loading...

مرجع مسجد النبی کوهسنگی مشهد

بازدید : 40
چهارشنبه 24 ارديبهشت 1404 زمان : 13:28


بینش علمای رجال
علمای شیعه
حمادبن عیسی از راویان مشترک شیعه و اهل سنّت میباشد. رجالیان شیعه اورا با صفاتی زیرا ثقه و صدوق ستوده‌اند.[۱۶] به گفته روضه خوان طوسی[۱۷] یک سری بدن از اصحاب امام کاظم(ع) با دیدن معجزات امام رضا(ع) از نظریه وقف برگشتند و به امامت او گردن نهادند که در‌این در بین از حماد نیز ذکر شده میباشد هرچند در دیگر منابع بدین مقاله اشاره نشده میباشد. کشّی[۱۸] حماد را یک کدام از شش راوی عالم از اصحاب امام راست گو(ع) شمرده و گفته میباشد شیعه‌ها بر درستی احادیث، تصدیق منقولات و اعتراف به فقاهت آن‌ها اجماع دارا‌هستند. این توده دانشمندترین اشخاص در طبقه جوان‌خیس شاگردان امام راستگو(ع) مسجد النبی کوهسنگی مشهد بودند.

علمای اهل سنت
از علمای اهل سنّت صرفا یحیی بن معلوم، حماد را روحانیِ باتقوا دانسته میباشد[۱۹] و دیگر افراد او‌را تضعیف و‌گاه به تهمت و حال و روز حدیث مجرم کرده‌اند.[۲۰] با این درحال حاضر، محدّثان اهل سنّت در کتابهای خویش احادیث او را از امام درستگو(ع)، حنظلة بن ابی سفیان جمحی، سفیان ثوری و ابن جریج نقل آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرده‌اند.[۲۱]

از راویان حدیث
در ورقه ها بیش تر از ۸۰۰‏۱ حدیث با اسم حماد وجود داراست.[۲۲] این حماد ممکن میباشد حماد بن عیسی باشد و ممکن میباشد حماد بن عثمان باشد وتشخیص این که‌این حماد نام برده در گواهی کدام یک از این دو حماد میباشد با اعتنا به قراین دیگر قابل کشف میباشد؛ مثل این که سنجیده شود که‌این حماد، ماجرا را از چه کسی نقل نموده است. در‌حالتی که آن شخص حریز بن عبدالله سجستانی باشد، می‌اقتدار ذکر کرد که مراد از حماد، حماد بن عیسی میباشد و در حالتی‌که آن شخص عبیدالله بن علی حلبی باشد می‌‌قدرت اعلام‌کرد که خواسته از حماد، حماد بن عثمان میباشد.[۲۳]. ضمن این اسم حماد بن عیسی در سلسله مدرک ۱۰۳۶ قصه وجود داراست [۲۴]. این وسعت داستان علامت میدهد که او محدثی بلندمرتبه رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد بوده میباشد.

نظارت محتوای احادیث حماد
نظارت محتوای احادیث حماد آرم می دهد که وی بیشتر به تصویب و نقل روایات احکام اهتمام داشته میباشد و در این مورد از راویان لبریز حدیث به شمار میاید. روایاتی نیز درباره امامت و خلق داراست.[۲۵] وی بیش تر از کلیه از امام راست گو(ع) و امام کاظم(ع) ، [۲۶] از روش حدود پنجاه راوی و بیشتر از حریز بن عبدالله سجستانی -برای مثال کتاب الصلاة حریز- ماجرا شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد نموده است.[۲۷]

صحیحه حماد
روایتی دارای اسم و رسم به صحیحه حماد درباره آداب و چگونگی نماز در کتاب ها روایی شیعه وارداتی میباشد[۲۸] که مورد قبول و مستند فقهای امامیه بوده میباشد.[۲۹]

راویان احادیث حماد
بیش تر از پنجاه راوی مستقیماً از حماد بن عیسی ماجرا نقل کرده‌اند.[۳۰] که بیش تر از همگی، ابراهیم بن هاشم از وی قصه نموده است. در برخی اسانید، به نادرست، ابراهیم بن هاشم راوی حماد بن عثمان نام برده میباشد، در حالی‌که ابراهیم بن هاشم، حماد بن عثمان را فهم و شعور نکرده و احتمالا در اوراق، تصحیف یا این که حذفی چهره داده میباشد.[۳۱]

تألیفات
به حماد یک‌سری کتاب منسوب شده میباشد: کتاب الزکاة، کتاب الصلاة و کتاب النوادر، [۳۲] که احتمالا دربردارنده کتا‌ب‌های حریز بن عبدالله سجستانی بوده‌اند، [۳۳] همچنان که اصول بخش اعظمی از اصحاب ائمه و کتاب سلیم بن قیس از روش او ماجرا شد‌ه‌است.[۳۴] کتاب دیگر وی، مسائل التلمیذ و تصنیفه، دربردارنده راهنمایی و پند و مطالبی درباره توحید و دانستنی هایی درباره آدم و حیوان‌ها میباشد که حماد از امام راستگو(ع) پرسیده و حضرت جواب داده میباشد.[۳۵] ابوغالب زراری[۳۶] نیز یک جزء حدیثی از احادیث حماد نگاشته که به گفته زراری، این احادیث از یک کدام از کتابهای حماد دریافت گردیده است.

بازدید : 64
سه شنبه 23 ارديبهشت 1404 زمان : 10:12


تعبیر عصری
نوشته ی علمیٔ مهم: تعبیر عصری
روش‌ای تازه در ارائۀ مباحث عالم بینی و اعتقادی و احکام میباشد که مفسر با دقت به دور اندیشی‌هایی که حصول کرده و نیازهایی که در بعد از ظهر خویش فهم و شعور کرده است، پیام قرآن را تفصیل می دهد. در ارائۀ مطالب به مسألۀ حالت روحی مخاطبان و سوال‌هایی که آنها دارا هستند دقت می‌نماید و از این روی، مطالب خویش را مطلوب و سازگار با علم‌های نوین ارائه میدهد و همواره برای عقاید و اخلاقیات در جستجوی جامه جدید و برهان مسجد النبی کوهسنگی مشهد مطلوب میباشد.

مفسر عصری علاوه بر جواب گویی به شک ها و اشکالات بعد از ظهر، همواره نظر ها قبل را آیتم رسیدگی قرار می دهد وعقایدی را که قابل حفاظت نمی‌داند یا این که موهوم میداند کنار آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میزند.

میل به تعبیر و تفسیر عصری سپس پدیدار و آشکار شد که گروهی از دانشمندان قرآنی و تفسیرپژوهان متوجه این فرمان شدند که در یکسری دهۀ اخیر تعبیروتفسیر به شکلی چشمگیر تازه گردیده و مباحث تازه اجتماعی و علمی به تعبیر قرآن منش یافته که در قبل سوابق رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد نداشته میباشد.[۵۰]

تعبیر تاریخی
نوشته ی علمیٔ اساسی: تعبیر تاریخی
از تعبیروتفسیر تاریخی دو جنبش مختلف برداشت میگردد. برخی از مفسران، شغل تفسیری خویش را بر مسائل تاریخی و ذکر حادثه ها و اتفاق ها و تعبیر و تفسیر و ارزیابی تاریخ ملت‌ها و کارداران تبارک و تکامل و سقوط و انحطاط متمرکز می‌نمایند.[۵۱] در پیشین‌های به دور این مجموعه از تفاسیر در صورت محصور عمدتاً بر مبنا نقل ماجرا‌های قرآن میچرخید و کسانی زیرا ثعالبی نیشابوری (۳۵۰ – ۴۲۹ق) در تعبیر و تفسیر الکشف و البیان[۵۲] و ابوالفتوح رازی (بین سالهای ۴۸۰ – ۵۳۵) در تعبیروتفسیر روض الجنان و مانند آنان‌را به خویش سرگرم کرده بود. ولی این تیم از تفاسیر به شدت آلوده و کثیف به نقل اسرائیلیات می‌باشند و از احادیث جعلی به کار گیری شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرده‌اند.[۵۳]

برداشتی دیگر از تفاسیر تاریخی، تفسیرهایی میباشد که با تمایل تاریخی به تبیین و توضیح کلمه و واژه‌ها، لغات و پیام‌های قرآن میپردازند. در فرآیند تعبیر و تفسیر پابه پای نزول وحی، حادثه ها مرتبط با آیه‌ها را پیگیری می‌نمایند و در نزول هر آیه و سوره به‌دنبال آشنایی لوازم و‌ شأن نزول و دیگر حادثه ها، معرفت احکام همانند دانایی از حالت، فرهنگ وتمدن، عقاید و آداب و رسوم مردمی میباشند که قرآن در خطاب به آن‌ها کلام گفته میباشد. به همین ادله، تعبیر این دسته عمدتاً به ترتیب نزول کتابت یافته میباشد.

از جهات دیگری که در‌این تیم از تفاسیر مشاهده میشود، پژوهش تاریخی کلمه و واژه‌ها، نوع استفاده، تحقیق ریشۀ لغات و سیر تطور دلالت صحبت و همینطور رسیدگی مثل‌ها، تشبیهات و استعارات قرآن میباشد.[۵۴]

نمونۀ این تفاسیر، تعبیر و تفسیر الحدیث محمد عزّة دروزه (۱۳۰۵ – ۱۴۰۴ق)، ذکر المعانی عبدالقادر ملاحویش آل غازی (زنده در ۱۳۸۴ق) و پا به پای وحی مهدی تاجر (۱۲۸۶ – ۱۳۷۳ش) میباشد که همه به ترتیب نزول قرآن کتابت یافته، صبغه و تأکید آن‌ها بر مسائل تاریخی در شعور قرآن میباشد.

تعبیر و تفسیر شرعی
نوشته ی علمیٔ مهم: تعبیر شرعی
در اين گرايش تفسيرى، مفسر، آيات الاحكام يعنى آيات بيانگر احكام شرعى وابسته به اجرا مكلفان را تفسير و تبيين مى كند. تفسير فقهى در ميان ديگر گرايش هاى تفسير قرآن، اهميت و لزوم ويژه‌اى داراست، زيرا قرآن كريم از ديدگاه همگی مذهب ها اسلامى اساسی‌ترين منبع تشريع احكام و قوانين اسلامى میباشد و اعتبار و حجيت سنت كه عمده احكام شرعى از آن استنباط و حصول مى‌گردد نيز به قرآن گشوده مى‌شود.


برخى از تفاسير فقهى شيعه عبارت اند از:

فقه القرآن تاثیر قطب الدین راوندی (م. ۵۷۳ق)؛
كنز العرفان فى فقه القرآن تاثیر فاضل مقداد سيورى (م. ۸۲۶ق)؛
زبدة البيان تاثیر مقدس اردبیلی (م. ۹۹۳ق)؛
مسالك الافهام الى آيات الاحكام تاثیر فاضل جواد الكاظمى (م. ۹۶۰ق).
تعبیر و تفسیر فلسفی
نوشته ی علمیٔ اساسی: تعبیر و تفسیر فلسفی
گرایشی از تعبیروتفسیر میباشد که دانسته ها فلسفی و قواعد عقلانی برخی مدرسه‌های مشهور فلاسفۀ اسلامی را در تعبیروتفسیر قرآن خط مش می‌دهدو برای فهم هدف های اصلی قرآن از مظاهر وجود و تولیدکننده هستی کلام میگوید و اصول دانش فلسفی را در زمینۀ مبدأ و معاد (آغازشناسی هستی و فرجام شناسی) و مسائل متفاوت و حقایق عالم گزینه گفت و گو و تطبیق قرار میدهد.

نمونۀ تعبیر مدرسه مشائی، تعبیر و تفسیر سوره توحید، فلق، ناس و بعضا مباحث فلسفی فقاهتی ابوعلی سینا (م ۴۲۸ق) میباشد.[۵۵]

نمونۀ تعبیروتفسیر اشراقی، در اثرها شهاب الدین یحیی سهروردی معروف به روحانی اشراق (۵۴۹ – ۵۸۷ق) به ویژه در کتاب تلویحات قابل کاوش میباشد.

و عاقبت نمونۀ تعبیر و تفسیر مدرسه حکمت متعالیه را در تعبیر القرآن العظیم ملاصدرا و مفاتیح الغیب وی و نیز تفاسیر شاگردان این مدرسه می‌اقتدار پی جویی کرد.

تفاوت این سه مدرسه مبنایی میباشد، ولی آن چه جامع طریقه و نحوه آنهاست، به عبارتی طرح آرای فلسفی و قواعد عقلانی در زمینۀ مسائل عام و کلی هستی و مظاهر آن در تطبیق با آیه ها قرآنی میباشد.

بازدید : 22
دوشنبه 22 ارديبهشت 1404 زمان : 10:14


داوود از پیامبران بنی‌اسرائیل بود که به جایگاه پادشاهی رسید و اورشلیم را برای بنی‌اسرائیل فتح کرد. کتاب زبور بر وی نازل شد و منزلت قضاوت نیز در اختیارش بود. داوود صدایی خوشگل داشت و آفریدگار توان زره‌سازی را به وی عطا کرد. حضرت داوود در نزد یهودیان از مقام بالایی شامل است؛ با این اکنون در تورات افترا‌هایی به وی منسوب مسجد النبی کوهسنگی مشهد شده میباشد.

نسب و خانواده
داوود بن ایشا[۱] از نسل یَهودا فرزند یعقوب بود.[۲] حضرت داوود را شخصی کوتاه قد، سبزه‌رو و معدود‌مو سر دانسته‌اند[۳] که ختنه گردیده چشم به جهان گشود.[۴] حضرت سلیمان فرزند حضرت داوود بود و جانشین وی نیز شد.[۵]

نبوت و پادشاهی
داوود از پیامبران تبارک بنی اسرائیل بود.[۶] آفریدگار بر حضرت داوود کتاب زبور را نازل کرد.[۷]

بعداز حضرت موسی(ع) و حضرت یوشع(ع)، مردانی به رهبری عموم اشتغال داشتند که داوران نامیده می‌شدند. واپسین داور، حضرت سموئیل بود که بنی‌اسرائیل از وی خواستند برایشان پادشاهی انتخاب نماید. در غایت طالوت (شاؤل) به پادشاهی رسید.[۸] در طی طالوت پیکار بزرگی در گرفت. طالوت وعده بخشید هر فردی جالوت؛ گرانقدر‌ترین قهرمان سپاه معاند را بکشد، نصف مالش را به وی میدهد و دخترش را نیز به عقد وی در میاورد.[۹] در آن نزاع حضرت داوود توانست جالوت را بکشد[۱۰] و نصف فرآورده طالوت را گرفت و داماد وی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.[۱۱]

نبوت و پادشاهی هریک دربین نسل خاصی از فرزندان یعقوب باقی بود، با این هم اکنون خدا این دو رده را برای داوود قرار اعطا کرد[۱۲] و بعداز فوت طالوت، داوود شاه بنی‌اسرائیل نیز گشت.[۱۳] تاریخ پادشاهی داوود، در کتاب‌های دهم و یازدهم از عهدوپیمان عتیق، به اسم‌های «کتاب دوم سموئیل» و «کتاب اولیه پادشاهان»، تصویب رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد‌ه‌است.[۱۴]

امام باقر(ع) حضرت داوود را از نادر انبیایی معرفی می‌نماید که به حکومت نیز رسید.[۱۵] حضرت داوود با لقمان هم‌بعد از ظهر بوده و هنگامی که لقمان او‌را پند میکرد، داوود اورا ثنا می کرد.[۱۶] اورشلیم در زمان حضرت داوود و بوسیله وی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد فتح شد.[۱۷]

زبور
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: زبور
زبور کتابی میباشد که مبتنی بر قرآن و روایات اسلامی، بر حضرت داوود نازل شد‌ه‌است. این کتاب تیم‌ای میباشد از ارشادوراهنمایی و حکمت و نیایش با آفریدگار. اسم زبور سه توشه در قرآن و در سوره‌های نساء[۱۸]، انبیاء[۱۹] و اسراء[۲۰] مذکور میباشد. زبور داوود با تیتر «مزامیر»، هفدمین کتاب عهد و پیمان عتیق میباشد و حاوی ۱۵۰ قطعه مناجات میباشد.[۲۱]

صفات پر رنگ
نشانه‌ها و احادیث صفات اکثری را برای حضرت داوود نقل کرده‌اند. براساس قرآن حضرت داوود لهجه حیوان‌ها را می فهمید[۲۲] و آفریدگار به وی حکومت و حکمت را عطا کرد و آنچه می‌خواست به وی یاد دادن اعطا کرد.[۲۳] داوود را شخصی دانسته‌اند که بسیار عبادت میکرد و در هراس خداوند بسیار می‌گریست.[۲۴]روحانی طوسی در تعبیر و تفسیر تبیان در تعبیروتفسیر آیه۱۰ سوره سباء (وَلَقَدْ آتَيْنَا دَویُودَ مِنَّا فَضْلًا )نبوت و کتاب ها آسمانی زبور و صدای خوش و همنوایی کوه ها را از مصادیق ادب الهی‌ای دانسته که قسمت داوود گردیده‌است. [۲۵] احادیث مختلفی پیرامون عبادت داوود نقل گردیده است.[۲۶] رسول روزه و نماز داوود را ستوده میباشد.[۲۷] حضرت داوود یک روز را روزه می‌گرفت،‌ بعد روزی را استراحت می کرد و فردایش را دوباره روزه می‌گرفت.[۲۸]

براساس قرآن، کوه‌ها و پرنده ها نیز به یاور داوود تسبیح آفریدگار را می‌گفتند[۲۹] علامه مجلسی در بحارالانوار برای تسبیح کوه‌ها سه احتمال بیان نموده است. تسبیح کوه‌ها کنایه از تسبیح ملائکه بومی در آنهاست و یا این که مراد رفتار صدای تسبیح در آنهاست و یا کوه‌ها نیز دارنده درک می‌باشند( ومی توانند تسبیح داشته باشند.)او هم اینگونه بر این اعتقادوباور میباشد که خیر صرفا دلیلی بر عدم امکان طیوران برای تسبیح نیست؛ بلکه احادیث فراوانی دلالت بر تسبیح آنان دارا هستند. [۳۰]

بازدید : 70
يکشنبه 21 ارديبهشت 1404 زمان : 11:25


زُرارَة بن اَعْیَن بن سُنسُن شَیبانی کوفی، (حدود ۷۰ - ۱۴۸ یا این که ۱۵۰ق) از اصحاب اجماع و صحابه خاص امام باقر(ع) و امام راستگو(ع) و از تعالی‌ترین فقها و متکلمان شیعه بود. امام جعفر راستگو(ع) او‌را از برگزیدگان اصحاب خویش برشمرده میباشد. زراره از قوم و قبیله آل اعین میباشد که اشخاص بخش اعظمی از این فامیل جزو اصحاب ائمه(ع)، راویان والا و فقهای شیعه بوده‌اند. بیان کننده زراره تألیفات فراوانی داشته؛ ولی در اثر ها رجالی، صرفا اسم کتاب الاستطاعة و الجبر و العهود، نام برده میباشد. از زراره حدود سه هزار حدیث آورده شده که حدود ۱۲۰۰ حدیث را به صورت بی واسطه از امامان نقل مسجد النبی کوهسنگی مشهد نموده است.

فرزندان و برخی از برادران زراره، از اصحاب امام راست گو(ع) و امام باقر(ع) و از محدثان شیعه بودند.

نام و لقب
نام مهم وی، عَبدرَبّه (عبد پروردگارش) و لقبش زراره بوده میباشد. در شرایطی که در روایتی خویش وی نقل می‌نماید که امام درست گو(ع) به اینجانب فرمود:‌

«ای زراره نام تو در اسامی اهل فردوس فارغ از الف میباشد. گفتم: آری فدایت نحس نام مهم اینجانب عبدربه میباشد. زراره کنیه اینجانب میباشد».[۱]

لقب او‌را ابوعلی یا این که ابوالحسن بیان کرده‌اند.[۲]

نسب
زراره از فامیل آل اعین میباشد. این خویشان که منسوب به اعین‎ بن‎ سُنْسُن میباشد، از لحاظ هنگامی بیش از سایر قوم‌های شیعی به سرویس ها علمی درگیر بوده‌اند. اشخاص آل اعین، کوفی و غالباً در کوفه مستقر آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد بوده‎اند.[۳]

جد زراره، سُنسن،(یا این که سنبس) مسیحی و راهب بوده و پسرش اعین نیز مسیحی بوده و بعد از اسارت اعین به دست مسلمانها و رفتن به خاندان بنی شیبان، وی به اسلام گرویده میباشد. تستری، اعین و فرزندانش را سنی دانسته که بعد از آن عده ای از آن‌ها شیعه گردیده‌اند ولی اعین شیعه نشده رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۴]

اصحاب اجماع
یاران امام باقر(ع)
۱ زُرارَة بن اَعین
۲ مَعروفِ بنِ خَرَّبوذ
۳ بُرَید بن معاویه
۴ ابوبصیر اَسَدی یا این که (ابوبصیر مرادی)
۵ فُضَیل بن یسار
۶ محمد بن مُسلِم
یاران امام درستگو(ع)
۱ جَرغبت بن دَرّاج
۲ عبدالله بن مُسکان
۳ عبدالله بن بُکَیر
۴ حَمّاد بن عثمان
۵ حماد بن عیسی جهنی
۶ اَبان بن عثمان
یاران امام کاظم(ع) و امام رضا(ع)
۱ یونس بن عبدالرحمن
۲ صَفوان بن یحیی
۳ اِبن اَبی عُمَیر
۴ عبدالله بن مُغَیرِه
۵ حسن بن دوستداشتنی یا این که (حسن بن علی بن فَضّال، فَضالَة بن ایوب شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد و عثمان بن عیسی)
۶ احمد بن ابی نصر بزنطی
نبو


جایگاه علمی
ابن ندیم در الفهرست زراره را تعالی‌ترین دانا شیعه در فقه، حدیث، صحبت و آشنایی مذهب تشیع دانسته میباشد. نجاشی در رجال خویش او را گران قدر و مدرس شیعه‌ها در طی حیاتش معرفی می‌نماید، که قارِی قرآن، فقید، متکلم، شعر سرا و ادیب بوده و تک تک خصائص آئین و مزایای فضیلت در وی انباشته شده بود و راست گو، گزینه اتکا و در حین خود بر کلیه اصحاب مقدم بود.

او مثلا اصحاب اجماع میباشد، که از حیث محققان شیعه هر چه داستان نماید، راست و صحت دارد. امام راستگو(ع) اورا از برگزیدگان اصحاب خویش برشمرده میباشد.

گرچه زراره تألیفات فراوانی داشته؛ ولی در اثرها رجالی، صرفا اسم یکی‌از اثرها وی، کتاب الاستطاعة والجبر والعهود، نام برده میباشد و به اسم دیگر اثرها وی اشاره‌ای نشده میباشد.[۵]

تعداد احادیث وی

کتاب مسند زراره
طبق نقل کتاب معجم رجال الحدیث، حدود سه هزار قصه از روش زراره به ما رسیده میباشد و طبق نقل کتاب مفتاح الکتب الاربعة، روایاتی که بی واسطه از معصومین در کتاب ها اربعه داراست، حدود ۱۲۰۰ ماجرا میباشد.[۶]

شاگردان زراره
توده متعددی از متکلمان شیعه در زمره شاگردان وی میباشند. قصه کنندگان او‌را بالغ بر یک‌صد بدن نوشته‌اند، مثلا: موسی بن دیده نشده واسطی، ابان بن تغلب حریزی، حنان بن سدیر، جمیل بن دراج، هشام بن سلامت، ابن بکیر، ابن مسکان، ابوخالد، ثعلبه بن خوش یمن، علی بن عطیه، قدمت بن اذنیه، محمد بن حمران، حریز، حسن بن موسی.[۷]

فرزندان، برادران و خواهر زراره
زراره فرزندانی به اسم‌های عبیدالله، عبدالله، حسن، حسین، یحیی و رومی داشت که کلیه آن ها از اصحاب امام درست گو(ع) بوده‌اند. حسن و حسین از اصحاب امام باقر(ع) و امام راستگو(ع) و از بزرگان و محدثان شیعه بودند.[۸] امام درستگو(ع) در حق این دو اخوی دعا نموده است.[۹] عبیدالله بن زراره نیز از اصحاب امام باقر(ع) و امام درستگو(ع) بود که در منابع حدیثی، روایتی مذکور میباشد که دلالت بر هم‌نشینی زیاد وی با امام درستگو(ع) دارااست.[۱۰]

نجاشی اسم عبدالله بن زراره را در زمره مصنفان شیعه آورده میباشد که دارنده تألیف و از اصحاب امام درست گو(ع) و جزو ثقات بوده میباشد.[۱۱] درباره وثاقت رومی بن زراره از امام درستگو(ع) و ماجرا شد‌ه‌است و نجاشی نیز وی را صاحب و مالک کتاب و تألیف دانسته میباشد.[۱۲] یحیی بن زراره نیز از اصحاب امام درستگو(ع) و دارنده احادیث بسیار و صاحب و مالک اصول و تصانیف بوده میباشد.[۱۳]

برادران زراره عبدالرحمن، بکیر و حمران به غیر از صاحب و مالک و قعنب اشخاص شناخته گردیده می باشند.[۱۴] اخوی دیگر زراره، عبدالملک میباشد که امام درست گو(ع) قبر اورا زیارت کرد و برای وی طلب بخشش نمود.[۱۵] زراره خواهری دارای اسم و رسم به ام اسود داشت که گفته میشود از روش ابوخالد کابلی، با امام راست گو آشنا گشته و در مجالس درس وی حاضر گشته، و اولی نفر در قوم اعین بود که مذهب شیعه را پذیرفته، و برادرانش را نیز با جعفر راست گو آشنا گردانیده میباشد.[۱۶]

احمد بن علی نجاشی اثری را در معرفی فامیل زراره با اسم خبر‌ها بنی سنسن تألیف نموده است.

بازدید : 25
شنبه 20 ارديبهشت 1404 زمان : 10:26


بر هاشمی بهرمانی معروف به اکبر هاشمی رفسنجانی (۱۳۱۳ - ۱۳۹۵ش) روضه خوان، سیاستمدار و از تاثیرگذار‌ترین شخصیت‌های کشور ایران بود. او از یاران شاخص امام خمینی در نزاع علیه حکومت پهلوی بود و چندبار بازداشت و زندانی شد. از موسسان جامعه روحانیت اهل مبارزه طهران، عضویت در شورای انقلاب، سرپرستی وزارت مرزو بوم، عضویت در هیات موسس حزب جمهوری، سر کردگی مجلس شورای اسلامی، جانشین فرماندهی تمام قوا و فرماندهی نبرد، دو عصر سر گروهی جمهوری، سر گروهی شورای بهتر امنیت ملی، سر کردگی مجمع تشخیص مصلحت نظام از احداث تا مجال درگذشت، امامت آدینه موقت طهران از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۸۸ش، نمایندگی عموم طهران در مجلس خبرگان از اولِ تأسیس و سر کردگی آن مجلس از سال ۱۳۸۶ تا ۱۳۸۹ش، و سر گروهی هیئت مؤسس و هیئت امنای دانش کده آزاد اسلامی برای مثال شغل‌های او بعداز مسجد النبی کوهسنگی مشهد انقلاب بود.

معاش‌طومار
اکبر هاشمی بهرمانی در ۳ شهریور ۱۳۱۳ش در روستای بهرمان شهرستان رفسنجان در استان کرمان دیده به جهان گشود. پدرش میرزاعلی هاشمی بهرمانی تحصیلات حوزوی داشت و از باغداران حیطه بود که محل بازگشت مسائل شرعی و دنیوی عموم بود. مادرش ماه‌بی‌بی صفریان اسم داشت. هاشمی در ۵ سالگی علم آموزی قرآن، گلستان سعدی و نصاب الصبیان را در مدرسه‌منزل شروع کرد. در سال ۱۳۲۷ش و در سن ۱۴ سالگی به همپا پسرعمویش محمد هاشمیان برای علم آموزی علم ها شرعی به قم آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد رفت.[۱]

هاشمی دروس مقدمات و سطح را در درس حسینعلی منتظری، علی مشکینی، محمد صدوقی، مصطفی اعتمادی و محمد مجاهدی حاضر شد و در درس بیرون مراجعی برای مثال بروجردی، امام خمینی، متفحص داماد، سید محمدرضا گلپایگانی، مرتضی حائری یزدی و سید شهاب الدین نجفی مرعشی کمپانی کرد. همینطور فلسفه و تعبیروتفسیر را از علامه طباطبایی، حسینعلی منتظری و ابوالفضل زاهدی رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد یادگرفت.[۲]

هاشمی در سال ۱۳۳۷ش با عفت مرعشی وصلت کرد. فاطمه، محسن، فائزه، مهدی و یاسر پنج فرزند آن ها میباشند.[۳]

درگذشت
هاشمی رفسنجانی، یک‌شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۵ش، در‌پی سکته قلبی، به مریض‌خانه شهدای تجریش منتقل شد و به عبارتی روز در ۸۲ سالگی درگذشت. در ۲۱ دی ۱۳۹۵ش، آیت‌الله خامنه‌ای در دانش گاه طهران بر پیکر وی نماز اقامه کرد و بعداز تشییع در بقاع امام خمینی به خاک شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد امانت شد.[۴]

اثرها

تعبیروتفسیر راهنما
سرگذشت فلسطین (ترجمه)
امیرکبیر: قهرمان نزاع با استعمار
آزاداندیشی اسلامی و روشنفکری اسلامی
تمدن قرآن (۳۳ جلد)
تعبیروتفسیر راهنما
انقلاب‌ یا این که بعثت‌ نو
عالم در بعد از ظهر بعثت (با شرکت کردن محمدجواد باهنر)
منزلت مساجد در نظام اسلامی از منظر قرآن
السیاسة الاقتصادیة فی‌ الحکومة الاسلامیة
تحقیقی کوتاه پیرامون اعجاز
خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی[۵]
مبارزات انقلابی و اقدامات فرهنگی تا سال ۱۳۵۷
هاشمی در سال‌های اول اقامت در قم با فدائیان اسلام آشنا شد. او به فدائیان عشق داشت ولی بعضی از رفتارهای سیاسی آنان‌را نمی‌پسندید و جانب مرجع تبعیت خویش آیت الله بروجردی را می‌گرفت.[۶] او یک سری سال بعد از آن با امام خمینی آشنا شد و در عده شاگردان او قرار گرفت.[۷] هاشمی در سال ۱۳۳۶ش برای نخسین بار با آیت‌الله خامنه‌ای آشنا شد.[۸]

در سال ۱۳۳۷ش که روزها تبلیغی محرم را در همدان می گذراند، در روز عاشورا علاوه بر اشاره به سرانجام سقوط نظام سلطنتی عراق، نقد تندی را متوجه نظام سلطنتی پهلوی کرد که به همین ادله بازداشت و پس از یک سری روز آزاد شد.[۹]

هاشمی در سال ۱۳۳۸ش با همیاری دوستان خویش به‌ویژه محمدجواد باهنر و مشورت کردن امام خمینی، نشریه مدرسه تشیع را منتشر کرد.[۱۰] درین نشریه مسائل اجتماعی و سیاسی به صورت تازه به وسیله متفکران اسلامی و فضلای حوزوی عرضه می شد تا در رقابت با فکر‌های مارکسیستی و ملی‌گرایانه از بینش‌های اسلامی نگهبانی نماید.[۱۱]

هاشمی در سال ۱۳۴۱ش و در ماجرای لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی از سوی امام خمینی به استان‌های یزد و کرمان رفت و پیام امام را به علما رساند. در ۲۱ فروددین ماه ۱۳۴۲ بعداز واقعه اتفاق فیضیه بازداشت و جزء او‌لین طلاب به سربازی اعزام شد[۱۲] و پس از حادثه ۱۵ خرداد ماه پادگان را سوراخ کرد و بازنگشت.[۱۳] او در سال ۱۳۴۳ش کتاب سرگذشت فلسطین نوشته اکرم زعیتر را به فارسی ترجمه کرد.[۱۴] در روزگار حصرِ امام خمینی، هاشمی با همیاری دوستانش دو نشریه بعثت و انتقام را منتشر کردند.[۱۵] هاشمی با امضای اعلامیه‌ای اعتراضی به تبعید امام خمینی بوسیله ساواک در تاریخ ۱۳۴۳/۱۲/۱۲ بازداشت و چهار ماه زندانی شد.[۱۶] وی در ۶ دی ۱۳۴۴ش در نجف‌آ‌باد در نقطه پايان یک سخنرانی برای تن درستی امام خمینی دعا کرد و بازداشت گردیده و به قم بازگردانده شد.[۱۷]

با کشف اساسنامه دسته نهفته یازده نفره از شاگردان آیت الله خمینی، هاشمی زیر تعقیب قرار گرفت و معاش نصفه‌نهفته در پیش گرفت.[۱۸] در همین زمانه کتاب «امیرکبیر یا این که قهرمان نزاع با استعمار» را منتشر کرد و در علاوه بر این کتاب، فکر‌های اصلاحی امیرکبیر در کشور ایران و نیاز مملکت به دگرگونی و از در میان بردن مفاسد را مطرح کرد.[۱۹]

ساواک در سال ۱۳۵۰ش برای پیشگیری از اخلال در پایکوبی‌های ۲۵۰۰ ساله، عده ای از روحانیان برای مثال هاشمی را بازداشت کرد، البته در سال ۱۳۵۱ش با وثیقه آزاد شد.[۲۰] او توشه دیگر به منجر کار‌های رازّی و مهاجرت به آن سوی مرز، در سال ۱۳۵۴ش بازداشت و تا فصل‌پاییز ۱۳۵۷ش زندانی شد.[۲۱] هاشمی بعداز آزادی از زندان به همدم مرتضی مطهری، محمدجواد باهنر، مهدوی کنی، سید علی حسینی خامنه‌ای، سید محمد حسینی بهشتی، جامعه روحانیت اهل مبارزه طهران را تشکیل دادند.[۲۲]

بازدید : 59
پنجشنبه 18 ارديبهشت 1404 زمان : 10:34


رستاخیز حیوان‌ها
از بعضی آیه‌ها[۲۵] و احادیث استعمال می گردد که حیوان‌ها نیز مانند آدم‌ها در روز قیامت برانگیخته میشود و به‌اندازه تدبیر و مسئولیتشان، حسابرسی می گردند. ولی برخلاف آدم‌ها که پس از حسابرسی به فردوس یا این که دوزخ میروند، حیوان‌ها بعداز حسابرسی و اجرای عدل و داد در حق آن ها، مجدد می‌میرند و خاک میگردند؛ یعنی در شرایطی‌که ستمی کرده باشند، در صحنه قیامت قصاص مسجد النبی کوهسنگی مشهد میگردند.

[مستلزم منبع]علامه طباطبایی رجوع همه آیه ها مرتبط با حشر بشر‌ها را انتقام از ظالم و احسان در حق در‌ستکار دانسته و زیرا به طور اجمال این دو خصوصیت ( احسان و ظلم) در حیوان ها مشاهده می شود در فیض حشر در آنان را ممکن دانسته و این را به معنای برابری حیوان‌ها با بشر در فهم و شعور و عزم ندانسته میباشد. [۲۶] سید محمد حسین طهرانی نیز معاد رابرای تک تک موجودات دانسته و در تبیین سخنش گفته که کل موجودات اين عالَم معاد دارا هستند و حركت به‌ سوى معبود متعال. نَفْس بشر، نفس حيوان، نفس نبات و حتّى جَمادات نيز معاد دارا‌هستند؛ و نفوس روده ها و آنچه در باطن شکم آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.

و انبيا، و آحاد موجودات مجرّده فقیه عِلوى معاد دارا هستند؛ و معاد آن ها عبارت میباشد از: اندکاک و فناء در به عبارتی اسمى از اسماء ذات حقّ كه از آن به وجود آمده‌اند. برای مثال پشّه كه معاد دارااست، يعنى به عبارتی قوسِ نزولى را كه در خلقت پيموده میباشد بايد بعد از آن ترفیع نموده و در آن نام و صفتى كه موجب پيدايش وی گردیده است مضمحلّ و فانى و مُندکّ شود.آیاتی از قرآن نیز این داعیه را تأیید می نمایند مانند: كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ(سوره اعراف آیه ۲۹) همان طور كه شما‌را پديد آورد [به سوى وی] برمى‌گرديد.» و معدودَا بَدَأنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ. (سوره انبیاء آیه ۱۰۴) «همان طور كه توشه در آغاز آفرينش را استارت كرديم، مجدد آن را بازمى‌گردانيم.» [۲۷] در حدیثی از ابوذر غفاری آورده شده روزی در محضر فرستاده(ص) بودند و در پیش روی آن ها، دو بز به یکدیگر شاخ می‌زدند. حضرت از آن ها پرسید: می‌دانید چرا اینها به یکدیگر شاخ زدند؟ حاضران گفتند: خیر حضرت فرمود: ولی معبود می داند و به زودی میان آن ها داوری رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد خواهد کرد.[۲۸]

طومار انجام
نوشته‌ی علمیٔ مهم: طومار جاری ساختن
آحاد اعمالی که هر آدم در زمان معاش خویش جاری ساختن داده، در چیزی تصویب می شود که به طومار اجرا دارای شهرت میباشد. این کتاب به‌اندازه‌ای ظریف و گویاست که کسی نمی‌تواند آن را انکار شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد نماید.[۲۹]

وَوُضِعَ الْکتَابُ فَتَرَ‌ی الْمُجْرِ‌مِینَ مُشْفِقِینَ مِمَّا فِیهِ وَیقُولُونَ یا این که وَیلَتَنَا مَالِ هَٰذَا الْکتَابِ لَا یغَادِرُ‌ صَغِیرَ‌ةً وَلَا کبِیرَ‌ةً إِلَّا أَحْصَاهَا ۚ وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرً‌ا ۗ وَلَا یظْلِمُ رَ‌بُّک أَحَدًا (ترجمه:و کارنامه [کار شما در بین‌] گذاشته میگردد، بعد از آن بِزِهکاران را از آنچه در آن میباشد بیمناک می‌بینی، و می گویند: «ای وای بر ما، این چه طومار‌ای میباشد که هیچ [عمل] خرد و بزرگی را فرو نگذاشته، جز اینکه تمامی را به اکانت آورده میباشد.» و آنچه را اجرا داده‌اند حاضر یابند، و خدا تو به هیچ کس ستم جایز نمی‌دارااست.)[الکهف–۴۹]

طبق آیه ها قرآن طومار جاری ساختن اشخاص در‌ستکار به دست راست‌شان داده میگردد و طومار ایفا اشخاص بدکار به دست چپ‌شان.[۳۰]

تجسم جاری ساختن
نوشته ی علمیٔ مهم: تجسم انجام
خواسته از تجسم اجرا این میباشد که آن چه آدم در‌این دنیا اجرا داده میباشد، در عالم دیگر، به صورتی متناسب با آن عالم نمایان می‌گردد. به عبارت دیگر: مشوق‌ها وکیفرها، نعمت‌ها و مشقت‌ها، حقیقت اعمالی میباشد که آدم در جهان جاری ساختن داده میباشد و در زندگانی اخروی، واقعیتِ آن نمایان گردیده‌است. بر این محور، عملی که بشر اجرا می دهد دو شکل دارااست. یک صورت دنیایی که ما آن را مشاهده میکنیم و یک شکل اخروی که اکنون نمایان وجود ندارد. در روز رستاخیز بعد از تحولاتی که شکل می گیرد، حقیقت اُخروی ایفا نمایان می‌گردد صورت دنیای از در میان می‌رود و سبب ساز لذت و شعف مالک کار یا این که آزار و غم او میگردد. به این ترتیب، بر پایه ی این نگرش، جزای اجرا هر انسانی عینِ اجرا وی خواهد بود.

یوْمَ تَجِدُ مجموعُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَیرٍ مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوءٍ (ترجمه:روزی که هر انسانی هر فعالیت خوبی که جاری ساختن داده میباشد، نزد خویش حاضر می یابد و هر عمل بدی را که اجرا داده میباشد نیز، حاضر و مهیا می یابد.)[آل عمران–۳۰.]

گواهان
نوشته‌ی علمیٔ مهم: شاهدان قیامت
در روز قیامت که آدم‌ها برای حسابرسی ایفا و جایزه و جزای متناسب عده می گردند، به غیر از طومار اجرا، گواهانی وجود دارا هستند که شاهد جاری ساختن ما بوده و در صحرای محشر شهیدشدن می دهند. بر پایه ی متن‌ها فقهی، جاری ساختن ما شاهدانی دارااست که عبارتند از:

آفریدگار متعال[۳۱]
پیامبران و به خصوص فرستاده اکرم(ص)[۳۲]
امامان معصوم(ع)[۳۳]
ملائکه[۳۴]
زمین[۳۵]
اعضاو اعضاوجوارح تن[۳۶]
مجال.[۳۷]
وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیرَی اللَّهُ عَمَلَنادرْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلی عالِمِ الْغَیبِ وَ الشَّهادَةِ فَینَبِّئُنادرْ بِما کنْتُمْ تَعْمَلُونَ (ترجمه:بگو: «شغل فرمایید که خداوند و رسولش و مؤمنان ناظر جاری ساختن شما خواهند بود و به زودی به سوی کسی گشوده می‌گردید که دانای مخفی و آشکار میباشد و شما‌را از کردارتان خبر میدهد.)[توبه–۱۰۵.]

بازدید : 50
سه شنبه 16 ارديبهشت 1404 زمان : 10:20


مأمور بیعت به چنگ آوردن از امام حسین(ع) برای یزید
یک کدام از گزارش‌ها در ارتباط معاش ولید بن عتبه، احضار امام حسین(ع) به دارالاماره مدینه و مبادرت به به دست آوردن بیعت از امام برای یزید بن معاویه بود.[۲۶] این رخداد که دیباچه جنبش و قیام امام حسین(ع) بود در منابع رفلکس متعددی مسجد النبی کوهسنگی مشهد داشته میباشد[۲۷].[۲۸]

بعد از مرگ معاویة بن ابی‌سفیان در ماه رجب سال ۶۰ق[۲۹] یزید در اقدامی سعی کرد تا از افرادی‌که دعوت معاویه برای بیعت با یزید را نپذیرفته بودند، بیعت بگیرد. این اشخاص را امام حسین(ع)، عبدالله بن زبیر و عبدالله بن قدمت دانسته‌اند.[۳۰] یزید طی طومار‌ای به قاضی مدینه بعد از اشاره به مرگ معاویه از وی خواست تا هر چه زودتر این اشخاص را بازداشت کرده و بلافاصله از آن‌ها بیعت بگیرد[۳۱] و در شکل مخالفت گردن آنها‌را بزند.[۳۲] نقل شده این قضیه اول مبادرت یزید برای قتل امام حسین(ع) آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد بود.[۳۳]

ولید بعداز اخذ طومار، مروان بن حکم را برای مشورت کردن فراخواند. مروان از وی خواست تا هرچه سریع‌خیس این اشخاص را احضار کرده و از آن‌ها بیعت بگیرد و در شکل مخالفت آنان‌را بکشد.[۳۴] وی معتقد بود که در شرایطی‌که آن‌ها از مرگ معاویه خبردار شوند به نقاط گوناگون متواری گردیده و دست به مخالفت و ستیز میزنند و عموم را به سوی خویش دعوت رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد می‌نمایند.[۳۵]

احضار امام به دارالاماره
ولید بن عتبه شبانه پیکی به سوی امام حسین(ع) و عبدالله بن زبیر ارسال کرد و آنان را به دارالاماره دعوت کرد. عبدالله بن زبیر از امام پرسید به لحاظ شما انگیزه اینکه در اینگونه ساعتی احضار شدند چیست؟ که امام از مرگ معاویه و مبادرت حکم دهنده برای دریافت کردن بیعت خبر بخشید.[۳۶] امام حسین(ع) برای خودداری از خیانت احتمالی به همدم جوان ها بنی‌هاشم وارد دارالاماره شد و از آن ها خواست تا در شکل نیاز وارد شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد کار شوند.[۳۷]

ولید خبر مرگ معاویه را به استحضار امام رساند و از وی خواست تا با یزید بیعت نماید. امام با استناد به اینکه بیعت بایستی در انظار همگانی باشد، این شغل را آپدیت آن‌گاه موکول کرد و ولید نیز عهده دار شد.[۳۸] درین هنگام مروان به ولید بیان کرد در حالتی‌که او‌را رها نماید دیگر نمی‌تواند از وی بیعت بگیرد، مگر اینکه طرفین تلفات فراوانی را متحمل شوند. وی از ولید خواست امام را تا مجال بیعت حبس کرده و در شکل مخالفت گردن او‌را بزند.[۳۹] امام با تندی مروان را آیتم خطاب قرار بخشید و فرمود: یابن الزرقا[یادداشت ۱] تو منرا میکشی یا این که وی؟ به معبود لاف گفتی و گناه کردی.[۴۰]

امام حسین(ع) پیرو رو به ولید کرد و در اظهاراتی خویش را اهل‌بیت نبوت، معدن رسالت، محل رفت و آمد فرشتگان و رده عفو وبخشش قلمداد کرد و یزید را مردی گناهکار، شراب‌خوار و قتل کننده نفوس متشخص معرفی نمود و در غایت به بیعت نکردنش با یزید اشاره نمود.[۴۱] امام حسین(ع) از دارالاماره بیرون شد و به منزل رجوع[۴۲] و بعداز مدتی مدینه را به سمت مکه رخنه‌ کرد.[۴۳]

برکناری از امارت مدینه
امویان، موضع‌گیری هم پا با قابل انعطاف‌خویی و راحت‌گیری ولید بن عتبه در قبال امام حسین(ع) را به دستگاه خلافت گزارش دادند که سبب ساز عصبانیت یزید و برکناری وی از امارت مدینه شد.[۴۴] یزید عمرو بن سعید بن العاص الأشدق را جایگزین وی نمود.[۴۵]

خلیفه اموی ولید را به شام فراخواند و بعداز مدتی از مشاوران دربار شد؛ ولی در سال ۶۱ق، بعد از حادثه کربلا، مجدد حکم کننده مدینه شد[۴۶] که مصادف با قیام عبدالله بن زبیر در مکه بود.[۴۷]

چرایی مدارا با امام حسین(ع)
بیان شده ولید میل نداشت اقداماتی بدون شوخی علیه امام حسین(ع) اعمال دهد و در عوض این اهمال کاری، از منصب خویش عزل شد.[۴۸] در اثنای گزارش ابومخنف که بقیه افراد نیز به آن اشاره کرده‌اند[۴۹] ولید شخصی عافیت‌طلب قلمداد گردیده است.[۵۰] آورده شده وی از فتنه هجران میکرد به همین عامل نمی‌خواست با امام حسین(ع) مشغول خواهد شد و وقتی که امام(ع) از بیعت با یزید پرهیز نمود او را ناچار به بیعت نکرد و حتی مسیر جنبش امام به سوی مکه را بازگذاشت.[۵۱]

سید محسن امین مولف کتاب اعیان الشیعه اعتقاد دارد استدلال عدم عکس العمل وی با امام، درایت نسبت به رده امام بود و صرفا به خیال و خاطر عافیت‌طلبی عدم وجود.[۵۲] اعتقادوباور ولید به شأن و جایگاه بالای امام در گفتارش با مروان چشم میگردد؛ چنانکه بعداز گزینه مؤاخذه قرار گرفتنش بوسیله مروان اعلام‌کرد که حاضر وجود ندارد در عوض در دست گرفتن آحاد جهان، حسین(ع) را به شهیدشدن برساند. وی کشتن امام را سبب ساز خسران در قیامت و عذاب دردناک تیتر کرد.[۵۳]

مواجهه با رمز امام حسین(ع)
ابن‌عساکر مولف کتاب تاریخ مدینه دمشق در گزارشی آورده میباشد ولید بن عتبه در گرد هم آیی‌ای که راز امام حسین(ع) را نزد عمرو بن سعید آوردند، حضور داشت. عمرو بعد از به دست تصاحب کردن راز امام از ولید خواست صحبت بگوید. ولید برای امام طلب آمرزش نمود و قاتلان امام را معذور دانست و ذکر کرد: ما به سوی چیزی که از آن کینه دوزی داشتیم، ناچار شدیم و در آن حق گزینش نداشتیم. به آفریدگار قول حاضر بودیم رفاه اورا به بالاترین بها ممکن تأمین کنیم؛ هرچند گزینه نکوهش بقیه افراد قرار می‌گرفتیم.[۵۴]

پانویس
زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج‌۸، ص۱۲۱.
ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج‌۶۳، ص۲۰۶.
ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج‌۶۳، ص۲۰۶.
مجلسی، زندگانی حضرت امام حسین(ع)، ۱۳۶۴ش، ج‌۲، ص۴۰۳.
زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج‌۸، ص۱۲۱.
عامری حرضی، فیلتر الزمان، ۱۴۰۵ق، ص۵۹؛ ابومخرمه، قلادة النحر، ۱۴۲۸ق، ج‌۱، ص۴۰۵.

بازدید : 53
دوشنبه 15 ارديبهشت 1404 زمان : 11:05


تَکَبُّر یا این که کِبر به معنای خودبزرگ‌بینی از رذایل اخلاقی میباشد که قرآن کریم و مهربان و احادیث آن را از صفات بسیار نکوهیده انسان شمرده‌اند. برای تکبر اقسامی مانند تکبر در قبال معبود، تکبر نسبت به پیامبران و تکبر در قبال دیگر بشر‌ها بیان کرده‌اند. گردن‌کشی در قبال پروردگار را که منشأ آن جاهلیت و گمراهی میباشد، بد‌ترین نوع تکبر مسجد النبی کوهسنگی مشهد خوانده‌اند.

تکبر در قبال دیگر آدم‌ها نیز در متن‌ها فقهی سرزنش شد‌ه‌است؛ حتی تکبر مؤمن بر اهل شرک و بی دینی. زیرا استمرار ایمان در مؤمن و بی دینی در کافر یقینی وجود ندارد و چه‌بسا که در آجل‌ای بدور یا این که مجاورت، مکان آن دو با یکدیگر عوض آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد خواهد شد.

امام درستگو(ع): ما مِن أَحَدٍ یتیهُ إِلاّ مِن ذِلَّةٍ یجِدُ‌ها فی نَفسِهِ (ترجمه: هیچ کس وجود ندارد که تکبّر ورزد، مگر بر تاثیر خواری و حقارتی میباشد که در خویش رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد می‌بیند.)

کافی، ج۲، ص۳۱۲.

مضمون‌‌شناسی
تکبر به معنای خودبزرگ پنداشتن آمده میباشد[۱] و آن را حالتی نفسانی دانسته‌اند که فرد متکبر سایرافراد را در قبال خویش حقیر و خوار می‌شمارد؛ حالتی که در گفتار و اخلاق و رفتار فرد نمود پیدا می‌نماید.[۲] تکبر را از نتیجه ها عجب و غرور که حالتی فردی میباشد دانسته‌اند؛ چون فرد مغرور سوای مقایسه خویش با سایر افراد تنهاً در نفس خویش حس بزرگی و عظمت شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد م ی‌نماید.[۳]

تکبر در قرآن
وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْ‌ضِ مَرَ‌حًا إِنَّ اللَّـهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ‌ (ترجمه: و در زمین با ناز منش مرو که خداوند متکبر خودستا را دوست نمی‌دارااست.)

سوره لقمان، ۱۸، ترجمه فولادوند.

در قرآن مهربان تکبر از صفات بسیار نکوهیده انسان شمرده گردیده‌است. در برخی آیه ها به واژه متکبر تصریح گردیده‌است؛ آیاتی که جهنم را منزلت متکبران معرفی می‌نماید،[۴] از این گزاره میباشد. در برخی آیه ها نیز با عبارات مستکبر[۵] و استکبار[۶] و خرامنده فخرفروش (مُختالٍ فَخور)[۷] بدین مفهوم اشاره گردیده است. در آیه ۷۲ سوره زمر، ملائکهِ عذاب از در میان مجموع رذایل آدم بر تکبر دوزخیان تأکید دارا‌هستند؛ از این نکته می‌اقتدار اخذ که سرچشمه اساسی گناهان، تکبر و تسلیم‌نشدن به حق میباشد. در قبال، به قرینه آیه ۵۰ سوره نحل می‌اقتدار نشان نفی استکبار را کار به امرها الهی فارغ از زیرا و چرا دانست.[مستلزم منبع]

معبود در قرآن یکبار با وصف «الْمُتَكَبِّرُ» تعریف گردیده، [۸] و در تفسیرش بیان شده، معبود کسی میباشد که با خرقه کبریایی، خویش را می‌نمایاند.[۹] در نکوهیده بودن تکبر بشر و نیکو بودن تکبر معبود، به‌این نکته اشاره گردیده که تکبر و خودبزرگ‌بینی در کسی نیکو میباشد که واقعاً دارنده عظمت و کبریا باشد.[۱۰] امام علی(ع) در خطبه قاصعه، ابلیس را ازآن‌جهت گم راه و معاند آفریدگار دانسته که «در لباس( صفت) عظمت و بزرگی باایمان به پیکار برخاست».[۱۱]

در احادیث
امام علی (ع):
فَاعْتَبِجایز بِمَا کَانَ مِنْ فِعْلِ اللهِ بِإِبْلِیسَ، إِذْ أَحْبَطَ عَمَلَهُ الطَّوِیلَ، وَجَهْدَهُ الْجَهِیدَ، وَکَانَ قَدْ عَبَدَ اللهَ سِتَّةَ آلاَفِ سَنَة، لاَ یُدْرَى أمِنْ سِنِی الدُّنْیَا أَمْ مِنْ سِنِی الاْخِرَةِ، عَنْ کِبْرِ سَاعَة وَاحِدَة. فَمَنْ بَعْدَ إِبْلِیسَ یَسْلَمُ عَلَى اللهِ بِمِثْلِ مَعْصِیَتِهِ؟ کَلاَّ، مَا کَانَ اللهُ سُبْحَانَهُ لِیُدْخِلَ الْجَنَّةَ بَشَراً بِأَمْر أَخْرَجَ بِهِ مِنْهَا مَلَکاً (ترجمه: پس، از آنچه پروردگار به شیطان کرد موعظه گیرید، که اخلاق دراز زمان اورا فسخ گرداند و تلاش فراوان وی بی‌ثمر ماند. وی شش هزار سال با پرستش معبود زیست از سالیان جهان یا این که آخرت دانسته وجود ندارد البته با ساعتی که تکبر کرد خدایش از فردوس خارج آورد، و بعداز ابلیس که ایمن بود که آفریدگار را چنان نافرمانی نکند؟ هیچ وقت معبود انسانی را به فردوس درنیاورد به کاری که بدان شغل، فرشته‌ای را از پردیس برون موفقیت.)

نهج البلاغه، ترجمه شهیدی، خطبه ۱۹۲، ص۲۱۱.

احادیث در مذمت تکبر فراوان میباشد و طیف وسیعی از مصادیق را در برمی‌گیرد. امام راست گو(ع) نخست حدیث جنود عقل و جهل قصه دارای شهرت به شمارش (جنود= لشگریان) عقل و جهل، بعداز اشاره به خلقت جهل، استکبار جهل را باعث لعنت شده شدن وی از سوی آفریدگار دانسته و پیرو تواضع را نوزدهمین لشگر از لشگریان عقل و نقطه مقابلش تکبر را از لشگریان جهل برشمرده میباشد التَّوَاضُعُ وَ ضِدَّهُ الْكِبْرَ. [۱۲] برای مثال، احادیث در مذمت تکبر روایاتی میباشد که به تکبر شیطان اشاره داراست؛ [۱۳] روایاتی که تکبر را از خلق و خوی کفار می‌شمرد[۱۴] و منجر وجوب نماز را غلبه عرب جاهلی بر کبر می خواند؛ [۱۵] روایاتی که به سرانجام متکبران در روز قیامت میپردازد؛ [۱۶] و روایاتی در ذکر سیره نبی(ص) و اهل بیت علیهم السلام در تقبیح کبر و مدح تواضع.[۱۷] آنچه از مضمون این احادیث برمی‌آید، عنایت هجران از تکبر در زمینه ی ایمان میباشد؛ چنانکه هماهنگ با قرآن کریم ومهربان تکبر را منافی ایمان و بازدارنده از تسلیم‌شدن به حق خوانده‌اند.[۱۸]

در دانش خوی
در دانش اخلاق و رفتار، تکبر از رذایل اخلاقی و یک کدام از اثاثیه غضب الهی به شمار می آید.[۱۹] حتی بعضا آن را منشأ بقیه رذایل دانسته[۲۰] و با بی دینی در یک‌ سکو گذارده‌اند.[۲۱] تعریف و تمجید تکبر در دانش خوی بر‌خیس درک کردن خویش از دیگر افراد و خوار دیدن و تحقیر آن ها میباشد.[۲۲] نصیب اولیه این تمجید با تمجید عُجب مشترک میباشد و این دستور از رابطه مفهومی کِبر و عُجْب حکایت داراست، چنانکه کبر را از نتیجه ها عجب و در مضمون‌ مشابه آن دانسته‌اند.[۲۳] تفاوت کبر و عجب در آن میباشد که کبر، مغایر عجب، صرفِ بر‌خیس فهمیدن و تبارک پنداشتن خویش وجود ندارد و نیازمند خوار دیدن بقیه افراد هم میباشد.[۲۴]

مراتب و اقسام تکبر
تکبر خصلتی ذومراتب میباشد:

یکی‌از آنکه کبر در دل باشد و در گفتار و خلق نیز ظواهر خواهد شد؛
دیگر آنکه به گویش نیاید البته در اخلاق مشخص و معلوم باشد، که‌این از جايگاه نخستین خفیف‌خیس میباشد؛
درجه سوم هنگامی میباشد که کبر در دل بومی باشد و شخص نتواند خویش را از این عیب خالی نماید، البته کارایی نماید تا در اخلاق و رفتار و گفتار تکبر نکند. در اینگونه وضعی گناه شخص بسیار کمتر میباشد و چه‌بسا همین مجاهده در دفع تکبر سبب به رفع بی نقص آن به موفقیت الهی گردد.[۲۵]
برای تکبر اقسامی نیز بیان کرده‌اند، مشمول تکبر در قبال پروردگار، تکبر نسبت به پیامبران و تکبر در قبال دیگر آدم‌ها:[۲۶]

تکبر در قبال آفریدگار را بد‌ترین عهد و پیمان تکبر خوانده‌اند که منشأ آن نا آگاهی و گمراهی میباشد؛ همانند تکبر نمرود و فرعون و دعوی خدایی آنها.[۲۷]
تکبر نسبت به پیامبران بازدارنده از ایمان آوردن آدم میباشد، چنانکه کفار قریش در قبال رسول اسلام تکبر کردند، گروهی از آن ها پیامبری وی را قبول داشتند لیکن به منجر غلبه تکبر نمی‌توانستند به آن اقرار نمایند و گروهی نیز بر تاثیر تکبر حتی از شناختن پیامبری وی بازماندند.[۲۸]
قِیلَ ادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِینَ فِیهَا فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَکَبِّرِ‌ینَ (ترجمه: و گفته خواهد شد: «از درهای جهنم درآیید، جاودانه در آن بمانید؛ وه چه بد [جایی‌] میباشد مکان سرکشان!».)

سوره زمر، ۷۲، ترجمه فولادوند.

تکبر در قبال دیگر بشر‌ها نیز ناپسند شمرده گردیده است تا آنجا که حتی تکبر مؤمن بر اهل بی دینی و بی دینی را روا ندانسته‌اند، چون خیر ماندن مؤمن بر رمز ایمان خویش مسلّم میباشد و خیر پافشاری کافر بر کفرش؛ یعنی هیچکس نمی‌تواند با اعتماد به‌نیکی وضع و اوضاع خویش و بدی وضع و اوضاع دیگر افراد از سرنوشت عالی خویش و سرنوشت بد دیگری مطمئن باشد و براین‌پایه به دیگری فخر بفروشد.[۲۹] قبح این پیمان تکبر از جهتی بسیار زیاد میباشد، به دلیل آنکه بازدارنده تایید حق از دیگر افراد می‌گردد و به معصیت می‌انجامد[۳۰] و بشر را از طلب کمال گشوده می دارد.[۳۱] اصلی‌خیس از این، بزرگی، صفتِ خاص خداست و هر که تکبر و دعوی بزرگی می‌نماید، در صفت خاص خداوند با او منازعه نموده است.[۳۲] در واقع آنچه موجب پلیدی تکبر بشر می گردد، آن میباشد که او از حد خویش تجاوز کرده و وارد خاک صفات خاص پروردگار گردیده‌است.[۳۳]

بازدید : 30
يکشنبه 14 ارديبهشت 1404 زمان : 10:44


گرفتاری‌ها و علت‌ها
سروش گرفتاری فرضی خویش را اینگونه نقل می‌نماید که از یک سو دل در گرو معنویت و آئین دارااست و از سوی دیگر دل در گرو علم و خِرَد نوین.[۲۶] وی این نظر را دارد خواستن این دو با هم تماماً ممکن میباشد و در پی این میباشد که «دیالوگ و بخشید و ستدی در میان دو سرمایهٔ تعالی بشریت یعنی آئین و کوچک نوین» برقرار نماید، چنان‌که «خیر کوچک نوین را تابع دیانت نماید و خیر دیانت را تابع مسجد النبی کوهسنگی مشهد کوچک نوین».[۲۷]

سروش دباغ فرزند عبدالکریم سروش پروژه فکری پدرش را به دنبال پروژه اقبال لاهوری یعنی «مرمت تامل فقاهتی» می داند[۲۸] و اعتقاد دارد دکتر معالج سروش کارایی فکری خویش را به بازخوانی انتقادیِ فکر شرعی و به دست دادن یک نظام الهیاتی نو در چارچوب سنت پندار شرعی می داند.[۲۸] سروش خویش را یک «نومعتزلی» آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میداند.[۲۹]

قسمت بزرگی از نظرها و اثر ها سروش به‌شکل بدون واسطه یا این که غیر بی واسطه درباره کیفیت مواجهه با سنت در دنیا امروزی میباشد. وی کوشش بخش اعظمی برای احیاء آئین و معنویت در بعد از ظهر دانش و خِرَد سکولار، داشته میباشد.[۳۰] آئین‌داری و خردورزی، ایمان و دانش، پژوهش و تبعیت، عقل و شرع و نظایر آن در زمره مهمترین مقولاتی می‌باشند که سروش به آن ها پرداخته رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۳۱]

سروش را از متفکرانی دانسته‌اند که ذکر شیوا و مداد رسایی داراست و در سخنوری و نگارش پایین دست دانسته گردیده‌است.[۳۲]

مولوی به مثابه یک سرمشق
عبدالکریم سروش:

«کمتر شب و روزی بوده میباشد که به دل یا این که به لهجه، آشکار یا این که نهان، سخنی از وی (مولانا) یا این که با وی نگویم و ضمیر خویش و دیگرافراد را با اسم و حرف وی مطرا و مطهر و معطر و شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد منور نکنم».[۳۳]

سروش این نظر را دارد در حالتی‌که بتواند از یک سرمشق برای خویش خاطر نماید، آن مولانا میباشد که هیچ‌کس به اندازه مولانا در معاش وی اینگونه تأثیر نداشته میباشد[۳۴] به گفته سروش به منجر اقتدار اشعار سعدی در مقابل اشعار مولانا، مولوی در بالا چندان جذابیتی برای وی نداشت.[۳۵] البته با سپری شد مجال، شناخت عمیق‌تری نسبت به مولانا یافت.[۳۶]

سروش به مانند مولانا این نظر را دارد که کتاب مثنوی معنوی، قرآن به فارسی میباشد[۳۷] و حتی مثنوی را بی‌هیچ شبهه، کتابی الهامی میداند که پاره‌هایی در آن، عطر‌ی آشنا و آشکار وحی و کشف از آن به‌دست میاید.[۳۸] کتاب مثنوی با تصحیح و مقدمه عبدالکریم سروش چاپ شد‌ه‌است.[۳۹] وی بعضا شعرهای مولوی راجع به دعا را نقل می‌نماید و آنان را از لطیف‌ترین ادعیه دانسته و میگوید از هنگامی که‌این شعر در ذهنش مکان‌گیر گردیده حتی گاه در نمازهایش نیز آن اشعار را میخواند.[۴۰] سروش در تلویزیون کشور‌ایران از سال ۱۳۶۰ هجری خورشیدی به سپس یک سلسله دروس در زمینه‌ی مولوی و مثنوی داشت که حدود ۲۴ نرم‌افزار ضبط شد و فقط ۱۳ نرم افزار از آن پخش شد.[۴۱] به ادعای سروش امام خمینی با وجود عشق و علاقه‌ای که به مولانا داشت به دلیل فشارهای بیرونی، فرمان جدا این اپ بخشید.[۴۱]

سروش و روحانیت
استارت آوازه سروش را به دلیل تامین روحانیت از وی در اولِ انقلاب اسلامی کشور‌ایران دانسته‌اند.[۴۲] نظام کشور‌ایران و روحانیون آن، سروش را در صداوسیما، مجله‌های دولتی و ... اشاعه کردند.[۴۲] ولی شروع طلاق سروش از روحانیت را در اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۷ش و با نشر اولیه نوشته‌علمی از دسته مقاله ها «قبض و گسترش تئوریک شریعت» دانسته‌اند.[۱۱] این نوشته‌علمی به وسیله روحانیان مطرحی مانند آیت الله مکارم شیرازی، آیت الله سبحانی و درستگو لاریجانی عیب گیری شوید.[۴۳]

سروش همینطور در اویل دهه هفتاد سخنرانی داشت که در شماره ۲۴ خبرنامه کیان (فروددین ماه و اردیبهشت ماه ۱۳۷۴) با تیتر «حریت و روحانیت» چاپ شد.[۴۴] این نوشته ی علمی نیز رفلکس منفی بین روحانیت داشت.[۴۵] سروش در‌این نوشته‌ی علمی ابراز داشت، روحانیت با ارتزاق از آیین، رفته رفته به نهادی تبدیل گردد که کارکردش ابقای خویش این بنیان میباشد.[۴۶] سروش در بخشی از نوشته‌ی علمی خویش به صحبت شهید مطهری استناد کرده بود که ارتزاق از دست عموم برای روحانیان آفات بسیار داراست و آنان‌را در پی عوام می‌نماید.[۴۷]

این نوشته‌ی‌علمی در بالا با جواب علی مطهری گزینه انتقاد قرار گرفت.[۴۵] آیت‌الله جوادی آملی در نماز آدینه قم به عیب گیری سخنان سروش پرداخت.[۴۸] نقدهای دیگری نیز مطرح شد ولی مهم ترین آنها، عیب گیری آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی بود که سروش آن‌را عنایتی عتاب آلود خواند.[۴۹] آقای خامنه‌ای این گفتارها را «واژگون پی بردن حقایق» دانست و به چاپ رساندن آن‌را فتنه خواند.[۵۰] اما وی در به عبارتی سخنرانی اظهار کرد که‌این اشخاص نیت بدی ندارند البته نمی‌دانند صحبت و عملشان چه تبعاتی داراست.[۵۰]

در سال ۱۳۷۸ش سروش طومار‌ای به آیت‌الله منتظری نوشت که «فقه در واحد سنجش» نامیده شد. سروش در‌این نوشته از آیت‌الله منتظری خواست به مکان اجتهاد در فروع، خط مش اجتهاد در اصول را در پیش بگیرد و به مکان تجدیدنظر در احکام دینی، در فقه تجدیدنظر نماید.[۵۱] این نوشته‌علمی جواب ملایمی از طرف آیت‌الله منتظری داشت ولی برخورد مهم از آن آیت‌الله یزدی بود که نقد ها تندی علیه سروش داشت و سروش نیز جواب تندی به وی نوشت.[۵۱] سروش همینطور در زمان‌های متفاوت به سازمان روحانیت انتقادهایی را مطرح نموده است که عکس العمل‌ها و جواب‌هایی را در جامعه روحانیت داشت.[۵۲]

اما سروش با بعضا روحانیان رابطه خیر و خوبی داشت. وی امام خمینی را «انسانی والا و روحی عارف و مجاهد» معرفی می‌نماید.[۵۳] سروش در سال ۱۳۶۰ نوشته ی علمی‌ای در زمینه‌ی شهید مطهری با تیتر «معلم مطهری، احیاکننده‌ای راستین در بعد از ظهر نو» نوشت و اورا در ستون احیاگرانی مانند غزالی و اقبال لاهوری دانست[۵۴] و او‌را باهوش، موضوع‌یاب و در اندیشه «احیاء آیین» معرفی کرد.[۵۵]همینطور سال‌ها بعد از شهید شدن شهید مطهری در یک سخنرانی، شهید مطهری را «نام دار، دانشمند و مجاهد» معرفی کرد.[۵۶] اما سروش در بعضی مسائل علمی مثلا در خاتمیت نبی با شهید مطهری مخالفت کرد.[۵۷] سروش همینطور سید محمدباقر صدر را مرجع نخبه شیعه خوانده[۵۶] و آیت‌الله منتظری را دلیرترین دانا دانست.[۵۸]

بازدید : 26
پنجشنبه 11 ارديبهشت 1404 زمان : 10:44


مُنذِر بن جارود(درگذشته سال ۶۲ قمری) کارگزار امام علی(ع) در اصطخر. منذر در مبارزه جمل و صفین در سپاه امام علی(ع) بود. حضرت علی(ع) اورا به خیال رده پدرش جارود، به کارگزاری اصطخر منصوب کرد البته بعداز مدتی به جهت خوشگذرانی منذر، امام علی(ع) او‌را عزل کرد. وی همینطور طومار و طومار‌رسان امام حسین(ع) به بزرگان بصره را تسلیم ابن زیاد کرد. او بابا زن عبیدالله بن زیاد قاضی بصره بود. منذر در قیام مختار بی‌طرف بود. او مدتی کارگزار امویان در مسجد النبی کوهسنگی مشهد هند نیز بود.

معاش‌طومار
منذر بن جارود بن عمرو بن حبیش العبدی در حین حیات نبی اکرم(ص) دیده به جهان گشود. او از خاندان عبدالقیس و از بستگان صعصعه بن صوحان میباشد.[۱] منذر در زمان حکومت امام علی(ع) برای مثال یاران او بود، ولی در سال‌های پایان قدمت، به امویان میل یافت و تحت عنوان کارگزار یزید بن معاویه از سوی عبیدالله بن زیاد در حیطه‌ای از هند منصوب شوید.[۲] وی در به عبارتی‌جا در سال ۶۲ هجری قمری آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد وفات کرد.[۳]

زمان زمام‌داری امام علی(ع)
منذر در نبرد جمل و پیکار صفین در رکاب امام علی(ع) جنگید. بعداز پیکار جمل منذر سؤالی را درباره آخرالزمان از امیرالمؤمنین(ع) پرسید که امام پاسخی کامل به وی و دیگر اصحاب بخشید.[۴] او در جریان نزاع صفین نقش مثبتی در تهییج عموم برای کمپانی در نبرد اجرا نمود[۵] و در ماجرای حکمیت نیز علاوه بر اختلال سخنانی به امام اعلام وفاداری رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرد.[۶]

منذر بن جارود بعد از نزاع صفین تحت عنوان فرمان دار استخر عجم منصوب شد؛ ولی در ادامه اخباری درباره خوشگذرانی او، امام علی(ع) در طومار‌ای منجر اتکا به منذر را رده پدرش اعلام کرد و علاوه بر برشمردن اشتباهاتش او را از این رده عزل نمود.[۷] منذر بعد از رجوع و برگشت به کوفه زندانی شد ولی بعداز شفاعت صعصعه بن صوحان و پرداخت سی‌هزار درهم جریمه، از زندان آزاد شوید.[۸] بر پایه ی لحاظ بعضا، منذر هم‌لحاظ با خوارج شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد بود.[۹]

برخورد به دعوت امام حسین(ع)
منذر بن جارود هنگام شروع قیام امام حسین(ع) از بزرگان بصره بوده میباشد.[۱۰] امام حسین(ع) در طومار‌ای به بزرگان بصره برای مثال منذر دعوت به ملازمت نمود. او طومار و طومار‌رسان (سلیمان بن رزین) را تسلیم عبیدالله کرد.[۱۱] درباره کردار وی با سلیمان بن رزین دو لحاظ وجود داراست. گردآوری‌ای معتقدند که منذر به گمان آنکه طومار از جانب عبیدالله بن زیاد(۳۳-۶۷ق) بوده اینگونه عملی را مرتکب گردیده‌است.[۱۲] ولی برخی دیگر این مبادرت را متأثر از هم‌سوئی او با عبیدالله میدانند. اینان شاهد این هم‌سوئی را وصلت دختر منذر با ابن زیاد میدانند.[۱۳]

بی‌طرفی در قیام مختار
منذر در پیکار مختار ثقفی با مصعب بن زبیر خلال رد دعوت مصعب، به ملازمت و همراهی توده‌ای از نزدیکان خویش به کرمان گریخت و موضع بی‌طرفی اتخاذ کرد. او درین شهر عموم را به بیعت و ملازمت و همراهی با عبدالملک مروان دعوت نمود.[۱۴]

پانویس
ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۴۸۸.
بلاذری، فتوح البلدان، ۱۹۸۸م، ج۱، ص۴۱۸.
ابن سعد، الطبقات الكبری،بیروت، ج۶، ص۸۳
ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ص۴۸۸.
ابن أَعْثَم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۳، ص۹۰.
ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۴، ص۲۰۳.
زرکلی، الاعلام، ۱۹۸۹م، ج۷، ص۲۹۲
ثقفی، الغارات، ۱۳۷۴ش، ج۱، ص۱۹۷؛ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی،‌ دار صادر، ج۲، ص۲۰۴.
الزرکلی، الاعلام، ۱۹۸۹م، ج۷، ص۲۹۲.
دینوری، الأخبار الطوال، ۱۹۶۰م، ج۱، ص۲۳۲.
دینوری، الأخبار الطوال، ۱۹۶۰م، ج۱، ص۲۳۱.
ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۳۷.
مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمؤمنین(ع)، ج۱۱، ص۳۸۴.
دینوری، الأخبار الطوال، ۱۹۶۰م، ج۱، ص۳۰۵.
منابع
ابن اعثم، محمد بن علی، الفتوح، تفحص: علی شیری، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۱۱ق.
ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، بازرسی: محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیه، بی‌تا.
ثقفی، ابراهیم، الغارات، تلخیص و ترجمه: عبدالمحمد آیتی، طهران، وزارت تمدن و ارشادوراهنمایی اسلامی، ۱۳۷۴ش.
دینوری، الأخبار الطوال، تفحص: عبدالمنعم عامر، قاهره، احیاءالکتب العربی، ۱۹۶۰م.
زرکلی، خیرالدین، الاعلام، بیروت، دارالعلم، ۱۹۸۹م.
مکارم شیرازی، ناصر و دیگرافراد، پیام امام امیرالمؤمنین(ع) تعبیر و تفسیر نهج البلاغه، قم، مکتب الامام علی بن ابیطالب علیه‌السلام، ۱۳۸۶ش.
یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ الیعقوبی، بیروت، دار صادر، بی‎تا.
نبو
اصحاب امام علی علیه‌السلام
شرطة الخمیس
مقداد • ابوساسان انصاری • ابوعمرو انصاری • عثمان بن حنیف • اصبغ بن نباته • عبدالله بن یحیی• ← ادامه
شهدای جمل
زید بن صوحان • سیحان بن صوحان • حکیم بن جبله • صقعب بن سلیم ازدی • عبدالله بن سلیم ازدی • مسلم بن عبدالله مجاشعی
شهدای صفین
ابن‌تیهان • عمار • خزیمه • سهیل بن عمرو • عبدالله بن کعب • ابوحازم بجلی • یعلی بن منیه • اویس قرنی • صفوان بن حذیفه • سعد بن حذیفه • ابوفضالة انصاری • عبدالله بن بدیل • ابوعمره انصاری • جندب بن زهیر • محمد بن سلیمان • عبدالله بن ارقم • عبدالله بن ابی‌حصین • هاشم مرقال
شهدای نهروان
یزید بن نویره • زائدة بن سمیر • رؤبة بن وبر • سعد بن خالد • عبدالله بن حماد • فیاض بن خلیل • کیسوم بن سلمه • عبید بن عبید • جمیع بن جشم • حبیب بن عاصم
فرماندهان
امام حسن • امام حسین • صاحب و مالک اشتر • شریح بن هانی • حجر بن عدی • حضین بن منذر • حکیم بن جبله •ابوقتاده • جاریة بن قدامه • سعید بن قیس • محمد بن ابی‌دیده نشده • شبث بن ربعی • معقل بن قیس • ابوایوب انصاری • آسوده بن حنیف • اشعث بن قیس • ابن‌عباس • حارث بن مرة • سلیمان بن صرد • زیاد بن نضر • زحر بن قیس • قیس بن سعد‎ • صعصعة بن صوحان • خواجه‌ربیع • ربیع بن زیاد حارثی
کارگزاران
سعید بن سعد • سعد بن حارث • سعید بن نمران • رفاعة بن شداد • صاحب و مالک اشتر • ابوایوب انصاری • سعد بن مسعود • ابورافع • حضین بن منذر • اشعث بن قیس • قیس بن سعد‎ • اَبوجُحَیْفه • محمد بن ابی‌دیده نشده • کمیل • شیب بن عامر ازدی • سهل و آسان بن حنیف • منذر بن جارود • مخنف بن سلیم • ابن‌عباس • قدمت بن ابی‌سلمه • قثم بن عباس • نعمان بن عجلان زرقی • مصقلة بن هبیره • زیاد بن ابیه • عمارة بن شهاب • عبیدالله بن عباس • جعدة بن هبیره • عدی بن حارث • قعقاع بن پر نمک ذهلی
شهدای کربلا
نافع بن هلال • هانی بن عروه • حبیب بن مظاهر • ابوثمامه • سعد بن حارث • یزید بن مغفل • حجاج بن مسروق • نعیم بن عجلان انصاری • بریر بن خضیر • عمار دالانی • مسلم بن کثیر • عبدالرحمن بن بنده رب انصاری
راویان غدیر
سعید بن سعد • سلمان • سهل وآسان بن سعد • حذیفة بن یمان • زید بن ارقم • جابر • سلیم بن قیس • براء بن عازب • عمرو بن حمق خزاعی • ابوسعید خدری
خوارج
ابن‌ملجم • عبدالله بن وهب • شبث بن ربعی • عبدالله بن کواء • حرقوص بن زهیر • شریح بن اوفی • فروة بن نوفل • عبدالله بن شجره • جیرة بن سنان • زید بن حصین
راويان
اِبْن‌ِ اَبی‌‌لَیلیٰ • عامر بن واثلة • حبة بن جوین • ابوالاسود دوئلی • عبدالله بن جعفر • عدی بن حاتم • اَبوجُحَیْفه • خیثمة بن عبدالرحمان • زاذان ابوعمرو • نوف بکالی • احنف بن قیس • ضرار بن ضمره • عبدالله بن زمعه
دیگر
زبیر بن عوام • ابوذر • قنبر • عبدالله بن خباب بن ارت • شداد بن اوس • آمنه بنت شرید • عبیدالله بن ابی‌رافع • علی بن ابی‌رافع • ابوبرزه اسلمی • خباب بن ارت • عقیل • سهیم بن اعور • کعب بن عمرو • عبدالله بن عفیف • طرماح • همام • شمر • میثم تمار • رشید هجری • جندب بن کعب بن عبدالله ازدی • انسان بن موفق اسدی • ثقات امیرالمؤمنین • ام‌سنان دختر خیثمه • حارثة بن نعمان • زرقاء دختر عدی • سوده همدانی • علاء بن زیاد حارثی • ام ذریح عبدیه
اصحاب معصومین علیهم‌السلام / امام علی(ع)
نبو
طومار‌نگاری در اتفاق کربلا
طومار‌های کوفیان
به امام حسین(ع)
نویسندگان
سلیمان بن صرد خزاعی • مسیب بن نجبه • رفاعة بن شداد • حبیب بن مظاهر • ابوثمامه صائدی • مسلم بن کثیر ازدی • شبث بن ربعی • حجار بن ابجر • یزید بن حارث شیبانی • عروة بن قیس • عمرو بن حجاج زبیدی • محمد بن عمیر • قیس بن اشعث
طومار‌رسان‌ها
قیس بن مسهر • عبدالله بن وال • عبدالرحمان بن عبدالله • سعید بن عبداللّه حنفی • عبدالله بن مسمع همدانی • عمارة بن بنده سلولی • هانی بن هانی سبیعی • شوذب
طومار‌ امام حسین(ع)
به احاطه بصره
مخاطبان
صاحب بن مسمع بکری • احنف بن قیس • منذر بن جارود • مسعود بن عمرو ازدی • قیس بن هیثم • عمرو بن عبیدالله بن معمر
طومار‌رسان‌
سلیمان بن رزین • حجاج بن زید

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 528
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 93
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 263
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 9
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 544
  • بازدید ماه : 697
  • بازدید سال : 3033
  • بازدید کلی : 41802
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی