loading...

مرجع مسجد النبی کوهسنگی مشهد

بازدید : 41
دوشنبه 5 آذر 1403 زمان : 12:13


قدم چهارم: تمرکز بر جنبه های اصلی آئین
در اوایل گرویدن به آیین اسلام ذهن خویش را زیاد به چیزهایی مسجد النبی کوهسنگی مشهد که در آئین اسلام حرام یا این که کروه می باشند منعطف نکنید چون چنین سبب ساز میشود که در اولِ منش تصور کنید اسلام آئین محدودیت هاست و دلزده گردید. به همین استدلال شما صرفا برای آغاز بایستی با جنبه های اصلی آیین آشنا گردید. آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد

بیشتر بدانید: معاش طومار امام علی (ع) از کودکی تا حادثه غدیر خم
آموزش حلال و حرام به گذر زمان مجال به دست می‌آید و نباید در اولِ دستور رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد مورد آئین باشد. خواهید رویت کرد که اسلام زیبایی های متعددی داراست، البته در شرایطی‌که صرفا حرام ها را خاطر بگیرید، ممکن میباشد تصور کنید که آیین محدودی میباشد.

قدم پنجم: آشنایی حضرت محمد (ص)
مقام مقدس حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را در شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد قلب مسلمان‌ها و احترام آن‌ها به وی تحت عنوان واپسین رسول خدا را فهم فرمائید. مسلمان ها آنقدر دلداده فرستاده خویش می‌باشند که همواره با بیان صلوات بر وی و خاندانش سلام میفرستند پس سیره و سنت حضرت محمد را بشناسید زیرا عبد و بنده برگزیده پروردگار بر روی زمین بوده میباشد.

قدم ششم: رهایی بی نقص از هرگونه تصور اشتباه درباره اسلام
در بالا بایستی بدانی که اصل حقیقی اسلام چیست و چه چیزی را می طلبد؟ اسلام آیین حقیقی کلیه ادیان قبل از استارت خلقت میباشد. و مدام آحاد پیامبران از حضرت بشر تا حضرت محمد در حالا هدایت بشر ها به یک مقصود بوده اند.

اسلام آمد تا پیام پیامبران را به نقطه پایان برساند، با صادر کردن حضرت محمد (ص) تا واپسین نبی ای باشد که روشنایی و هدایتی برای بشریت باشد از روش قرآن و حدیث (سخنان و آحاد اجرا حضرت محمد). قرآن منبع الهی میباشد که از عرش به زمین از لهجه جبرئیل بر حضرت محمد نازل گردیده است. قرآن تحت عنوان منبع بی نقص شریعت اسلامی میباشد که به اوضاع و احوال مقررات برای خلق درست با عموم و پروردگارش و همینطور جامعه ای که در آن گذران زندگی می کنید می‌پردازد.

متاسفانه امروزه رسانه های کافر به تخریب آئین اسلام می‌پردازند البته هر هر کس ذره ای از لطف بی کران آیین اسلام نسبت به مومنین را چشیده باشد میداند که‌این یک تصویر سازی اشتباه میباشد که شیوه افتاده تا جوان ها ما از اسلام زده شوند.

بیشتر بدانید: چه‌گونه به پروردگار مجاورت شویم؟ شناخت با 21 خط مش رابطه باایمان.
قدم هفتم: می بایست عزم و گرایش حقیقی وواقعی برای اخذ تعالیم اسلامی داشته باشید
زمانی نیت حقیقی و تصمیم به اخذ آموزه های اسلام داشته باشید، همین پر نمک و اشتیاق مشقت رویه را نصف می نماید، و پروسه یادگیری شما‌را تسهیل می نماید و در غایت سبب می‌گردد که ریلکس خیس آئین اسلام را بشناسید. همینطور یک کدام از اصول بنیادین اسلام این میباشد که تمامی بایستی سوای تحمیل (لا اکراه فی الدین) به اسلام روی آورند.

قدم هشتم: بایستی بدین اطمینان اتکا کرد که فقط یک آفریننده درین دنیا وجود دارااست
می بایست به وجود پروردگار و پیامبر آفریدگار ایمان داشت. خلال این، آپدیت قیامت و روز جزا ایمان بیاورید. چون آدم موجودیست که رغبت به جاودانگی داراست پس در صورتی به‌این قضیه یقین داشته باشید که بعداز مرگ پردیس و جهنمی وجود دارااست و در‌حالتی که در‌این عالم بشر خیر و خوبی باشید سبب میشود آخرت نیکی داشته باشید، منجر می توان به شکل خود کار و ناخوداگاه از بخش اعظمی از پلیدی ها خودداری کنید.

کیفیت یادگیری قدم به قدم اسلام به طور خلاصه
معرفت عمیق بدین پاراگراف: «لا اله الا اللهه».
سوره فاتحه و کوتاه ترین سوره های قرآن را بیاموزید.
نماز را بیاموز، حافظه بگیر چه‌طور در اسلام دعا کنی؟
پاکیزگی را پیش از قرائت نماز بیاموزید مثل وضو
ما به شما سفارش میکنیم که به‌تدریج مباحث اسلام را از معمولی به طاقت فرسا بیاموزید
اسلام را به طور آنلاین بیاموزید
زمان های آنلاین اسلامی به نحوی تولید می گردند که یادگیری را با سرعتی متناسب با سطح علم فعلی شما تسهیل می نماید. به خصوص بعداز رغبت جهانی به سمت یادگرفتن الکترونیکی.

از جمله در زمان های مذهبی ممکن میباشد مطالب تحت یادگرفتن داده گردد

فراگیری موادسازنده اسلام
داده ها صحیح و طرز اجرای درست نماز
چه طور یک مسلمان حقیقی وواقعی باشد و چه خصوصیت های خیر و خوبی می بایست داشته باشد
یادگیری درس های مهمی از معاش حضرت محمد و یارانش.
روایت های تاریخی از قرآن و سنت.
روایت های پیامبران.
درس های اساسی دیگر.
مطالعات اسلامی برای شما به طوری پیاده سازی گردیده‌است که از معمولی ترین مفاهیم تا مطالب بغرنج به شما یادگرفتن داده می‌گردد. شما خواهید آموخت که چه کاری بایستی اجرا دهید تا یک مسلمان حقیقی باشید و یک شخصیت عالی در هر جامعه ای باشید و جواب به‌این سوالتان را می‌گیرید که به چه شکل آیین اسلام را بشناسیم.

بازدید : 63
يکشنبه 4 آذر 1403 زمان : 9:54


در پاسخ این دوست عزیز پهنا می‌نمایم که اولاً شیوه عارفان و سالکان مسجد النبی کوهسنگی مشهد حق، موافقت شریعت بر جاده سنت در رویکرد درستی و صفاست و از بدعت و ضلالت و مخالفت شریعت و سنت مبراست...

و ثانیا طریق این بزرگواران، برخاسته از اعتقادات اهل سنت و جماعت است. و در تفصیل آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد و تفضیل این مساله بایستی بیان کنم که عرفا معتقدند که کسی که خویش را به متابعت حضرت سیدالمرسلین(ص) بیاراید، به روزی بر جبین وی واضح و هر که از این دولت محروم ماند داغ تیره بختی بر پیشانی وی پیداست. رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد در حالتی‌که در کتاب جامع السلوک آمده میباشد: متابعت از آن حضرت(ص) نعمتي عُظْمی و دولتي كُبری میباشد. همة مقامات و كمالات و حالات و درجاتی كه برای سالكان نتیجه ها گردیده، به بركت متابعت از آن حضرت(ص) میباشد؛ هر چيزي كه باعث استحصال هدف باشد، به هيچ وجه در آن سستی نمی‌‌خواهد شد(مقصد این میباشد که متابعت آن حضرت(ص) سبب ساز استخراج هدف میباشد؛ پس چیزی که منجر استحصال هدف باشد شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد ابدا در آن سستی و آسوده انگاری نمی‌شود و همینطور اولیاء و دوستان حق(رح) ما‌را به متابعت آن حضرت(ص) سفارش کرده­ اند).

هر سعادتمندي كه ظواهر و درون خویش را به خلق محمّدي(ص) مرتب سازد، صاحب و مالک ذات متعالي، درجات و صفات عاليه و خواسته لحاظ الهي می‌‌شود و به اندازة محبّت و متابعتش از آن حضرت(ص) از كمالات و حالات فایده‌‌مند می‌‌گردد و موصوف به صفات كمال می‌‌خواهد شد. در شرایطی که می‌‌خواهي كه به اين رده عليا مشرّف شوي، از آن حضرت(ص) پيروي کن و آينه وجود محمّدي(ص) را از مشهود حضرت احديّت بدان؛ همانند سالك سعادتمندي كه در متابعت آن حضرت(ص) اثبات گام باشد و خلعت از اوصاف آن حضرت(ص) بپوشد، پس او‌را نايب آن حضرت(ص) گردانند و تاج خلافت بر راز وي نهند.

شريعت؛آن میباشد كه بر دستور و نهي و سنّت پیامبر‌‌الله(ص) استقامت ورزد و طريقت؛گردش صفات میباشد به حكم «تَخَلَّقُوْا بِاَخْلَاقِ اللَّهِ»( با خلق شويد به کردار آفریدگار. تفصیل کتاب التوحید اینجانب درست بخاری، ج2، ص66) و حقيقت؛خالي كردن داخل از غير حق و خلاص شدن از حایل خودي خویش میباشد.

همینطور درباره نصیب دوم پرسش بر طبق تفاوت طریقت با شریعت بایستی پهنا نمایم که تفاوتی فی مابین طریقت و شریعت وجود ندارد بلکه شریعت؛بیخ و بنیاد طریقت و واقعیت میباشد و در‌حالتی که سالک و راهرویی بخواهد مراتب طریقت و واقعیت را طی کند و بر شریعت استقامت نداشته باشد همت وی بی منفعت و سراسر ضرر میباشد

و از حضرت خواجه احرار نقل میباشد که می فرمودند «در صورتی‌که مجموع اوضاع و مواجید را بما بدهند و واقعیت مارا به عقائد اهل سنت و جماعت متحلی نسازند جز فساد،هیچ نمی دانیم»

حضرت امام ربانی دوباره الف ثانی(رح) در کتاب مکتوبات خود در مکتوب 84 ص 78 میفرمایند: بدانکه شریعت را صورتی میباشد و حقیقتی، صورتش آن میباشد که علمای ظواهر به ذکر آن متکفل اند و حقیقتش آنکه صوفیه علیه به آن ممتازاند» همینطور در جلد اولیه، مکتوب چهلم برگه 104 میفرمایند که « پس از طی منازل سلوک و جدا مقامات جذبه ، مشخص شد که غرض از این سیر و سلوک ، علم آموزی جایگاه اخلاص میباشد ، که مرتبط با فنای الهه افانی و انفسی میباشد و این اخلاص جزئی میباشد از اجزای شریعت . چه شریعت را سه جزء میباشد ؛ دانش و کار و اخلاص . پس طریقت و واقعیت خادم شریعت اند در کامل شدن جزء وی که اخلاص میباشد . واقعیت عمل این میباشد »

بازدید : 38
شنبه 3 آذر 1403 زمان : 10:14


نماز مهم‌ترین کار عبادی مسلمانها میباشد و با دقت به غرض گذاری و مداقه اشاعه مسجد النبی کوهسنگی مشهد اقامه نماز در دستگاه های اجرایی مرزوبوم، سامانه ای به مراد تحلیل کوشش برگزاری نماز در اداره ها سرزمین با اسم سامانه سجاده ستاد اقامه نماز فعال سازی گردیده‌است. این آنالیز به طور هر ساله بوسیله هیئت های چک ایفا و به اداره ها امتیاز داده شود. آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد

با اعتنا به اینکه ممکن میباشد بعضا از یوزرها با طریق ورود به وب سایت سجاده شناخت نداشته باشند، لذا درین نوشته‌ی‌علمی آغاز به معرفی سامانه سجاده ستاد اقامه نماز fsajade.ir و بعد روش ورود به وب سایت آن پرداخته شود. آن‌گاه مطالبی در زمینه ی با کیفیت بار گذاری مستندات عملکردی درین تارنما ارائه میشود. رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد در قسمت انتها نیز بقیه تجهیزات سامانه سجاده ستاد اقامت نماز معرفی شود.

در باب با معرفی سامانه سجاده ستاد اقامت نماز fsajade.ir می اقتدار توضیح شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد بخشید که‌این سامانه بوسیله ستاد اقامه نماز مرز و بوم فعال‌ساز‌ی شد‌ه‌است و عمل های حوزه نماز دستگاه های اجرایی را تصویب و آیتم محاسبه قرار میدهد. به عبارت دیگر، این سامانه جهت ارائه گزارش کارایی اداره ها در حوزه اشاعه و اقامه نماز به کارگیری میشود.

پیشتر جهت نظارت تلاش اداره ها در قضیه اقامه نماز، دستگاه های مربوطه به طور مکتوب همت خویش را به ستاد اقامه نماز استان خویش ارسال می کردند که‌این گزینه به جهت وسعت بالای اپ ها، بازه زمانی فرصت متعددی جهت تحلیل نیاز داشت ولی راه‌اندازی سامانه سجاده ستاد اقامت نماز باعث به ارتقا توجه در نظارت همت و اشاعه اقامه نماز اداره ها گردیده‌است.


از روش سامانه سجاده قابلیت و امکان رصد واپسین شرایط اپلیکیشن های نماز در دستگاه های اجرایی سرزمین وجود دارااست. این آنالیز به طور هر ساله صورت گرفته و از برگزیدگان ها در حوزه اقامت نماز تقدیر گردد. مدیران دستگاه های اجرایی میتوانند بعداز ورود به سامانه گزارش و مستندات خویش را بار گذاری کنند. برای ورود به سامانه سجاده اقامت نماز، به اسم کاربری و راز عبور نیاز میباشد که از طرف دستگاه مربوطه به شخص داده می گردد.

به جهت عنایت محاسبه کارایی دستگاه های اجرایی در حوزه نماز، سامانه سجاده ستاد اقامه نماز فعال سازی گردیده‌است. مقصود این سامانه تسهیل حالت تحلیل و اگاهی از سعی شهرستان ها در حوزه نماز میباشد. به دنبال این قسمت، راهنمای ورود به سامانه سجاده ستاد اقامه نماز ارائه گردد.


شیوه ورود به وب سایت ستاد اقامه نماز به‌این شکل میباشد که مخاطب می بایست به ایمیل fsajade.ir مراجعه کند. طریق دیگر جهت ورود به سامانه سجاده وجود دارااست بدین شکل که استفاده کننده می بایست در وبسایت گوگل، عبارت "سامانه سجاده ستاد اقامه نماز" را کاوش نموده و وارد او‌لین سود اکران داده گردیده خواهد شد.

بازدید : 43
پنجشنبه 1 آذر 1403 زمان : 9:25


نظام سیاسی توتالیتر، نظامی میباشد که مهم ترین خصوصیت آن شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد فرمانبرداری بدون نقص اشخاص جامعه از یک حزب و یک رهبر می‏باشد که از اعضای خویش و اشخاص جامعه وفاداری بدون نقص، نامحدود، فارغ از قید و شرط، و غیرقابل تغییر تحول می‏طلبد، و بر آن پایه جامعه طوری سازماندهی می‏گردد که کل بعدها فعّالیّتهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی اشخاص جامعه، ذیل در اختیار گرفتن بدون نقص حزب واحد و نظام سیاسی قرار می‏گیرد.12
به عبارت دیگر، میل نظام توتالیتر این میباشد که دولت حوزه فعالیت خویش را به کلیه رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد بعدها معاش انسانی توسعه دهد، و همگی آن ها را ذیل یک حزب و یک رهبری یا این که یک ایدئولوژی تحت سلطه خویش درآورد. با این عکس العمل، ضرورتاً نظام توتالیتر خواستها و دیدگاهها و نیازها و منافع گروههای گوناگون اجتماعی را که از تفکیک ساختاری و تقسیم فعالیت اجتماعی و تخصّصی شدن کارها سرچشمه می‏گیرد، نفی می‏نماید، و خواستار یکسان‏سازی غیرواقعی خواستهای قشرها و طبقات و گروههای متفاوت اجتماعی می‏گردد، و بازدارنده بروز اختلافات و تفاوتهای متفاوت، در پوسته آزادی ذکر و نظریه و آزادی تشکّل و سازماندهی می‏شود،و به‌این سان اذن ظهور و آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد صورت‏گیری جامعه مدنی را تحت عنوان ارگانهای گروهی واسط در بین اشخاص جامعه و قشرها اجتماعی و فی مابین دولت نمی‏دهد.
بارزترین مثال این سیرتکامل نظامهای توتالیتر در کشورهای کمونیستی صورت گرفت و از به وجود وارد شدن جامعه مدنی در آنان خودداری به شغل آمد. اینگونه نظامهای سلطه جویانه با ساختار طبیعی اجتماعی و اقتصادی در جامعه سازگار نیستند، و نمی‏توانند استوار باشند و تداوم حیات آنان متکی به ایفا تحمیل و سرکوب و خشونت ساختاری مسجد النبی کوهسنگی مشهد و غیر ساختاری میباشد، و سرنوشت نیز با تسلیم در مقابل حقیقیّتهای ساختاری جامعه فرو می‏پاشند، چنان که شاهد آن بودیم.
در مقابل نظامهای توتالیتر، نظامهای سیاسی کثرت گرا وضعیت مساعدی برای صورت‏گیری جامعه مدنی مهیا می‏نمایند. در‌این نوع نظامهای سیاسی، حقیقی وواقعیّت عدم وضوح نظام اجتماعی ـ اقتصادی و وجود تعداد متنوّع اقشار و گروههای اجتماعی و سیاسی آیتم تایید قرار گرفته و به مکان سرکوب تفاوت خواستها و نیازها و دیدگاهها، این تفاوتها به قانونیّت شناخته می‏شوند و اذن اظهار وجود این تشکّلها و سازماندهی آن‌ها برای شرکت کردن و فعّالیّت در تصمیم گیریهای سیاسی و صنفی در چار چوب ضابطه به آنها داده می‏خواهد شد. رقابتهای سازمان یافته و قانونمند سیاسی ـ اقتصادی و اجتماعی آشکار رقابتهای پنهانی و غیر رسمی و غیر شفّاف را می‏گیرد، و تنوّع ساختاری و قشربندی در تنوّع دیدگاهها و خواستها بروز عینی می‏یابد. اما این رقابتهای آزاد و در سایه ضابطه در راستای سازندگی و شکوفایی مرزوبوم اجرا می‏گیرد، که ممکن میباشد در شکل غیر قانونی و پنهانی بودن، جهت تخریبی آن بیشتر لباس فعالیت بپوشد، و پیکر جامعه در شرایط مریض سیرتکامل جنبش نماید؛ چنان که در جامعه ها غیر آزاد مشاهده می‏گردد.
لایه‏های سه گانه جامعه مدنی
از تعریفی که از جامعه مدنی ارائه شد، می‏اقتدار ساختار جامعه مدنی را به سیرتکامل تحت وصف نمود: جامعه مدنی از سه لایه زیرین و وسط و بالا تشکیل می‏شود. لایه زیرین را جمع مردمی با خواستها و نیازهای فراوان و متفاوت تشکیل می‏دهد. لایه وسط نهاد های تشکیل یافته از گروههای مردمی میباشد، که منظور‏های عموم را به طور رسمی به لایه بالا که دولت میباشد، منعکس می‏سازند. و لایه بالا، که می بایست این خواستها را در سایه ضابطه خرقه شغل بپوشاند.
هریک از این سه لایه، حالت و وظایفی دارا‌هستند که در شکل آماده بودن حالت و جاری ساختن وظایف، جامعه را می‏اقتدار با تیتر «مدنی» تعریف کرد، و در موقعیت نامساعد بودن وضعیت و کوتاهی در اجرا وظایف، اینگونه جامعه‏ای فاقد وصف «مدنیّت» مناسب میباشد .
موقعیت و وظایف هر سه لایه، از شاخصه هایی که برای جامعه مدنی یادآور می‏شویم، مشخّص می‏شود، و اجمالاً به تفصیل ذیل میباشد:
جامعه مدنی بایستی به طور کاملً قانونمند باشد و مرز تصرفات و حدود فعّالیتهای شخصی و اجتماعی به سیرتکامل پر‌نور مشخّص گردیده باشد، هر شخص یا این که هر دسته فقط در محدوده ضابطه تکان نماید و همگی تک تک ملّت از حقّ آزادی و منفعت‏مندی در کلیه موضوع‏های فرهنگی و اقتصادی و سیاسی در سایه ضابطه، بهره مند باشند.
لایه اواسط، نهادهای فرهنگی یا این که اقتصادی یا این که سیاسی، صورت یافته از تیم‏های مردمی می‏باشند، که بر مبنای اساسنامه خویش، در جهت تأمین مصالح اعضای خویش تصمیم می‏گیرند، در عین حالا از افراط و تفریط اعضای خویش دوری می‏نمایند، بازدارنده انحصار توان در مشت یک قشر یا این که تیم خاص گردیده، از خودمحوری‏ها و خودکامگی‏ها نیز خودداری می‏نمایند. وظایف اساسی این لایه وسط، رساندن خواستهای مشروع اعضای خویش به لایه بالا، و وادار نمودن لایه بالا به جاری ساختن آن میباشد، که همگی این اعطا کرد و ستدها در سایه ضابطه جاری ساختن می‏گیرد. اضافه بر آن، رقابتهای سلامت و قانونمند را در جامعه، جایگزین رفتارهای ناسالم صنفی و گروهی می‏کنند.
این وظیفه خطیر، موقعی بدرستی اعمال می‏پذیرد که لایه اواسط، اقتدار و مشروعیّت خویش را از نیروی مردمی و ضابطه حصول کرد‌ه باشد، تا بتواند مخلصانه خواستهای عموم را به دولت برساند و به آن‌ها خرقه کار بپوشاند، اما در شرایطی که لایه اواسط، توان و مشروعیّت خویش را از بالا به دست آورده باشد، دست نشانده‏ای بیش نخواهد بود و فقط شکل جامعه مدنی را به خویش داده، از حقیقی و واقعیّت دور می‏باشد.
لایه بالا (دولت) که قشری از مردمند و مسؤولیّت اجرایی در تأمین مصالح امّت و ضمانت اجرای عدل و داد را برعهده گرفته‏اند، بایستی در تعهّد خویش با مسئولیت باشند، و جز به منافع مردمی و رضایت الهی، در سطح کلان و فراشمولی، به چیز دیگر نیندیشند. مهم ترین شرط صحت و اخلاص مسؤولین یادشده، آن میباشد که در به شغل بردن توان در ایفا مسؤولیّت، اقتدار خویش را فقط از ضابطه اخذ دارا‌هستند و از هرگونه اِعمال توان خارج از محدوده ضابطه خودداری کنند. اساساً در جامعه مدنی اقتدارِ فرا رسمی، برای هیچ منزلت مسؤولی نیست. لذا منزلت بالاتر از ضابطه در جامعه مدنی که از مقام حکومت عدل اسلامی برخاسته باشد، قابل تصّور وجود ندارد .
شاخصه‏های جامعه مدنی
طبق آنچه سپری شد، جامعه مدنی ـ به معنا مدرن خویش ـ دارنده شاخصه‏های پایین می‏باشد:
1ـ تکثّرگرایی بنیادی.13 در جامعه مدنی نهادها طبیعتا و خویش جوش، و با اعتنا به نیازهای ساختاری در بستر تحوّلات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ظهور پیدا می‏نمایند. بدین ترتیب، نهادهایی زیرا احزاب سیاسی، اتحّادیه‏ها و انجمنهای صنفی و شوراهای محلّی، برای تبیین خواستها و تقاضای مختلف به وجود می‏آیند، تا در مراحل تبدیل این خواستها به سیاست حکم کننده، مؤثر باشند. لذا برای تحقّق یک جامعه مدنی اصیل، سازمان های خاطر گردیده از زیر، پا به عرصه وجود می‏گذارند و تنوّع آن ها نمودی از نیازهای حقیقی مجموعه بندیهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی میباشد. این سیرتکامل نهادها از یک سو به عموم و از سوی دیگر به سیاست همگانی لینک و پیوند دارا هستند، و کانالهای رابط را تشکیل می‏دهند. آنان در عین حالا که محدودیتهای تکان اعضای خویش را معین میسازند، از طرف دیگر توان سیاست قاضی را مهار می‏نمایند و با این طریق کار دو جانبه، یک نوع موازنه منطقی در سیاست و توزیع توان ساخت‌و‌ساز می‏کنند.
به این‏ترتیب هر نوع کوششی برای از دربین برن کانالهای یادشده، بازدارنده از شکل گیری جامعه مدنی گردیده، به گذر زمان به توان بخشیدن بیشتر به توان حکم کننده خواهد انجامید.
ولی تنوّع ساختاری برای تحقق جامعه مدنی شرط موردنیاز میباشد خیر کافی، چون قابلیت و امکان دارااست نظامی به ظواهر از تنوّع ساختاری بهره مند باشد؛ یعنی دارنده نهادهایی زیرا حزب، اتحادیه، سندیکا و شورای محلّی باشد، اما آن‌ها در شغل استقلال نداشته باشند. در اینگونه وضعیّتی سازمان های سابق الذکر که به طور ساختگی و از بالا به وجود آمده‏اند، در فعالیت زایده‏ها و شاخه‏هایی از دستگاههای توان قاضی به شمار رفته، اجراکننده تصمیمات و بازوی این قوّه می‏باشند. در اینگونه قوانینی، اثراتی از کانالهای رابط مشاهده نمی‏خواهد شد و در واقع این توان حکم دهنده میباشد که تقاضاهایی را مطرح و پاسخهایی را نیز برای آن پیدا می‏نماید، سوای آن که عموم در مراحل اتخاذ تصمیمات و سیاستگذاری، شرکت کردن داشته باشند. تنوّع ساختاری، نیازمند برخورداری ـ زیرسیستمها ـ از استقلال نسبی میباشد. فقط ذیل این موقعیت میباشد که عموم و گروههای گوناگون فرهنگی، سیاسی و اقتصادی می‏توانند شرکت کردن داشته و سهمی از اقتدار را در مشت گیرند، چون تکثّر گرایی ـ که با خویش تنوّع ساختاری را به همپا دارااست ـ نیازمند تقسیم توان در بین دولت و سازمان های جامعه مدنی، و بازدارنده از تمرکز اقتدار در بنیان حکم دهنده میباشد.
پوشیده نماند که‌این تکثرگرایی صرفا در ارتباط با نقش داشتن در توان سیاسی میباشد، که قشرها گوناگون عموم هریک و هر تیم به سهم خویش در سیاست قاضی شرکت کردن دارا‌هستند، و با مسأله تکثّرگرایی فقاهتی که به تازگی مطرح گردیده‌است، ارتباط‏ای ندارد، چون مسأله اخیر درباره حقّ و فسخ بودن باورهای شرعی و عقیدتی، و ناظر به درستی و سقم روشها و نحوه‏های اتخاذ گردیده در منش وصال به بهروزی حیات جاودانی میباشد، که نظریّه تکثّر گرایی، کلیه مسلکها را صراطهای بی واسطه و راههای وصول به حق و ضمانت کننده به روزی در جهان و آخرت می‏داند.
اساساً پذیرفتن تنوّع در جامعه مدنی، نیازمند پذیرفتن تکثر گرایی فقهی وجود ندارد. ولی اقلیتهای مذهبی بلکه گروههای مذهبی، بنیادهایی می‌باشند که جزئی از جامعه مدنی را تشکیل می‏دهند، و با تیتر شهروندان به قانونیّت شناخته گردیده، حقّ تسهیم و شرکت کردن در سیاست حکم کننده را دارا‌هستند و تا‌هنگامیکه تهدیدی برای نظام به وجود نیاورند، در باورهای اعتقادی خود آزاد میباشند.
رسول اسلام سازه بر قولی که به نمایندگان دو قوم و قبیله «اوس» و «خزرج» در عقبه مکّه داده بود برای اصلاح ذات الجمع قبایل متخاصم مدینه و فضا آن، و نیز قبائل یهود بومی در حوالی شهر، طیّ پیمانی، که در واقع اساسنامه حکومت فرستاده اسلام را تشکیل می‏بخشید، همگان را موظف به رعایت آن نمود. حضرت درین عهدوپیمان طومار حقوق و دستمزد یهودیان را خواسته داشت و مذهب و نظریه آنها را ـ مادام که ملتزم به عهد و پیمان باشند ـ به قانونیّت آشنایی ؛ گزیده عهد و پیمان اینگونه میباشد:
«بسم‏اللّه‏ الرحمن الرّحیم. این عهدنامه‏ای میباشد از محمد نبی معبود صلی‏الله‏علیه‏و‏آله دربین مؤمنان و مسلمانها از قریش و یثرب و تمامی وابستگان آن‌ها و افرادی که به آن‌ها پیوسته‏اند، و جهاد کرده‏اند. بدرستی که کلیه مسلمانها امّتی یگانه‏اند...»
بعد از آن نبی اسم نُه خاندان اساسی مهاجر و انصار را بر می‏شمرد، و همگی را با به عبارتی وضع و اوضاع منافع و حقوق و دستمزد گذشته متشخص و دارای اعتبار می‏داند. بعد از آن طیّ دستوری مسلمان‌ها را مکلف به احترام و رعایت حقوق و دستمزد خویش و دیگر اجزای جامعه اسلامی می‏کند:
«مؤمنان نباید هیچ مستلزم عیالمند یا این که هیچ درمانده‏ای از بین خویش را فرو گذارند، بلکه می‏می بایست به هر نحوه، در حالا انفاق یا این که ادای قرض، او‌را کمک رسانند. و هیچ مؤمنی علیه مؤمن دیگر با دشمنش هم‏قول نشود.
کلیه مؤمنان در شکل وقوع هر ظلم، تعدّی و تجاوزی از سوی کسی که و ترویج خرابی و تباهی بین مؤمنان از هر نوع می‏بایستی باهم علیه آن خرابی یا این که تجاوز برپاخیزند و بر همگان میباشد که رفع ظلم و خرابی کنند.
هیچ‏مؤمنی به همداستانی کافری علیه مؤمن دیگر به نبرد نخواهد پرداخت. عهدوپیمان آفریدگار بر همگان یکسان میباشد که بدین وسیله دورترین مؤمنان با نزدیکترینشان اخوی و برابرند.
یهودیانی که ذیل پوشش این عهدنامه قرار دارا‌هستند، با مؤمنان همدوش یکدیگر هزینه‏های ما یحتاج را می‏پردازند و از حقوق و دستمزد هم اندازه با مؤمنان برخوردارند. مؤمنان بر آئین خویش و یهودیان بر آیین خویش، و همچون دیگر شهروندان، در کنار یکدیگر قرار دارا‌هستند. به عبارتی احکام بر آن ها روان میباشد که بر دیگر افراد روان میباشد. از امداد و نصرت مسلمانها برخوردارند، مانند دیگر مسلمان‌ها می بایست با آن‌ها با نیکویی خوی گردد، مگر آن که تجاوز یا این که گناهی مرتکب شوند که بعد خویش را به نابودی انداخته‏اند.
همگی متعهدان این قسم در قبال هجوم بیگانه مکلف به امان از یکدیگرند...».14
درین عهدوپیمان، یا این که به عبارت دیگر او‌لین اساسنامه، که مثال‏ای از بینش شریعت اسلام به جامعه فقاهتی یا این که مدینه فاضله می‏باشد، سه نکته حائض اهمیت میباشد:
در آغاز: بنیاد تقویت وحدت، یکپارچگی، برادری و همزیستی برادرانه همگی مسلمان ها از کلیه قشرها با یکدیگر، و احترام متقابل و برابری رسمی با رهروان دیگر ادیان الهی که در سایه حکومت اسلامی معاش می‏نمایند و از پشتیبانی عدل اجتماعی برخوردارند.
دوم: تحکیم احساسّ احترام به ضابطه، حقوق و دستمزد و فردیّت اجتماعی تمامی اتباع جامعه به طور معادل و موازی در جامعه.
سوم: ساخت شمّ مسؤولیّت متقابل اشخاص جامعه نسبت به آخر و عاقبت جمعی و حتی شخصی اعضای جامعه اسلامی که بارزترین تاکید بر اصل «دستور به پر اسم و رسم و نهی از منکر» در اجتماع میباشد.
در آن فرصت، این قول وحدت، احترام متقابل، آزادی و برابری تا حدّ برادری، اولیه مثال از نوع خویش بود که بر محافظت دستمزد انسانی تأکید می‏نمود و به همین ادله نیز محور‏گذار جامعه بی‏مانند و برای مدام دنیا شمول و ابدی به‏شمار می‏رود.
حتی‌د‌ر دو ماجرا درست آمده میباشد که نبی گرامی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله دیه اقلیتهای مذهبی (یهود، نصاری و مجوس) را که در ذمّه (تعهّد) اسلام درآمده باشند، موازی دیه مسلمان دانسته‏اند:
صدوق و روحانی ـ علیهما الرحمة ـ به مدرک درست از ابان‏بن تغلب از امام راستگو علیه‏السلام قصه می‏نمایند که فرمود:
«دیة الیهودی والنصرانی دیة المسلم.»
همینطور از زراره قصه کرده‏اند که حضرت درست گو علیه‏السلام فرمود:
«اینجانب اعطاه فرستاده‏اللّه‏ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ذمّة فدیته کاملة.
قال زرارة: فهؤلاء ما؟
قال ابوعبداللّه‏ علیه‏السلام : وهم اینجانب اعطاهم ذمّة.»15
ولی روایاتی در قضیه 800 درهم بودن دیه اهل کتاب نیز آمده میباشد، اما مرحوم صدوق در‌این‏باره می‏فرماید: اختلاف احادیث ناظر به اختلاف حالات می‏باشد، و آیتم این احادیث (هم اندازه بودن دیه) چنانچه میباشد که اقلیّتهای مذهبی حافظه گردیده، ذیل پوشش دفاع اسلام درآمده باشند، و امام وقت (دولت اسلامی حکم کننده) با آنها عهد و پیمان بسته، آنها همچنان بر حالت قسم پایدار بوده باشند.16
این شرح را در کتابهای فقاهتی متداول نیافتم.

بازدید : 94
چهارشنبه 30 آبان 1403 زمان : 10:03


سنت را به سه پیمانِ فعلی، قولی و تقریری تقسیم کرده‌اند:[۲۳]

سنت فعلی
به عملی که رسول(ص) یا این که معصوم آن را به قصد تشریع حکم فقهی ایفا شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد داده باشد، مانند وضو تصاحب کردن، نماز تلاوت و حج به‌جاآوردن، سنت فعلی گفته میشود.[۲۴] اموری مانند اشاره، نگارش و شکاف فعل رسول یا این که معصوم را هم از سنخ سنت فعلی برمی‌شمارند.[۲۵]

درباره کیفیت دلالت فعل نبی و معصوم بر حکم فقاهتی گفته می گردد دو شرایط رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد وجود داراست:

فعلی که از رسول یا این که امام معصوم صادر می گردد، با قرائنی یار میباشد که به‌واسطه این قرائن مشخص و معلوم میگردد رسول یا این که امام معصوم در رده ذکر حکمی از احکام یا این که عبادتی از مسجد النبی کوهسنگی مشهد عبادات مانند نماز، وضو، حج و امثال آن میباشد. همینطور از روش این قرائن مشخص میگردد که‌این فعل وجوبی میباشد یا این که استحبابی یا این که غیر آن.[۲۶]
فعلی که از فرستاده یا این که امام معصوم آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد صادر گردیده با قرینه‌ای یاور وجود ندارد تا معین گردد بر چه حکمی دلالت می‌نماید.[۲۷] در اینجا یکسری نگرش وجود دارااست:[۲۸] بعضا میگویند دلالت می‌نماید بر وجوب آن فعل،[۲۹] عده ای معتقدند علامت‌دهنده استحباب آن میباشد[۳۰] و به اعتقاد و باور جمعی دیگر، بر هیچ‌یک دلالت نمی‌نماید و صرفا فهمیده می گردد جاری ساختن آن برای ما مباح و روا میباشد.[۳۱]
همینطور اصولیان گفته‌اند در حالتی که فعلی که از فرستاده یا این که امام معصوم صادر میگردد، با قرینه‌ای همدم باشد که به‌واسطه آن، مشخص و معلوم می شود این فعل به رسول یا این که امام معصوم تخصیص داراست، مانند وجوب تَهَجُّد برای نبی، این فعل برای بقیه مسلمان‌ها حجت وجود ندارد؛[۳۲] ولی در‌حالتی که فعلی که از رسول یا این که امام معصوم صادر می‌گردد مشخص و معلوم نباشد که به آنها تخصیص داراست یا این که مشتمل بر همگی مسلمانها میشود، در حجیت این فعل برای سایر مسلمان‌ها اختلاف‌لحاظ وجود دارااست.[۳۳] بعضی بر این نظرند که اینگونه فعلی تنها به آنها تخصیص دارااست و بعضا دیگر گفته‌اند برای تمامی مسلمان ها حجیت دارااست و همگی میتوانند به آن شغل نمایند.[۳۴]

سنت قولی
به سخنان نبی و بقیه معصومان سنت قولی گفته می‌گردد.[۳۵] بیشترین قسمت سنت، همین سنت قولی یا این که سخنانی میباشد که از رسول و امامان معصوم نقل گردیده است.[۳۶]

سنت تقریری
نوشته‌علمیٔ اساسی: تقریر معصوم
تقریر فرستاده یا این که معصوم عبارت میباشد از خموشی آنان در قبال گفتار یا این که رفتاری که در حضورشان مطرح میگردد.[۳۷] گفته می شود تقریر معصوم، با قوانینی، دلالت بر جایزبودن یا این که درستی گفتار یا این که رفتاری دارااست که نزد وی ذکر یا این که فعالیت گردیده‌است؛[۳۸] با این برهان که معصوم مکلف میباشد خطاکار را از ایفا مُنکَر بازدارد و در حالتی که ناآگاه میباشد شیوه صحیح را به او نماد دهد.[۳۹]

دلایل اعتبار و حجیت سنت
عالمان مسلمان برای ثابت حجیت سنت رسول، به قرآن و اجماع و برهان عقلی استناد کرده‌اند. برای مثال آیاتی قرانی مورداستناد در این باره، آیاتی میباشد که بر وجوب اطاعت از فرستاده دلالت می‌نمایند.[۴۰]در زمینه‌ی اجماع هم گفته میگردد کلیه فرقه‌های مسلمان بر حجیت پیمان، فعل و تقریر نبی و تقلید از آن، رخداد‌حیث دارا‌هستند[۴۱] استدلال عقلی هم به‌این تفصیل میباشد: در دانش صحبت اثبات شد‌ه‌است که نبی، معصوم از گناه، اشتباه و غفلت میباشد؛ پس پیمان، فعل و تقریر او حجت و قابل پشت گرمی میباشد.[۴۲]

عالمان شیعه ضمن این تحلیل‌ها برای حجیت سنت نبی، از سه قرآن، سنت نبی و عقل برای ثابت حجیت سنت امامان معصوم استدلال میاورند:[۴۳]

قرآن: براساس آیه پاکسازی و آیه او‌لین الامر، ائمه(ع) دارنده پاکی‌اند و به این ترتیب سنت آن‌ها قابل‌اتکا و تاسی از آن موردنیاز میباشد.[۴۴]
سنت فرستاده: برپایه حدیث ثقلین که به طور متوالی، از فرستاده اورده شده، برای خودداری از گمراهی، به تقلید از قرآن و اهل‌بیت(ع) در کنار هم، فرمان گردیده‌است.[۴۵]
عقل: ملاک عقلی حجیت سنت رسول طهارت اوست. از طرفی در دانش حرف اثبات گردیده است که اهل‌بیت(ع) نیز مانند فرستاده معصوم‌اند. براین اساس سنت آنان نیز حجیت داراست

بازدید : 19
سه شنبه 29 آبان 1403 زمان : 10:01


رکنا: پرونده مرجان روضه خوان‌الاسلامی و اتهامات اقتصادی وی عکس مسجد النبی کوهسنگی مشهد العمل‌های پهناور‌ای را در کشور ایران به‌دنبال داشت و بعضا از عموم و شخصیت‌های سیاسی اورا تحت عنوان آرم خرابی اقتصادی در سرزمین معرفی کردند.

معاش و کار‌های ابتدایی
مرجان روحانی‌الاسلامی متولد ۱۳۴۵ در قم میباشد و عمل‌های ماهر آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد خویش را آغاز در عرصه‌های رسانه و خبرنامه‌نگاری استارت کرد. وی سوابق حضور در چند رسانه داخلی را داراست و برای مدتی تحت عنوان یک مجله‌نگار فعال شناخته می شد.

ورود به عرصه سیاسی
روحانی‌الاسلامی در دهه ۱۳۸۰ وارد عرصه سیاست شد و در طی این بازه با دسته‌های رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد سیاسی مختلفی رابطه برقرار کرد. گفته می‌گردد که وی برای مدتی تحت عنوان مشاور در بعضا سازمان های دولتی کار داشت؛ ولی کم کم با تغییر‌و تحول حالت سیاسی سرزمین، عمل‌هایش به شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد منطقههای اقتصادی و تجاری توسعه و گسترش یافت و به یک کارآفرین تبدیل شد.

ماجرای خرابی اقتصادی
مرجان روضه خوان‌الاسلامی آل‌آقا در سال‌های اخیر تحت عنوان یکی‌از مظنونان مهم در تعدادی پرونده گرانقدر خرابی مالی معرفی گردیده‌است. اسم وی به ویژه در پرونده موسوم به «پتروشیمی» که از تعالی‌ترین پرونده‌های خرابی مالی در تاریخ کشور‌ایران به شمار می‌رود، مطرح شد. در‌این پرونده، روضه خوان‌الاسلامی به هم پا تعدادی نفر دیگر، به اتهام اختلاس میلیاردی از فروش تولید ها پتروشیمی محاکمه شدند. این پرونده سبب ساز جلب اعتنا ذهن ها همگانی شد، چون اتهامات مالی سنگینی علیه او مطرح بود.

روضه خوان الاسلامی در دادگاهی که اواخر سال ۱۳۹۷ برگزار شد، به شرکت کردن اخلال در نظام اقتصادی مرزوبوم به معیار ۳۱۸ میلیارد و ۶۳۷ میلیون و ۲۷۵ هزار تومان و علم آموزی متاع نامشروع به مبلغ ۷ میلیون و ۶۵ هزار و ۵۲۹ یورو و ۸ میلیون و ۷۱۰ هزار و ۳۸۴ دلار تبهکار شد.

فرار و گریز از کشور‌ایران
گزارش‌ها حاکی از آن میباشد که مرجان روحانی‌الاسلامی بعداز شروع پیگیری‌های قضایی و تشدید اتهامات علیه وی، کشور ایران را سوراخ کرده و به کانادا هجرت نموده است. این مبادرت وی عکس العمل‌های متعددی را درپی داشت و بعضا رسانه‌ها او‌را مجرم به فراروگریز از پاسخگویی به اتهامات کردند.

برخورد‌های همگانی
پرونده مرجان روضه خوان‌الاسلامی و اتهامات اقتصادی وی برخورد‌های کبیر‌ای را در کشور ایران در ادامه داشت. بعضی از عموم و شخصیت‌های سیاسی او‌را تحت عنوان علامت خرابی اقتصادی در مرز و بوم معرفی کرده و خواهان پیگیری دورازشوخی‌خیس این پرونده‌ها شدند.

اعلان قرمز رنگ دستگیری مرجان روحانی الاسلامی جنایتکار اقتصادی فراری
جهانگیر، سخنگوی قوه قضائیه نیز صبح امروز در گرد‌همایی خبربی خویش، در جواب به پرسش خبرنگار رکنا درباره ی اقدامات دستگاه قضا نسبت به استرداد مرجان روضه خوان الاسلامی یکی‌از متهمان پرونده کمپانی بازرگانی پتروشیمی اذعان کرد: در پرونده کمپانی بازرگانی پتروشیمی، خانم مرجان روضه خوان الاسلامی اتهامات زیادی داشت. اتهامات وی شرکت کردن در اخلال عمده و عظیم اقتصادی و علم آموزی کالا از روش نامشروع و همینطور کلاهبرداری بود که در یک پرونده به تحمل ۲۰ سال حبس محکوم شد و در پرونده دیگر به ۷ سال حبس محکوم شد.

او ادامه داد: برای نامبرده اعلان قرمز رنگ شد و به مراجع میان المللی اعلام گردیده‌است و از روش پلیس میان الملل نسبت به استرداد وی مبادرت کردند که امید است این محکوم فراری به زودی بازداشت و به مملکت برای اجرای مجازات عودت داده گردد و حقوقی که از مال عموم رفته از وی بازپس گرفته خواهد شد. نسبت به بقیه متهمین پرونده قرار میباشد جلسات تحقیق آجل در بیست و یکم، بیست و دوم و بیست و سوم آبان ماه این سال در شعبه مربوطه برگزار گردد.

تأثیرات پرونده روحانی‌الاسلامی بر اذهان همگانی
مرجان روضه خوان‌الاسلامی همچنان یکی اسم‌هایی میباشد که در مورد خرابی اقتصادی و پرونده‌های مالی بلندمرتبه در کشور‌ایران مطرح میباشد. هرچند وی اینک در فارغ جمهوری اسلامی ایران به راز می برد، البته پرونده‌های مربوط به او همچنان در محافل قضایی و رسانه‌ای کشور‌ایران تحت عنوان یک کدام از مهم ترین مورد ها خرابی مالی گزینه گفت و گو قرار میگیرد.

پرونده مرجان روضه خوان‌الاسلامی نشانگر تأثیر خرابی اقتصادی بر اتکا همگانی و نیاز به شفافیت بیشتر در مسائل مالی و اقتصادی مملکت میباشد.

بازدید : 22
يکشنبه 27 آبان 1403 زمان : 11:12


صدقه به هر نوع عفو وبخشش مالی و غیر مالی که به قصد رضای معبود باشد اطلاق می گرددد که مشمول صدقات واجب و صدقات مستحب میباشد.صدقه دادن و رحمت محصول مسجد النبی کوهسنگی مشهد در اسلام و در معاش اجتماعی دارنده قیمت های بسیار متعددی میباشد .قرآن بعد از ایمان به آفریدگار ، به مورد انفاق و عفو و صدقه اعتنا ویژه ای می نماید و پرداخت صدقات را از اصول خیر ها و محور شغل های سزاوار اعلام می‌دارد.باتوجه به عملکرد آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد ویژه اسلام در جهت نزاع با فقر دنیوی و معنوی و کارایی برای ازبین بردن مسافت های هولناک طبقاتی ، فقر و تبعات مختلف آن ، صدقه و عفو وبخشش قادر است ارتباط ها مالی اشخاص جامع بلکه ارتباط ها انسانی را دگرگون سازد و خانواده هایی را از شقاوت و اشتباهات عدیده ای رهایی بخشد.از این رو میباشد که صدقات تحت عنوان قرض و وام دادن رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد به پروردگار معرفی گردیده اند.باتوجه به معضل اقتصادی جامعه امروز و تولید سوراخ طبقاتی زیاد ، این نوشته‌علمی به رسیدگی نقش و التفات داشتن باورهای فقهی و استعمال از آموزه های اسلامی و عفو و صدقه درجهت یاری به همنوع که به کمرنگ شدن این ترک و عوارض نتایج از آن می انجامد،می‌پردازد. شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد شیوه آیتم استعمال در‌این نظارت،به طور توصیفی – تحلیلی با مراجعه به آیه ها قرآن و روایات و احادیث و تحقیق مقاله ها میباشد.

بازدید : 63
شنبه 26 آبان 1403 زمان : 12:01


امام راستگو(علیه السلام) فرمود: آفریدگار هرکس را منحرف و کوردل سازد، حق را برایش ناخوش مى دارااست و به کامش گوارا نمى آید و شیطان سررشته دار و همنشین وی مى خواهد شد و اورا مسجد النبی کوهسنگی مشهد به وادىِ نابودی مى کشاند و از آن بیرونش نمى آورد. این منزل اى میباشد، که پروردگار بهوسیله آن
بندگانش را به پرستش خویش فراخوانده میباشد، تا در اعمال آن، واحد سنجش طاعتشان را بیازماید. از این رو، بندگان را به بزرگداشت و زیارت آن تشویق کرده و آن را منزلت پیامبران و قبله گاه نمازگزاران قرار داده میباشد. آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد پس آن، شعبه اى از رضاى الهى و راهى به سوى آمرزش خدایى میباشد که بر راستاى کمال و کانون عظمت و جلال پایدار گردیده است.
خدا متعال آن را دو هزار سال پیش از گستراندن زمین، اخلاق نمود و شایسته میباشد که در آنچه فرمان کرده، اطاعت گردد و از آنچه نهى کرده گشوده دارااست. خداوندى که تولید کننده ارواح و شکل ها میباشد. رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد
ابن ابى العوجاء اعلام‌کرد: اى ابو عبدالله، بیان بارى تعالى نمودى ولی نزول و حلول ذات وی بر غایب نمودى! فرمود: واى بر تو، چه‌طور وی غایب میباشد، در حالى که با مخلوقات خویش حاضر میباشد و از رگ گردن به آنها نزدیکتر میباشد. صحبت آنان‌را مى شنود و هیکل آنها را مى بیند و اسرارشان را مى داند؟
عبد و بنده آن میباشد که هرگاه از مکانى به مکانى رود، آنجا را اشغال مى نماید و نمى داند در جاى قبلى اش چه چیز حادث گردیده، ولی آفریدگار بزرگ الشأن ملک الدیان، هیچ جای از وی خالى و وی به هیچ شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد جای مشتغل وجود ندارد و نیز به هیچ مکانى اقرب از جای دیگر وجود ندارد و آن کس که به نشانه‌ها سفت و دلایل پر‌نور بر انگیختش و به نصرتش امداد کرد و براى تبلیغ رسالتش تعیین نمود، مارا تصدیق مى نماید که پروردگارش او‌را برانگیخت و با وی صحبت ذکر کرد.
ابن ابى العوجاء برخاست و به یارانش اعلام‌کرد: چه کسى من را در‌این دریا انداخت؟ اینجانب از شما شرابى طلب کردم و شما من را در حریق انداختید؟! گفتند: در مجلس وی شخصى حقیر بودى. خاطرنشان کرد: وی فرزند کسى میباشد که سرهاى کسانى را که مى بینید حلق نمود!
5 . امام رضا(علیه السلام) در جواب سوال هاى محمّد بن سنان نوشت: علّت حج، ورود به (میهمان سراى) پروردگار و درخواست ارتقا و خارج داخل شدن از گناهان میباشد و براى آن که از پیشین توبه نماید و کار از راز گیرد و نیز در حج، خرج کردنِ گنج ها و سختی و خستگى و ممانعت تن ها از آرزوها و لذایذ و در عبادت به خداوند مجاورت شدن و فروتنی و فروتنى و کرنش و مذلّت (در پیشگاه حق) و خارج داخل شدن در گرما و سوزوسرما و ایمنى و واهمه میباشد، به طور حرکتى پیوسته. به علاوه در حج، براى تمامی عموم منافعى میباشد و شوق واشتیاق و کشش و بیم به سوى معبود سبحان و نیز آزاد کردن سنگدلى و خسّت و غفلت و ناامیدى میباشد و تجدید دستمزد و نهی کردن جان ها از خرابی و بهره بردن هرکه در شرق و غرب و خشکى و دریاست; چه حج گزار و چه بازرگان و وارد کننده متاع و فروشنده و خریدار و مغازه دار و فقیر که حج نمى گزارند و همینطور رفع نیازهاى عموم دور و بر و جاهایى که مى توانند در آن جا گرد آیند، تا منافع خود را شاهد باشند.
و انگیزه یک سکو واجب بودن حج این میباشد که خدا متعال در واجبات ضعیف ترین عموم را در حیث گرفته، که برای مثال این واجبات حج میباشد، آنگاه تشویق کرده اشخاص کار کشته را به قدر توانشان بر ایفا آن.
6 . هشام بن حکم گوید: از امام راستگو(علیه السلام) پرسیدم: به چه علّت، خدا بندگان را مکلّف ساخته که حج بگزارند و کعبه را طواف نمایند؟
فرمود: خدا مردمان را آفرید خیر براى علّتى، جز آن که خواست، پس آنها‌را تا مدتى معیّن آفرید و به وی دستور اعطا کرد و دستگیر به آنچه که فرمانبردارى در آیین و مصلحتشان باشد در شغل دنیایشان. پس در حج، گرد وارد شدن از شرق و غرب را تفاهم نامه، تا یکدیگر را بشناسند و هرکدامشان کالاهاى تجارتى را از شهرى به شهرى ببرند، تا از این رهگذر ، کرایه دهنده و ساربان بهره غالب شود و تا آن که نشان هاى فرستاده پروردگار(صلى الله علیه وآله) و خبر ها وی شناخته و خاطر گردد و فراموش نگردد و در شرایطی که هرقومى به شهرهاى خودشان و آنچه در آن هاست اتّکا مى کردند، هلاک مى شدند و شهرها ویران مى شد و جذبِ جنس و بهره بردن ها از فی مابین مى رفت و از خبر ها مطلع نمى شدند. این میباشد علّت حج!
7 . امام رضا(علیه السلام) در پاسخ طومار محمّد بن سنان از پاسخ سؤال هایى که پرسیده بود فرمود: علّت طواف این منزل، چنان بود که پروردگار به ملائکه فرمود: «اینجانب در زمین جانشین قرار مى دهم». ملائکه جواب دادند: «آیا کسى را قرار مى دهى که در آن خرابی مى نماید و خون ها مى ریزد؟!» و زیرا ملائکه این جواب را به خداى والا و تعالى دادند، دانستند که گناه کرده اند، پس منصرف به اسمان وی پناهنده شدند و آمرزش طلبیدند.
پس خداى متعال دوست داشت که مانند آن، بندگان نیز عبادت نمایند، پس در عرش چهارم منزل اى در قبال اسمان به اسم «ضراح» قرار اعطا کرد و در عرش جهان، منزل اى به اسم «بیت المعمور» در قبال «ضراح» قرار اعطا کرد و بعد این منزل «کعبه» را در قبال «بیت المعمور» قرار بخشید. بعد به انسان امر بخشید که بر آن طواف نماید و توبه اش را به عهده گرفت و این سنّت تا روز قیامت در فرزندانش جارى شد.
8 . ابو حمزه ثمالى گوید: بر محضر حضرت امام باقر(علیه السلام) وارد شدم، آن حضرت مقابل درى که به طرف مسجد نصب گردیده بود، نشسته و به عموم در هم اکنون طواف مى نگریستند، حضرت به اینجانب فرمودند: ابو حمزه! این عموم به چه چیزى دستور گردیده اند؟
اینجانب ندانستم چه پاسخى بیان کنم، براین اساس از جواب فرو ماندم. حضرت خودشان فرمودند: وی مأمورند که‌این سنگ ها را طواف کرده، آن‌گاه نزد ما آیند و دوستى خویش را به ما اعلام نمایند.
9 . عبدالرحمان بن حجاج گوید: از حضرت درستگو(علیه السلام) پرسیدم: مردى به صیدى که در بیرون بقاع بوده و به طرف مقبره مى رود و دو فرسخ با مسجد مسافت دارااست، تیرى مى زند و حیوان مى گریزد و خویش را به بقاع مى رساند و در آنجا از ضرب تیر از پاى درمى آید، آیا بر تیرانداز کفاره اى میباشد یا این که خیر؟
فرمود: کفاره اى بر وی وجود ندارد و وى مانند کسى میباشد که در بیرون مقبره تله اى نصب مى نماید، آن گاه صیدى در آن مى افتد و با اضطراب و زحمت خویش را به بقاع مى رساند و باطن آن مى گردد، ولى در مقبره مى میرد، در اینجا بر نصب کننده تله کفاره اى وجود ندارد; چون در جایى تله نهاده که برایش حلال بوده، تیرانداز هم در جایى تیرانداخته که برایش حلال بوده، پس بر وی کفاره اى وجود ندارد. پهنا کردم: این ذکر از حیث عموم قیاس میباشد. فرمود: چیزى را براى تو به چیز دیگر تشبیه کردم تا حکم را بفهمى (خیر آن که به جهت تشابه، حکم آن را به‌این شیوع دهم).
10 . خلاد از حضرت راست گو(علیه السلام) در باره شخصى که کبوترى از کبوتران مقبره را راز برید، نقل مى نماید که فرمود: وى بایستی فدا و عوض آن را بپردازد. پرسیدم: آیا مى تواند آن را بخورد؟ فرمود: نه. گفتم: پس از رمز براندن چنانچه حیوان را بیندازد و برود چطور؟ فرمود: یک عوض دیگر بر ذمه اش مى آید. پرسیدم: پس وى چه نماید؟ فرمود: می بایست حیوان را دفن نماید.
11 . معاویة بن وهب گوید: به امام راستگو(علیه السلام) پهنا کردم: آیا مکه و مدینه مانند بقیه بلاد میباشند و حکمشان با هم متحد میباشد؟ فرمود: بلى. گفتم: برخى از اصحاب قصه کرده اند که شما به وی فرموده اید در حالتی‌که پنج روز در مدینه ماندید نماز را مجموع بخوانید. حضرت فرمود: این اصحاب شما به مدینه مى آمدند و هنگام نماز از مسجد خارج مى رفتند، اینجانب از این عمل کراهت داشتم. از این رو این صحبت را به آنها گفتم.12 . معاویه گوید: به امام راست گو(علیه السلام) پهنا کردم: مادرم در هجرت حج با اینجانب همپا و دردمند و مریض میباشد، وظیفه وى چیست؟
حضرت فرمود: به وی بگو از واپسین میقات و نزدیکترین آن‌ها به مکه مُبقاع گردد; چون فرستاده آفریدگار(صلى الله علیه وآله) براى اهل مدینه ذوالحلیفه و براى اهل مغرب جُحفه را میقات قرار داده اند.
معاویه گوید: مادرم از جحفه محرم شد.

بازدید : 34
چهارشنبه 23 آبان 1403 زمان : 15:15


2. کلمه خلیفه به معنای نام مفعول

الف) خلیفه به معنی نام مفعولی به دو شکل مُخلَف و مخلوف مطرح میباشد. شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد «مُخلَف» یعنی جانشین گردیده به وسیله پروردگار مضمون‌ گردیده است (قرطبی، 1364: 1/263؛ فیومی، بی‌تا: 178؛ آبیاری، 1405: 9/70) و «مخلوف»: أی یَخلُفه غیرُه (شوکانی، 1414: 1/74)؛ یعنی هر که دیگری جانشین وی می گردد در این‌حالت چنان ‌که ابن کثیر در تفسیرش (1419: 1/124) اشاره می‌نماید آیه به جانشینی نسلی پس از نسل دیگر میان بشر‌ها اشاره داراست (روضه خوان طوسی این تعبیر و تفسیر را از حسن بصری نقل می‌نماید: طوسی بی‌تا: 1/131 و: محمود نیشابوری، 1415: 1/80؛ ابن عطیه اندلسی، 1422: 5/61؛ شیبانی 1413: ‏1/116؛ بیضاوی، 1418: 1/68؛ قاسمی، 1418: ‏1/284؛ دروزه، 1383: 6/ 155).

ب) با این ذکر «خلیفه از فعیله در معنای مفعول میباشد و آن لفظی میباشد که دلالت دارااست بر اینکه بعداز وی اشخاصی برجای او می‌نشینند تا روز قیامت» (شنقیطی، بی‌تا: 1/57؛ ابن کثیر، 1419: 1/123). به معنی نام مفعولی، مضمون‌ خلیفه ناظر به بعدی میباشد خیر ناظر به پیشین، ازاین‌رو خدا متعال، پیش از اخلاق و رفتار بشر علیه‌السلام، به خلافت[7] وی پرداخته و فرموده: إِنِّی جاعِلٌ فِی الأَرضِ خَلِیفَةً و این نوع خلافت نیز سنتی از سنت‌های الهی میباشد و هیچ زمان زمین از این خلیفه که به عبارتی حجت الهی باشد، خالی نخواهد بود. لحاظ این تیم از مفسران با مشی آیه سازگارتر میباشد و دلیلی بر ردّ آن وجود ندارد. اکنون سؤال این میباشد که خلیفه به چه کسی اطلاق میشود؟

ج. مصداق خلیفه کیست؟

بینش‌ها دراین‌باره نیز مختلف میباشد، مالک کنز‌الدقائق سه لحاظ را که جامع احتمال تفسیری مفسران میباشد، مطرح می‌نماید: «خواسته از خلیفه یا این که انسان به‌تنهایی میباشد یا این که وی به همپا برخی از ذریه‌اش متبوع میباشد و یا این که کلیه انسان خواسته میباشد» (قمی‌مشهدی، 1368: 1/321).

1. بینش ابتدا: خواسته از خلیفه بشر به‌تنهایی میباشد

گروهی از مفسران همانند غرناطی با نگرش تجزیه‌ای و تفکیکی[8] سود رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد گرفته‌اند که آیه فقط به جانشینی فرد بشر در زمین اشاره داراست و بر استمرار این حکم در باب شخص دیگری دلالت نمی‌نماید به دلیل آن که فرمود خلیفه خیر خلفاء.[9] مالک البحرالمحیط در تأیید این رأی این نظر را دارد: نام فاعل بودن جاعل آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد دلالت بر ثبوت می‌نماید خیر تجدد لذا این جعل در بشر یک‌ توشه رخداد و تکرار نشد (ابوحیان اندلسی،1420: 1/226). این حیث مخدوش میباشد چون: مسجد النبی کوهسنگی مشهد

الف) انتساب نام فاعل جاعل به آفریدگار، بیان‌کننده وصفی دایم از اوصاف الهی میباشد،[10] به‌این معنی که جعل خلیفه در زمینه ی آفریدگار وصفی دائمی میباشد ازاین‌رو همواره بایستی مجعولی برای اینگونه جعلی جانور باشد (حسن‌زاده آملی، 1383: 17). لذا جایگاه خلافت از جانب آفریدگار، نمی‌تواند صرفا یک‌توشه برای انسان پیش آمده باشد و اینکه جعل در بشر یک‌توشه رخداد به معنای عدم تکرار آن در اشخاص دیگر نخواهد بود.

ب) ازسوی دیگر با نگاه ساختاری[11]، مشی آیه دلالت دارااست به اینکه خواسته از خلیفه، انسان به‌تنهایی وجود ندارد بلکه ذریه او‌را هم مشتمل بر میگردد:

- به جهت سؤال ملائکه که در رده حرف خداوند پهنا کردند: ﴿أَتَجعَلُ فِیها مَن یُفسِدُ فِیها وَ یَسفِکُ الدِّماءَ﴾ (بقره/30) و با دوراندیشی از طبیعت و خلقت بشر و تزاحم معاش دنیوی گفتند: آیا در زمین عده ای را خلیفه قرار میدهی که خون ریزی و خرابی کند؟ بدین ترتیب با اعتنا به معنی خلیفه یعنی منزلت عظمایی که دیگرافراد جانشین وی میشوند، سؤال ملائکه نیز ناظر به بشر علیه‌السلام و فرزندان اوست خیر خویش بشر علیه‌السلام به‌تنهایی.

- گفتگوی پروردگار با ملائکه حاکی از استمرار خلافت در نسل بشر علیه‌السلام میباشد.

ج) بعضا مبنی بر صحبت اهل لغت عامل نموده‌اند: گرچه لفظ خلیفه مفرد مذکر میباشد ولی اطلاق آن به‌تنهایی به حضرت بشر علیه‌السلام مغایر ظواهر آیه میباشد به دلیل آن که از یک سو به نام خاص حضرت انسان در آیه اشاره نشده میباشد مانند خطاب به داود:﴿یا این که داوُدُ إِنَّا جَعَلناکَ خَلِیفَةً فِی الأَرض﴾ (ص/26) تا آیه فقط به حضرت بشر تخصیص یابد و از سوی دیگر بر این نظرند که‌این کلمه و واژه صلاحیت دارااست تا مفرد یا این که گردآوری، مذکر یا این که مؤنث باشد (مراجعه نمایید به: فخر رازی، 1420ق: 2/389؛ نظام‌الدین نیشابوری 1416ق: 1/215). در آیه مفرد مذکر استفاده گردیده‌است البته حمل بر جمیع بشر‌ها میشود[12] (زمخشری 1407ق: 1/124؛ نیز بنگرید به: بیضاوی، 1418ق: 1/68؛ ابوحیان اندلسی، 1420ق: 1/227).

د) خلیفه صفت مشبهه بر وزن فعیل میباشد و تای آن پر‌نور میباشد که تای تأنیث وجود ندارد، ازاین‌رو بیشتر مفسران احتمال داده‌اند که تای خلیفه دلالت بر نشر در وصف داشته باشد همانند «علامة» که بر مبالغه در وصف دلالت دارااست، «یعنی آن مو جود جامعی که میتواند در همگی جوانب اثرها خدایی را در جایگاه فعل در دنیا متفحص نماید» (جوادی‌آملی، 1378ش: 3/30)؛ البته ضمن نشر در وصف، تاء در خلیفه بر انتشار در عدد هم میتواند اشاره داشته باشد، به این ترتیب واژه و کلمه خلیفه می تواند بر اشخاص متفاوت دلالت نماید[13] و نکته قابل‌تأمل آنکه از صفت مشبهه بودن خلیفه و دلالت تای آن بر مبالغه در وصف، این مفهوم به دست می آید که خلیفه کسی میباشد که از یک سو همواره قیام به خلافت و نمایندگی از طرف مستخلِف خود دارااست[14] و از سوی دیگر در وصف خلافت، بدون نقص میباشد؛[15] لذا پر‌نور میشود اینگونه خلافتی از ذمه همه بشر‌ها برنمی‌آید بلکه فقط اشخاصی آمادگی این منزلت را دارا‌هستند که به‌طور دائمی توانگری نیابت از طرف پروردگار متعال را داشته و کل اوصاف الهی را دارا باشند و اینگونه شخصی جز بشر بی نقص نمی‌تواند باشد. بر این محور لحاظ دوم حضرت بشر به یاروهمدم بعضا از ذریه‌اش متبوع میباشد.

2. نگرش دوم: منظور از خلیفه انسان به یاروهمدم برخی از ذریه‌اش متبوع میباشد.

براین اساس خلیفه به کل ذریه بشر علیه‌السلام اطلاق نمیشود و فقط مشمول انبیاء و اولیاء الهی می شود و این مقاله با استناد به بافت کلامی نشانه‌ها نیز به یکسری استدلال ثابت می شود:

الف) ملائکه دریافتند که رده خلافت بسیار کلان و والاست و احراز این جایگاه صرفا برای عده ای نتایج می‌گردد که دارنده پاکی از گناه و خطا باشند به‌این‌جهت پهنا کردند: ﴿نُسَبِّحُ بِحَمدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَک﴾ (بقره/30)؛ درحالی‌که ملائکه برای تهیه نمودن این رده خویش را سزاوارتر از حضرت بشر علیه‌السلام می‌دانستند، آیا قابلیت و امکان داراست آدم‌های کافر و فاسد و متهم که از نسل انسان‌اند لایق اینگونه جایگاهی باشند؟

ب) گرچه مصداق «خلیفه» براساس خبر ها وارده در منابع روایی شیعه و اهل سنت، با یکدیگر مختلف میباشد البته استظهار خصوصیت‌های «خلیفه» از روش روال نشانه‌ها، طریقه فریقین را به یکدیگر مجاورت کرده است. لذا بعضی از مفسران اهل تسنن با دقت به آیه 30 سوره بقره وجود خلیفه را در جامعه ها بشری برای حل‌وفصل اختلافات آن ها ضروری می دانند و تأکید می‌نمایند نظام جامعه بشری سوای خلیفه پایدار نمی گردد[16] و برخی دیگر در تعبیر و تفسیر آیه از گویش ملائکه ذکر می‌نمایند، مکان شگفتی و تعجب میباشد که خدا متعال از ذریه انسان اشخاصی را که عصیان می‌ورزند و معصیت‌کارند به خلافت برگزیند؟[17] براین اساس به تفسیر اهل سنت نیز منزلت خلافت به تعداد نادر از ذریّه انسان از انبیاء، اولیاء و فضلا تخصیص دارااست.[18]

ج) با دقت به روال آیه‌ها آینده (31 و 32 بقره) بعضی بر این باورند که خواسته از اسماء که خدا متعال به حضرت انسان علیه‌السلام فراگرفت «به عبارتی حقایق غیبی فقیه میباشد» (جوادی آملی، 1378: 3/169)؛ «دانش به واقعیت و اعیان شی ءها میباشد» (طباطبایی، 1417: 1/118) و هدف از یاد دادن آنان به انسان یاددادن دانش حصولی و از روش لفظ ها و مفاهیم وجود ندارد، بلکه منظور إشهاد حضوری میباشد و به طبعً استحصال این دانش برای همگان مقدور وجود ندارد. گرچه مؤلف تعبیر تسنیم برخلاف لحاظ نگارنده معنی خلیفه را مشکک میداند که با نگهداری مراتب، به تمامی مجموع آدم اطلاق می شود، البته درباره دانش خلیفه به‌تیتر آدم بدون نقص گوید: «آنکه به خاصیت شی ءها رسیده باشد و به خاصیت شی ءها مجموع استحضار یافته باشد و به حقایق هم رسیده باشد و بر حقایق اشیا مجموع اگاهی یافته باشد؛ آدم بی نقص میباشد. این میباشد که لیوان دنیا‌نمای میباشد و این میباشد که معجون اکبر میباشد و این میباشد که دل فقیه میباشد و این میباشد که خلیفه روی زمین میباشد» (جوادی آملی، 1378: 3/111).

د) با اعتنا به معنا آیه مفسِّر: ﴿یا این که داوُدُ إِنَّا جَعَلناکَ خَلِیفَةً فِی الأَرضِ فَاحکُم بَینَ النَّاسِ بِالحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الهَوى‏ فَیُضِلَّکَ عَن سَبِیلِ اللهِ إِنَّ الَّذِینَ یَضِلُّونَ عَن سَبِیلِ اللهِ لَهُم عَذابٌ شَدِیدٌ بِما نَسُوا یَومَ الحِسابِ﴾ (ص/26). یکی وظایف و خصوصیت‌های خلیفه، داوری فی مابین عموم میباشد و به‌طورکلی «هدایت تشریعی بشر‌ها، راهنمایی و راهنمایی، شرح و تبیین حلال و حرام، اجرای حدود الهی پاسداری از حصون شرعی و در یک صحبت، تشکیل حکومت عدل آسمانی نیز برعهده (خلیفه) میباشد» (جوادی آملی، 1378: 3/125) که از ذمه مجموع انسان بیرون میباشد.

ه) از رسیدگی احادیث در منابع شیعی و سنی در پایین نشانه‌ها مرتبط با مشاجره خلافت بدین فیض می‌رسیم که جایگاه خلافت به معنای خاص آن، همانند جایگاه نبوت میباشد که معنی مشکک ندارد و پروردگار متعال آن را تنها به آدم‌های بی نقص عطا می‌نماید. مالک الوسیط نیز با توکل بر منابع روایی خویش میگوید: «خواسته از خلیفه حضرت انسان علیه‌السلام میباشد که جانشینی از جانب معبود در روی زمین میباشد، در‌صورتی‌که بقیه انبیاء نیز مانند وی خلیفه می‌باشند و معبود آنان‌را به خیال آبادانی زمین و رهبری و رویش و تکامل عموم و اجرای احکام و فرامین الهی به رده خلافت منصوب کرده است.»[19] و روضه خوان طوسی نیز از حسن بصری نقل می‌نماید: «منظور از آن، گروهی می باشند از فرزندان بشر علیه‌السلام که برای برپایی حق و آباد نمودن زمین، جانشین پدرشان، انسان علیه‌السلام می گردند.»[20] و از ابن مسعود آورده شده که: «منظور از اِنی جاعلٌ فی الارض خلیفه این میباشد که اینجانب در روی زمین خلیفه‌ای قرار دادم که به‌مکان اینجانب، در میان عموم داوری کند و وی بشر علیه‌السلام و نیز از فرزندانش، افرادی که نایب وی می باشند، می باشند.»[21] در‌این حالت چطور ممکن میباشد رده خلافت که به عبارتی رده حاکمیت و قضاوت میباشد، جنبه همگانی و عمومی داشته باشد و تک تک ذریه بشر، آن را دارا باشند؟

و) درجات کمال و رده‌های بشر از جهت موهبت و حصول یکسان وجود ندارد، چون برخی از آن‌ها به هبه و عطای الهی نتیجه ها میشود و هیچ زمان با استحصال و عملکرد به دست نمی‌آید و نیل به منزلت خلافت نیز سوای عفو الهی ممکن وجود ندارد و اوست که معطی و مستخلِف میباشد. درحالی‌که برخی از اندیشمندان گمان می‌نمایند ارتباط میان خلیفه و مستخلف عنه ضروری میباشد و گویند: «مراد ما از خلیفة الله به عبارتی میباشد که در آیه 30 سوره بقره سوای هیچ قیدی بیان شده، خلیفة الله مطلقی که از کل شؤون وجودی، اثرها، احکام و پیش بینی ها مستخلف عنه حکایت دارااست» (نجارزادگان، 1392: 10). در جواب می بایست اظهار‌کرد:

﴿وَعَدَ اللَهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُم وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَستَخلِفَنَّهُم فِی الأَرضِ کَمَا میباشدَخلَفَ الَّذِینَ مِن قَبلِهِم...﴾ (نوروروشنایی/55) با دقت به مدلول آیه شریفه، مستخلِف و جاعل خلیفه و معطی خلافت، فقط خداست. حسن بصری اعلام کرد: یعنی اینجانب آن دانم که شما ندانید از آنکه شمارا ظن آن میباشد که شما از آن دانا‌خیس و گرامی‌خیس باشید به نزد خدای گران قدر و این آیت برهان میباشد بر آنکه فعالیت خلافت به خدای والا وابستگی داراست از آنکه انسان را اعلام‌کرد که: ﴿إِنِّی جاعِلٌ فِی الأَرضِ خَلِیفَة﴾ (بقره/30) داود را اظهار‌کرد: ﴿إِنَّا جَعَلناکَ خَلِیفَةً﴾ (ص/26)، هارون را اظهار کرد: ﴿اخلُرشتهِی فِی قَومِی﴾ (اعراف/142)، خلیفه بازپسین را اظهار‌کرد: ﴿لَیَستَخلِفَنَّهُم فِی الأَرض﴾ (نوروفروغ/55) هرکجا بیان خلافت کرد به خویش حوالت اعطا کرد تا کسی را در‌این خوض نباشد» (جرجانی، 1377: 1/63).

براین اساس نشانه‌ها شریفه 55 فروغ و 30 بقره دلالت می‌نمایند بر اینکه گزینش خلیفه بایستی به جعل و اوضاع و احوال و اعطاء الهی باشد و از جانب خداوند تخصیص یابد چون فرموده «انی جاعلٌ فی الارض خلیفه» و جعل را به ذات احدیت خود اختصاص داده و بندگان را از مداخله در آن ممنوع ساخته میباشد و غیر از وی که ادعای رده خلافت را دارا هستند، افرادی میباشند که عموم آنها را تعیین و تفویض نموده‌اند و خدا متعال آن‌ها‌را منصوب بدین جایگاه نفرموده میباشد. لذا به هر کس خدا متعال رده خلافت دهد، خلیفه میباشد «و اینجانب استخلفه الله گرانقدر فهو الخلیفة» (طوسی، 1419: 119). پس می‌بایست «فی مابین خلیفه و معطی آن ربط معنوی باشد خیر تباین کلی یعنی از لحاظ دانش و فضل و ادب و کمال و خلق و صفات حسنه، قرین وی باشد» (حسینی فرمانروا‌عبدالعظیمی، 1363: 1/109)؛ درنتیجه کسی را که پروردگار متعال به‌تیتر خلیفه برگزیده میباشد می‌بایست از هر بی دینی و معصیتی تمیز باشد، چون «خدای سبحان که مستخلِف این خلیفه میباشد در وجودش مسمای به اسماء حسنی و متصّف به صفات علیایی از جمال و جلال میباشد و در ذاتش از هر نقصی و در فعلش مقدس از هر شر و فسادی میباشد» (طباطبایی، 1417: 1/115). از این‌رو منزلت خلیفه، خیر‌فقط نمی‌تواند عمومی باشد و تک تک کل عموم را در برگیرد، بلکه اهل ادب و طاعت هم دربرگیرنده آن نمی شوند. با این ذکر تماماً آشکار میباشد که عقلاً و نقلاً این ارتباط معنوی میان خلیفه و مستخلِف وی ضروری میباشد.

علامه دربین مستخلِف و مستخلفٌ عنه فرقی قائل نشده، از طرفی می فرماید: «جایگاه خلافت به عبارتی‌طور که از اسم آن پیداست تک تک نمیشود مگر به اینکه خلیفه نمایشگر مستخلِف باشد» (علامه طباطبایی، 1417: 1/115) از طرف دیگر میفرماید: «مراد از خلافت نامبرده خلیفة الله در زمین بوده، خیر اینکه بشر جانشین ساکنان گذشته زمین شوند» (به عبارتی: 1/116). درحالی‌که «خلافت امری میباشد ربطی دربین جاعل خلیفه و مجعولٌ‌له الخلافة» و معنای خلافت اعطاء منصب میباشد به هر که در آن فعالیت و مقامی که معطی داراست وگرنه منزلت ربوبیت و افاضه وجود، خاص ذات حق میباشد و قابل خلافت وجود ندارد و جاعل خلافت می بایست به عبارتی کسی باشد که منصب خلافت را اعطاء می‌نماید، یعنی خلیفه خداوند، بایستی از طرف آفریدگار به خلافت نصب گردیده باشد» (طیب، 1378: 1/501).

3. بینش سوم و حیث علامه طباطبایی: خواسته از خلیفه تمامی ابناء بشراست

علامه طباطبایی لحاظ سوم را پذیرفته و جایگاه خلافت را به کل ذریه بشر علیه‌السلام سرایت کردن داده و میفرماید:

«به این ترتیب خلافت نامبرده تخصیص به فرد بشر علیه‌السلام ندارد، بلکه فرزندان وی نیز در‌این رده با وی مشترک‌اند» (طباطبایی، 1417: 1/116). وی در تأیید این عمومیت به آیاتی که صحبت از خلافت عام دارااست استشهاد می‌نماید و آن را به کلیه بشر‌ها استناد می دهد، مانند:

﴿إِذ جَعَلَکُم خُلَفاءَ مِن بَعدِ قَومِ نُوح﴾ (اعراف/69)

﴿ثُمَّ جَعَلناکُم خَلائِفَ فِی الأَرض﴾ (یونس/14) ﴿یَجعَلُکُم خُلَفاءَ الأَرض﴾ (نمل/62)

اما از مراعات مشی این آیه ها برمی‌آید که هدف درین آیه ها خلافت امت‌های کنونی از امت‌های گذشته میباشد خیر خلافت نوع آدم از آفریدگار یا این که از جن یا این که گونه های دیگر از غیر آدم (جوادی آملی، 1378: 3/43). با اینکه وی با طریقه ساختاری، تعبیر و تفسیر خویش را بر مبنای مدرسه اجتهادی تعبیر و تفسیر قرآن به قرآن تدوین نموده و کارایی کرده از قراین داخل‌متنی و قراین پیوسته و متصل در تبیین آیه ها به کارگیری کند و اسلوب آیه‌ها را یک کدام از مهم ترین قرینه‌های تعبیر و تفسیر به‌اکانت میاورد (آلوسی، 1415: 203). با این ‌اکنون تماماً آشکار میباشد که علامه در تعبیروتفسیر آیه 30 بقره، به روال نشانه‌ها مبیِّن و مفسِّر، بی‌توجهی نموده و نشانه‌ها را تقطیع و از متد آن مستقل نموده است.

بازدید : 77
يکشنبه 20 آبان 1403 زمان : 10:48


به جا آوردن نماز عید فطر:
به جا آوردن نماز عید مستحب میباشد و دارنده دو رکعت میباشد میباشد شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد که در رکعت نخستین سوره «ثنا»و سوره «اعلی» (یا این که هر سوره دیگری که مایل باشد)خوانده می‌گردد و بعداز آن پنج تکبیر گفته و پس از هر تکبیر قنوت کرده و این دعا خوانده خواهد شد:

«اللَّهُمَّ أَنْتَ أَهْلُ‏ أَهْلَ الْکِبْرِیاءِ وَالْعَظَمَةِ وَأَهْلَ الْجُودِ وَالْجَبَرُوتِ وَأَهْلَ الْعَفْوِ وَالرَّحْمَةِ وَأَهْلَ التَّقْوَی وَ الْمَغْفِرَةِ أَسْأَلُکَ بِحَقِّ هَذَا الْیوْمِ الَّذِی جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمِینَ عِیدا وَلِمُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهِ عَلَیهِ وَآلِهِ ذُخْرا وَشَرَفا وَمَزِیدا أَنْ تُصَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأَنْ تُدْخِلَنِی فِی کُلِّ خَیرٍ أَدْخَلْتَ فِیهِ مُحَمَّدا وَآلَ مُحَمَّدٍ وَأَنْ تُخْرِجَنِی مِنْ کُلِّ سُوءٍ أَخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّدا وَآلَ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُکَ رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد عَلَیهِ وَعَلَیهِمْ أَجْمَعِینَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ خَیرَ مَا سَأَلَکَ مِنْهُ عِبَادُکَ الصَّالِحُونَ وَأَعُوذُ بِکَ فِیهِ مِمَّا اسْتَعَاذَ مِنْهُ عِبَادُکَ الصَّالِحُونَ».

و آن‌گاه ششمی تکبیر را گفته و به رکوع برود و بعد از رکوع و سجده ، برخاسته استارت به قرائت رکعت دوم نماید ، در رکعت دوم بعد از سوره «ستایش»، سوره «شمس» یا این که سوره دیگری خوانده گردد آن‌گاه چهار تکبیر بگوید و بعداز هر تکبیر به عبارتی قنوت را بخواند، آن گاه تکبیر پنجم را بگوید و به رکوع و سجود برود آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد و نماز را تک تک نماید.

بعداز نماز، تسبیحات حضرت زهرا(س) را بگوید و بعد از آن دعاهایی که نقل گردیده‌است را بخواند که یکی‌از آن‌ها دعای چهل و ششم «صحیفه سجادیه» میباشد،مستحب میباشد نماز عید، پایین افق باشد و پس از نماز برای دیگر مؤمنان جهت قبولی اجرا دعا نماید.

قرائت دعای ندبه:
به این ترتیب در غایت دعای ندبه را خوانده و همان گونه که مرحوم محدث قمی می‌گوید:به فرموده سید بن طاووس پس از دعا به سجده برود و بگوید:

«أَعُوذُ بِکَ مِنْ نَارٍ حَرُّهَا لا یطْفَی وَجَدِیدُهَا لا یبْلَی وَعَطْشَانُهَا لا یرْوَی»، پس سیر مسجد النبی کوهسنگی مشهد تکامل راست را بر زمین گذارد و بگوید:«إِلَهِی لا تُقَلِّبْ وَجْهِی فِی النَّارِ بَعْدَ سُجُودِی وَ تَعْفِیرِی لَکَ بِغَیرِ مَنٍّ مِنِّی عَلَیکَ بَلْ لَکَ الْمَنُّ عَلَی»، بعد از آن سیرتکامل چپ را بر زمین‏ گذارد و بگوید:«ارْحَمْ مَنْ أَسَاءَ وَ اقْتَرَفَ وَ اسْتَکَانَ وَ اعْتَرَفَ» بعد از آن به حالا سجده برگردد و بگوید:«إِنْ کُنْتُ بِئْسَ الْعَبْدُ فَأَنْتَ نِعْمَ الرَّبُّ عَظُمَ الذَّنْبُ مِنْ عَبْدِکَ فَلْیحْسُنِ الْعَفْوُ مِنْ عِنْدِکَ یا این که کَرِیمُ»، پس صد جايگاه بگوید:«الْعَفْوَ الْعَفْوَ»

نماز عید فطر
1516 نماز عید فطر در طول حضور امام علیه السلام واجب میباشد و بایدبه جماعت خوانده خواهد شد، و در حین ما که امام علیه السلام غایب میباشد مستحب است.
1517 وقت نماز عید قربان از اولیه آفتاب روز عید میباشد تا ظهر.
1518 مستحب میباشد در عید فطر پس از به پا خواستن آفتاب افطار نمایند و زکات فطره را هم بدهند پس از نماز عید را بخوانند.
1521 مستحب میباشد در نماز عید فطر و قربان خواندن را بلند بخوانند.
1522 نماز عید سوره مخصوصی ندارد، البته عالی میباشد که در رکعت نخستین آن سوره"شمس" سوره و در رکعت دوم سوره " کاشیه" سوره را بخوانند، یا این که در رکعت نخستین سوره "سبح نام" سوره و در رکعت دوم سوره "شمس" را بخوانند.
1523 مستحب میباشد در روز عید فطر پیش از نماز عید به رطب افطار نماید.
1524 مستحب میباشد قبل از نماز عید غسل نماید، و دعاهایی که قبل از نماز و آن گاه در کتابهای دعا مذکور به آرزو اجر بخواند.
1525 مستحب میباشد در نماز عید بر زمین سجده نمایند و در درحال حاضر بیان کردن تکبیرها دستها را بلند نمایند و نماز را بلند بخوانند.
1526 پس از نماز مغرب و عشای شب عید فطر و پس از نماز صبح و ظهر و بعد از ظهر روز عید و نیز پس از نماز عید فطر مستحب میباشد این تکبیرها را بگویند:"الله اکبر الله اکبر لا اله الا الله و الله اکبر الله اکبر و لله الحمد الله اکبر علی ما هدانا".
1528 کراهت داراست نماز عید را ذیل سقف بخواند.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 528
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 275
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 263
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 29
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 726
  • بازدید ماه : 879
  • بازدید سال : 3215
  • بازدید کلی : 41984
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی