونان شیوه توسعه یافته چک اجتماعی و دانش نبرد پذیرفته‌ایم، دنیوی‌گرایی را مردود میدانیم و اسلام را سرچشمه الهام فرهنگ وتمدن و ایدئولوژی خویش قلمداد میکنیم.[۵۵] به‌گزارش جعفریان، سران مجاهدین معتقد بودند که بعضی از اصول مارکسیسم (مانند تکان) از معارف فقاهتی میباشد و مؤمنان نسبت به آن فضل و ادب حق اولویت داشته‌اند.[۵۶]

عقاید و جاری ساختن شرعی مجاهدین
به‌گفته بعضی دانشمندان، اکثر اعضای مجاهدین از خانواده‌های مذهبی بودند[۵۷] و تمامی آن ها شیعه[۵۸] بودند. به‌حیث جعفریان، به‌رغم حیث بعضی، مجاهدین مارکسیست که کارایی می‌نمایند سازمان را از آغاز دارنده رغبت مذهبی کمرنگ معرفی نمایند، مذهب فی مابین مجاهدان اول برجسته بود و آنها بر اسلام تأکید فراوان داشتند؛[۵۹] البته ضعف فقهی و دینی نسل دوم و سوم مجاهدین موجب بازاندیشی تدریجی در نگاه شرعی سازمان و نهایتاً تغییر و تحول ایدئولوژی آنها به مارکسیسم شد.[۶۰]

به‌گزارش بعضا منابع، با جداشدن مجاهدین مارکسیست از سازمان، مجاهدین مسلمان زیر سیطره طریقه‌های ایدئولوژیک سران نو آن، به‌خصوص مسعود رجوی، به عقاید نظری و عملی مجاهدین نخستین مجاورت شدند،[۶۱] اما عقاید و مناسک فقهی جدید‌ای حول شخصیت رجوی و همسرش مریم رجوی به نظام فقاهتی آن‌ها اضافه شوید؛[۶۲] برای مثال، اورده شده که در طی استقرار سازمان در عراق، در مراسم احیاء و در هنگام قرآن به راز به دست آوردن بعداز اسم ائمه(ع) اسم مسعود و مریم هم، به‌تیتر اولیاء الهی برده می‌شد‌ه‌است.[۶۳]


بستر پیدایش و شالوده‌گذاری
بستر پیدایش سازمان مجاهدین اخلاق و رفتار بر دو فرآیند تاریخی در کشور‌ایران، بعد از شهریور ۱۳۲۰ش، متکی دانسته گردیده است:[۳۰] اولیه، محبوبیت درنگ­‌های انقلابی و بهبودخواه مارکسیستی در دنیا و پذیرفته­‌شدن این ایدئولوژی به­‌تیتر یک الگوی علمی و کارگشا برای کنش اجتماعی؛[۳۱] دوم، پیدایش نگرشی جدید به اسلام و منزلت آن در اجتماع که کوشش می‌­کرد تفسیری روزآمد از اسلام را با فکر­‌های امروزی غربی یاروهمدم نماید.[۳۲] ملازمت این دو پروسه منجر پیدایش تلفیقی دربین تفکر‌­های اسلامی و مارکسیستی فی مابین مجاهدین دانسته شد‌ه‌است؛ تلفیقی که آن‌ها‌را بر آن داشت که، با داشتن علایق مذهبی، مارکسیسم را به‌­تیتر طرز نزاع بپذیرند و راه‌حل‌­ اصلاح اجتماع را در تلفیق این دو عالم‌بینی مسجد النبی کوهسنگی مشهد بدانند.[۳۳]

به‌گفته بعضی دانشمندان، در نصفه دهه ۱۳۴۰ش، سازمان مجاهدین خلق و خوی کشور‌ایران پیرو تنش‌های سیاسی و اجتماعی فی مابین حکومت و جامعه صورت گرفت.[۳۴] این سازمان از رهروان فکری نهضت آزادی دانسته گردیده که اعضای اول آن عمدتاً از خانواده‌های مذهبی[۳۵] و طبقات متفاوت اجتماعی[۳۶] بودند. پیدایش مجاهدین اخلاق بازتابی از ناکامی نهضت ملی در مرداد ۱۳۳۲ش و قیام ۱۵ خرداد ماه ۱۳۴۲ش بر بستر تأثیر تکان‌های انقلابی مارکسیستی در آن روزگار دانسته آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد گردیده است.[۳۷]

شالوده‌گذاران
به‌گزارش بعضی منابع، سازمان مجاهدین به وسیله سه نفر[۳۸] از اعضای قبلی نهضت آزادی و سوا‌التحصیلان کالج طهران تشکیل شد:[۳۹] محمد حنیف‌نژاد (۱۳۱۷-۱۳۵۱ش)، سعید محسن (۱۳۱۸-۱۳۵۱ش) و عبدالرضا نیک‌در بین رودسری (۱۳۲۱-۱۳۹۶ش) که بعداً بر تعداد آنان افزوده شد؛[۴۰] به‌طوری که در سال ۱۳۵۰ش، به دوازده نفر رسید.[۴۱] به‌گفته یک کدام از اعضای اول سازمان، آنها به دنبال نجات عموم از فقر و استثمار بودند و به همین عامل به تحقیق پیرامون اخلاق حکومت و تأثیر آن در اوضاع عموم پرداختند.[۴۲] به لحاظ بعضی دانشمندان، آنها نهایتاً پایین تأثیر سرکوب‌گری رژیم پهلوی و تجارب جهانی چپ، جنگ مسلحانه با حکومت در پوسته چریک شهری را برهان نجات و اصلاح جامعه دانستند و اسم سازمان خویش را سازمان مجاهدین خوی کشور‌ایران رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد نهادند.[۴۳]

از خاطرات یکی مجاهدین نخستین
سراغ قرآن رفتم. تا آن را گشودم، طبق عادت دیرینه چشمانم رفت سراغ سوره‌های جنگی توبه و انفال... خیلی به هیجان آمدم و لذت بردم؛ پر نمک نزاع در منش پروردگار را در اینجانب مجدد برانگیخت... ولی خوشحالی‌ام زیاد نپایید. دیدم این آیه ها را هم با یاری مارکسیسم مضمون‌ کرده‌ایم... در صورتی‌که مارکسیسم را کنار بگذاریم، این آیه ها را چطور قادر خواهیم بود به‌شکل انقلابی تعبیر و تفسیر کنیم؟... ابداً سوای مارکسیسم پیکار مسلحانه برای ما چه توجیهی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد دارااست؟[۴۴]

ایدئولوژی و منزلت مذهب در آن
ایدئولوژی سازمان مجاهدین در راستای تلفیق یافته‌های مارکسیستی با مفاهیم مذهبی دانسته گردیده است؛[۴۵] امری که برای آن از آیه‌ها قرآن استعمال میشد.[۴۶] به‌گفته پیامبر جعفریان، تاریخ‌پژوه شیعه، این تلفیق فی مابین مارکسیسم و مذهب در آموزش و پرورش سازمان نیز جریان داشت و حاصلش نظامی بود که خیر به طور کاملً مذهبی بود و خیر دنیوی‌گرایانه.[۴۷] مجاهدین مارکسیست‌های غیر دنیوی‌گرا خوانده گردیده‌اند.[۴۸] اورده شده که آن ها مهمترین اصل دنیوی‌گرایی (حق اولویت ماده بر روح) را رد می‌کردند، البته در باقی اصول بنیادی آن (برای مثال دنیوی‌گرایی تاریخی) با مارکسیست‌ها هم‌حیث بودند.[۴۹]

یک کدام از اصول بنیادین سازمان (ذیل تأثیر عقیده‌ای از مهدی تاجر)[۵۰] این گزارش گردیده که روش پروردگار و تکامل انسان (به‌تیتر یک اصل مارکسیستی) یکی از میباشد.[۵۱] بر طبق این دیدگاه از یک‌سو، مجاهدین با عبد‌فهمیدن این فرآیندِ دنیویِ تاریخْ آن را شرعی تلقی می‌کردند و با به کارگیری از آن قیام‌های انبیاء(ع) و ائمه(ع)، مانند قیام عاشورا، را تبیین می‌کردند؛[۵۲] از سوی دیگر، اشخاصی مانند شغلْل مارْکس (درگذشت: ۱۸۸۳م)، محور‌گذار مارکسیسم، و مائو (درگذشت: ۱۹۷۶م)، عقیده‌پرداز مارکسیست و محور‌گذار مائوئیسم، در عین دنیوی‌گرابودن مؤمن تلقی می‌شدند؛ زیرا در راه و روش تکامل انسان، که با راه و روش خداوند و آیین یک کدام از بود، قدم می‌زدند.[۵۳]

به‌گفته بعضا دانشمندان، این نوع دیدگاه به اسلام و مارکسیسم در بین مجاهدین خوی موجب شد که رژیم پهلوی از آن‌ها با تیتر «مارکسیست‌های اسلامی» حافظه نماید و داعیه نماید که اسلام آنها صرفا پوششی برای مخفی‌کردن عقاید مارکسیستی آنهاست؛[۵۴] در جواب مجاهدین می‌گفتند:‌ گرچه مارکسیسم را چونان شیوه توسعه یافته چک اجتماعی و دانش نبرد پذیرفته‌ایم، دنیوی‌گرایی را مردود میدانیم و اسلام را سرچشمه الهام فرهنگ وتمدن و ایدئولوژی خویش قلمداد میکنیم.[۵۵] به‌گزارش جعفریان، سران مجاهدین معتقد بودند که بعضی از اصول مارکسیسم (مانند تکان) از معارف فقاهتی میباشد و مؤمنان نسبت به آن فضل و ادب حق اولویت داشته‌اند.[۵۶]

عقاید و جاری ساختن شرعی مجاهدین
به‌گفته بعضی دانشمندان، اکثر اعضای مجاهدین از خانواده‌های مذهبی بودند[۵۷] و تمامی آن ها شیعه[۵۸] بودند. به‌حیث جعفریان، به‌رغم حیث بعضی، مجاهدین مارکسیست که کارایی می‌نمایند سازمان را از آغاز دارنده رغبت مذهبی کمرنگ معرفی نمایند، مذهب فی مابین مجاهدان اول برجسته بود و آنها بر اسلام تأکید فراوان داشتند؛[۵۹] البته ضعف فقهی و دینی نسل دوم و سوم مجاهدین موجب بازاندیشی تدریجی در نگاه شرعی سازمان و نهایتاً تغییر و تحول ایدئولوژی آنها به مارکسیسم شد.[۶۰]

به‌گزارش بعضا منابع، با جداشدن مجاهدین مارکسیست از سازمان، مجاهدین مسلمان زیر سیطره طریقه‌های ایدئولوژیک سران نو آن، به‌خصوص مسعود رجوی، به عقاید نظری و عملی مجاهدین نخستین مجاورت شدند،[۶۱] اما عقاید و مناسک فقهی جدید‌ای حول شخصیت رجوی و همسرش مریم رجوی به نظام فقاهتی آن‌ها اضافه شوید؛[۶۲] برای مثال، اورده شده که در طی استقرار سازمان در عراق، در مراسم احیاء و در هنگام قرآن به راز به دست آوردن بعداز اسم ائمه(ع) اسم مسعود و مریم هم، به‌تیتر اولیاء الهی برده می‌شد‌ه‌است.[۶۳]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 525
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 39
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 40
  • بازدید ماه : 40
  • بازدید سال : 1497
  • بازدید کلی : 40266
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی