مأمور بیعت به چنگ آوردن از امام حسین(ع) برای یزید
یک کدام از گزارشها در ارتباط معاش ولید بن عتبه، احضار امام حسین(ع) به دارالاماره مدینه و مبادرت به به دست آوردن بیعت از امام برای یزید بن معاویه بود.[۲۶] این رخداد که دیباچه جنبش و قیام امام حسین(ع) بود در منابع رفلکس متعددی مسجد النبی کوهسنگی مشهد داشته میباشد[۲۷].[۲۸]
بعد از مرگ معاویة بن ابیسفیان در ماه رجب سال ۶۰ق[۲۹] یزید در اقدامی سعی کرد تا از افرادیکه دعوت معاویه برای بیعت با یزید را نپذیرفته بودند، بیعت بگیرد. این اشخاص را امام حسین(ع)، عبدالله بن زبیر و عبدالله بن قدمت دانستهاند.[۳۰] یزید طی طومارای به قاضی مدینه بعد از اشاره به مرگ معاویه از وی خواست تا هر چه زودتر این اشخاص را بازداشت کرده و بلافاصله از آنها بیعت بگیرد[۳۱] و در شکل مخالفت گردن آنهارا بزند.[۳۲] نقل شده این قضیه اول مبادرت یزید برای قتل امام حسین(ع) آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد بود.[۳۳]
ولید بعداز اخذ طومار، مروان بن حکم را برای مشورت کردن فراخواند. مروان از وی خواست تا هرچه سریعخیس این اشخاص را احضار کرده و از آنها بیعت بگیرد و در شکل مخالفت آنانرا بکشد.[۳۴] وی معتقد بود که در شرایطیکه آنها از مرگ معاویه خبردار شوند به نقاط گوناگون متواری گردیده و دست به مخالفت و ستیز میزنند و عموم را به سوی خویش دعوت رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد مینمایند.[۳۵]
احضار امام به دارالاماره
ولید بن عتبه شبانه پیکی به سوی امام حسین(ع) و عبدالله بن زبیر ارسال کرد و آنان را به دارالاماره دعوت کرد. عبدالله بن زبیر از امام پرسید به لحاظ شما انگیزه اینکه در اینگونه ساعتی احضار شدند چیست؟ که امام از مرگ معاویه و مبادرت حکم دهنده برای دریافت کردن بیعت خبر بخشید.[۳۶] امام حسین(ع) برای خودداری از خیانت احتمالی به همدم جوان ها بنیهاشم وارد دارالاماره شد و از آن ها خواست تا در شکل نیاز وارد شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد کار شوند.[۳۷]
ولید خبر مرگ معاویه را به استحضار امام رساند و از وی خواست تا با یزید بیعت نماید. امام با استناد به اینکه بیعت بایستی در انظار همگانی باشد، این شغل را آپدیت آنگاه موکول کرد و ولید نیز عهده دار شد.[۳۸] درین هنگام مروان به ولید بیان کرد در حالتیکه اورا رها نماید دیگر نمیتواند از وی بیعت بگیرد، مگر اینکه طرفین تلفات فراوانی را متحمل شوند. وی از ولید خواست امام را تا مجال بیعت حبس کرده و در شکل مخالفت گردن اورا بزند.[۳۹] امام با تندی مروان را آیتم خطاب قرار بخشید و فرمود: یابن الزرقا[یادداشت ۱] تو منرا میکشی یا این که وی؟ به معبود لاف گفتی و گناه کردی.[۴۰]
امام حسین(ع) پیرو رو به ولید کرد و در اظهاراتی خویش را اهلبیت نبوت، معدن رسالت، محل رفت و آمد فرشتگان و رده عفو وبخشش قلمداد کرد و یزید را مردی گناهکار، شرابخوار و قتل کننده نفوس متشخص معرفی نمود و در غایت به بیعت نکردنش با یزید اشاره نمود.[۴۱] امام حسین(ع) از دارالاماره بیرون شد و به منزل رجوع[۴۲] و بعداز مدتی مدینه را به سمت مکه رخنه کرد.[۴۳]
برکناری از امارت مدینه
امویان، موضعگیری هم پا با قابل انعطافخویی و راحتگیری ولید بن عتبه در قبال امام حسین(ع) را به دستگاه خلافت گزارش دادند که سبب ساز عصبانیت یزید و برکناری وی از امارت مدینه شد.[۴۴] یزید عمرو بن سعید بن العاص الأشدق را جایگزین وی نمود.[۴۵]
خلیفه اموی ولید را به شام فراخواند و بعداز مدتی از مشاوران دربار شد؛ ولی در سال ۶۱ق، بعد از حادثه کربلا، مجدد حکم کننده مدینه شد[۴۶] که مصادف با قیام عبدالله بن زبیر در مکه بود.[۴۷]
چرایی مدارا با امام حسین(ع)
بیان شده ولید میل نداشت اقداماتی بدون شوخی علیه امام حسین(ع) اعمال دهد و در عوض این اهمال کاری، از منصب خویش عزل شد.[۴۸] در اثنای گزارش ابومخنف که بقیه افراد نیز به آن اشاره کردهاند[۴۹] ولید شخصی عافیتطلب قلمداد گردیده است.[۵۰] آورده شده وی از فتنه هجران میکرد به همین عامل نمیخواست با امام حسین(ع) مشغول خواهد شد و وقتی که امام(ع) از بیعت با یزید پرهیز نمود او را ناچار به بیعت نکرد و حتی مسیر جنبش امام به سوی مکه را بازگذاشت.[۵۱]
سید محسن امین مولف کتاب اعیان الشیعه اعتقاد دارد استدلال عدم عکس العمل وی با امام، درایت نسبت به رده امام بود و صرفا به خیال و خاطر عافیتطلبی عدم وجود.[۵۲] اعتقادوباور ولید به شأن و جایگاه بالای امام در گفتارش با مروان چشم میگردد؛ چنانکه بعداز گزینه مؤاخذه قرار گرفتنش بوسیله مروان اعلامکرد که حاضر وجود ندارد در عوض در دست گرفتن آحاد جهان، حسین(ع) را به شهیدشدن برساند. وی کشتن امام را سبب ساز خسران در قیامت و عذاب دردناک تیتر کرد.[۵۳]
مواجهه با رمز امام حسین(ع)
ابنعساکر مولف کتاب تاریخ مدینه دمشق در گزارشی آورده میباشد ولید بن عتبه در گرد هم آییای که راز امام حسین(ع) را نزد عمرو بن سعید آوردند، حضور داشت. عمرو بعد از به دست تصاحب کردن راز امام از ولید خواست صحبت بگوید. ولید برای امام طلب آمرزش نمود و قاتلان امام را معذور دانست و ذکر کرد: ما به سوی چیزی که از آن کینه دوزی داشتیم، ناچار شدیم و در آن حق گزینش نداشتیم. به آفریدگار قول حاضر بودیم رفاه اورا به بالاترین بها ممکن تأمین کنیم؛ هرچند گزینه نکوهش بقیه افراد قرار میگرفتیم.[۵۴]
پانویس
زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۸، ص۱۲۱.
ابنعساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۶۳، ص۲۰۶.
ابنعساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۶۳، ص۲۰۶.
مجلسی، زندگانی حضرت امام حسین(ع)، ۱۳۶۴ش، ج۲، ص۴۰۳.
زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۸، ص۱۲۱.
عامری حرضی، فیلتر الزمان، ۱۴۰۵ق، ص۵۹؛ ابومخرمه، قلادة النحر، ۱۴۲۸ق، ج۱، ص۴۰۵.
مأمور بیعت به چنگ آوردن از امام حسین(ع) برای یزید
یک کدام از گزارشها در ارتباط معاش ولید بن عتبه، احضار امام حسین(ع) به دارالاماره مدینه و مبادرت به به دست آوردن بیعت از امام برای یزید بن معاویه بود.[۲۶] این رخداد که دیباچه جنبش و قیام امام حسین(ع) بود در منابع رفلکس متعددی مسجد النبی کوهسنگی مشهد داشته میباشد[۲۷].[۲۸]
بعد از مرگ معاویة بن ابیسفیان در ماه رجب سال ۶۰ق[۲۹] یزید در اقدامی سعی کرد تا از افرادیکه دعوت معاویه برای بیعت با یزید را نپذیرفته بودند، بیعت بگیرد. این اشخاص را امام حسین(ع)، عبدالله بن زبیر و عبدالله بن قدمت دانستهاند.[۳۰] یزید طی طومارای به قاضی مدینه بعد از اشاره به مرگ معاویه از وی خواست تا هر چه زودتر این اشخاص را بازداشت کرده و بلافاصله از آنها بیعت بگیرد[۳۱] و در شکل مخالفت گردن آنهارا بزند.[۳۲] نقل شده این قضیه اول مبادرت یزید برای قتل امام حسین(ع) آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد بود.[۳۳]
ولید بعداز اخذ طومار، مروان بن حکم را برای مشورت کردن فراخواند. مروان از وی خواست تا هرچه سریعخیس این اشخاص را احضار کرده و از آنها بیعت بگیرد و در شکل مخالفت آنانرا بکشد.[۳۴] وی معتقد بود که در شرایطیکه آنها از مرگ معاویه خبردار شوند به نقاط گوناگون متواری گردیده و دست به مخالفت و ستیز میزنند و عموم را به سوی خویش دعوت رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد مینمایند.[۳۵]
احضار امام به دارالاماره
ولید بن عتبه شبانه پیکی به سوی امام حسین(ع) و عبدالله بن زبیر ارسال کرد و آنان را به دارالاماره دعوت کرد. عبدالله بن زبیر از امام پرسید به لحاظ شما انگیزه اینکه در اینگونه ساعتی احضار شدند چیست؟ که امام از مرگ معاویه و مبادرت حکم دهنده برای دریافت کردن بیعت خبر بخشید.[۳۶] امام حسین(ع) برای خودداری از خیانت احتمالی به همدم جوان ها بنیهاشم وارد دارالاماره شد و از آن ها خواست تا در شکل نیاز وارد شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد کار شوند.[۳۷]
ولید خبر مرگ معاویه را به استحضار امام رساند و از وی خواست تا با یزید بیعت نماید. امام با استناد به اینکه بیعت بایستی در انظار همگانی باشد، این شغل را آپدیت آنگاه موکول کرد و ولید نیز عهده دار شد.[۳۸] درین هنگام مروان به ولید بیان کرد در حالتیکه اورا رها نماید دیگر نمیتواند از وی بیعت بگیرد، مگر اینکه طرفین تلفات فراوانی را متحمل شوند. وی از ولید خواست امام را تا مجال بیعت حبس کرده و در شکل مخالفت گردن اورا بزند.[۳۹] امام با تندی مروان را آیتم خطاب قرار بخشید و فرمود: یابن الزرقا[یادداشت ۱] تو منرا میکشی یا این که وی؟ به معبود لاف گفتی و گناه کردی.[۴۰]
امام حسین(ع) پیرو رو به ولید کرد و در اظهاراتی خویش را اهلبیت نبوت، معدن رسالت، محل رفت و آمد فرشتگان و رده عفو وبخشش قلمداد کرد و یزید را مردی گناهکار، شرابخوار و قتل کننده نفوس متشخص معرفی نمود و در غایت به بیعت نکردنش با یزید اشاره نمود.[۴۱] امام حسین(ع) از دارالاماره بیرون شد و به منزل رجوع[۴۲] و بعداز مدتی مدینه را به سمت مکه رخنه کرد.[۴۳]
برکناری از امارت مدینه
امویان، موضعگیری هم پا با قابل انعطافخویی و راحتگیری ولید بن عتبه در قبال امام حسین(ع) را به دستگاه خلافت گزارش دادند که سبب ساز عصبانیت یزید و برکناری وی از امارت مدینه شد.[۴۴] یزید عمرو بن سعید بن العاص الأشدق را جایگزین وی نمود.[۴۵]
خلیفه اموی ولید را به شام فراخواند و بعداز مدتی از مشاوران دربار شد؛ ولی در سال ۶۱ق، بعد از حادثه کربلا، مجدد حکم کننده مدینه شد[۴۶] که مصادف با قیام عبدالله بن زبیر در مکه بود.[۴۷]
چرایی مدارا با امام حسین(ع)
بیان شده ولید میل نداشت اقداماتی بدون شوخی علیه امام حسین(ع) اعمال دهد و در عوض این اهمال کاری، از منصب خویش عزل شد.[۴۸] در اثنای گزارش ابومخنف که بقیه افراد نیز به آن اشاره کردهاند[۴۹] ولید شخصی عافیتطلب قلمداد گردیده است.[۵۰] آورده شده وی از فتنه هجران میکرد به همین عامل نمیخواست با امام حسین(ع) مشغول خواهد شد و وقتی که امام(ع) از بیعت با یزید پرهیز نمود او را ناچار به بیعت نکرد و حتی مسیر جنبش امام به سوی مکه را بازگذاشت.[۵۱]
سید محسن امین مولف کتاب اعیان الشیعه اعتقاد دارد استدلال عدم عکس العمل وی با امام، درایت نسبت به رده امام بود و صرفا به خیال و خاطر عافیتطلبی عدم وجود.[۵۲] اعتقادوباور ولید به شأن و جایگاه بالای امام در گفتارش با مروان چشم میگردد؛ چنانکه بعداز گزینه مؤاخذه قرار گرفتنش بوسیله مروان اعلامکرد که حاضر وجود ندارد در عوض در دست گرفتن آحاد جهان، حسین(ع) را به شهیدشدن برساند. وی کشتن امام را سبب ساز خسران در قیامت و عذاب دردناک تیتر کرد.[۵۳]
مواجهه با رمز امام حسین(ع)
ابنعساکر مولف کتاب تاریخ مدینه دمشق در گزارشی آورده میباشد ولید بن عتبه در گرد هم آییای که راز امام حسین(ع) را نزد عمرو بن سعید آوردند، حضور داشت. عمرو بعد از به دست تصاحب کردن راز امام از ولید خواست صحبت بگوید. ولید برای امام طلب آمرزش نمود و قاتلان امام را معذور دانست و ذکر کرد: ما به سوی چیزی که از آن کینه دوزی داشتیم، ناچار شدیم و در آن حق گزینش نداشتیم. به آفریدگار قول حاضر بودیم رفاه اورا به بالاترین بها ممکن تأمین کنیم؛ هرچند گزینه نکوهش بقیه افراد قرار میگرفتیم.[۵۴]
پانویس
زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۸، ص۱۲۱.
ابنعساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۶۳، ص۲۰۶.
ابنعساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۶۳، ص۲۰۶.
مجلسی، زندگانی حضرت امام حسین(ع)، ۱۳۶۴ش، ج۲، ص۴۰۳.
زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۸، ص۱۲۱.
عامری حرضی، فیلتر الزمان، ۱۴۰۵ق، ص۵۹؛ ابومخرمه، قلادة النحر، ۱۴۲۸ق، ج۱، ص۴۰۵.

مسجد النبی کوهسنگی مشهد: تاریخچه و نقش در مناسبتهای مذهبی