loading...

مرجع مسجد النبی کوهسنگی مشهد

بازدید : 24
يکشنبه 14 ارديبهشت 1404 زمان : 10:44


گرفتاری‌ها و علت‌ها
سروش گرفتاری فرضی خویش را اینگونه نقل می‌نماید که از یک سو دل در گرو معنویت و آئین دارااست و از سوی دیگر دل در گرو علم و خِرَد نوین.[۲۶] وی این نظر را دارد خواستن این دو با هم تماماً ممکن میباشد و در پی این میباشد که «دیالوگ و بخشید و ستدی در میان دو سرمایهٔ تعالی بشریت یعنی آئین و کوچک نوین» برقرار نماید، چنان‌که «خیر کوچک نوین را تابع دیانت نماید و خیر دیانت را تابع مسجد النبی کوهسنگی مشهد کوچک نوین».[۲۷]

سروش دباغ فرزند عبدالکریم سروش پروژه فکری پدرش را به دنبال پروژه اقبال لاهوری یعنی «مرمت تامل فقاهتی» می داند[۲۸] و اعتقاد دارد دکتر معالج سروش کارایی فکری خویش را به بازخوانی انتقادیِ فکر شرعی و به دست دادن یک نظام الهیاتی نو در چارچوب سنت پندار شرعی می داند.[۲۸] سروش خویش را یک «نومعتزلی» آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میداند.[۲۹]

قسمت بزرگی از نظرها و اثر ها سروش به‌شکل بدون واسطه یا این که غیر بی واسطه درباره کیفیت مواجهه با سنت در دنیا امروزی میباشد. وی کوشش بخش اعظمی برای احیاء آئین و معنویت در بعد از ظهر دانش و خِرَد سکولار، داشته میباشد.[۳۰] آئین‌داری و خردورزی، ایمان و دانش، پژوهش و تبعیت، عقل و شرع و نظایر آن در زمره مهمترین مقولاتی می‌باشند که سروش به آن ها پرداخته رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۳۱]

سروش را از متفکرانی دانسته‌اند که ذکر شیوا و مداد رسایی داراست و در سخنوری و نگارش پایین دست دانسته گردیده‌است.[۳۲]

مولوی به مثابه یک سرمشق
عبدالکریم سروش:

«کمتر شب و روزی بوده میباشد که به دل یا این که به لهجه، آشکار یا این که نهان، سخنی از وی (مولانا) یا این که با وی نگویم و ضمیر خویش و دیگرافراد را با اسم و حرف وی مطرا و مطهر و معطر و شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد منور نکنم».[۳۳]

سروش این نظر را دارد در حالتی‌که بتواند از یک سرمشق برای خویش خاطر نماید، آن مولانا میباشد که هیچ‌کس به اندازه مولانا در معاش وی اینگونه تأثیر نداشته میباشد[۳۴] به گفته سروش به منجر اقتدار اشعار سعدی در مقابل اشعار مولانا، مولوی در بالا چندان جذابیتی برای وی نداشت.[۳۵] البته با سپری شد مجال، شناخت عمیق‌تری نسبت به مولانا یافت.[۳۶]

سروش به مانند مولانا این نظر را دارد که کتاب مثنوی معنوی، قرآن به فارسی میباشد[۳۷] و حتی مثنوی را بی‌هیچ شبهه، کتابی الهامی میداند که پاره‌هایی در آن، عطر‌ی آشنا و آشکار وحی و کشف از آن به‌دست میاید.[۳۸] کتاب مثنوی با تصحیح و مقدمه عبدالکریم سروش چاپ شد‌ه‌است.[۳۹] وی بعضا شعرهای مولوی راجع به دعا را نقل می‌نماید و آنان را از لطیف‌ترین ادعیه دانسته و میگوید از هنگامی که‌این شعر در ذهنش مکان‌گیر گردیده حتی گاه در نمازهایش نیز آن اشعار را میخواند.[۴۰] سروش در تلویزیون کشور‌ایران از سال ۱۳۶۰ هجری خورشیدی به سپس یک سلسله دروس در زمینه‌ی مولوی و مثنوی داشت که حدود ۲۴ نرم‌افزار ضبط شد و فقط ۱۳ نرم افزار از آن پخش شد.[۴۱] به ادعای سروش امام خمینی با وجود عشق و علاقه‌ای که به مولانا داشت به دلیل فشارهای بیرونی، فرمان جدا این اپ بخشید.[۴۱]

سروش و روحانیت
استارت آوازه سروش را به دلیل تامین روحانیت از وی در اولِ انقلاب اسلامی کشور‌ایران دانسته‌اند.[۴۲] نظام کشور‌ایران و روحانیون آن، سروش را در صداوسیما، مجله‌های دولتی و ... اشاعه کردند.[۴۲] ولی شروع طلاق سروش از روحانیت را در اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۷ش و با نشر اولیه نوشته‌علمی از دسته مقاله ها «قبض و گسترش تئوریک شریعت» دانسته‌اند.[۱۱] این نوشته‌علمی به وسیله روحانیان مطرحی مانند آیت الله مکارم شیرازی، آیت الله سبحانی و درستگو لاریجانی عیب گیری شوید.[۴۳]

سروش همینطور در اویل دهه هفتاد سخنرانی داشت که در شماره ۲۴ خبرنامه کیان (فروددین ماه و اردیبهشت ماه ۱۳۷۴) با تیتر «حریت و روحانیت» چاپ شد.[۴۴] این نوشته ی علمی نیز رفلکس منفی بین روحانیت داشت.[۴۵] سروش در‌این نوشته‌ی علمی ابراز داشت، روحانیت با ارتزاق از آیین، رفته رفته به نهادی تبدیل گردد که کارکردش ابقای خویش این بنیان میباشد.[۴۶] سروش در بخشی از نوشته‌ی علمی خویش به صحبت شهید مطهری استناد کرده بود که ارتزاق از دست عموم برای روحانیان آفات بسیار داراست و آنان‌را در پی عوام می‌نماید.[۴۷]

این نوشته‌ی‌علمی در بالا با جواب علی مطهری گزینه انتقاد قرار گرفت.[۴۵] آیت‌الله جوادی آملی در نماز آدینه قم به عیب گیری سخنان سروش پرداخت.[۴۸] نقدهای دیگری نیز مطرح شد ولی مهم ترین آنها، عیب گیری آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی بود که سروش آن‌را عنایتی عتاب آلود خواند.[۴۹] آقای خامنه‌ای این گفتارها را «واژگون پی بردن حقایق» دانست و به چاپ رساندن آن‌را فتنه خواند.[۵۰] اما وی در به عبارتی سخنرانی اظهار کرد که‌این اشخاص نیت بدی ندارند البته نمی‌دانند صحبت و عملشان چه تبعاتی داراست.[۵۰]

در سال ۱۳۷۸ش سروش طومار‌ای به آیت‌الله منتظری نوشت که «فقه در واحد سنجش» نامیده شد. سروش در‌این نوشته از آیت‌الله منتظری خواست به مکان اجتهاد در فروع، خط مش اجتهاد در اصول را در پیش بگیرد و به مکان تجدیدنظر در احکام دینی، در فقه تجدیدنظر نماید.[۵۱] این نوشته‌علمی جواب ملایمی از طرف آیت‌الله منتظری داشت ولی برخورد مهم از آن آیت‌الله یزدی بود که نقد ها تندی علیه سروش داشت و سروش نیز جواب تندی به وی نوشت.[۵۱] سروش همینطور در زمان‌های متفاوت به سازمان روحانیت انتقادهایی را مطرح نموده است که عکس العمل‌ها و جواب‌هایی را در جامعه روحانیت داشت.[۵۲]

اما سروش با بعضا روحانیان رابطه خیر و خوبی داشت. وی امام خمینی را «انسانی والا و روحی عارف و مجاهد» معرفی می‌نماید.[۵۳] سروش در سال ۱۳۶۰ نوشته ی علمی‌ای در زمینه‌ی شهید مطهری با تیتر «معلم مطهری، احیاکننده‌ای راستین در بعد از ظهر نو» نوشت و اورا در ستون احیاگرانی مانند غزالی و اقبال لاهوری دانست[۵۴] و او‌را باهوش، موضوع‌یاب و در اندیشه «احیاء آیین» معرفی کرد.[۵۵]همینطور سال‌ها بعد از شهید شدن شهید مطهری در یک سخنرانی، شهید مطهری را «نام دار، دانشمند و مجاهد» معرفی کرد.[۵۶] اما سروش در بعضی مسائل علمی مثلا در خاتمیت نبی با شهید مطهری مخالفت کرد.[۵۷] سروش همینطور سید محمدباقر صدر را مرجع نخبه شیعه خوانده[۵۶] و آیت‌الله منتظری را دلیرترین دانا دانست.[۵۸]


گرفتاری‌ها و علت‌ها
سروش گرفتاری فرضی خویش را اینگونه نقل می‌نماید که از یک سو دل در گرو معنویت و آئین دارااست و از سوی دیگر دل در گرو علم و خِرَد نوین.[۲۶] وی این نظر را دارد خواستن این دو با هم تماماً ممکن میباشد و در پی این میباشد که «دیالوگ و بخشید و ستدی در میان دو سرمایهٔ تعالی بشریت یعنی آئین و کوچک نوین» برقرار نماید، چنان‌که «خیر کوچک نوین را تابع دیانت نماید و خیر دیانت را تابع مسجد النبی کوهسنگی مشهد کوچک نوین».[۲۷]

سروش دباغ فرزند عبدالکریم سروش پروژه فکری پدرش را به دنبال پروژه اقبال لاهوری یعنی «مرمت تامل فقاهتی» می داند[۲۸] و اعتقاد دارد دکتر معالج سروش کارایی فکری خویش را به بازخوانی انتقادیِ فکر شرعی و به دست دادن یک نظام الهیاتی نو در چارچوب سنت پندار شرعی می داند.[۲۸] سروش خویش را یک «نومعتزلی» آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میداند.[۲۹]

قسمت بزرگی از نظرها و اثر ها سروش به‌شکل بدون واسطه یا این که غیر بی واسطه درباره کیفیت مواجهه با سنت در دنیا امروزی میباشد. وی کوشش بخش اعظمی برای احیاء آئین و معنویت در بعد از ظهر دانش و خِرَد سکولار، داشته میباشد.[۳۰] آئین‌داری و خردورزی، ایمان و دانش، پژوهش و تبعیت، عقل و شرع و نظایر آن در زمره مهمترین مقولاتی می‌باشند که سروش به آن ها پرداخته رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۳۱]

سروش را از متفکرانی دانسته‌اند که ذکر شیوا و مداد رسایی داراست و در سخنوری و نگارش پایین دست دانسته گردیده‌است.[۳۲]

مولوی به مثابه یک سرمشق
عبدالکریم سروش:

«کمتر شب و روزی بوده میباشد که به دل یا این که به لهجه، آشکار یا این که نهان، سخنی از وی (مولانا) یا این که با وی نگویم و ضمیر خویش و دیگرافراد را با اسم و حرف وی مطرا و مطهر و معطر و شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد منور نکنم».[۳۳]

سروش این نظر را دارد در حالتی‌که بتواند از یک سرمشق برای خویش خاطر نماید، آن مولانا میباشد که هیچ‌کس به اندازه مولانا در معاش وی اینگونه تأثیر نداشته میباشد[۳۴] به گفته سروش به منجر اقتدار اشعار سعدی در مقابل اشعار مولانا، مولوی در بالا چندان جذابیتی برای وی نداشت.[۳۵] البته با سپری شد مجال، شناخت عمیق‌تری نسبت به مولانا یافت.[۳۶]

سروش به مانند مولانا این نظر را دارد که کتاب مثنوی معنوی، قرآن به فارسی میباشد[۳۷] و حتی مثنوی را بی‌هیچ شبهه، کتابی الهامی میداند که پاره‌هایی در آن، عطر‌ی آشنا و آشکار وحی و کشف از آن به‌دست میاید.[۳۸] کتاب مثنوی با تصحیح و مقدمه عبدالکریم سروش چاپ شد‌ه‌است.[۳۹] وی بعضا شعرهای مولوی راجع به دعا را نقل می‌نماید و آنان را از لطیف‌ترین ادعیه دانسته و میگوید از هنگامی که‌این شعر در ذهنش مکان‌گیر گردیده حتی گاه در نمازهایش نیز آن اشعار را میخواند.[۴۰] سروش در تلویزیون کشور‌ایران از سال ۱۳۶۰ هجری خورشیدی به سپس یک سلسله دروس در زمینه‌ی مولوی و مثنوی داشت که حدود ۲۴ نرم‌افزار ضبط شد و فقط ۱۳ نرم افزار از آن پخش شد.[۴۱] به ادعای سروش امام خمینی با وجود عشق و علاقه‌ای که به مولانا داشت به دلیل فشارهای بیرونی، فرمان جدا این اپ بخشید.[۴۱]

سروش و روحانیت
استارت آوازه سروش را به دلیل تامین روحانیت از وی در اولِ انقلاب اسلامی کشور‌ایران دانسته‌اند.[۴۲] نظام کشور‌ایران و روحانیون آن، سروش را در صداوسیما، مجله‌های دولتی و ... اشاعه کردند.[۴۲] ولی شروع طلاق سروش از روحانیت را در اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۷ش و با نشر اولیه نوشته‌علمی از دسته مقاله ها «قبض و گسترش تئوریک شریعت» دانسته‌اند.[۱۱] این نوشته‌علمی به وسیله روحانیان مطرحی مانند آیت الله مکارم شیرازی، آیت الله سبحانی و درستگو لاریجانی عیب گیری شوید.[۴۳]

سروش همینطور در اویل دهه هفتاد سخنرانی داشت که در شماره ۲۴ خبرنامه کیان (فروددین ماه و اردیبهشت ماه ۱۳۷۴) با تیتر «حریت و روحانیت» چاپ شد.[۴۴] این نوشته ی علمی نیز رفلکس منفی بین روحانیت داشت.[۴۵] سروش در‌این نوشته‌ی علمی ابراز داشت، روحانیت با ارتزاق از آیین، رفته رفته به نهادی تبدیل گردد که کارکردش ابقای خویش این بنیان میباشد.[۴۶] سروش در بخشی از نوشته‌ی علمی خویش به صحبت شهید مطهری استناد کرده بود که ارتزاق از دست عموم برای روحانیان آفات بسیار داراست و آنان‌را در پی عوام می‌نماید.[۴۷]

این نوشته‌ی‌علمی در بالا با جواب علی مطهری گزینه انتقاد قرار گرفت.[۴۵] آیت‌الله جوادی آملی در نماز آدینه قم به عیب گیری سخنان سروش پرداخت.[۴۸] نقدهای دیگری نیز مطرح شد ولی مهم ترین آنها، عیب گیری آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی بود که سروش آن‌را عنایتی عتاب آلود خواند.[۴۹] آقای خامنه‌ای این گفتارها را «واژگون پی بردن حقایق» دانست و به چاپ رساندن آن‌را فتنه خواند.[۵۰] اما وی در به عبارتی سخنرانی اظهار کرد که‌این اشخاص نیت بدی ندارند البته نمی‌دانند صحبت و عملشان چه تبعاتی داراست.[۵۰]

در سال ۱۳۷۸ش سروش طومار‌ای به آیت‌الله منتظری نوشت که «فقه در واحد سنجش» نامیده شد. سروش در‌این نوشته از آیت‌الله منتظری خواست به مکان اجتهاد در فروع، خط مش اجتهاد در اصول را در پیش بگیرد و به مکان تجدیدنظر در احکام دینی، در فقه تجدیدنظر نماید.[۵۱] این نوشته‌علمی جواب ملایمی از طرف آیت‌الله منتظری داشت ولی برخورد مهم از آن آیت‌الله یزدی بود که نقد ها تندی علیه سروش داشت و سروش نیز جواب تندی به وی نوشت.[۵۱] سروش همینطور در زمان‌های متفاوت به سازمان روحانیت انتقادهایی را مطرح نموده است که عکس العمل‌ها و جواب‌هایی را در جامعه روحانیت داشت.[۵۲]

اما سروش با بعضا روحانیان رابطه خیر و خوبی داشت. وی امام خمینی را «انسانی والا و روحی عارف و مجاهد» معرفی می‌نماید.[۵۳] سروش در سال ۱۳۶۰ نوشته ی علمی‌ای در زمینه‌ی شهید مطهری با تیتر «معلم مطهری، احیاکننده‌ای راستین در بعد از ظهر نو» نوشت و اورا در ستون احیاگرانی مانند غزالی و اقبال لاهوری دانست[۵۴] و او‌را باهوش، موضوع‌یاب و در اندیشه «احیاء آیین» معرفی کرد.[۵۵]همینطور سال‌ها بعد از شهید شدن شهید مطهری در یک سخنرانی، شهید مطهری را «نام دار، دانشمند و مجاهد» معرفی کرد.[۵۶] اما سروش در بعضی مسائل علمی مثلا در خاتمیت نبی با شهید مطهری مخالفت کرد.[۵۷] سروش همینطور سید محمدباقر صدر را مرجع نخبه شیعه خوانده[۵۶] و آیت‌الله منتظری را دلیرترین دانا دانست.[۵۸]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 527
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 15
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 15
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 1
  • بازدید هفته : 80
  • بازدید ماه : 182
  • بازدید سال : 2252
  • بازدید کلی : 41021
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی