اعتقاد و باور به امام فرصت
اعتقاد به امام غایب (ناپدیدار)، منفعت بخش اعظمی برای شیعههاِ پایین آزار و ستم داشت. ازآنجاکه امام غایب پتانسیلِ انذارِ کمتری نسبت به یک امام حاضر (پدیدار) داشت تنشها با حاکمان سنیمذهب کاهش مسجد النبی کوهسنگی مشهد یافت.
همینطور اعتقاد به ظهورِ امام غایب سبب شد که انتظار بتواند جایگزینِ بحرانِ دائمیِ نظامِ سیاسیِ حکم دهنده گردد. امام غایب ادله همبستگی شیعیانی شد که قبل از آن، هر مجموعهشان، گرد یکی امامانِ حاضر میآمدند و از هم گسیخته آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد گردیده بودند.
افزون بر این بلور به ظهورِ امام غایب — بهتیتر مهدی — شیعهها را در تحملِ وضعیتِ طاقت فرسا کمک نمود و به آنان آرزوِ آتیای سرشار از دادگری رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد دادهمیباشد.
هم محمد باقر و هم جعفر راست گو در مفاد متفاوت به وسیلهِ رهروانشان گزینه اعتقاد قرار گرفتند که در صورتی در مقابلِ حکومت وقت قیام نمایند از آن ها حفاظت خواهند شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد نمود؛
البته این امامان در جواب، شیعههاشان را به متانت فرامیخوانند و میگفتند گرچه تمامیٔ امامان قائم میباشند و قابلیت و امکانِ سرنگون کردن حکومتهای جور را داراهستند، البته قائمِ موعود بعداز غایب بودن بهامر معبود ظهور خواهد کرد تا بیعدالتی را از در بین ببرَد.[۷] در زمینه ی کاربرد مهدی بهتیتر منجیْ بوسیله امامیه اختلاف لحاظ وجود دارااست. بهنوشتهٔ مُدرّسی امامیه از مجال علی و کیسانیه با ایدهٔ قائم آشنا بودند. تا فرصت زمانه موسوم به غایب بودن صغری، مضمون مهدی یک ایده وابسته به غیر امامیه بود. شیعه ها در زمانه غایب بودن به ندرت ایدهٔ مهدی وابسته به غیر امامیه و قائم وابسته به امامیه را در هم ترکیب کردند. هرچند در کتابهای برجامانده تا دهههای انتها قرن سوم هجری/نهم میلادی، امام دوازدهمِ شیعه به عبارتی قائم دانسته میشد. ولی از استارت قرن آینده، کتابهای شیعه، امام دوازدهمِ شیعه را مهدی مینامیدند.[۸] ساشادینا نیز میگوید مهدویتِ امام دوازدهم گسترشِ عقیدهٔ امامتِ امام غایب بود که آن را با نظریهٔ ظهور مهدی و ساخت و ساز عدل و داد ادغام نمود در حالی که قبل از آن، امام دوازدهمْ مهدی موعود تلقی نمیشد. در مقابل جاسم حسین مینویسد خیر صرفا مهدی بهمعنای منجی نزد امامیه از فرصت ائمه بهشغل میرفته، بلکه امامان گذشته معتقد بودند هر مورد از آن ها در شرایطیکه وضعیت ایجاب نماید قادر است مهدیِ قائم باشد.[۹] او میگوید از اولیه سالها مسلمانها اعتقادوباور داشتند که نبی نویدِ وارد شدنِ مردی از نسل حسین بن علی را داده که در بعدی با خنجر قیام مینماید تا بدعتها را از اسلام بزداید. البته رقابتِ سیاسی دربین مسلمان ها باعث شد بعضا مجموعهها مبادرت به بهره برداری و تحریفِ روایات نبوی کنند تا از آن ها در مبارزه سیاسی به کارگیری بَزرنگ.
اعتقاد و باور به امام فرصت
اعتقاد به امام غایب (ناپدیدار)، منفعت بخش اعظمی برای شیعههاِ پایین آزار و ستم داشت. ازآنجاکه امام غایب پتانسیلِ انذارِ کمتری نسبت به یک امام حاضر (پدیدار) داشت تنشها با حاکمان سنیمذهب کاهش مسجد النبی کوهسنگی مشهد یافت.
همینطور اعتقاد به ظهورِ امام غایب سبب شد که انتظار بتواند جایگزینِ بحرانِ دائمیِ نظامِ سیاسیِ حکم دهنده گردد. امام غایب ادله همبستگی شیعیانی شد که قبل از آن، هر مجموعهشان، گرد یکی امامانِ حاضر میآمدند و از هم گسیخته آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد گردیده بودند.
افزون بر این بلور به ظهورِ امام غایب — بهتیتر مهدی — شیعهها را در تحملِ وضعیتِ طاقت فرسا کمک نمود و به آنان آرزوِ آتیای سرشار از دادگری رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد دادهمیباشد.
هم محمد باقر و هم جعفر راست گو در مفاد متفاوت به وسیلهِ رهروانشان گزینه اعتقاد قرار گرفتند که در صورتی در مقابلِ حکومت وقت قیام نمایند از آن ها حفاظت خواهند شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد نمود؛
البته این امامان در جواب، شیعههاشان را به متانت فرامیخوانند و میگفتند گرچه تمامیٔ امامان قائم میباشند و قابلیت و امکانِ سرنگون کردن حکومتهای جور را داراهستند، البته قائمِ موعود بعداز غایب بودن بهامر معبود ظهور خواهد کرد تا بیعدالتی را از در بین ببرَد.[۷] در زمینه ی کاربرد مهدی بهتیتر منجیْ بوسیله امامیه اختلاف لحاظ وجود دارااست. بهنوشتهٔ مُدرّسی امامیه از مجال علی و کیسانیه با ایدهٔ قائم آشنا بودند. تا فرصت زمانه موسوم به غایب بودن صغری، مضمون مهدی یک ایده وابسته به غیر امامیه بود. شیعه ها در زمانه غایب بودن به ندرت ایدهٔ مهدی وابسته به غیر امامیه و قائم وابسته به امامیه را در هم ترکیب کردند. هرچند در کتابهای برجامانده تا دهههای انتها قرن سوم هجری/نهم میلادی، امام دوازدهمِ شیعه به عبارتی قائم دانسته میشد. ولی از استارت قرن آینده، کتابهای شیعه، امام دوازدهمِ شیعه را مهدی مینامیدند.[۸] ساشادینا نیز میگوید مهدویتِ امام دوازدهم گسترشِ عقیدهٔ امامتِ امام غایب بود که آن را با نظریهٔ ظهور مهدی و ساخت و ساز عدل و داد ادغام نمود در حالی که قبل از آن، امام دوازدهمْ مهدی موعود تلقی نمیشد. در مقابل جاسم حسین مینویسد خیر صرفا مهدی بهمعنای منجی نزد امامیه از فرصت ائمه بهشغل میرفته، بلکه امامان گذشته معتقد بودند هر مورد از آن ها در شرایطیکه وضعیت ایجاب نماید قادر است مهدیِ قائم باشد.[۹] او میگوید از اولیه سالها مسلمانها اعتقادوباور داشتند که نبی نویدِ وارد شدنِ مردی از نسل حسین بن علی را داده که در بعدی با خنجر قیام مینماید تا بدعتها را از اسلام بزداید. البته رقابتِ سیاسی دربین مسلمان ها باعث شد بعضا مجموعهها مبادرت به بهره برداری و تحریفِ روایات نبوی کنند تا از آن ها در مبارزه سیاسی به کارگیری بَزرنگ.

مسجد النبی کوهسنگی مشهد: تاریخچه و نقش در مناسبتهای مذهبی