loading...

مرجع مسجد النبی کوهسنگی مشهد

بازدید : 23
دوشنبه 20 مرداد 1404 زمان : 10:12


احمد بن‌ حسين‌ غَضائری واسطی بغدادی (درگذشت پیشین ۴۵۰ق) مشهور به ابن غَضائری محدث امامی و از محققان رجالی شیعه در قرن چهارم و پنجم هجری قمری و معاصر نجاشی و روحانی طوسی میباشد. او مالک کتاب رجالی «الضعفاء» میباشد که به رجال ابن غضائری آوازه مسجد النبی کوهسنگی مشهد دارااست.

معاش‌طومار
از تاریخ میلاد غضائری خبری در مشت وجود ندارد. درباره غضائری گفته‌اند این واژه و کلمه منسوب به غضائر میباشد (بعضی آن را گردآوری «غضیره» دانسته‌اند) که غضائریان به آن منسوب گشته‌اند.[۱] پدرش حسین بن عبیدالله غضائری از فقها و عالمان رجالی بعدازظهر خود بود و دارنده تألیفات بخش اعظمی میباشد. سازه بر نقل کتاب ها تراجم و رجال، احمد (ابن غضائری) معلم نجاشی بوده میباشد.[۲] لقب وی به دو شکل ابوالحسن آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد و ابوالحسین نام برده میباشد.

وفات
چنان که از سخنان نجاشی استعمال می شود احمد بن حسین پیش از نجاشی از عالم رفته میباشد. وفات نجاشی در سال ۴۵۰ هجری میباشد. روضه خوان طوسی در الفهرست گفته وفات وی پیش از ۴۰ سالگی و در سنین جوانی بوده رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.

سخنان بزرگان
عالمان شیعه و سنی ابن‌غضائری را ستوده‌اند:

یاقوت حموی از بزرگان اهل سنت او‌را از ادبا و فضلا می‌شمارد که بسیار خوشگل خط می‌نوشت؛ به سیرتکامل‌ای که خط او با ابن مُقْله(درگذشت:۳۲۸ق) رقابت می کرد.[۳] روحانی حر عاملی، ابن غضائری را از معاصران روضه خوان طوسی بیان می‌نماید و او را گزینه وثوق علامه حلی دانسته شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۴]
سید محمد باقر خوانساری با لغت ها زایدالوصفی او را می‌ستاید.[۵]
استاد تبریزی ابن غضائری را از بزرگان و ثِقات مشایخ امامیه معرفی می‌نماید که محتاج به توثیق و تعدیل وجود ندارد.[۶]
محمدتقی شوشتری ابن غضائری را از ناقدان رجال و پژوهندگان خبر‌ها دانسته که داده ها بزرگ‌ای در دانش رجال داشته میباشد.[۷]
اساتید و شاگردان
اساتید غضائری عبارتند از:

ابو محمد طلحة بن علی بن عبدالله بن علالة
ابوالحسین النصیبی
حسین بن عبیدالله غضائری بابا او
حسن بن محمد بن بندار قمی
احمد بن عبدالواحد.[۸]
نجاشی از شاگردان ابن غضائری بوده میباشد.[۹]


کتاب رجال ابن غضائری
اثر ها و تألیفات
پر اسم و رسم‌ترین کتاب ابن غضائری کتاب الرجال میباشد که به اسم‌های «الضعفاء»، «کتاب فی الجرح» و «رجال ابن غضائری» آوازه دارااست. هر یک سری علمای شیعه در انتساب این کتاب به ابن غضائری یا این که بابا او اختلاف دارا هستند.

روحانی طوسی دو کتاب را به او نسبت میدهد.[۱۰] سید محسن امین کتاب‌های «فی الجرح»، «فی الموثقین»، «فی بیان المُصَنَّفات»، «فی ذکرالاصول» و «کتاب التاریخ» را از تألیفات ابن غضائری می‌شمارد.[۱۱] سید حسن صدر هم پنج کتاب را بیان کرده و به ابن غضائری نسبت می دهد.[۱۲]

پانویس
امین، اعیان الشیعة، بیروت دارالتعارف، ج۶، ص۸۴.
رجال نجاشی، ۱۴۱۶ق، ص۲۶۹؛ طوسی، الفهرست، ۱۴۱۷ق، ص۳۲.
حموی، معجم الادباء، دارالغرب الاسلامی، ج۲، ص۲۵۳.
حر عاملی، امل الآمل، بغداد مکتبة الاندلس، ج۲، ص۱۲.
خوانساری، روضات الجنات، ۳۹۰ش،ج۱، ص۴۷.
خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ش،ج۸، ص۱۳۳.
شوشتری، الاخبار الدخیلة، ۱۳۹۰ق، ص۹۶.
ابن غضائری، رجال ابن غضائری، ۱۴۲۲ق،ص۱۵.
ابن غضائری، رجال ابن غضائری، ۱۴۲۲ق، ص۱۵.
طوسی، الفهرست، ۱۴۱۷ق، ص۳۲.
امین، اعیان الشیعة، بیروت دارالتعارف،ج۲، ص۵۶۵.
صدر، تأسیس الشیعة، ۱۳۷۵ش، ص۲۶۹.
منابع

بازدید : 24
يکشنبه 19 مرداد 1404 زمان : 10:20


میمونه دختر حارث از همسران نبی(ص). وی واپسین همسری بود که پیامبر معبود(ص) به عقد خود درآورد. وی خویش را به نبی اعطا کرد و آیه ۵۰ سوره احزاب درباره وی نازل شد. میمونه بعداز رحلت رسول(ص)، در صف علاقه مندان امام علی(ع) بود. وی جزو زنانی میباشد که از نبی ماجرا نقل مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرده‌اند.

نسب
نسب بی نقص او‌را «میمونة بنت حارث بن غم بن بُجَیر بن الهَزم بن رُوَیبَة بن عبدالله بن هلال بن عامر بن صعصعه» دانسته‌اند و مادرش را نیز هند دختر عوف بن زهیر یا این که خوله بنت عمرو بن کعب معرفی کرده‌اند.[۱] ابن حجر عسقلانی گفته میباشد اسم وی «بَرّة» بود و فرستاده بعد از تزویج، اسم اورا به میمونه تغییر و تحول آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد بخشید.[۲]

یکی خواهران وی به اسم ام‌الفضل، همسر عباس عموی نبی(ص)[۳] و خواهر دیگر وی، مامان خالد بن ولید میباشد. همینطور زینب بنت خزیمه[۴] و نیز اسماء بنت عمیس، همسر جعفر بن ابی طالب و سلامه(سلمی) بنت عمیس، همسر حمزه بن عبدالمطلب خواهران مادری وی میباشند.[۵] بر این محور، وی خاله خالد بن ولید و ابن عباس رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.

فرستاده آفریدگار(ص) در حدیثی، از میمونه، ام الفضل و اسماء بنت عمیس تحت عنوان «اخوات مؤمنات» مذکور میباشد.[۶]

همسران نبی (ص)

خدیجه دختر خویلد (وصلت: ۲۵ عام‌الفیل)
سوده دختر زمعه (تزویج: پیش از سفر)
عایشه دختر ابوبکر (تزویج: ۲ق)
حفصه دختر قدمت بن خطاب (تزویج: ۳ق)
زینب دختر خزیمه شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد (تزویج: ۳ق)
ام سلمه دختر ابوامیه (وصلت: ۴ق)
زینب دختر جحش (وصلت: ۵هجری)
جویریه دختر حارث (تزویج: ۵ یا این که ۶ق)
ام‌حبیبه دختر ابوسفیان (تزویج: ۶ یا این که ۷ق)
ماریه دختر شمعون (تزویج: ۷ق)
صفیه دختر حیی (وصلت: ۷ق)
میمونه دختر حارث (تزویج: ۷ق)
نبو
قبل از وصلت با نبی
درباره اسم شوهران قدیمی وی اختلاف میباشد؛ ولی معروف این میباشد که وی پیش از اسلام به همسری مسعود بن عمرو بن عمیر ثقفی درآمد؛ ولی بعداز چندی از وی غیر وابسته شد و با ابورهم بن عبدالعزی تزویج کرد و تا فرصت مرگ ابورُهم با وی یاروهمدم بود.[۷]

وصلت با نبی
در سال ۷ هجری وقتی که رسول(ص) به یار بقیه مسلمان ها برای جاری ساختن عمرة القضا راهی مکه شدند،[۸] میمونه از بزرگی و فرم مسلمان ها در شگفت شد و به فرستاده پروردگار عشق پیدا کرد.[۹] وی این زمینه را با خواهرش، ام الفضل، همسر عباس بن عبدالمطلب بین گذاشت و عباس نیز این زمینه را به استحضار فرستاده رساند. رسول، جعفر بن ابی طالب را جهت خواستگاری به سوی وی ارسال کرد.[۱۰] گفته شده وقتی که خبر خواستگاری نبی معبود(ص) به وی رسید، سوار بر شترش بود. درین هنگام از رمز شادمانی فریاد برآورد: «شتر و هر کس سوار آن میباشد، از آنِ پروردگار و رسولش باد.»[۱۱] از این‌رو آیه ۵۰ سوره احزاب راجع به وی نازل شد:

«وَ فرمانَأةٌ مُؤمِنَةٌ إن وَهَبَت نَفسَها لِلنَّبِی» (و زن مؤمنی که خویش را به نبی داد.)
فرستاده(ص) برای سکونت میمونه حجره‌ای در حیث گرفت و مانند دیگر زنانش برای وی شأن و جایگاهی قرار بخشید.

میمونه سپردن وصلت خویش را به عباس عموی رسول(ص) سپرد. عباس نیز بعداز جاری ساختن عمرة القضا در حوزه‌ سرف در ده میلی مکه میمونه را به همسری رسول(ص) درآورد[۱۲] و چهارصد درهم[۱۳] و به نقلی پانصد درهم[۱۴] را مهریه وی قرار اعطا کرد. آورده شده وی خویش را به رسول هِبه کرد و داد ومهریه‌ای از وی طلب نکرد.[۱۵] فرستاده بعد از تزویج با میمونه، تصمیم گرفت به مناسبت این عروسی، ضیافت ترتیب دهد و بزرگان و قوم میمونه را بدین ضیافت دعوت نماید؛ البته قریش این دعوت را نپذیرفتند و متذکر شدند که مهلت سه روزه نبی برای اقامت در مکه نقطه پایان یافته میباشد، از این‌ رو خواهان خروج او و بقیه مسلمان ها از مکه شدند.[۱۶] نبی(ص) از مکه بیرون شد و به غلام آزاد گردیده خویش ابورافع امر کرد تا میمونه را نزد وی آورد.[۱۷] بنابراین مراسم عروسی در فارغ مکه در ناحیه‌ای به اسم «سَرَف» در میان رویه مکه و مدینه ایفا شد[۱۸] و آن‌گاه میمونه به یار و همدم فرستاده معبود به سوی مدینه رهسپار شد.

بازدید : 32
شنبه 18 مرداد 1404 زمان : 16:25


زُرارَة بن اَعْیَن بن سُنسُن شَیبانی کوفی، (حدود ۷۰ - ۱۴۸ یا این که ۱۵۰ق) از اصحاب اجماع و صحابه خاص امام باقر(ع) و امام درستگو(ع) و از گرانقدر‌ترین فقها و متکلمان شیعه بود. امام جعفر درستگو(ع) اورا از برگزیدگان اصحاب خویش برشمرده میباشد. زراره از بستگان آل اعین میباشد که اشخاص اکثری از این فامیل جزو اصحاب ائمه(ع)، راویان تبارک و فقهای شیعه بوده‌اند. بیان کننده زراره تألیفات فراوانی داشته؛ البته در اثرها رجالی، فقط اسم کتاب الاستطاعة و الجبر و العهود، نام برده میباشد. از زراره حدود سه هزار حدیث اورده شده که حدود ۱۲۰۰ حدیث را به صورت بی واسطه از امامان نقل مسجد النبی کوهسنگی مشهد نموده است.

فرزندان و بعضی از برادران زراره، از اصحاب امام درستگو(ع) و امام باقر(ع) و از محدثان شیعه بودند.

نام و لقب
نام اساسی وی، عَبدرَبّه (مخلوق پروردگارش) و لقبش زراره بوده میباشد. در صورتی‌که در روایتی خویش وی نقل می‌نماید که امام راست گو(ع) به اینجانب فرمود:‌

«ای زراره نام تو در اسامی اهل پردیس سوای الف میباشد. گفتم: آری فدایت نحس نام اساسی اینجانب عبدربه میباشد. زراره کنیه اینجانب میباشد».[۱]

لقب او‌را ابوعلی یا این که ابوالحسن بیان کرده‌اند.[۲]

نسب
زراره از قبیله آل اعین میباشد. این قبیله که منسوب به اعین‎ بن‎ سُنْسُن میباشد، از دید هنگامی بیش از سایر قبیله‌های شیعی به سرویس ها علمی سرگرم بوده‌اند. اشخاص آل اعین، کوفی و غالباً در کوفه مستقر آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد بوده‎اند.[۳]

جد زراره، سُنسن،(یا این که سنبس) مسیحی و راهب بوده و پسرش اعین نیز مسیحی بوده و بعداز اسارت اعین به دست مسلمان‌ها و رفتن به خاندان بنی شیبان، وی به اسلام گرویده میباشد. تستری، اعین و فرزندانش را سنی دانسته که آن‌گاه عده ای از آن ها شیعه گردیده‌اند ولی اعین شیعه نشده رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۴]

اصحاب اجماع
یاران امام باقر(ع)
۱ زُرارَة بن اَعین
۲ مَعروفِ بنِ خَرَّبوذ
۳ بُرَید بن معاویه
۴ ابوبصیر اَسَدی یا این که (ابوبصیر مرادی)
۵ فُضَیل بن یسار
۶ محمد بن مُسلِم
یاران امام راستگو(ع)
۱ جَتمایل بن دَرّاج
۲ عبدالله بن مُسکان
۳ عبدالله بن بُکَیر
۴ حَمّاد بن عثمان
۵ حماد بن عیسی جهنی
۶ اَبان بن عثمان
یاران امام کاظم(ع) و امام رضا(ع)
۱ یونس بن عبدالرحمن
۲ صَفوان بن یحیی
۳ اِبن اَبی عُمَیر
۴ عبدالله بن مُغَیرِه
۵ حسن بن دوست داستنی یا این که (حسن بن علی بن فَضّال، شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد فَضالَة بن ایوب و عثمان بن عیسی)
۶ احمد بن ابی نصر بزنطی
نبو


منزلت علمی
ابن ندیم در الفهرست زراره را گرانقدر‌ترین فقیه شیعه در فقه، حدیث، صحبت و آشنایی مذهب تشیع دانسته میباشد. نجاشی در رجال خویش او را تعالی و مدرس شیعه ها در طول حیاتش معرفی می‌نماید، که قارِی قرآن، فقید، متکلم، شعر سرا و ادیب بوده و مجموع خصائص آیین و مزایای فضیلت در وی انباشته شده بود و درست گو، گزینه اتکا و در طول خود بر کلیه اصحاب مقدم بود.

او برای مثال اصحاب اجماع میباشد، که از نگاه پژوهشگران شیعه هر چه داستان نماید، راست و صحت دارد. امام درست گو(ع) او‌را از برگزیدگان اصحاب خویش برشمرده میباشد.

گرچه زراره تألیفات فراوانی داشته؛ ولی در اثرها رجالی، صرفا اسم یک کدام از اثر ها وی، کتاب الاستطاعة والجبر والعهود، نام برده میباشد و به اسم دیگر اثر ها وی اشاره‌ای نشده میباشد.[۵]

تعداد احادیث وی

کتاب مسند زراره
طبق نقل کتاب معجم رجال الحدیث، حدود سه هزار قصه از روش زراره به ما رسیده میباشد و طبق نقل کتاب مفتاح الکتب الاربعة، روایاتی که مستقیم از معصومین در کتاب ها اربعه داراست، حدود ۱۲۰۰ ماجرا میباشد.[۶]

شاگردان زراره
گردآوری متعددی از متکلمان شیعه در زمره شاگردان وی می‌باشند. داستان کنندگان اورا بالغ بر یک‌صد بدن نوشته‌اند، برای مثال: موسی بن دیده نشده واسطی، ابان بن تغلب حریزی، حنان بن سدیر، جمیل بن دراج، هشام بن سلامت، ابن بکیر، ابن مسکان، ابوخالد، ثعلبه بن خوش‌یمن، علی بن عطیه، قدمت بن اذنیه، محمد بن حمران، حریز، حسن بن موسی.[۷]

فرزندان، برادران و خواهر زراره
زراره فرزندانی به اسم‌های عبیدالله، عبدالله، حسن، حسین، یحیی و رومی داشت که کلیه آنان از اصحاب امام راستگو(ع) بوده‌اند. حسن و حسین از اصحاب امام باقر(ع) و امام درستگو(ع) و از بزرگان و محدثان شیعه بودند.[۸] امام درست گو(ع) در حق این دو اخوی دعا نموده است.[۹] عبیدالله بن زراره نیز از اصحاب امام باقر(ع) و امام راستگو(ع) بود که در منابع حدیثی، روایتی نام برده میباشد که دلالت بر مشایعت زیاد وی با امام راست گو(ع) داراست.[۱۰]

نجاشی اسم عبدالله بن زراره را در زمره مصنفان شیعه آورده میباشد که دارنده تألیف و از اصحاب امام راستگو(ع) و جزو ثقات بوده میباشد.[۱۱] درباره وثاقت رومی بن زراره از امام درستگو(ع) و داستان گردیده است و نجاشی نیز وی را صاحب و مالک کتاب و تألیف دانسته میباشد.[۱۲] یحیی بن زراره نیز از اصحاب امام درستگو(ع) و دارنده احادیث بسیار و صاحب و مالک اصول و تصانیف بوده میباشد.[۱۳]

برادران زراره عبدالرحمن، بکیر و حمران به غیر از صاحب و قعنب اشخاص شناخته گردیده می باشند.[۱۴] اخوی دیگر زراره، عبدالملک میباشد که امام راستگو(ع) قبر اورا زیارت کرد و برای وی طلب عفووبخشش نمود.[۱۵] زراره خواهری دارای اسم و رسم به ام اسود داشت که گفته می گردد از روش ابوخالد کابلی، با امام درست گو آشنا گشته و در مجالس درس وی حاضر گشته، و اولی نفر در خویشاوندان اعین بود که مذهب شیعه را پذیرفته، و برادرانش را نیز با جعفر درستگو آشنا گردانیده میباشد.[۱۶]

احمد بن علی نجاشی اثری را در معرفی فامیل زراره با اسم خبر ها بنی سنسن تألیف نموده است.

بازدید : 67
پنجشنبه 16 مرداد 1404 زمان : 10:09


ابوالقاسم سعد بن عبدالله اشعری قمی از محدثان شیعه در قرن سوم هجری قمری بود. وی مدتی در بغداد سکونت داشت ولی احتمالاً اقامت مستمر‌اش در قم بوده میباشد. سعد اشعری روزگار امامت امام حسن عسکری(ع) و زمان غایب بودن صغری و حضرت مالک الزمان(عج) را مسجد النبی کوهسنگی مشهد فهم کرد.

خویشاوندان
سعد از قوم و قبیله اشعریون به‌شمار می‌رود. خاندانی که نیای بزرگش به «صاحب و مالک بن عامر اشعری» میرسد. از این خویشان، بزرگان و فقیهان اسم آوری پا به عرصه عالم نهاده که «سعد بن عبدالله اشعری» یکی‌از آنها آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.

اساتید
سعد بن عبدالله استادان زیادی داشته میباشد که عبارتند از:

ابو علی حسن بن عرفه عبدی بغدادی (متوفای ۲۵۷ ق): ادیب و محدث و مالک اثراتی در حدیث و بعضا علم ها دیگر به عنوان مثال کتاب «الجزء» میباشد. او در سال ۲۵۷ در سامراء درگذشت. بو جعفر محمد بن عبدالملک دقیقی واسطی (متوفای ۲۶۶ ق): وی مستقر رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد بغداد بود.
ابو حاتم محمد بن ادریس رازی (متوفای ۲۷۷ق): اثراتی از او در مورد‌های تعبیر و تفسیر و فقه بر مکان باقی مانده میباشد.[۱]
ابو مقاتل سیل دیلمی (نقیب ری): وی راوی از امام هادی(ع) و مؤلف کتاب «الاحتجاج فی الامامة» مشمول حدیث و مشاجره‌های کلامی میباشد.
ابومقاتل ضریر: از شاعران گرانقدر بعد از ظهر خویش بود. وی قصیده دارای اسم و رسم ری را درباره حسن بن زید که در طبرستان قیام کرد و به حکومت رسید سرود.
احمد بن محمد بن خالد برقی
علی بن مهزیار اهوازی
ابراهیم بن مهزیار
ابو ایوب مکی
ایوب بن نوح بن دراج
تعداد محدثانی که سعد اشعری از آن‌ها قصه نقل کرده به بیش تر از ۳۴ نفر شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد می رسد.[۲]

شاگردان
از در میان شاگردان اشعری می‌اقتدار به‌این اشخاص اشاره نمود:

ابن بابویه قمی بابا روضه خوان صدوق
محمد بن یعقوب کلینی
ابن قولویه قمی معلم روحانی اثرگذار
احمد بن محمد بن یحیی العطار پسر محمد بن یحیی
حمزه بن قاسم[۳]
نقل قصه
دسته ماجرا‌های سعد در کتاب ها اربعه شیعه (التهذیب، الاستبصار، الکافی و اینجانب لا یحضره الفقیه) به ۱۱۴۲ آیتم می رسد. افزون بر آن قصه‌هایی از وی در بحار الانوار، وسائل الشیعه، کمال الدین و... تصویب گردیده‌است.[۴]


صرفا کتاب ارثیه از سعد بن عبدالله اشعری
اثر ها
سعد بن عبدالله بیشتراز ۳۶ تیتر کتاب در موضوعات متعدد (فقه، صحبت، تعبیروتفسیر، رجال و...) نوشته که تعداد اندکی از این اثر ها در لابلای کتاب ها روایی و حدیثی جانور میباشد. به عنوان مثال «بصائر الدرجات» بیان کننده سعد این کتاب را به تقلید از کتاب بصائر الدرجات تألیف محمد بن حسن الصفار قمی، معاصر خویش تألیف کرد و مورد آن هم فضائل و مناقب ائمه اطهار(ع) میباشد. اصل کتاب در دسترس وجود ندارد و آنچه که فعلا مو جود میباشد، مختصری از آن میباشد که به وسیله روحانی حسن بن سلیمان حلی، محصل شهید اولیه گزینش گردیده‌است.[۵]

صرفا کتابی که تا به امروز به‌شکل جداگانه به چاپ رسیده، «المقالات و الفرق» میباشد که اخیرا ورژن‌ای از آن به‌دست آمده و بعداز اصلاح، اضافات و توضیحات به زیور چاپ مرتب گردیده است. او درین کتاب به ذکر فرقه‌های متعدد شیعی (از فرصت حضرت پیامبر(ص) تا مجال تألیف) پرداخته، عامل و نگرش‌های آن‌ها را طرح و گاه انتقاد نموده است.[۶]

فهرست تنی چند از کتاب‌های سعد به‌این شکل میباشد:

الرحمة
بصائر الدرجات
الضیاء
فرق الشیعه (المقالات و الفرق)
کتاب الرد علی الغلاة
ناسخ القرآن و منسوخه و سفت و متشابهه
فضل و ادب الدعاء و الذکر
مناقب
رواة الحدیث
ادب قم و الکوفه
الامامة
فضل و ادب النبی(ص)
مناقب الشیعه[۷]
مناظره‌های علمی
سعد برای تکثیر فرهنگ و تمدن تشیع و انتقاد مدرسه‌های غیر شیعی، به برگزاری مجالس گفت و گو و مناظره روی آورد. خویش به تشکیل اینگونه محافلی اشاره می‌نماید و می‌نویسد:

«شوق فراوانی به گردآوری‌آوری کتاب‌هایی مشمول مباحث ظریف داشتم. عشق‌ام به‌این جهت بود که علم‌های اثرگذار را بیاموزم و مسائل بغرنج را در گرد‌همایی‌های علمی با معارضان مطرح سازم. اطمینان بدون نقص به مذهب امامیه داشتم. به راحتی و تن درستی و امنیت خویش نمی‌اندیشیدم و بیشتر به عیب گیری بینش‌های آن‌ها در مبانی ولایت و خلافت پرداخته، از ستم‌های پیشوایانشان حرف می‌گفتم.»[۸]
ولی کتاب‌های سعد که درباره فرقه‌های متفاوت شیعه، مناقب شیعه، الامامة و... مندرج، خویش گویای این میباشد که وی اهل گفت و گو، دلیل و مناظره بوده میباشد.

بازدید : 49
چهارشنبه 15 مرداد 1404 زمان : 16:50


اذن اجتهاد، مدرک بر بضاعت دینی در استباط احکام فقاهتی از متن‌ها فقاهتی در منطقههای علمیه میباشد. مدرک یا این که اذن اجتهاد را معمولا اساتید پررنگ حوزه که خویش از مجتهدان شناخته گردیده‌اند، به شاگردان دارنده توان اجتهاد اعطا می‌نمایند. این سند ممکن میباشد مکتوب یا این که شفاهی باشد؛ ممکن میباشد مدرک بر اجتهاد مطلق باشد یا این که بر مسجد النبی کوهسنگی مشهد اجتهاد تَجَزّی.

نامگذاری و رده
در سده‌های اخیر مرسوم بوده میباشد که هنگام وصال طالب فقه به منزلت سزاوار‌ای از دانش، از سوی مدرس یا این که استادان او، تصدیقی غالباً به طور کتبی و احیاناً به صورت شفاهی صادر میشود که وصال او‌را به رتبه اجتهاد سند می دهد. این تصدیق را اصطلاحاً «اذن اجتهاد» می‌نامند.[۱] به گفته نبی جعفریان، تاریخ‌پژوه شیعه، ترویج اذن اجتهاد مرتبط با قرن سیزدهم چهاردهم قمری میباشد که مضمون‌ اجتهاد به طور دور از شوخی‌خیس مطرح شد. به گفته او اذن اجتهاد برای تأیید و مقبولیت مجتهدانی که از نجف و کربلا به شهرهای دیگر اعزام می‌شدند، آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد صادر میشد.[۲]

در حوزه علمیه شیعه صدور اینگونه اجازاتی رایج بوده و داشتن چند اذن اجتهاد، به‌خصوص از بزرگان، نشان قوّت عملی اذن گیرنده بوده میباشد. برای مثال، در احوالات آیت‌الله بروجردی آمده میباشد: «در بازه اقامت وی در اصفهان و در ۲۸ سالگی، از سوى سه بدن از اساتید حوزه، برایشان اذن اجتهاد رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد صادر شد.»[۳]

بعضی از مجتهدان در صدور اذن اجتهاد بسیار طاقت فرسا‌گیر بوده‌اند؛ برای مثال نقل کرده‌اند که روحانی انصاری به کسی اذن اجتهاد نمی‌داده میباشد.[۴]و حسین حلی، صرفا به سید علی سیستانی اذن اجتهاد مطلق داده شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۵]

اجتهاد و اقسام آن
نوشته‌علمیٔ اساسی: اجتهاد
اجتهاد، اصطلاحی در فقه اسلامی به معنای استنباط احکام فقهی با شروطی خاص از منابع فقه یا این که «استنباط احكام و وظايف عملى فقهی از دلیل و اصول» میباشد. کسی را که به توانگری اجتهاد رسیده میباشد، مجتهد گویند. اجتهاد مستلزم یاد دادن شاخه‌های مختلفی از علم ها فقاهتی و ادبی میباشد و طُلاب علم ها شرعی چهت نیل به اجتهاد سال‌هابه شکل یادگرفتن های همگانی وتخصصی(دروس بیرون) در تعلیم ادبیات عرب، اصول فقه، منطق، آیه‌ها الاحکام، رجال و درایه،فقه و عقیده‌های فقهای متقدم، تعبیر و تفسیر قرآن و دیگر علم ها مرتبط کوشش می‌نمایند. مجتهدی که در کلیه ابواب فقه صاحب و مالک رأی و لحاظ میباشد و می تواند از استدلال اربعه (قرآن، سنت، عقل و اجماع) در کلیه این ابواب، حکم الهی را حصول نماید، دارنده اجتهاد مطلق میباشد و به وی مجتهد جامع الشرائط گفته می شود.[۶] در مقابل به مجتهدی که صرفا در برخی از ابواب فقه میتواند احکام الهی را حصول نماید، مجتهد متجزی می گویند.[۷]

پانویس

بازدید : 42
سه شنبه 14 مرداد 1404 زمان : 13:48


انگیزه اسم‌گذاری به اَرَتّ
آورده شده ارتّ (بابا خبّاب)، از آن رو اینگونه اسم گرفت که صحیح نمی‌توانست به عربی کلام بگوید و هرگاه می‌خواست به‌این گویش صحبت بزند، رُتَّه (لُکنت لهجه) پیدا میکرد.[۱۰] لذا بعضی اورا یا این که از نبطی‌ها و آرامی‌های عراق یا این که از ایرانیان بومی کَسکَر دانسته‌اند. همینطور در روایتی از حضرت علی(ع)، خبّاب اولیه کسی از نبطیان شمرده گردیده که اسلام مسجد النبی کوهسنگی مشهد آورد.[۱۱][یادداشت ۱]

اسلام آوردن
صحبت علی(ع) رمز قبر خبّاب
معبود بیامرزد خبّاب پسر ارتّ را، به تمایل اسلام آورد و از روی فرمانبرداری مسافرت کرد و به گذران روزْ قناعت نمود، و از خداوند راضی بود و مجاهد آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد معاش نمود

نهج البلاغة، عبارات قصار،ش ۴۳.

خبّاب بن اَرَتّ از او‌لین اشخاصی بود که دعوت فرستاده اکرم (ص) را عهده دار شد و اسلام آورد. بعضا از مورخان اورا ششمی مسلمان دانسته‌اند،[۱۳] که قبل از ورود حضرت نبی به دار الارقم، مسلمان شد.[۱۴] برخی او را دهمی یا این که یازدهمی یا این که بیستمین مسلمان بیان کرده‌اند.[۱۵] همینطور او‌را در زمره کم مسلمانانی دانسته‌اند که اسلام خود را ظواهر کرد و‌ گاه حتی او‌لین وی به شمار رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد آورده‌اند.[۱۶]

وی گذشته و پس از مسافرت، در زمره مسلمان ها حاجتمند بود. وی گفته میباشد وقتی که به فرستاده اکرم ایمان آورد، درهمی پول نداشت.[۱۷] مشرکان خبّاب بن ارتّ را که از مسلمانها بینوا بود، شکنجه می‌کردند تا از اسلام برگردد. سن خباب در‌این هنگام حدود ۲۳ تا ۲۵ سال بود. در تعبیر (منسوب به) امام حسن عسکری(ع)، کرامتی به خبّاب منسوب شده میباشد که زمانی کفار او را در غل و زنجیر کرده بودند، با توسل به نبی(ص) و اهل بیتش از غل و زنجیر شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد رها یافت.[۱۸]

تبلیغ اسلام
خبّاب بن ارتّ در ابتدا اسلام به کار‌های تبلیغی برای توسعه اسلام اهتمام می‌ورزید. او به فاطمه بنت خَطّاب، خواهر قدمت، و شوهر او سعید بن زید قرآن آموختن می‌اعطا کرد و به عملکرد وی عمَر مسلمان شد.[۱۹] وی همنشین فرستاده آفریدگار[۲۰] و دلداده وی بود.[۲۱] خبّاب بن ارتّ در کلیه غزوات، برای مثال بدر و اُحد و خندق، کمپانی کرد.[۲۲] به روایتی، پیامبر معبود او را به حفظ و تقسیم غنایم بدر گمارد.[۲۳]

قصه روایات رسول(ص)
از خبّاب بن ارتّ ۳۲ حدیث بیان شده که او از فرستاده پروردگار ماجرا نموده است.[۲۴] فقهای شیعه و اهل سنّت در برخی احکام شرعی به احادیث خبّاب بن ارتّ استناد کرده‌اند.[۲۵] از خبّاب بن ارتّ روایاتی اورده شده مطابق اینکه علی(ع) قبل از سایر افراد به رسول(ص) ایمان آورد و به اسلام گرویده میباشد.[۲۶] بعضی کسانی که از وی ماجرا کرده‌اند، عبارت‌اند از: فرزندش عبدالله، مسروق، ابووائل، ابومَعْمَر، قیس بن ابی حازم، علقمة بن قیس، ابوامامه باهلی.[۲۷]

مسافرت به مدینه
خبّاب به مدینه مهاجرت کرد[۲۸] وی بعد از مهاجرت، در خانه كُلثوم بن هَدْم و مدتی در منزل سعد بن عباده سکونت داشت.[۲۹] و نبی معبود فی مابین وی و تمیم (غلام خِراش بن صِمَّة) یا این که جَبر بن عَتیک عقد اخوت بست.[۳۰] وی در مدینه نیز مانند مکه در فقر به راز میبرد.[۳۱]

خبّاب بعد ها در کوفه سکنا گزید.[۳۲] نقل شده که او از اولی عده ای بود که درین شهر از خشت برای ساختن سازه بهره برد.[۳۳] نیز نقل شده عثمان بن عفان (حکومت۲۳-۳۵) قریه اسبینیا/ اسبینا از توابع کوفه، و به روایتی صَعْنَبی، از سایر قرای سواد، را به خبّاب اقطاع اعطا کرد.[۳۴] با این حالا، او هنگام مرگ نگران بود که مبادا ثواب فعالیت و مجاهدت خود را در جهان گرفته باشد.[۳۵] گفته‌اند او بر بیان معبود مداومت داشت.[۳۶]

پیش از بعثت، خبّاب آهنگر و در شمشیرسازی معلم بود، توجه و بضاعت و توان وی در ایجاد کرد و تعمیر شمشیرها مَثَل گردیده بود.[۳۷]

درگذشت
خبّاب در اواخر عمرش به بیماری پوستی مشقت بار و مزمنی دچار شد. اورا به واسطه این بیماری از بکایین (بسیار شیون کنندگان) و تازهّاحین (بسیار مدیحه کنندگان) خوانده‌اند.[۳۸]

بنابر آنچه در پاره‌ای منابع آمده، خبّاب به انگیزه بیماری در نزاع صفّین حضور نداشت و در سال ۳۷ بعداز آنکه امام علی(ع) برای مبارزه از کوفه خارج رفت، خبّاب درگذشت. زیرا امام به کوفه رجوع، قبر او را روءیت کرد و از مرگ وی مطّلع شد.[۳۹] البته بنابه داستان محمد بن قدمت واقدی، خبّاب در سال ۳۷ زمانی که امام علی() از صفّین به کوفه رجوع و برگشت، درگذشت و امام بر وی نماز گزارد و او را به خاک سپرد.[۴۰] وی در‌این فرصت بیشتراز ۷۳ سال داشت.[۴۱] سال میلاد خباب در منابع بیان نشده میباشد ولی با اعتنا به اینکه وفاتش در سال ۳۷ و در ۷۳ سالگی تصویب گردیده، او نزدیک به سال هفدهم بعداز عام الفیل و ۲۳ سال قبل از بعثت به عالم آمده میباشد.

خبّاب اولیه کسی بود که خارج کوفه، مجاورت دروازه شهر، به خاک ودیعه شد.[۴۲] برخلاف ترسیم معمول، که مردگان را در منزل‌ها یا این که بر راز در ورودی منازلشان دفن می‌کردند، خبّاب برای نخستین دفعه وصیت کرد او‌را در خارج کوفه (نجف کنونی) به خاک بسپارند.[۴۳]

بازدید : 24
دوشنبه 13 مرداد 1404 زمان : 16:48


احمد بن محمد رازی (مِسکَوَیه)(۳۲۰-۴۲۰ق)، فیلسوف، ادیب، مورخ و منشی آل بویه. مسکویه، در فن‌های متفاوت تاریخ، دانش سخن، فلسفه و پزشکی تبحر داشت. وی به کیمیاگری و علم ها ناآشنا عشق‌مند بود. راه و روش فلسفی اثر ها ابن مسکویه سبب ساز گردیده‌است که شیعه ها بیشتراز اهل سنت آن ها را بپذیرند. او مانند فارابی و اخوان الصفا از معتقدان به تشیع فلسفی بود. او سال‌ها مصاحب و ندیم بویئان بغداد و ری بود. اکثری از نویسندگان متاخر، ابوعلی مسکویه را بر مذهب شیعه دانسته‌اند. تجربیات الامم در دانش تاریخ و تهذیب الاخلاق در دانش اخلاق و رفتار از مهم ترین اثر مسجد النبی کوهسنگی مشهد ها اوست.

محمد ارکون از روشنفکران معاصر مسلمان، نقطه پايان‌طومار دکتری خویش را در ارتباط آدم‌شناسی از دید ابن‌مسکویه و ابو حیان توحیدی قرار داده میباشد. این کتاب بسیار آیتم دقت آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد قرار گرفت.

معاش‌طومار
اسم و نسب او احمد بن محمد بن یعقوب رازی بوده و کنیه او مسکویه بوده میباشد. برپایهٔ استیناف پژوهشگران، این کنیه خویش او بوده؛ هرچند در شماری از منابع، به غلط این کنیه برای بابا یا این که جد او بیان میگردد و از وی به نادرست با تعبیر و تفسیر ابن مسکویه حافظه رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد می‌گردد.[۱]

میلاد و پرورش
مسکویه نزدیک به سال ۳۲۰ ق در حوالی ری دیده به جهان گشود.[۲] تاریخ درگذشت او در سال ۴۲۰[۳] یا این که ۴۲۱ق[۴] گزارش گردیده‌است. از روزگار رویش ابوعلی اگاهی چندانی در دسترس وجود ندارد، ولی اینگونه می‌کند که معاش آرامی نداشته میباشد. او طرز بابا و مادرش را در تربیت خویش نکوهیده میباشد. بیان کننده پدرش او‌را به تلاوت وروایت اشعار جاهلی عرب وا می‌داشته و وی خویش ابتدا جوانی به خوشگذرانی سرگرم بوده و آن‌گاه به تهذیب نفس پرداخته شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد. [۵]

در دربار آل بویه
حدود دو دهه اول قدمت خویش در ری سپری کرد آنگاه به آل بویه در بغداد پیوست و حدود ۱۲ سال مصاحب و ندیم ابومحمد حسن مهلبی، وزیر امیر معزالدوله دیلمی بود[۶] آن گاه دوران ۷ سال نیز در سرویس ابن عمید در دربار رکن الدوله در ری بود و سمت کتابداری و نگاهداری سندها و مدارک را داشت.[۷]

بعد از قتل ابوالفتح ابن عمید، همیاری با دستگاه مالک بن عباد را نپذیرفت. چه خویش را همپایهٔ او می‌دانست[۸] و مستقیماً به سرویس یکی‌از فرمانروایان آل بویه درآمد. بعد از مرگ عضدالدوله دیلمی به سرویس پسرش، صمصام الدوله رسید.[۹]

مذهب
یاقوت [۱۰] مسکویه را مجوسی نومسلمان خوانده میباشد، ولی با اعتنا به اسم پدرش -محمد- بعید میباشد که ابوعلی مسلمان‌زاده نباشد. این در حالی میباشد که در هیچ منبع دیگری این مضمون‌ خاطر نشده میباشد [۱۱]و اینکه بخش اعظمی از نویسندگان متأخر، ابوعلی مسکویه را بر مذهب شیعه دانسته و بر شیعه بودن او برهان کرده‌اند.[۱۲] هانری کُربَن در این مورد این نظر را دارد که همگی قرینه‌ها دلالت بر شیعه بودن او دارااست:‌ قربت مسکویه با پادشاهان آل بویه، حمد ویژهٔ خواجه نصیر الدین طوسی دربارهٔ او و بعضا مطالب در باطن کتاب‌های مسکویه.[۱۳]

داده ها علمی
درنگ‌های فلسفی
ابوعلی در موفق مسئله‌های حکمت نظری و عملی به ویژه در رشته تهذیب خلق کوشیده، تا آنجا که بعضی کنیه مدرس سوم به او داده‌اند.[۱۴]

ابن مسکویه حتی به تاریخ تحت عنوان آزمایشگاه فلسفه عملی خویش مینگریست، چنانکه می‌قدرت اورا پیشرو نویسندگان علمی تاریخ به شمار آورد. از خصوصیت‌های اندیشه وی به اندرزنامه‌های ملل مختلف میباشد که آنها در جاویدان کوچک گرد آورده میباشد. او در درنگ فلسفی خویش بیش تر از تمامی متأثر از ارسطو و افلاطون میباشد.

در تهذیب الاخلاق و الفوز الاصغر، خلال این دو فیلسوف، از بقراط، جالینوس، فیثاغورس و پروکلوس نقل عهد کرده و آراء آنها را گزینه عیب گیری قرار داده میباشد.[۱۵]

محمد ارکون از روشنفکران معاصر مسلمان، نقطه نهایی‌طومار دکتری خویش را در امر بشر‌شناسی از لحاظ ابن‌مسکویه و ابو حیان توحیدی قرار داده میباشد. این کتاب بسیار گزینه اعتنا قرار گرفت.[۱۶]

مهارت در پزشکی و کمیاب
از سایر علم ها آیتم عشق و علاقهٔ او پزشکی بود به ماجرا یاقوت حموی[۱۷] وی کتابی داشته میباشد به اسم الجامع که عزت[۱۸] این نظر را دارد که ابوعلی آن را زیر اثر کتاب الجامع الکبیر، دارای شهرت به الحاوی محمد بن زکریای رازی نوشته میباشد. بنابر گزارش ابوحیان توحیدی، وی هم‌اینگونه در دانش کمیاب بسیار کوشیده میباشد. ابوعلی در جواب یکی سوال‌های ابو حیان[۱۹] درباره ماهیت دانش کمیاب و صحت یا این که نادرستی آن وعده تایپ کردن رساله‌‎ای داده میباشد که شاید رسالة فی الکیمیا، به عبارتی رساله موعود باشد.[۲۰]

خلق و خوی
ابوعلی مسکویه، هم در اصول دانش کردار کوشیده و هم در جزئیات که به عبارتی استقرا در اندرزها و اندرزنامه‌‎هاو عملکردهاست، همت نموده است. مثال ابتدا، کتاب تهذیب الاخلاق و مثال قضیه دوم، کتاب جاویدان کوچک و بعضا اثر ها دیگر اوست. [۲۱]

استادان و شاگردان
او از معاصران بوعلی سینا بود و با ابوحیان توحیدی و بدیع الزمان همدانی مکاتبه داشت.[۲۲] ابوسلیمان سجستانی، مسکویه را از اعیان مجال دانسته و او‌را بسی ارج گذارده میباشد.[۲۳] استادان ابوعلی به صحت شناخته نیستند. البته از ابن خمّار در علم ها اوایل (علم یونان)، ابن بی نقص در تاریخ[۲۴] و ابوالفضل بن عمید[۲۵] تحت عنوان استادان وی مذکور‌اند. از شاگردان وی نیز می‌قدرت از ابوحیان اسم پیروزی.[۲۶]

بازدید : 33
يکشنبه 12 مرداد 1404 زمان : 17:21


محمد بن سِنان (درگذشت ۲۲۰ق) از راویان سخنان امام کاظم(ع)، امام رضا(ع) و امام جواد(ع) که نامش در مدرک صدها قصه آمده میباشد. او را یک کدام از مهمترین اشخاص در جابجایی روایات قرن دوم به راویان قرن سوم قمری دانسته‌اند که در جابجایی روایات زیدیه به امامیه نیز نقش مهمی داشته مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.

رجال‌شناسان در وثاقت یا این که عدم وثاقت محمد بن سنان اختلاف‌حیث دارا‌هستند. مورد وثاقت یا این که عدم وثاقت او به دلیل تأثیر فراوان آن بر احکام دینی، حائز اهمیت بالایی دانسته گردیده‌است. پر اسم و رسم علما معتقد بر عدم وثاقت ابن‌سنان می‌باشند، البته بعضی رجال‌شناسان، به وثاقت وی اعتقادوباور دارا آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد هستند.

ابن‌سنان بیشتراز سی کتاب داشته میباشد. عبدالله بن مسکان، مفضل بن قدمت جعفی و زیاد بن منذر از مشایخ و ادب بن شاذان، یونس بن عبدالرحمن و حسین بن سعید اهوازی از راویان احادیث رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد اویند.

معرفی و منزلت
محمد بن حسن بن سنان زاهری[۱] از راویان اهل کوفه و از اصحاب امام کاظم(ع)[۲]، امام رضا(ع)[۳]، امام جواد(ع)[۴] و امام هادی(ع) معرفی گردیده است.[۵] وی در کودکی پدرش را از دست اعطا کرد و پدربزرگش، سنان، سرپرستی اورا پذیرفت و به همین استدلال به محمد بن سنان مشهور شد.[۶] در بعضی گزارش‌ها سال ۲۲۰ق تحت عنوان تاریخ درگذشت وی تیتر شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد‌ه‌است.[۷]

ملا اسماعیل خواجوئی، از عالمان دانش رجال، این نظر را دارد، احادیث محمد بن سنان در فقه از چنان اهمیتی شامل است که در نظرنگرفتن آن ها به تغییر و تحول اکثری از احکام دینی می‌انجامد.[۸] به گفته سید ابوالقاسم خویی، تالیف کننده معجم رجال الحدیث، اسم محمد بن سنان در مدرک ۷۹۷ ماجرا نام برده میباشد.[۹] بعضی از پژوهشگران، ابن‌سنان را یکی اشخاص اصلی در جابجایی روایات قرن دوم به راویان قرن سوم هجری دانسته‌، معتقدند او نقش پررنگ‌ای در جابجایی روایات زیدیه به امامیه داشته[۱۰]، کتاب‌ ابوالجارود و طلحة بن زید، دو بدن از زیدی مذهبان را نقل نموده است، چنان‌که قصه‌های مَسْعَده و غیاث بن ابراهیم را نیز نقل می‌نماید.[۱۱]

در مدرک قصه‌ها شخص دیگری با اسم محمد بن سنان وجود دارااست که به گفته آیت‌الله خویی او اخوی عبدالله بن سنان از یاران امام راست گو(ع) میباشد و با پسوند هاشمی، از محمد بن سنان زاهری متمایز میشود.[۱۲] در گواهی برخی از ماجرا‌ها نیز با تعبیروتفسیر ابن‌سنان به محمد بن سنان اشاره گردیده‌است، که‌این فرمان در بعضا مواقع موجب خطا شدن وی با عبدالله بن سنان گردیده است.[۱۳]

اختلاف بینش‌ها در اعتبار راوی
عالمان دانش رجال در وثاقت یا این که عدم وثاقت محمد بن سنان رویکردهای مختلفی دارا‌هستند:

عدم وثاقت راوی
دارای شهرت رجال‌شناسان، احادیث محمد بن سنان را دارای اعتبار نمی‌دانند.[۱۴] در کتاب رجال نجاشی به ضعیف بودن وی اشاره گردیده‌است.[۱۵] او در رجال الطوسی به بزرگ نماییّ[۱۶] و در کتاب رجال کشّی، به لاف‌گویی تبهکار شد‌ه‌است.[۱۷] ابن‌غضائری نیز خلال اینکه او‌را شخصی ضعیف و غالی دانسته، او را به جعل حدیث جنایتکار ساخته میباشد.[۱۸] همینطور فخر المحققین،[۱۹] شهید ثانی،[۲۰] مقدس اردبیلی،[۲۱] و پژوهشگر خویی احادیث او‌را ضعیف دانسته‌اند.[۲۲]

وثاقت راوی
شماری از علما، ابن‌سنان را ثقه دانسته‌اند؛ علامه مجلسی تضعیف او‌را گزینه تأمل دانسته و روایات اورا قبول نموده است.[۲۳] محمدتقی مجلسی[۲۴] و ابوالمعالی کلباسی، از رجال‌شناسان، ضمن توثیق ابن‌سنان، او‌را صاحب و مالک رمزّ دانسته‌اند.[۲۵] خاقانی، از عالمان شیعه نیز بعداز جواب به اشکالات مرتبط با وثاقت ابن سنان،‌ اورا گزینه متکی بودن دانسته میباشد.[۲۶] سید محمدمهدی بحرالعلوم،‌ مولف الفوائد الرجالیة، بعداز عیب گیری دلایل تضعیف ابن‌سنان، قسم درست را ثقه بودن او دانسته میباشد.[۲۷]

سید موسی شبیری زنجانی نیز به وثاقت ابن‌سنان اعتقادوباور دارااست و منشأ تضعیف او را نقل روایاتی از جانب وی دانسته که برای عوام مردم قابل فهم نبوده میباشد.[۲۸] بعضا از دانشمندان معتقدند، با اعتنا به شیوه غلوآمیز محمد بن سنان در برخی روزگار‌ها، حتی‌د‌ر شکل ثقه پی بردن او، به احادیثش که جنبه بزرگ نمایی داراست متکی بودن نمی شود.[۲۹] اتکا بعضا از بزرگان مانند احمد بن محمد بن عیسی،[۳۰] ثقه معرفی شدن وی از جانب روحانی موءثر و بیان اسم راوی در اوراق تعبیر قمی به عنوان مثال استدلال‌هایی میباشد که بر وثاقت محمد بن سنان نام برده میباشد.[۳۱]

موضع‌گیری‌های متناقضانه
بعضا از علما در باب محمد بن سنان موضع‌گیری متناقضی داشته‌اند؛ روضه خوان اثرگذار که در کتاب الردّ علی اصحاب العدد، ابن‌سنان را ضعیف دانسته،[۳۲] در کتاب دیگر خویش، الارشاد اورا ثقه و از اصحاب خاص امام کاظم(ع) معرفی نموده است.[۳۳] چنان‌که روضه خوان طوسی در کتاب الفهرست اورا به بزرگ نماییّ تبهکار ساخته، البته در کتاب الغیبة اسم او‌را پایین وکیلان حمد‌گردیده امامان ذکر نموده است.[۳۴] علامه حلی نیز که در کتاب خلاصة الاقوال در وثاقت و عدم وثاقت محمد بن سنان توقف کرده،[۳۵] در کتاب گوناگون الشیعة وثاقت او‌را ترجیح داده میباشد.[۳۶]

بازدید : 42
شنبه 11 مرداد 1404 زمان : 17:52


تاریخ لباس

مرقد اویس، سوریه
براساس تاریخ آورده شده درباره جامه فرستاده، این خرقه از مدینه به یمن، مکه، بغداد، سمرقند، بخارا، بلخ، سود‌آباد (جوزگون)، کابل و آخر و عاقبت به قندهار مسجد النبی کوهسنگی مشهد برده شد.[مستلزم منبع]

عطار نیشابوری در تذکرةالاولیاء نوشته میباشد نبی(ص) وصیت کرد مُرَقَعش (لباس آستین‌دار وصله‌دار)[۳]) به اویس قرنی داده گردد تا برای امتش دعا نماید. علی بن ابی‌طالب(ع) و قدمت بن خطاب به وادی اویس رفتند و این جامه را به وی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد دادند.[۴]

مکه و بغداد
نتیجه محمد، مورخ دارای شهرت افغانستان و تالیف کننده کتاب «سراج التواریخ» نوشته: نقل شده بعد از فوت اویس، این خرقه در غار حرا گذارده شد. بعد از آن شخصی بنام دوست‌محمد که از وی با تیتر پارسا و بازهد خاطر گردیده، این خرقه را به بغداد، راس حکومت بنی‌عباس (حکومت:۶۵۶-۱۳۲ق) رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد پیروزی.[۵]

سمرقند و بخارا
در طی حمله تیمور گورکانی (حکومت:۸۰۷-۷۷۱ق) به بغداد (۷۹۵ق)، وی این لباس را با متولیان آن، مشتمل بر نوادگان دوست‌محمد به سمرقند، راس حکومت خویش پیروزی. تیمور برای این خرقه، مسجد و گنبدی ایجاد کرد و تولیت آن را به چندین سید بخارایی سپرد و روستای دَه بید را وقف آن کرد.[۶] بعداز مرگ تیمور، این خرقه به بخارا برده شد.[۷] [یادداشت ۱] بعداز مدتی هم تزیینات محل مراقبت جامه در سمرقند، مانند قندیل‌های طلا جواهرات به ملایان و صوفی‌ها شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد عطا شد.[۸].

بلخ
در ۱۰۷۴ق ابوسعید اوغلان (ازبک)، قاضی بخارا قصد کرد که‌این جامه را به ختن، راءس ترکستان چین غالب شود. دو نفر از صوفیان فرقه دَه‌بیدی، بنام‌های روضه خوان آقامحمد و روحانی نظرمحمد که با این‌عمل مخالف بودند، جامه را برداشته و به بلخ بردند.[۹]

نتیجه‌آباد

مسجد جامه شریف، نتیجه‌اباد، بدخشان
بدخشی، تالیف کننده تاریخ بدخشان نوشته میباشد: در ۱۱۰۹ق که سبحان‌قلی خان اشترخانی (حکومت:۱۱۱۴-۱۱۰۹ق)، حکم کننده بلخ بود، دو صوفی بنام روضه خوان محمدضیاء و روحانی محمدنیاز خواستند که جامه را از مسیر بدخشان و چترال/چترار به هندوستان منتقل نمایند. میر یاربیگ، قاضی بدخشان، آنها را برگرداند و لباس را در قلعه جوزون/جوزگون، راءس بدخشان قرار اعطا کرد و اسم آنجا را بخاطر نتیجه حضور جامه به نتیجه‌آباد تبدیل کرد.[۱۰][یادداشت ۲]

در تاریخ احمدشاهی، نوشته کاتب احمدخان ابدالی، قاضی قندهار (حکومت:۱۱۸۶-۱۱۵۹ق) آمده که در ۱۱۸۱ق، اما‌خان، از سرداران احمدخان، بدخشان را محاصره و تصرف کرد. وی سال آنگاه لباس را بدستور احمدخان برای جابجایی به قندهار، به کابل ارسال کرد.[۱۱]

کابل
نوشته‌علمیٔ اساسی: زیارتگاه سخی

زیارت سخی در کابل
لباس در کابل، در دامنه کوه مشرف به محله علی‌آباد گذارده شد. آغاز قرار بود این لباس در کابل یک‌سری روز بیشتر نماند، اما به جهت کامل شدن نشدن گنبد آن در قندهار، بازه نگه‌داری این جامه در کابل حدود ۸ ماه زمان بر شد. درین بازه زمانی عده ای از کابل و نواحی گوشه و کنار به زیارت لباس می‌آمدند.[۱۲] بعداز یک سری روز تنی چند از حاملان لباس داعیه کردند دو شب پیاپی در خواب دیدند که فرد سبز پوشی که شمشیرش را بر سنگی نهاده بود، کنار لباس، با گردآوری‌ای نماز خواند. هنگامی از این فرد پرسیدند که می باشد، آن فرد سبز پوش خویش را امام علی(ع) معرفی کرد.[۱۳] آنها گفتند زمانی از خواب بیدار شدند، دیدند که سنگ نام برده دو نیم گردیده است. این سنگ فعلا در دیوار شمالی زیارت‌گاه، در جانب کوه، به سنگ ذوالفقار دارای اسم و رسم میباشد.‌ این اشخاص بعداز وصال به قندهار، رخداد را برای احمدخان ابدالی نقل کردند. وی دستورداد در آن جای ، زیارت‌گاهی به اسم سخی، فرمانروا مردان ساخته گردد.[۱۴]

قندهار

زیارت جامه فرستاده (گنبد جلویی) و مرقد احمد ابدالی درانی (گنبد پشتی)
کاروان لباس، از شهرهای مَیدان، غزنی، مُقُر، قلات (کلات) و شهر صفا به قندهار رسید و در ربیع الاول سال ۱۱۸۲ق وارد شهر شوید. در مدتی که جامه نبوی به صورت موقت در کابل حفظ می شد، به فرمان احمد ابدالی، ایجاد کرد گنبد بزرگی در قندهار آغاز شد تا خودش بعد از مرگ در سرداب آن دفن گردد و جامه نیز در طبقه اولیه گذاشته خواهد شد.[۱۵] عمل این گنبد تا ۱۱۸۶ق که احمدخان درگذشت، کل نشد و لباس در مسجد زره/زاره (کهنه) قندهار در کنار یک تار مو منسوب به فرستاده قرار گرفت.[۱۶] تیمورشاه (حکومت:۱۲۰۷-۱۱۸۶ق)، فرزند و جانشین احمد ابدالی، مرقد پدرش را بدون نقص کرد و عمارت غیر وابسته‌ای دربرگیرنده مسجد، گنبد و ایوان برای محافظت جامه در کنار این گنبد تشکیل داد. لباس تا به امروز در‌این سازه حفظ می‌گردد.[۱۷]

در قندهار، مسجدی نیز بنام گیسو خجسته وجود داراست که یک گیسو منسوب به نبی در آن، نگه‌داری می شود.[۱۸]

کیفیت جابجایی
جامه را بر پشت شتر حمل می‌کردند و در زمان راه و روش، شخصی حق سوار شدن و جلوتر رفتن از این شتر را نداشت. شتر حمل کننده در هر خانه، بده بستان می شد. شتر گذشته، آزاد گردیده و به گردنش، یادداشتی می‌بستند که پیداکننده آن می‌توانست تحت عنوان صدقه، این شتر را بگیرد و ذبح نماید؛ اما اذن نداشت بر آن سوار گردد یا این که بارکشی نماید.[۱۹] در هر خانه، صندوق لباس را بر گلیم و قالین تازه می‌گذاشتند. مبلغ شایان توجه صدقه داده و یکسری گاو و گوسفند ذبح گردیده و خیرات می‌کردند. در هنگام رفتن نیز، مکان صندوق جامه را سنگ‌چین کرده، بیرقی می‌افراشتند تا به آن بخش، پای کسی نهاده نشود.[۲۰]

متولیان اولیه
حاجی عبدالحق، از بستگان یعقوب‌زایی، طایفه اَلْکوزایی به وسیله احمد ابدالی، در ۲۶ محرم ۱۱۸۳ق، به تولیت جامه منصوب شد.[۲۱] وی در ۱۲۱۴ق دار فانی را وداع گفت و پسرش حاجی حفیظ‌الله به امر فرصت‌فرمانروا (حکومت:۱۲۱۴-۱۲۰۷ق) به تولیت رسید.[۲۲]

او‌لین موقوفات
تیمورشاه نهری را که پدرش ساخته بود و در حال حاضر به نهر شاهی پر اسم و رسم میباشد، وقف این زیارت کرد.[۲۳] هم‌اینگونه از درآمد این نهر برای غذای پنج ملا و پنج خادم آن، ده مَن نان و برای تغذیه فقیران، ۴۰ اینجانب نان انتخاب کرد.[۲۴] محمودشاه (حکومت:۱۲۱۶-۱۲۱۴ق)، دو کاروانسرا و یک بازارچه را وقف نمود.[۲۵]

اتفاق ها تاریخی
در اسفند ۱۲۹۷ش که دولت و ملت افغانستان، سرگرم با انگلیس برای بازگرفتن استقلال بی نقص خویش بود، فرزند یکی سادات سنی قندهار که پدرش برای مبارزه با انگلیس، اعلام جهاد کرده بود، کشته شد و این شغل، به شیعه ها این شهر منسوب شوید. تنی چند از اهل سنت، چندین شیعه را کشتند. آخوندزاده، متولی لباس شریفه، کارایی اکثری برای توقف خشونت و تولید صلح و پر‌نور شدن مسئله اجرا بخشید.[۲۶]
تامین‌الله خان، فرمان روا افغانستان (حکومت:۱۳۰۷-۱۲۹۷ش) چند دفعه به زیارت جامه رفت. اول توشه به یار و همدم مادرش، حیات بیگم، در ۱۹مهر/ترازو ۱۳۰۴ش وارد قندهار شدند. مامان او پارچه نفیسی برای پوشش صندوق لباس کادو کرد.[۲۷] وی در مهر و آبان ۱۳۰۴ش و دی و بهمن ۱۳۰۷ش، پنج و ده نماز آدینه را در مسجد جامه ادا نمود.[۲۸] هم‌اینگونه وی پیش و بعد از سفرش به ۱۲ مرزوبوم آسیایی و اروپایی، در میان آذر ۱۳۰۶ش تا تیر ۱۳۰۷ش به‌این زیارت رفت.[۲۹]
اقبال لاهوری، شعر سرا مسلمان و نو گرا هندی، در آبان ۱۳۱۲ش/اکتبر ۱۹۳۳م از قندهار و زیارت لباس درین شهر دیدار کرد و شعری سرود:[۳۰]
قندهار آن مرزو بوم مینو سواد
اهل دل را خاک وی خاک خواسته
آشکارا دیدنش أسرای ماست
در ضمیرش مسجد اقصای ماست
جامهٔ آن «برزخ لایبغیان»[۳۱]
دیدمش در نکتهٔ «لی خرقتان»[۳۲]
آمد از تیشرت وی بوی وی
اعطا کرد ما‌را نعره الله هو


ملاعمر، اولی رهبر طالبان، در فروددین ماه ۱۳۷۵ش، در قندهار، لباس را با حضور صدها ملای سُنی و اسامه بن لادن، رهبر وقت القاعده، پوشید و به وی کنیه امیرالمؤمنین داده شد و با وی بیعت کردند.[۳۳]
اشرف بی نیاز، رییس جمهور قدیمی افغانستان (۱۳۹۳ ـ‌ ۱۴۰۰ش)، در ۲۶ رمضان/۲۱ خرداد ماه ۱۳۹۷ش، به زیارت جامه رفت و صندوق آن را گشوده نمود و بعد از دعا برای صلح در افغانستان، ۵ روز حریق‌بس مشتمل بر روزهای عیدفطر با طالبان اعلام‌کرد.[۳۴]

بازدید : 39
چهارشنبه 8 مرداد 1404 زمان : 11:32

(زاده ۱۳۳۲ش)، شیخ شیعه و رهبر شیعه‌ها نیجریه. زکزاکی با تأثیر از انقلاب اسلامی کشور‌ایران و امام خمینی، شیعه شد و با تأسیس تکان اسلامی نیجریه، سیصد مکتب اسلامی در نیجریه و کشورهای هم محلی آن تأسیس کرد. وی همینطور مؤسسات خیریه‌ای برای ارائه سرویس ها مالی درمانی و آموزشی به شیعه ها فعال سازی نموده مسجد النبی کوهسنگی مشهد است.

چنان‌که زکزاکی گفته، او هم زمان با انقلاب اسلامی در کشور ایران (۱۳۵۷ش)، تبلیغ فقاهتی در نیجریه را با جذب ده‌ها نفر استارت کرد و تعداد رهروان اهل‌بیت(ع) در نیجریه، در دهه ۱۳۹۰ش، با همت‌های او به میلیون‌ها تَن رسیده میباشد.سه فرزند زکزاکی، در حمله نیروهای نظامی نیجریه به راهپیمایی روز قدس ۱۳۹۳ش، کشته شدند. همینطور زکزاکی، در جریان حمله نیروهای ارتش نیجریه به حسینیه بقیة الله در زاریا در سال ۱۳۹۴ش دستگیر و زندانی شد. در ادامه دستگیری وی تجمعاتی هم در جمهوری اسلامی ایران، ایالات متحده، استرالیا، سوئد و ترکیه، در اعتراض به سعی دولت نیجریه برگزار شد. همینطور سید علی خامنه‌ای، رهبر کشور‌ایران و حسین وحید خراسانی از مراجع پیروی، و عیسی قاسم رهبر شیعه‌ها بحرین بدین اتفاق ها برخورد علامت آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد دادند.

زکزاکی و همسرش بعداز شش سال حصر خانگی و زندان در ۶ مرداد سال ۱۴۰۰ش (۲۸ ژوئیه ۲۰۲۱م) از زندان آزاد شدند. معاش‌طومار و تحصیلات، ابراهیم یعقوب زَکزاکی در سال ۱۳۳۲ش (۱۳۷۲ق) در شمال نیجریه زاده شد.[۱] او تا سال ۱۳۵۴ش، ضمن تحصیلات خویش، دروس فقهی را نیز در شمال نیجریه، در شهر کانو یادگرفت.[۲] او تا سال ۱۳۵۷ش، گواهی اقتصادش را در زمان کارشناسی، از دانش گاه احمد بلو زاریا اخذ کرد و بعد از مدتی، امامت جماعت در مسجد یکی مدرسه های شرعی را عهده دار شد.[۳] زکزاکی آغاز به عضویت در اتحادیه دانشجو ها مسلمان درآمد و آنگاه به دبیرکلی آن برگزیده رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.[۴]

ابراهیم زکزاکی، در مسافرت به پاریس در سال ۱۳۵۷ش، با امام خمینی دیدار کرد و بعداز برد انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران ، برای علم آموزی علم ها فقهی وارد حوزه علمیه قم شد.[۵] او از اثر شگفت‌انگیز امام خمینی و انقلاب اسلامی بر خویش حرف گفته میباشد.[۶] زکزاکی آغاز از اهل‌سنت و مالکیه بود و بعد از دیدار با امام خمینی، شیعه شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.[۷]

کار‌ها
زَکزاکی، بعداز انقلاب اسلامی کشور‌ایران، به کشور ایران هجرت کرد و بعداز برگشت، تکان اسلامی نیجریه را در مرزو بوم خویش راه اندازی کرد.[۸] او حدود ۳۰۰ مکتب اسلامی در نیجریه و کشورهای اهل یک محل آن تأسیس کرد.[۹] زکزاکی همینطور یکی‌از اعضای همگانی مجمع جهانی اهل‌بیت میباشد.[۱۰] تأسیس مؤسسه الشهدا با غرض تحقیق به فرزندان شهدا و یتیمان، تأسیس مؤسسه خیریه الزهرا با غرض ارائه سرویس ها اجتماعی و عمرانی و تأسیس مرکزی با مقصود ارائه سرویس ها درمانی و آموزشی، از سایر اقدامات ابراهیم زکزاکی بوده میباشد.[۱۱]

به گفته نسیبه زکزاکی فرزند ابراهیم زکزاکی، با همت‌های او، ۱۲ میلیون نفر در نیجریه شیعه گردیده‌اند.[۱۲] چنان‌که زکزاکی گفته، شغل تبلیغی او در اواخر دهه ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰ میلادی (همزمان با برد انقلاب اسلامی در کشور‌ایران) با جذب ده‌ها نفر استارت گردیده و پس از ده سال، به صدها هزار نفر رسیده و در دهه ۱۳۹۰ش به میلیون‌ها نفر به‌دنبال اهل‌بیت(ع) رسیده میباشد.
در جریان برگزاری مراسم اربعین در سال ۱۴۳۷ق (۱۳۹۴ش) از سوی تکان اسلامی نیجریه، حمله نیروهای ارتش نیجریه به مراسم شیعه‌ها، موجب کشته‌شدن ده‌ها بدن از آن ها شد.[۱۴] زکزاکی و همسرش نیز در اولِ ربیع‌الاول ۱۴۳۷ق (دی ۱۳۹۴ش)، در حمله نیروهای ارتش نیجریه به حسینیه بقیة الله زاریا که باعث به کشته و مصدوم‌شدن تنی چند از شیعه‌ها شد، بازداشت و زندانی شدند.[۱۵] قبل از آن، در مرداد ۱۳۹۳ش بیشتراز ۳۳ بدن از شیعه ها، در جریان حمله نیروهای نظامی نیجریه به راهپیمایان روز قدس، به شهید شدن رسیدند که سه فرزند ابراهیم زکزاکی نیز میان آن ها قرار داشتند.[۱۶]

دادگاه بهتر نیجریه، در شهریور ۱۳۹۵ش، با آزادی روضه خوان زکزاکی مخالفت کرد[۱۷] البته در آذر ۱۳۹۵ش حکم آزادی زکزاکی و همسرش را صادر کرد.[۱۸] با این درحال حاضر او آزاد نشد و در دی ۱۳۹۶ش درپی تکثیر شایعاتی درباره درگذشتش در زندان، در توده خبرنگاران حضور یافت.[۱۹] زکزاکی در اردیبهشت ماه ۱۳۹۷ش، در تماسی تلفنی با فرزند خویش، کشتار شیعه‌ها در شهر زاریای نیجریه را ناشی از یاری مالی دولت ایالات متحده عربی سعودی به ارتش نیجریه دانست.[۲۰] زکزاکی در سال‌های ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۵ش (۱۹۸۱ تا ۱۹۸۹م) هم سه توشه و مجموعا به بازه زمانی هفت سال از سوی دولت نیجریه زندانی شد.[۲۱]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 528
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 122
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 263
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 19
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 573
  • بازدید ماه : 726
  • بازدید سال : 3062
  • بازدید کلی : 41831
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی