loading...

مرجع مسجد النبی کوهسنگی مشهد

بازدید : 37
سه شنبه 7 مرداد 1404 زمان : 11:40

(درگذشت ۵۸ق)، پسرعمو و صحابه فرستاده اکرم(ص) که در ماجرای صلح امام حسن(ع) فرمانده ارشد سپاه آن حضرت بود البته با دسیسه به وی، به معاویه پیوست.وی اخوی کوچکتر عبدالله بن عباس بود که در زمانه خلافت امام علی(ع) از سوی وی، والی یمن شد.عبیدالله بن العباس بن عبدالمطلب بن هاشم القرشی الهاشمی، با لقب ابومحمد، پسر عموی رسول اکرم(ص) مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[مستلزم منبع]

مادرش لبابه دختر حارث بن اندوه، خواهر میمونه همسر پیامبر خداوند(ص) میباشد. نبی اکرم(ص) را شعور کرد و به این رو او‌را از اصحاب شمرده‌اند. مجال به دنیا آمدن او‌را سال دوم هجری قبل از نبرد بدر تصویب کرده‌اند.[۱] عبیدالله را از سخاوتمندان پر اسم و رسم عرب در زمان خویش دانسته‌[۲] و ماجراهایی از سخاوت و مهربانی وی در منابع دیرین نقل آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرده‌اند.[۳]

اسم عبیدالله در سلسله ورقه ها روایات اکثری آمده میباشد البته بیان کننده وی به طور بی واسطه صرفا یک حدیث از فرد فرستاده اکرم(ص) نقل نموده است زمان امام علی(ع) ، امام علی(ع) او‌را در موسم حج، سه توشه از سال ۳۶ تا ۳۸ق. امیرالحاج کرد. در سکو سوم، بین وی و یزید بن شجرة رهاوی که از سوی معاویه بدین سمت منصوب گردیده بود، مجاورت بود که زد خورد نظامی پیش بیاید. آخر و عاقبت با یکدیگر مصالحه کردند تا شیبة بن عثمان امارت را بر ذمه رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد گیرد.[۵]

بنابر منابع تاریخی، امام علی(ع) اورا والی یمن کرد و وی تا شهید شدن علی(ع) بر این منصب ماند. منابع بعضا رویدادها را از این عصر نقل کرده‌اند که با وی مرتبط میباشد مثلا: معاویه در سال چهلم قمری بسر بن ارطاة عامری را با سی هزار سپاهی برای تاخت و تاز در قلمرو خلافت امام علی(ع) به حجاز و یمن گسیل کرد. بسر آغاز به مدینه و بعد به مکه رفت و بعد منش یمن را در پیش گرفت. پیش از وصال بسر به یمن، عبیدالله به سمت کوفه گریخت و فرزندانش را جا گذاشت و از امام علی(ع) درخواست امداد شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرد.

بسر به یمن رسید و دارالحکومه را گرفت و آن‌گاه دو نوپا عبیدالله را که در یمن باقیمانده بودند، راز برید. علی(ع) سپاهی را به فرماندهی جاریة بن قدامه سعدی به یمن ارسال کرد و بعداز گریز بسر یمن توشه دیگر به دست سپاهیان علی(ع) به‌زمین‌خورد و عبیدالله به آنجا رجوع و برگشت.[۶]گفته‌اند که بسر در حمله به یمن، بخش اعظمی از شیعه ها علی(ع) را میان راه و روش کشت.[۷] یکی‌از خطبه‌های نهج البلاغه که امام علی(ع)در آن خطاب به کوفیان گفته میباشد: «اهل شام بر جانبداری از فسخ با یکدیگر متحدند و شما در جانبداری از حق، دور از هم‌اید» به مناسبت همین حمله اختلال گردیده است.[۸]

در بعضا منابع روایی شیعه از فرار کردن عبیدالله سخنی به فی مابین نیامده میباشد. بنابر این منابع، هنگام حمله بسر به یمن، عبیدالله در مکه بود. زمانی بسر به یمن رسید، در پی عبیدالله گشت. به وی گفتند که در مکه میباشد. بُراز دو فرزند عبیدالله را پیدا کرد و راز برید.[۹]

زمان امام حسن(ع)
همینطور ملاحظه کنید: صلح امام حسن علیه السلام
عبیدالله بعد از شهیدشدن امام علی(ع)، از خلافت امام حسن(ع) جانبداری کرد. در آن زمان، طومار‌هایی دربین امام حسن(ع) و معاویه تبادل شد و هرمورد از آن‌ها از دیگری خواست که از خلافت دست کشد و تسلیم خواهد شد. این طومار‌ها به جایی نرسید و سرنوشت معاویه با سپاهی به سوی کوفه تکان کرد. امام حسن(ع) نیز عموم را به امان فراخواند. در‌این در بین، سپاهی ۱۲ هزار نفری تشکیل شد. امام حسن فرماندهی این سپاه را به عبیدالله واگذاشت و به وی خاطرنشان کرد که‌این سپاه از شایسته ترین جنگجویان، قاریان قرآن و یاران امیرمومنان ساخته شده میباشد و اورا همدم سپاه به تقابل با سپاه معاویه گسیل کرد و اعلام کرد همانجا بماند تا آن حضرت یاروهمدم دیگر سپاهیان به وی ملحق گردد؛ البته عبیدالله با تصاحب کردن باج، به معاویه پیوست.[۱۰] بلاذری(درگذشتۀ ۲۷۹ق.) درباره پیوستن وی به معاویه سخنی دیگر دارااست و گفته میباشد: زیرا رویت کرد که حسن بن علی رغبتی به دستور خلافت ندارد، به معاویه پیوست.[۱۱] البته از سخنان قیس بن سعد بن عباده جانشین فرماندهی سپاه ۱۲ هزار نفره که بعداز گریزو فرار عبیدالله، فرمانده سپاه شد، برمی‌آید که وی فرمانده شجاع و قابل اعتمادی نبوده میباشد. قیس درین سخنرانی عبیدالله، پدرش عباس و برادرش عبدالله بن عباس را به رسول و امام علی(ع) دارای تعهد ندانسته میباشد.[۱۲]

بعضی منابع، قیس بن سعد را فرمانده این سپاه دانسته و از فرماندهی عبیدالله هیچ نگفته‌اند. بنابر این منابع، امام حسن(ع) قیس را که والی آذربایجان بود عزل کرد و سپاه یادشده را به وی سپرد و عبیدالله را والی آذربایجان نمود.[۱۳] ولی بنابر روایتی که طبری آورده، علی(ع) قیس را به فرماندهی ۴۰ هزار سرباز گمارده بود تا به آذربایجان برود؛ البته قیس بهانه تراشی می کرد تا آخر و عاقبت علی(ع) به شهیدشدن رسید

بازدید : 67
دوشنبه 6 مرداد 1404 زمان : 11:35

از زنان صحابی (صحابیات) نبی اکرم(ص)، و از اول اهل یک محل یثرب (انصار) که در مدینه به اسلام گرویدند.او قبل از اسلام با صاحب و مالک بن نضر و بعد از آن با ابو طلحه تزویج کرد و شرط وصلت خویش را با ابوطلحه، اسلام آوردن وی قرار اعطا کرد.وی در بخش اعظمی از غزوات به عنوان مثال خیبر و حنین، نبی اکرم(ص) را ملازمت و در پیکار احد مجروحان را مداوا میکرد. رمیصاء نزد نبی خداوند(ص) رده والایی داشت به سیرتکامل‌ای که حضرت به منزل وی میرفت و اختلاف وی با ابوطلحه را شخصاً برطرف مسجد النبی کوهسنگی مشهد نمود.

عایشه، امّ سَلَمه و انس‌ بن صاحب و مالک از رمیصا ماجرا نقل کرده‌اند. اسم و نسب ، برای او اسم‌های مختلفی همانند غُمَیصا، سَهله، رُمَیله، انیفه و رُمَیثه نیز بیان کرده‌اند[۱] لقب‌اش امّ سُلَیم و به آن نیز آوازه داشت. او از زنان انصار و از قوم و قبیله خزرج بود.[۲] مادرش، ملیکه بنت صاحب و مالک‌ بن عدی، از طایفۀ بنی‌ نجار آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد بود[۳]

قبل از اسلام، رمیصاء قبل از اسلام، با صاحب‌ بن نضر تزویج کرد و اَنَس را به عالم آورد.[۴] بعداز تکثیر اسلام در مدینه، رمیصاء برای مثال اولیه انصاری بود که به آیین اسلام گروید و پسرش انس‌ بن صاحب و مالک را نیز به اسلام ترغیب کرد.[۵] صاحب‌ بن نضر که از اسلام آوردن زن و فرزندش خشمگین گردیده بود به شام رفت و در آنجا رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد درگذشت.[۶]

رمیصاء بعداز مرگ صاحب و مالک، تا گران قدر شدن انس تزویج نکرد.[۷] بعد از آن، زیرا ابو طلحه از او خواستگاری کرد، او شرط تزویج با اورا، اسلام آوردن ابو طلحه قرار بخشید و او‌را از بت‌پرستی نهی کرد. ابوطلحه مسلمان شد و نتایج این تزویج ابو عُمَیر و عبدالله شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد بودند.[۸]

کمپانی در نزاع‌ها
رمیصاء بعداز ورود فرستاده(ص) به مدینه، مقدم او را گرامی داشت و انس را که ۱۰ سال داشت، به خادمی وی گمارد.[۹]

رمیصاء در بخش اعظمی از غزوات نبی اکرم حضور داشت. در نزاع احد (سال سوم مهاجرت) او در حالی که مشک آبی رنگ بر پشت خویش حمل می کرد، به مداوای مجروحان می‌پرداخت[۱۰] و خنجری برای نگهبانی از خویش به همپا داشت.[۱۱]

در غزوه خیبر (سال هفتم سفر) او مثلا زنانی بود که در پیکار شرکت کردن نمود.[۱۲]

در سال هفتم هجری، مُقَوقَس، پاد شاه اسکندریه، در پاسخ دعوت رسول به تایید اسلام، هدایایی مثلا دو کنیز برای وی ارسال کرد. فرستاده آنها را برای مدتی نزد رمیصاء مکان اعطا کرد.[۱۳]

در غزوه حنین (سال هشتم مهاجرت)، رمیصاء از نبی خواست اشخاصی را که فرار و گریز می‌کردند، همانند مشرکان بکشد.[۱۴] او با وجود گریز مردان، در حالی که پسرش عبدالله‌ بن ابی‌ طلحه را حامله بود، خنجری برای تامین از خویش به هم پا داشت.[۱۵]

بعداز رحلت رسول(ص)
بعداز رحلت رسول(ص)، از معاش رمیصاء خبری در مشت وجود ندارد و صرفا ابن شهر آشوب[۱۶] قولی از وی قصه کرده که، پس از شهید شدن امام حسین(ع) از اسمان بارانی سرخ رنگ باریده میباشد.

مقام نزد فرستاده اکرم(ص)
به گفته اَنَس‌ بن صاحب، فرستاده برای دیدار رمیصاء به منزل‌اش میرفت و با اقامۀ نماز مستحبی، برای او و خانواده‌اش دعا میکرد.[۱۷]

زمانی که رسول اکرم (ص) برای صرف طعام در خانۀ رمیصاء و ابو طلحه بود، به برکت الهی، نبی و همراهانش از غذای اندک او سیر شدند.[۱۸]

هنگامی اختلافی در بین رمیصاء و همسرش ابو طلحه چهره اعطا کرد، رمیصاء به رسول گلایه پیروزی و وی شخصاً اختلاف آن ها را برطرف کرد.[۱۹]

بازدید : 30
يکشنبه 5 مرداد 1404 زمان : 11:31

مشهور به «محجوب بنی‌امیه‌» از اول ایمان آورندگان به اسلام واز پاراگراف کاتبان و منشیان فرستاده(ص). او کارگزار رسول(ص) در یمن بود و بعد از وفات وی، از این شغل کنار کشید و حاضر به همیاری با خلفاء نشد. خالد بن سعید جزء دوازده نفری بود که با ابوبکر بیعت نکرد و این عاملی بود تا خلیفه دوم علیه وی موضع‌گیری نماید. در امر فرصت و محل شهید شدن وی میان مورخان اختلاف مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.

نسب؛ او از قریش و لقب‌اش ابوسعید بود.[۱] پدرش سعید بن عاص از بزرگان قریش بود.[۲] مادرش، لبینة دارای اسم و رسم به اُمّ‌ِخالد، دختر خَبّاب (حباب) بن عبدیالیل بن ناشب از عموم ثَقیف بود اسلام آوردن، خالد بن سعید پیش از برادرانش اسلام آورد.[۴] در طی دعوت پنهانی نبی(ص) به اسلام گروید و او را سومی، چهارمی یا این که پنج‌مین مسلمان دانسته‌اند.[۵] در کتاب ها رجال، خالد بن سعید را در زمره اصحاب نبی خداوند (ص) بیان کرده‌اند و روضه خوان طوسی در رجال خویش از وی حافظه نموده است.[۶] از خالد بن سعید به محجوب بنی امیه‌ و از متمسّکین به ولایت امیرالمؤمنین (ع)خاطر آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد‌ه‌است.


رؤیای صادقه، سبب ساز اسلام آوردن خالد بن سعید را اینگونه نقل کرده‌اند که وی در خواب مشاهده کرد بر لبۀ پرتگاهی مشرف بر حریق جای دارد و پدرش تلاش دارااست اورا در آن افکند، در آن درحال حاضر فرستاده(ص) اورا کنار کشید و از افتادن در حریق نجات بخشید. خالد بن سعید رؤیای خود را صادقه یافت و آن را برای ابوبکر بازگو کرد و به توصیۀ ابوبکر به اسلام راغب گشت. او در اَجیاد نزد نبی(ص) حاضر شد و اسلام رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد آورد.[۸]

تحمل آزارها، وقتی که سعید بن عاص که از معارضان سرسخت رسول بود، از مسلمان شدن پسرش درایت یافت، خالد را بسیار شماتت کرد، به او ناسزا اظهار کرد و اورا به شدت کتک زد، به سیرتکامل‌ای که عصای خویش را بر سرش ناکامی و حتی کلام کردن با او‌را برای خانواده‌اش ممانعت کرد. بعد از آن، خالد نزد فرستاده(ص) رفت و همراه او شد.‌ گاه نیز به تنهایی در حوالی مکه نماز می‌گزارد. زیرا خالد بن سعید در تصدیق فرستاده(ص) و تاسی از وی پافشاری ورزید، پدرش اورا حبس کرد و اورا سه روز در آفتاب سوزان مکه نگه داشت. خالد از زندان بابا گریخت و در نواحی دور و بر مکه محو شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.[۹]

مهاجرت
نوشته ی علمیٔ مهم: مسافرت به حبشه
با شدت به دست آوردن آزار رسانی کافران، خالد بن سعید هم پا توده‌ای از مسلمان‌ها و به فرمان رسول(ص) به کشور حبشه مسافرت کرد. باتوجه به اینکه مسلمان‌ها در دو دفعه به مرزو بوم حبشه مسافرت کردند، در زمینه‌ی مجال مسافرت خالد بن سعید در میان مورخان اختلاف میباشد. بیشتر مورخان سفر اورا در دفعه دوم (یعنی در سال پنجم بعثت) و بعضا دیگر در دفعه نخستین[۱۰] دانسته‌اند.

خالد بن سعید همسر خویش هُمَینَه/ اُمَیمه/ امینه، دختر خَلَف بن اَسْعد خُزاعی، را نیز به یار خویش به حبشه پیروزی. پسر وی به اسم سعید و دخترش به اسم اَمَه (اُمّ خالد) در حبشه متولد و گران قدر شدند و ابعاد، امه با زبیر بن عوام تزویج کرد و صاحب و مالک دو فرزند بنام‌های قدمت و خالد شد.[۱۱]

خالد بن سعید در سال هفتم مهاجرت همپا دیگر مهاجران حبشه به مرزو بوم حجاز رجوع و در خیبر (در نقطه پایان نزاع خیبر) به حضور فرستاده(ص) رسید. نبی(ص) از آن ها استقبال کرد و بسیار اظهار خشنودی نمود و به او و دیگر مهاجران حبشه، با اینکه در نبرد کمپانی نداشتند، از غنایم خیبر سهم بخشید. خالد بن سعید آن‌گاه یار و همدم رسول(ص) و دیگر مسلمانها به مدینه وارد شد.[۱۲]

ملازمت با رسول(ص)
نگارش
مورخان خالد بن سعید را مثلا کاتبان و منشیان رسول ذکر شده‌اند.[۱۳] وی در مکه و قبل از سفر برای نبی نگارش میکرد. بیان شده میباشد که او اولیه کسی بود که عبارت «‌بسم الله الرحمن الرحیم» را نوشت.[۱۴] بعد از سفر نیز در مدینه، نامۀ فرستاده برای اهل طائف و نمایندگان آنان‌را نوشت و به هیئت نمایندگی ثقیف بخشید. او همینطور در مدینه در مذاکرات صلح در میان نبی و آنها میانجی گری کرد تا آنکه این هیئت مسلمان شدند.[۱۵]

پیکار با مرتدین
خالد بن سعید بعد از رجوع از حبشه یاور پیامبر پروردگار (ص) و دیگر مسلمان ها در حج عمرةالقضا، فتح مکه، و غزوات حنین، طائف و تبوک حضور یافت.[۱۶] خالد در مأموریت‌هایی که فرستاده (ص) به او می‌اعطا کرد کمپانی فعال داشت، برای مثال وقتی که عمروبن مَعْدی کرِب مرتد شد و راز به کودتا برداشت، نبی(ص)، علی بن ابی طالب (ع) را به یار و همدم سپاهی از مهاجران مثلا خالد بن سعید که پیشاهنگ سپاه بود، به سوی عمرو و قبیله وی ارسال کرد. بعد از سرکوبی شورشیان و فرار و گریز عمروبن معدی کرب، علی بن ابی طالب (ع) خالد را جهت دریافت صدقات (مالیات زکات)، همانجا گمارد و به وی دستور اعطا کرد که هرکس از فراریان مراجعت نمود و ایمان آورد اورا حفاظت دهد. بعداز برگشت علی (ع)، عمروبن معدی کرب نزد خالد بن سعید رفت و مجدد مسلمان شد.[۱۷]

نماینده قانونی نبی(ص) در حبشه
در برخی احادیث آمده میباشد که خالد بن سعید در حبشه نماینده قانونی عقد نکاح ام حبیبه، از زنان نبی(ص) بوده[۱۸]، که‌این آرم‌دهندۀ رده و منزلت خالد بن سعید نزد فرستاده میباشد.

بازدید : 15
شنبه 4 مرداد 1404 زمان : 11:44

از پیامبران بنی‌اسرائیل که اسم او در قرآن آمده میباشد. او در طول پادشاهی آحاب از پادشاهان بنی‌اسرائیل به پیامبری رسید و مأمور بود که عموم را از بت‌پرستی گشوده دارااست. بعداز اینکه وی از هدایت بستگان خویش ناامید شد، از خدا طلب مرگ کرد؛ ولی معبود برای وی مرکبی ارسال کرد و وی بوسیله آن به عرش عروج کرد و الیسع را جانشین خویش قرار اعطا مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرد.

شخصیت‌شناسی ، الیاس بن یاسین بن فِنْحاص[۱] از پیامبران بنی‌اسرائیل[۲] و از نسل هارون رسول میباشد.[۳] اسم او در قرآن دو توشه با اسم الیاس[۴] و یک توشه با اسم ال‌یاسین آمده میباشد.[۵][یادداشت ۱] در برخی منابع اسلامی، شخصیت الیاس با خضر گره خورده و بعضی احادیث این دو را یکی‌از آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد دانسته‌اند.[۶]

الیاس بعداز درگذشت حزقیل پیامبر به پیامبری رسید.[۷] او مأمور بود خاندان خود را که در بعلبک بومی بودند، به توحید و اطاعت از پروردگار و رخنه‌ گناهان دعوت نماید.[۸] وظیفه مهم‌ وی پیکار با بت‌پرستی بود که فرمانروا وقت بنی‌اسرائیل، آحاب و همسرش ایزابل ترویج داده رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد بودند.[۹]

در اکثر قصه‌هایی که در کتاب مقدس به تعریف الیاس پرداخته میباشد، با تفاوت‌هایی در احادیث اسلامی نیز آمده میباشد، حوادثی مانند نفرین بنی‌اسرائیل به خشکسالی بوسیله الیاس،[۱۰] شفای الیسع به دست الیاس[۱۱] و نزاع با آحاب.بنابر اکثری از منابع اسلامی و همینطور کتاب مقدس مسیحیان، الیاس (ع) زنده میباشد و به افق عروج نموده است؛[۱۳] با این حالا، ابن‌کثیر این احادیث را نپذیرفته‌ و آن‌ها را از اسرائیلیات دانسته‌ میباشد.[۱۴] یاقوت حموی نیز در معجم البلدان بقاع‌ای در بعلبک برای الیاس نقل نموده شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد است.[۱۵]

پیامبری
الیاس در طی پادشاهی آحاب از پادشاهان بنی‌اسرائیل به پیامبری مبعوث شد.[۱۶] آحاب و همسرش ایزابل، عموم را به بت‌پرستی سوق می داند.[۱۷] الیاس به پیکار با آنها پرداخت و بنی‌اسرائیل را از بت‌پرستی نهی میکرد. بعد از آنکه او سال‌ها با پافشاری قوم و قبیله خویش بر بت‌پرستی مواجه شد، آن‌ها‌را به خشکسالی نفرین کرد و بعد از آن عموم در قحطی گرفتار شدند.[۱۸]

با سپری شد مجال، خشکسالی طلبه شد و جان تعداد متعددی را گرفت. آن‌ها هنگامی خویش را گرفتار دیدند، از ایفا خویش منصرف شدند و به الیاس روی آوردند و دعوت اورا پذیرفتند.[۱۹] بعد از آن با دعای الیاس باران شدیدی بارید و کلیه جا سیراب شد؛ ولی بعد از مدتی عموم قول خود را باایمان فراموش کردند و به بت‌پرستی بازگشتند. وقتی که الیاس این را رویت کرد، از آفریدگار طلب مرگ کرد؛ البته خدا مرکبی آتشین به او اعطا کرد و وی به عرش رفت و الیسع را که دانش آموز او بود، به نیابت خویش برگزید.[۲۰]

جستارهای متعلق
الیسع
بنی‌اسرائیل
ادریس (رسول)
پانویس
طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۴۰۸ق، ج۱، ص۲۷۳.
اشعری، المقالات و الفرق، ۱۳۶۰ش، ص۱۷۳.
صدیق حسن خان، فتح البیان، ۱۴۲۰ق، ج۵، ص۵۹۴.
سوره انعام، آیه ۸۵؛ سوره صافات، آیه ۱۲۳.
سوره صافات، آیه ۱۳۰.
ابن‌حجر عسقلانی، الاصابة، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۲۶۱.
طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۴۰۸ق، ج۱، ص۲۷۳.
اشعری، المقالات و الفرق، ۱۳۶۰ش، ص۱۷۳.
مقدسی، البدء و التاریخ، مکتبة الثقافة الدینیة، ج۳، ص۹۹؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۰۶ق، ج۸، ص۷۱۳.
کتاب مقدس، کتاب اولیه پادشاهان، باب ۱۷.
کتاب مقدس، کتاب دوم پادشاهان، باب ۲.
کتاب مقدس، کتاب نخستین پادشاهان، باب ۱۸.
طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۴۰۸ق، ج۱، ص۲۷۴؛ قطب الراوندی، قصص الانبیاء، ۱۴۳۰ق، ج۲، ص۱۱۹؛ نهاوندی، العبقری الحسان، ۱۳۸۶ش، ج۴، ص۵۶۳؛ کتاب مقدس، کتاب دوم پادشاهان، باب ۲.
ابن‌کثیر، قصص الانبیاء، ۱۳۸۸ق، ج۲، ص۲۴۳.
یاقوت حموی، معجم البلدان، ۱۹۹۵م، ج۱، ص۴۵۴.
طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۴۰۸ق، ج۱، ص۲۷۳.
مقدسی، البدء و التاریخ، مکتبة الثقافة الدینیة، ج۳، ص۹۹.
طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۲۳، ص۵۹-۶۰؛ ثعلبی، قصص الانبیاء، المکتبة‌الثقافیّة، ص۲۲۳.
طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۲۳، ص۵۹-۶۰؛ ثعلبی، قصص الانبیاء، المکتبة‌الثقافیّة، ص۲۲۳.
طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۲۳، ص۵۹-۶۰؛ ثعلبی، قصص الانبیاء، المکتبة‌الثقافیّة، ص۲۲۳.
یادداشت
چیره مفسران با توکل بر متد آیه‌ها، کلمه و واژه «ال یاسین» را شکل دیگری از اسم حضرت الیاس دانسته‌اند. (نگاه فرمائید به: ابن‌حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ۱۹۶۵ق، ص۱۴۸-۱۴۹؛ روضه خوان طوسی، التبیان، ۱۴۰۹ق، ج۸، ص۵۲۳-۵۳۴.
منابع
قرآن.
کتاب مقدس.
ابن‌حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابة فی تمییز الصحابة، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اولیه، ۱۴۱۵ق.
ابن‌حجر هیتمی، احمد بن محمد، الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة، مطالعه عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره، بی‌نا، ۱۹۶۵ق.
ابن‌کثیر، اسماعیل بن قدمت، قصص الانبیاء، مطالعه مصطفی مخلوق الواحد، قاهره، مطبعة دار التألیف، چاپ اولیه، ۱۳۸۸ق.
اشعری، سعد بن عبدالله، المقالات و الفرق، رسیدگی محمد جواد مشکور، طهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوم، ۱۳۶۰ش.
ثعلبی، احمد بن محمد، قصص الانبیاء، بور سعید، المکتبة‌الثقافیّة، بی‌تا.
صدیق حسن‌خان، محمدصدیق، فتح البیان فی هدف های القرآن، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اولیه، ۱۴۲۰ق.
طبرسی، فضل و ادب بن الحسن، مجمع البیان فی تعبیر القرآن، بیروت، دار المعرفة، چاپ اولیه، ۱۴۰۶ق.
طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ دوم، ۱۴۰۸ق.
طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تعبیر و تفسیر القرآن، بیروت، دار المعرفة، ۱۴۱۲ق.
طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تعبیر و تفسیر القرآن، قم، مدرسه الاعلام الاسلامی،‌ چاپ اولیه، ۱۴۰۹ق.
قطب راوندی، سعید بن هبةالله، قصص الانبیاء، قم، مکتبة العلامة المجلسی، چاپ نخستین، ۱۴۳۰ق.
مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، بور سعید، المکتبة الثقافة الدینة، بی‌تا.
نهاوندی، علی‌اکبر، العبقری الحسان فی اوضاع مولانا صاحب و مالک الزمان، قم، انتشارات مسجد جمکران، ۱۳۸۶ش.
یاقوت حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم البلدان، بیروت، دار صادر، چاپ دوم، ۱۹۹۵م.

بازدید : 25
پنجشنبه 2 مرداد 1404 زمان : 11:44

(۱۲۲۶-۱۳۱۳ق)، پر اسم و رسم به صاحب و مالک روضات مولف کتاب روضات الجنات در تفصیل اکنون بزرگان شیعه بود. خوانساری نزد جدش جعفر بن حسین خوانساری، محمدباقر شفتی و سید ابراهیم موسوی قزوینی شاگردی کرد. همینطور شریعت اصفهانی، ابوتراب خوانساری، سید محمدباقر درچه‌ای و سید محمدکاظم طباطبائی یزدی نزد وی شاگردی کردند. وی اذن اجتهاد داراست و اثراتی در فقه و اصول نیز نوشته میباشد. خوانساری در ۱۳۱۳ق درگذشت و در تخت فولاد به خاک امانت مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.

قوم نوشته‌ی علمیٔ مهم: خویشان خوانساری ،قبیله سید محمدباقر، به روضاتی یا این که روضاتیان آوازه دارا‌هستند.[۱] این قبیله نسبشان به امام کاظم(ع) می رسد[۲]، چنانکه سید محمدباقر خوانساری خویش را موسوی خوانساری معرفی نموده آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد است.[۳]

مسافرت به خوانسار، جد اعلای این قبیله به هنگام سقوط اصفهان بوسیله افغانان، نزدیک به ۱۱۳۵ق از اصفهان به خوانسار کوچ کرد و فرزندان او که تا مدتی در خوانسار می‌زیستند، به خوانساری آوازه یافتند. زین‌العابدین خوانساری (درگذشته ۱۲۵۷ق)، بابا محمدباقر به اصفهان برگشت و در محله چهارسوی شیرازی‌ها سکونت گزید و از همین روی نوادگان او به چهارسوقی یا این که چهارسویی آوازه رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد یافتند.[۴]

معاش‌طومار ، سید محمدباقر خوانساری در سال ۱۲۲۶ق در خوانسار دیده به جهان گشود.[۵] فرزندان ، سید محمدباقر خوانساری، هشت فرزند پسر داشت یکی‌از آن ها در کودکی درگذشت و هفت بدن دیگر به علم آموزی دانش حوزوی پرداختند.[۶] محمدمهدی (درگذشته۱۳۲۴)، محمدمسیح خوانساری (درگذشته ۱۳۲۵) و احمد خوانساری (درگذشته ۱۳۴۱) مشهورترین فرزندان وی در شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد علم بودند.
درگذشت
خوانساری در ۸ جمادی‌الاول سال ۱۳۱۳ هجری قمری[۸]در اصفهان درگذشت[۹] و در تخت فولاد به‌خاک ودیعه شد.[۱۰] شعراء در سوگ او اشعاری سروده‌اند.[۱۱]

تحصیلات
سید محمدباقر خوانساری تحصیلات ابتدائی را در محل تولد خود و از جدّش سید ابوالقاسم جعفر (درگذشته ۱۲۴۰ق) فرا گرفت.[۱۲] وی بعد از وفات جدش، یار و همدم با بابا و برادرانش به اصفهان کوچ کرد[۱۳] و نزد علمای تحت شاگردی کرد:

محمدتقی رازی اصفهانی
محمدباقر شفتی دارای شهرت به حجت‌الاسلام
محمد ابراهیم کرباسی
سید محمد بن عبدالصمد شهشهانی.[۱۴]
سيد صدرالدين عاملى.[۱۵]
خوانساری در ۱۲۵۳ق برای زیارت عتبات عالیات به عراق هجرت کرد و در کربلا، از محضر سید ابراهیم موسوی قزوینی، صاحب و مالک قانون ها الاصول، بهره مند شد. بعد از مراجعت او به اصفهان در میان وی و این استادش طومار‌نگاری برقرار بود.[۱۶] محمدحسن نجفی مالک جواهر الکلام را دیگر مدرس خوانساری گفته‌اند.[۱۷]

اذن قصه
خوانساری از بابا و استادانش[۱۸] ‏و نیز از محمد بن علی كاشف‌الغطاء و محمدقاسم بن محمد الوندی نجفی[۱۹] اذن داستان و اجتهاد اخذ کرد. همینطور سر گروهی علمی و مذهبی در اصفهان به وی منتهی می شد و حوزه درسش محل حضور اهل دانش بود.[۲۰]

شاگردان معروف
شریعت اصفهانی، ابوتراب خوانساری، سید محمدکاظم طباطبائی یزدی، سید محمدباقر درچه‌ای، محمدهادی تهرانی ،سید محمدهاشم خوانساری [۲۱] از شاگردان او شمرده‌اند.[۲۲]

تألیفات

روضات الجنات فی وضع العلما و السادات: مهم‌ترین تاثیر خوانساری میباشد و به منجر تألیف آن، به مالک روضات ملقب شد. به نوشته متکی بودن السلطنه[۲۳]، در طومار دانشوران ناصری هر جا تیتر میر معاصر آمده، هدف مالک روضات میباشد.
احسن العطیه: شرحی میباشد بر الفیه شهید نخستین در فقه که برخی پژوهش ها اصولی را هم دربردارد.[۲۴] این کتاب در سال ۱۳۲۰ق در اصفهان چاپ سنگی شد.[۲۵]
تسلیة الاحزان عند فقد الاحبة و الاخوان: به گویش فارسی در مورد تسلی خیال مصیبت‌زدگان تألیف شد‌ه‌است.[۲۶] و در ۱۳۳۰ق چاپ سنگی گردیده‌است.[۲۷]
تلویح النوریات اینجانب الکلام فى تنقیح الضروریات اینجانب الاسلام: رساله‌ای در ذکر ضروریات آئین اسلام میباشد.[۲۸]
طرف (طوف) الاخبار لتحفة (لتحف) الاخیار:[۲۹]
ارجوزه‌ای در اصول فقه
کناره بر گستردن لمعه شهید ثانی
لبه بر مقررات الاصول میرزای قمی؛[۳۰]
قرة العين و سرور النشأتين.
تلخيص دسته ورّام.
جواهر الاثار و جوائز الأبرار.
آرامش اللسان.
ترجمه رساله الصوم مالک جواهر.
درر النظيم فى ترسیم التحية و التسليم.
اقسام البلايا النازله فى هذه الدنيا على الشقى و السعيد.
ادب الجماعه.
گستردن حديث حماد.
امر العمل للمكلفين.
النهریه.
فرمان به دارای اسم و رسم و نهى از منكر.[۳۱]
اثر ها ادبی
خوانساری، قصیده‌هایی به عربی و فارسی در موضوعات متعدد، به‌ویژه در مدح و مرثیه اهل‌بیت(ع) سروده میباشد.[۳۲] مثال‌ای از این نثر، ضمن خطبه بی‌نقطه وی[۳۳] طومار‌هایی میباشد که به بعضی از بزرگان و پژوهشگران معاصر خود نگاشته میباشد.[

بازدید : 24
چهارشنبه 1 مرداد 1404 زمان : 11:51

از معارضان اسلام و نبی(ص) در مکه. وی از تسلط قریش بود و نفوذ و محبوبیت متعددی بین مشرکان داشت. ولید از قاضیان و حکام عرب پیش از اسلام نیز دانسته گردیده‌است. او اموال و مستغلات متعددی داشت و از گنج افسانه‌ای وی گزارش‌هایی نقل شد‌ه‌است. وی عموی ابوجهل و بابا خالد بن ولید مسجد النبی کوهسنگی مشهد بود.

ولید از استهزاءکنندگان و آزاردهندگان دارای اسم و رسم نبی(ص) بود و حتی بیان شده به یار تعدادی از سران قریش، نقشه قتل نبی(ص) را کشید. وی از مشرکان مکه خواست تا نبی(ص) را ساحر معرفی نمایند. آیاتی درباره شرک و تکبر و همینطور خصومت ولید با فرستاده(ص) نازل شد که در آن ولید گزینه نکوهش آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد قرار گرفت.

اورده شده ولید بن مغیره به تاسی از نصارای حیره آئین زنادقه را برگزید. او خمر را حرام می‌دانست و اولی نفری بود که حکم به انقطاع دست دزد نمود که ابعاد در اسلام نیز آیتم تأیید قرار گرفت. معرفی ، ولید بن مغیرة بن عبدالله بن عمرو بن مخزوم[۱] از دُهات عرب (زیرکان معروف عرب)[۲] و احاطه قریش مکه در حین نا آگاهی بود.[۳] بیان شده وی از کهنسال‌ترین[۴] و با نفوذترین اشخاص فامیل قریش بود و بین کفار و مشرکان محبوبیت و رده بالایی داشت.[۵] لقب او‌را ابو عبدالشمس[۶] یا این که ابومغیره[۷] گفته‌اند. وی حکم دهنده[۸] و از حکامِّ عربِ هم‌بعدازظهر با نبی اسلام(ص)[۹] دانسته گردیده به سیرتکامل‌ای که اعراب در اختلافات و محاکمات خویش به او رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد مراجعه می‌کردند.[۱۰]

ولید را شخصی فصیح، بلیغ و از عالمان شعر دانسته[۱۱] و به وی حکیم عرب می‌گفتند و شاعران اشعار خویش را برای او می‌خواندند و هر شعری را می‌پسندید، شعر برگزیده بود.[۱۲] وی از عده ای بود که زیر تأثیر بلاغت و شیوایی قرآن قرار شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد گرفت.[۱۳]

برخی از پژوهشگران با استناد به گفتاری از حسان بن اثبات در زمینه‌ی ولید، او‌را شخصی غیر عرب و از بردگان رومی تیتر کرده و معتقدند بعداز مدتی به سرویس مغیره درآمد.[۱۴] بعضی منابع از زنازاده بودن وی نیز کلام به بین آورده‌اند.[۱۵]

عثمان بن مظعون بعد از رجوع و برگشت از حبشه با پناهندگی به ولید به مکه رجوع و برگشت.[۱۶] نقل شده عثمان بعد از مدتی به انگیزه کفر ولید و همینطور دیدن شکنجه مسلمان ها دیگر، از ولید خواست تا او‌را از پناهنده شدن خودش بیرون نماید.[۱۷]

ولید بن مغیره در سال اولیه هجری قمری[۱۸] سه ماه بعد از مهاجرت مسلمانها به مدینه[۱۹] در ۹۵ سالگی در مکه از جهان رفت.[۲۰] طبق پاره‌ای از احادیث نقل شده که وی در مسیر جنبش خویش بر روی میخ یکی‌از آهنگران پای گذاشت و زخمی شد و خون ریزی زیاد منجر مرگ وی شد.[۲۱] نقل شده وی هنگام مرگ می‌اعلام کرد که من‌را خدای محمد(ص) به قتل رساند.[۲۲]

از ثروتمندان مکه
ولید بن مغیره مخزومی از ثروتمندان مکه بود.[۲۳] نقل شده وی در بالا قصاب[۲۴] یا این که آهنگری[۲۵] حرفه‌ای[۲۶] بود؛ ولی به گذر زمان فرصت از تجار قوی بنی‌مغیره شد و اموال فراوانی به دست آورد به سیرتکامل‌ای که نقل شده وی مالک ده بَمنزلت بود که هر کدام از آن ها مسئولیت بیزنس بخشی از اموال او‌را به ذمه داشتند و حتی او‌را از صاحبان قِنطار (پوست گاو نر پر‌از طلا جواهرات) در آن فرصت معرفی کرده‌اند.[۲۷] در برخی گزارش‌ها از اموال و مستغلات فراوان وی که بین مکه و طائف قرار داشت حرف به فی مابین آمده میباشد و حتی اورده شده گنج وی بالغ بر هزاران دینار بود و غلامان و کنیزان متعددی مأمور حمل گنج وی بودند.[۲۸]

ثروت فراوان وی به‌اندازه‌ای بود که به وی عِدل قریش آورده شده میباشد؛[۲۹] چون وی به تنهایی هزینه یک‌سال پوشش منزل معبود را که همگی قریشیان می‌توانستند با هم تنظیم نمایند، پرداخت میکرد؛ از همین رو او‌را هم سنگ کل قریش نامیدند.[۳۰]

نظریه و اقدامات وی در نا‌آگاهی
اورده شده وی از زنادقه بود[۳۱] و به تقلید از نصارای حیره، دین زندقه را برگزید.[۳۲] در باب با عقاید ولید آورده شده وی پیش از اسلام به یار کسانی زیرا ابوذر غفاری، ورقة بن نوفل و حاتم طایی، خمر را حرام می‌دانست[۳۳] و حتی آورده شده وی اولی نفری بود که خمر را حرام کرد[۳۴] و فرزند خویش را به خیال و خاطر شراب‌خواری تنبیه نمود.[۳۵]

ولید را اولی نفری دانسته‌اند که حکم به انقطاع دست دزد اعطا کرد که ابعاد بوسیله اسلام نیز تأیید شد؛[۳۶] چنان‌که او‌لین نفری بود که هنگام ورود به کعبه کفش‌هایش را درآورد که ابعاد مسلمانها نیز اینگونه کردند.[۳۷] آورده شده وی اولی نفری بود که حکم به قَسامه کرد و آیتم تأیید اسلام قرار گرفت.[۳۸] اسم وی تحت عنوان او‌لین نفری دانسته گردیده که برای تجدید بنای کعبه مبادرت به تخریب بخشی از آن کرد؛ درحالی‌که کسی جثارت این شغل را نداشت.[۳۹]

دشمنی با اسلام و رسول(ص)
ولید بن مغیره در پیری اسلام را شعور کرد؛ البته به‌همپا سران و ثروتمندان قریش[۴۰] با اسلام و رسول(ص) به مخالفت و دشمنی پرداخت.[۴۱] اورا از استهزاءکنندگان نبی(ص) دانسته[۴۲] و حتی او‌را در کنار عاص بن وائل سهمی، اسود بن بنده یغوث بن وهب زهری، اسود بن مقاله بن أسد و حارث بن حنظلة،[۴۳] یا این که حارث بن طَلَاطِلَه خُزاعی[۴۴] از پنج نفر استهزاءکنندگان دارای اسم و رسم رسول(ص) قلمداد کرده‌اند. بیان شده در چگونگی تمسخر آنان اختلاف‌لحاظ وجود دارااست؛ ولی در اینکه آنان از اقتدار، شوکت و سر کردگی دربین خاندان خویش بهره مند بودند، اختلافی وجود ندارد و برای همین بود که نبی(ص) را گزینه آزار قرار می‌دادند.[۴۵] ولید و همفکرانش، از کودک ها و غلامان خویش می‌خواستند تا با ریختن شکنبه و سرگین شتر بر راز فرستاده(ص)، او‌را آیتم آزار رسانی قرار داده و به وی صدمه برسانند.[۴۶] ولید معتقد بود که تسلیم شدن در قبال رسول(ص) که گنج و نفرات کمتری داراست، ذلت میباشد.[۴۷] بعضا منابع به تصمیم و مبادرت ولید به یار تعدادی از مشرکان برای مثال ابوجهل برای به قتل رساندن فرستاده(ص) صحبت به بین آورده‌اند که در‌این فرمان ناکام ماندند.[۴۸] بیان شده وی گزینه نفرین نبی(ص) قرار گرفت.[۴۹]

در منابع متعدد به روایت‌هایی از دشمنی ولید بن مغیره با نبی(ص) اشاره شد‌ه‌است؛ مثلا آنکه وی علی‌رغم عدم اعتقاد و باور به ساحر یا این که خل وچل بودن نبی(ص)، از مشرکان مکه خواست تا برای پرهیز از بسط اسلام در بین عموم و حجاج بخش ها دیگر او‌را شخصی ساحر معرفی نمایند.[۵۰] نقل شده با مجموع دشمنی ولید با نبی اسلام(ص)، وی بعد از شنیدن آیاتی از قرآن، ذیل تأثیر بلاغت و فصاحت آن قرار گرفت و اعلام کرد: به خداوند عهدوپیمان این کلام، شیرینی خاصی داراست و زیبائی مخصوصی از آن میدرخشد. درختی میباشد که شاخه آن پرمیوه و تنه آن پربرکت میباشد. این سخنی میباشد که انسان نمی‌تواند آن را به گویش آورد.[۵۱]

آیه‌ها درباره‌ی وی
درباره خصومت ولید بن مغیره با فرستاده(ص) و اسلام، آیاتی نازل گردیده که اورا به خیال شرک و تکبرش گزینه نکوهش قرار داده میباشد.[۵۲] بیان شده هیچ‌کس به‌اندازه وی گزینه ملامت آیه ها قرآن قرار نگرفته میباشد.[۵۳] بعضا از آیه ها عبارتند از:

آیه‌ها ۱۰ تا ۲۶ سوره مُدَّثِّر، اشاره به فزونی متاع، فرزندان، حرص و طمع در گردآوری‌آوری گنج و همینطور اعتقادش به جادو بودن قرآن و نسبت دادن آن به گفتار و صحبت انسان دارااست. پروردگار او‌را معاند آیه ها قرآن معرفی کرده و مقام اورا دوزخ معرفی می‌نماید.[۵۴] به اعتقادوباور برخی مفسران، ملقب شدن وی به وحید به انگیزه نامگذاری وی در آیه ۱۱ سوره مدثر (ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا) به این اسم بوده میباشد.[۵۵] گفته‌ گردیده ولید پس از نزول این آیه ها پیش از مرگش پیوسته محصول و فرزندانش از در بین رفتند.[۵۶]
آیه‌ها ۹۴ تا ۹۶ سوره حِجْر که در عکس العمل به تمسخر وی و بعضا دیگر از مشرکان نازل شوید.[۵۷] اورده شده بعد از نزول این آیه ها، همگی استهزاءکنندگان به عنوان مثال ولید بن مغیره به مرگ غیر طبیعی از جهان رفتند.[۵۸]
آیه ها ۳۱ و ۳۲ سوره زُخْرُف در رد نظریه کسانی زیرا ولید نازل شد که معتقد بودند قرآن می بایست به یکی بزرگان مکه یا این که طائف نازل می شد. بیان شده خواسته مشرکان از مردان گرانقدر دو قریه، ولید بن مغیره از مکه و عروة بن مسعود ثقفی یا این که حبیب بن قدمت ثقفی از طائف بودند[۵۹] و انگیزه اینکه کفار این صحبت را زدند این بود که‌این دو مرد از ثروتمندان تعالی قومشان بودند و گمان می‌کردند کسی شایسته نبوت میباشد که دارنده عظمت دنیوی و گنج و اقتدار باشد.[۶۰]

بازدید : 25
سه شنبه 31 تير 1404 زمان : 13:39

(۱۰۰۷-۱۰۹۱ق) دارای شهرت به ملا محسن و ملقب به نتیجه کاشانی، فیلسوف، محدث، مفسر و دانا شیعه در قرن یازدهم قمری میباشد. وی نزد عالمانی همانند ملاصدرا(درگذشت: ۱۰۵۰ق)، روضه خوان بهائی(۹۵۳ق ـ۱۰۳۱ق)، میرفندرسکی(حدود۹۷۰-۱۰۵۰ق) و میرداماد(درگذشت: ۱۰۴۱ق) شاگردی مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرد.

نتیجه در موضوعات متعدد اثرها بخش اعظمی نگاشت که تعبیر صافی، الوافی، مفاتیح الشرایع، المحجة البیضاء و الکلمات المکنونه به ترتیب در تعبیر و تفسیر، حدیث، فقه، کردار و عرفان مهمترین اثر ها وی به شمار می آیند.نتیجه شیوۀ اخباریان وسط‌رو را در پیش گرفت از این رو نظرها وی در اکثری مفاد با فقهای قبلی گوناگون بود. از مهمترین آراء خاص وی می‌اقتدار به مجوز غنا (با شروطی خاص)، مختلف بودن بلوغ نسبت به تکالیف گوناگون و وجوب عینی نماز آدینه آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد اشاره نمود.

اقامۀ نماز آدینه در کاشان و اصفهان از شغل‌های سیاسی اجتماعی وی بوده میباشد. معاش‌طومار، سود در ۱۴ صفر سال ۱۰۰۷ق (مصادف با ۹۷۷ش) در کاشان زاده شد.[۱] قوم و قبیله سود از خانواده‌های علمی و پر اسم و رسم شیعه بوده میباشد.[۲] پدرش رضی الدین فرمان روا مرتضی (۹۵۰-۱۰۰۹ق)[۳] و مادرش زهرا خاتون (درگذشت: ۱۰۷۱ق)، دختر ضیاء العرفا رازی بود.[۴] جدّ نتیجه، تاج الدین سلطان محمود فرزند ملا علی کاشانی، در کاشان مدفون رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.

کنیه اسم نتیجه، محمد بود.[۵] ولی به محسن یا این که محمدمحسن آوازه داشت.[۶] وی داماد ملاصدرا(درگذشت: ۱۰۵۰ق) بود و پدرزنش اورا نتیجه، و داماد دیگرش لاهیجی(درگذشت: ۱۰۷۲ق) را فیاض کنیه بخشید.[۷]همسر و فرزندان نتایج تزویج محمدمحسن با زبیده دختر ملاصدرا[۸] پنج فرزند به اسم‌های ذیل بود: محمد دانش الهدی، تالیف کننده معادن الحکمة مشخص الدین احمد عَلیّه بانو، لقب وی اُمّ الخیر بوده میباشد سکینه لقب‌اش اُمّ البِر سکینه لقب‌اش اُمّ سلمه[۹]تهرانی در طبقات اعلام الشیعه نام او‌را فاطمه و با القابی زیرا فاضلة شاعرة بالفارسية محدثة(اهل ادب و علم،سراینده شعر به فارسی، محدث) تعریف شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد نموده است. [۱۰]
شغل در حکومت صفوی
سود در کاشان و قمصر، نماز آدینه اقامه می کرد.[۱۱] وی دعوت پاد شاه صفی را برای اقامت در اصفهان نپذیرفت، البته به دعوت فرمانروا عباس دوم برای اقامه نماز آدینه در مسجد جامع عتیق به اصفهان رفت.[۱۲]

درگذشت

نمای قبر سود کاشانی در کاشان
نتیجه کاشانی در ۲۲ ربیع‌الثانی در ۱۰۹۱ق (مصادف با ۱۰۵۸ش) در کاشان درگذشت و در قبرستانی که در طول حیاتش، زمین آن را وقف نموده بود، به خاک ودیعت شد.[۱۳] در آبان ۱۳۸۷ش کنگره‌ای در بزرگداشت وی برگزار شوید
سود، تحصیلاتش را در کاشان استارت کرد، وی در ۲۰ سالگی برای ادامه تحصیلات به اصفهان رفت. بعد از آن دو سال در شیراز نزد سید ماجد بن هاشم بحرانی(درگذشت: ۱۰۲۸ق‌/۱۶۱۹م‌) شاگردی کرد. سود توشه دیگر به اصفهان رجوع و در رینگ درس روضه خوان بهائی حاضر شد. او در مهاجرت حج از روضه خوان محمد نوادۀ شهید ثانی اذن ماجرا اخذ کرد. و بعد از آن در قم نزد ملاصدرا شاگردی کرد و در مراجعت ملاصدار به شیراز اورا ملازمت نمود و در حدود دو سال در آنجا ماند. صاحب و مالک روضات و دیگرافراد بر این باورند که نتیجه در هجرت در آغاز به شیراز نزد ملاصدرا شاگردی نموده است البته این گفته، با نوشته‌های خویش سود سازگار وجود ندارد.[۱۶] سود عاقبت به کاشان رجوع و برگشت و به دستور درس دادن، آموختن و نوشتن پرداخت.[۱۷] درباره برهان نامگذاری مکتب فیضیه، به سکونت نتیجه در آن اشاره گردیده‌است.
اندیشمندان اکثری همانند افندی، حر عاملی، میرزا حسین نوری، روحانی عباس قمی، عبدالحسین امینی و... اورا با کلماتی همانند فیلسوف، حکیم، متکلم، محدث، عالم، شعر سرا، ادیب، فقیه، فاضل ستوده‌اند.[۱۸][۱۹]مطهری نتیجه را با عناوینی زیرا حکیم، عارف، محدث و مفسر معرفی کرده و او‌را از مشاهیر علمای شیعه دانسته که قدمت پربرکتی داشته و به کثرت و جودت(نیک بودن) تألیف دارای اسم و رسم میباشد.[۲۰] به یقین مطهری سود کاشانی یک مرد ذوحیاتین میباشد؛ یعنی هم مرد محدّث و دانا میباشد و گاهی در آن فعالیت محدّثی و فقاهتش خیلی هم قشری(دقت داشتن تنها به ظاهر قرآن وحدیث)می شود، و هم درضمن مرد حکیم و فیلسوفی میباشد و یک مرد ذوجَنبتین میباشد

بازدید : 51
دوشنبه 30 تير 1404 زمان : 13:38

(۱۲۰۲-۱۲۶۶ق) دارای اسم و رسم به مالک جواهر از فقهای شیعه در قرن سیزدهم قمری در نجف بود. مهم ترین تاثیر وی کتاب جواهر الکلام میباشد و از این جهت فی مابین بزرگان شیعه به مالک جواهر آوازه دارااست. او از شاگردان سید محمدجواد عاملی (مالک مفتاح الکرامه) و جعفر کشف کننده‌الغطاء بود و درس او بعد از شریف العلماء مازندرانی، از مهم ترین دروس حوزه نجف به شمار می‌آمد. به پیشنهاد وی، روضه خوان انصاری، زعامت و مرجعیت شیعه‌ها را عهده دار مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.

معاش‌طومار به دنیا آمدن و وفات،سال به دنیا آمدن صاحب و مالک جواهر به‌طور ظریف معین وجود ندارد، ولی مبنی بر برخی شواهد و قراین، فرصت ولادتش حدود سال‌های ۱۲۰۲ق در نجف میباشد. درگذشت وی در ظهر چهارشنبه ۱ شعبان سال ۱۲۶۶ق در سن شصت و چهار سالگی(یا این که شصت وشش) در نجف اشرف بوده و آرامگاهش در محله عمارۀ نجف آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۱] [یادداشت ۱]

نسب و قوم نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: قبیله جواهری نیاکان صاحب و مالک جواهر، در اصفهان می‌زیسته‌اند. جد سوم او، روضه خوان عبدالرحیم شریف، از اصفهان راهی نجف و در آنجا مستقر می‌گردد. پدرش محمدباقر نجفی‌ و مادرش از نوادگان ابوالحسن فتونی عاملی و از منتسبین به سادات عذاری دارای شهرت به آل عفاف و حجاب بود. قوم وی، همگی اهل دانش و علم در نجف رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد بوده‌اند.[۲]

تزویج و فرزندان روضه خوان محمدحسن در اواخر عمرش با دختر سید رضا بحرالعلوم وصلت کرد.[۳] فرزندان او هم غالباً روش بابا را پیمودند؛ مثلا روضه خوان محمد معروف به روحانی حُمید، روحانی عبدالحسین دارای اسم و رسم به علامه، روحانی حسین ادیب و روضه خوان حسن تحصیلات محمدحسن نجفی، تحصیلات مقدماتی خویش را نزد این اساتید استارت کرد: روضه خوان حسن آل محی الدین روحانی قاسم آل محی الدین سید حسین شَقْرایی عامِلی بعد از آن، در محضر علمای تبارک آن زمان نجف شاگردی کرد تا به درجۀ اجتهاد رسیده و به تألیف کتاب جواهر الکلام سرگرم شد. مثلا اساتید او می‌اقتدار به‌این معاریف شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد اشاره نمود:[۵]

سید محمدجواد عاملی (صاحب و مالک مفتاح الکرامه)
جعفر کشف کننده‌الغطاء (مالک کشف الغطاء)
موسی بن جعفر کشف کننده‌الغطاء
روحانی محمدحسن از سید محمدجواد عاملی و جعفر کشف کننده‌الغطاء اذن ماجرا اخذ کرد.[۶]
آورده شده که ظواهر معاش مالک جواهر نسبتاً در رفاه بوده که برای برخی سؤال برانگیز بوده میباشد. از روضه خوان انصاری سؤال گردیده که چرا شما زاهدانه و بینوا معاش می کنید البته معلم شما، صاحب و مالک جواهر آنگونه بود؟ روضه خوان در جواب گفته میباشد:

«مدرس ما عزم کرده بود عزت و شرف شریعت را آشکار نماید، ولی اینجانب عزم کردم زهدوتقوا آن را ظواهر کنم.»[۱۳]
محمدرضا مظفر این نظر را دارد آنچه حقیقت معاش روحانی را نشانه می دهد، به عبارتی آشکار کردن ابهت رجال آئین، مقابل حکومت عثمانی بوده که بر عراق نفوذ و سیطره پیدا کرده بودند. هنگامی که حکومت عثمانی از دولت کشور‌ایران باخت خورد، با پادرمیانی روحانی جعفر کشف کننده الغطاء توانست مقداری از فشار کشور ایران بکاهد. این اتفاق، چنان عزت و توان علمای شیعه را در لحاظ عثمانی آرم بخشید که حکومت عثمانی کارایی می کرد تعاملات فراوانی با بزرگان شیعه داشته باشد.[۱۴]

با آحاد این اوصاف، راه روحانی محمدحسن درخصوص با شیعه ها متعدد بود. گزارش‌های تاریخی از خوش رفتاری و حسن سلوک وی با خاصه و عامه حکایت دارااست. محمدرضا مظفر در این زمینه نوشته که ملازمت با عموم همانند پدری کریم، تواضع در قبال شاگردان و شکسته نفسی در مقابل بزرگان از صفات شاخص او بوده میباشد. بیان شده که مدام می‌فرمود در صورتیکه کتاب کشف اللثام عدم وجود، نمی‌توانستم جواهر الکلام را بنویسم یااینکه که امید داشته که به مکان جواهر، اجر قصیدۀ هائیه ازریه در اجر اعمالش نوشته گردد

بازدید : 28
يکشنبه 29 تير 1404 زمان : 15:50


سید ابوالقاسم دِهکُردی اصفهانی (۱۲۷۲–۱۳۵۳ق) از فقهای شیعه در قرن چهاردهم قمری. دهکردی تحصیلاتش را در اصفهان استارت کرد و در عراق کامل شدن نمود. وی از ۳۷ سالگی در مکتب صدر اصفهان به درس دادن و فتوا درگیر شد. حبیب‌الله رشتی از استادان او بود وی خویش نیز شاگردانی تربیت کرد و اثراتی زیرا منبر الوسیله و لمعات در گستردن دعای سمات از وی بر مکان ما‌نده مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.

دهکردی کار‌های سیاسی و اجتماعی نیز داشت؛ وی به یار و همدم شماری از علمای اصفهان اعلامیه پنج ماده‌ای را در حفاظت از اجناس اهل ایران صادر کردند و خویش را دارای تعهد به آ ن آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد می‌دانستند.

معرفی
سید ابوالقاسم پر اسم و رسم به دهکردی اصفهانی در ۱۲۷۲ق در شهرکرد چشم به جهان گشود.[۱] پدرش آیت‌الله سید محمدباقر دهکردی از علمای اصفهان و شاگردان ملا محمد ابراهیم کلباسی بود.[۲] به گزارش انصاری قمی قوم و قبیله وی از علمای خدمتگزار و مروجان آئین در اصفهان رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد بودند.[۳]

تحصیلات
وی در ۱۲ سالگی، یاروهمدم خانواده‌اش به اصفهان آمد و در مکتب صدر سکونت کرد. مقدمات را نزد اخوی بزرگش سید محمدجواد دهکردی یادگرفت.[۴] سطح های خوب فقه و اصول و بقیه علم ها اسلامی را در اصفهان نزد ابوالمعالی کلباسی، محمدباقر مسجدشاهی، آقا میرزا محمدحسن نجفی[۵] و محمدباقر فشارکی[۶] و ملا اسماعیل حکیم فرا گرفت. او همینطور در اصفهان از خان دایی خویش، محمدحسن اصفهانی دانش شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد فراگرفت.[۷]

سید ابوالقاسم در ۲۹ سالگی و به سال ۱۳۰۱ق در حالی که به جایگاه اجتهاد رسیده بود به عراق مسافرت کرد[۸] و در سامرا نزد محمدحسین فاضل اردکانی و سید محمدحسن شیرازی[۹] و در نجف نزد زین‌العابدین مازندرانی، میرزا حسین نوری، فتحعلی فرمانروا‌آبادی و حبیب‌الله رشتی[۱۰] شاگردی کرد.

او در ۳۷ سالگی و بعداز اخذ اجازات مختلف اجتهادی و روایی به اصفهان برگشت[۱۱] و در مکتب صدر بازار به درس دادن و فتوا پرداخت.[۱۲] دهکردی به وعظ و راهنمایی عموم نیز می‌پرداخت. آقابزرگ تهرانی از وی تحت عنوان خطیب ذکر شده میباشد.[۱۳]

وی در سال ۱۳۴۶ق - ۱۳۰۶ش، بعد از ثبت ضابطه نظام وظیفه در حین رضاخان، به علامت مخالفت یار و همدم با علمای اصفهان به قم سفر کرد. در همین مهاجرت امام خمینی[۱۴] و سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی[۱۵] از وی اذن ماجرا اخذ کردند.[۱۶] و پس از شهید شدن نورالله نجفی اصفهانی و به سود نرسیدن این مخالفت، به اصفهان رجوع و برگشت.[۱۷] ابوالقاسم دهکردی بعداز ۸۱ سال معاش[۱۸] در ۶ شوال ۱۳۵۳ق در اصفهان درگذشت[۱۹] و در امامزاده زینبیه اصفهان به خاک ودیعه شد.[۲۰]

شاگردان
ابوالقاسم دهکردی به مقطع ۴۰ سال در اصفهان به درس دادن و تربیت محصل پرداخت که مثلا آن ها:[۲۱]

سید محمد رضوی کاشانی
مرتضی مظاهری
محمدرضا خراسانی
سید عباس دهکردی دارای شهرت به صفی
سید کمال الدین نوربخش دهکردی
میرزا علی‌آقا شیرازی
محمدعلی استاد حبیب‌آبادی
سید عبدالحسین طیب مالک تعبیر و تفسیر اطیب البیان
محمدتقی موسوی صاحب و مالک مکیال المکارم
محمدرضا جرقوئی اصفهانی
سیدحسن چهار سوقی
مرتضی دهکردی پر اسم و رسم به آقا میرزا دهکردی
سید محمدباقر رجایی
حسینعلی صدیقین
میر محمدمهدی امام آدینه
ملا علی ماربینی
سید ابوالقاسم فریدونی
سید علی اکبر هاشمی
سید احمد نوربخش دهکردی (برادرش)
سید محمدباقر امامی (برادرزاده‌اش)
سید محمدجواد نجفی (برادرزاده و داماد وی)[۲۲]
اثرها
بعضا اثر ها دهکردی عبارتند از:

منبرالوسیلة پر اسم و رسم به وسیلة که جلدی از آن در توحید به چاپ رسیده میباشد.[۲۳]
لَمَعات در گستردن دعای سمات[۲۴]
جنة المأوی در خلق
بشارات السالکین در فقه
گستردن شرایع در فقه
لبه بر تعبیر و تفسیر صافی
کناره بر الوافی
لبه بر جامع عباسی
لبه بر نابغه کلباسی(کتاب نُخْبه، رساله عملیه فارسی تاثیر علامه محمدابراهیم کلباسی)
رساله عملیه
گستردن فارسی بر اینجانب لا یحضره الفقیه
ذخیره در دعا ها
رساله ای در سوژه لفظ ها
رساله‌ای در طهارات
الفوائد[۲۵]
کار‌های سیاسی و اجتماعی
اعلامیه پنج ماده‌ای
سید ابوالقاسم دهکردی به همدم ۱۳ بدن از علمای اصفهان برای مثال محمدتقی آقا نجفی اصفهانی، نورالله نجفی اصفهانی، محمدحسین فشارکی، روضه خوان مرتضی ریزی، میرزا محمدتقی استاد، سیدمحمدباقر بروجردی، میرزا محمدمهدی جویباره‌ای، میرزا ابوالقاسم زنجانی، آقا محمد جواد قزوینی و رکن‌الملک شیرازی دارای تعهد شدند که:

اولاً: قباله‌جات و احکام شرعیه از روز شنبه به آنگاه روی ورقه اهل ایران فارغ از آهار نوشته گردد. در حالتی که بر کاغذهای دیگر نویسند، مهر ننموده و اعتراف نمی‌نویسیم. قباله و حکمی هم که روی شیت دیگر نوشته بیاورند و تاریخ آن بعداز این تفاهم نامه باشد، امضا نمی‌نماییم. حرام وجود ندارد شیت غیر اهل ایران و کسی را بازدارنده نمی‌شویم؛ ماها بدین طریق متعهدیم.
ثانیاً: کفن مرده ها، در‌حالتی که غیر از کَرْباس و پارچه اردستانی یا این که پارچه‌های دیگر اهل ایران باشد، دارای تعهد گردیده‌ایم بر آن میت، ماها نماز نخوانیم. دیگری را برای اقامه صلاة بر آن میت بخواهند ماها را معاف دارا هستند.
ثالثاً: ملبوس (خرقه) مردانه تازه، که از این تاریخ به آن‌گاه دوخته و پوشیده میگردد، قرار دادیم مَهْما اَمْکَن (تا جایی که قابلیت و امکان داراست)، هر چه بدلی در جمهوری اسلامی ایران یافت می گردد، جامه خودمان را از آن منسوج نماییم و منسوج غیر اهل ایران را نپوشیم و احتیاط نمی‌کنیم و حرام نمی‌دانیم جامه‌های غیر اهل ایران را، ولی ماها ملتزم گردیده‌ایم حتی‌المقدور پس از این تاریخ ملبوس خویش را از منسوج اهل ایران بنماییم. تابعین ماها نیز کذلک و مُتَخَلِّف توقع احترام از ماها نداشته باشد. آنچه از کهن پوشیده و داریم و دوخته، ممنوع وجود ندارد به کارگیری آن.
رابعاً: ضیافت‌ها آنگاه ذلک و لو اعیانی باشد، چه عامه، چه خاصه، می بایست مختصر باشد یک پلو و یک خورش و یک افشره (آب میوه). در صورتیکه زاید بر این کسی تکلف دهد، ماها را به محضر خویش وعده نگیرد. خودمان نیز به همین طرز ضیافت می‌نماییم. هر چه کمتر و مختصرتر از این تکلف کردند، موجب مزید امتنان ماها خواهد بود.
خامساً: وافوری و اهل وافور را احترام نمی‌کنیم و به خانه وی نمی‌رویم چون که آیه ها باهره: «إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کَانُوا إِخْوَانَ الشَّیَاطِینِ» «وَلا تُسْرِفُوا اِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ» «وَلا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَی التَّهْلُکَه» و حدیث «لاضرر و لاضرار» ضرر و زیان مالی و جانی و عمری و نسلی و فقاهتی و عرضی و شغلی آن محسوس و واگیر میباشد و خانواده‌ها و ممالک را به باد داده. بعداز این هر کس را فهمیدیم وافوری، به‌لحاظ توهین و خفت مینگریم.[۲۶]
هیئت علمیه اصفهان
نورالله نجفی اصفهانی به همدم بقیه مراجع و روحانیون اصفهان، در سال ۱۳۴۲ق هیئت علمیه اصفهان را تشکیل دادند که سید ابوالقاسم دهکردی یکی‌از اعضای اساسی بود.[۲۷] وظیفه این هیئت مطالعه به کارها مدرسه ها علمیه و موقعیت معاش طلاب و رسیدگی بر اجرای درست احکام و مقرارت اسلام در سطح اصفهان بود.[۲۸]

بازدید : 56
شنبه 28 تير 1404 زمان : 17:26

(زاده: ۱۳۳۹ش)، مجتهد شیعه، عضو شورای دربان، امام آدینه موقت در طهران و نماینده مجلس خبرگان رهبری میباشد. وی عضو شورای بهتر ناحیههای علمیه بوده و اثر ها زیادی در قضیه‌های فقهی و اخلاقی تألیف نموده است. در سال ۱۴۰۱ش، اتحادیه اروپا، خاتمی را به اتهام نقض حقوق و دستمزد انسان تحریم کرد.معاش‌طومار،سید احمد خاتمی در ۱۸ اردیبهشت ماه سال ۱۳۳۹ش در سمنان دیده به جهان گشود.[۱] وی قبل از انقلاب اسلامی کشور‌ایران، همگام با امام خمینی در جنگ با حکومت پهلوی بود.[۲] بعداز انقلاب، بیشتر به شغل های فرهنگی مانند درس دادن و سخنرانی پرداخت. همینطور، در زمان پیکار عراق با کشور‌ایران در جناح‌ها حضور مسجد النبی کوهسنگی مشهد داشته میباشد.[۳]

اتحادیه اروپا در ۲۱ آذر ۱۴۰۱ش، سید احمد خاتمی را به جهت نقض حقوق و دستمزد آدم تحریم کرد.[۴] خاتمی داماد سید محمدرضا سعیدی شیخ شیعه و از مبارزان سیاسی انقلاب اسلامی میباشد.[۵]تحصیلات.و درس دادن.سید احمد خاتمی در سال ۱۳۵۱ش تحصیلات حوزوی خویش را در سمنان شروع کرد و در سال ۱۳۵۴ش برای ادامه علم آموزی به حوزه علمیه قم رفت.[۶] وی در قم، دروس مقدماتی حوزه و ادبیات عرب را نزد استاد افغانی فرا گرفت و آن گاه دروس تخصصی‌خیس را نزد استادانی همانند سید علی متفحص داماد، یدالله دوزدوزانی، یحیی انصاری شیرازی، عبدالله جوادی آملی، حسن حسن‌زاده آملی، علی مشکینی، میرزا جواد تبریزی، فاضل لنکرانی، حسینعلی منتظری، میرزا هاشم آملی، وحید خراسانی و شبیری زنجانی و مرتضی مطهری آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد فرا گرفت.[۷]

خاتمی، از سال ۱۳۶۳ش درس دادن دروس حوزه را استارت کرد و کتاب‌هایی مختلفی را برای طلاب درس دادن کرد. بعد از آن، به درس دادن درس بیرون فقه و اصول و تعبیر و تفسیر پرداخت. [۸]اثر ها:سید احمد خاتمی اثرها زیادی در مورد‌های قرآن، خلق، تاریخ و فقه تألیف نموده است.[۹] بیشتراز ۱۲۰ نوشته‌ی‌علمی از وی در موضوعات قرآنی، اخلاقی، تاریخی و شرعی در نشریات گوناگون منتشر گردیده است.[۱۰] برخی از کتاب‌های وی رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد عبارتند از:

زخم‌شناسی فرهنگ وتمدن سوگواری:در آستان امامان معصوم(ع): شرحی بر زیارت جامعه کبیره (۳ جلدی)،سیره سیاسی امام علی(ع)،فرهنگنامه موضوعی نهج‌البلاغه،فقه الحکومه یا این که تحقیق مبانی فقاهتی ولایت فقید مسئولیت‌ها در جمهوری اسلامی ،عضویت در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم،نماینده عموم کرمان در مجلس خبرگان رهبری ،عضویت در شورای دربان از سال ۱۳۹۹ش. ،عضویت در شورای بهتر منطقههای علمیه.امام آدینه موقت طهران از سال ۱۳۸۴ش شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد
عضویت در هیئت‌امناء بنیاد دربین المللی غدیر.
عضو هیئت‌مدیره راس پژوهش ها کامپیوتری علم ها اسلامی.
پانویس
«سید احمد خاتمی»، ۱۳۸۰ش، ص۱۹۷.
«آیت الله سید احمد خاتمی»، وبگاه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.
«آیت الله سید احمد خاتمی»، وبگاه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.
«تحریم‌های نو اتحادیه اروپا علیه کشور‌ایران/ از احمد خاتمی تا آمنه سادات ذبیح‌پور و علی رضوانی در لیست تحریمی‌ها»، وبگاه اعتمادآنلاین.
مدل معاش آیت‌الله سعیدی از لهجه همسرش، تارنما سمتا.
«درخصوص سید احمد خاتمی در ویکی تابناک بیشتر بخوانید»، وبگاه تابناک.
«سید احمد خاتمی»، ۱۳۸۰ش، ص۱۹۹-۲۰۰.
«سید احمد خاتمی»، ۱۳۸۰ش، ص۲۱۰.
«تألیفات سید احمد خاتمی»، وبگاه مقر اگاهی‌رسانی حوزه؛ «حضرت آیت الله سید احمد خاتمی»، وبگاه شورای بهتر منطقههای علمیه؛ «خاتمی، سید احمد»، وبگاه دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری؛ «سید احمد خاتمی».
«آیت الله سید احمد خاتمی»، وبگاه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.
منابع
«آیت‌الله سید احمد خاتمی»، وبگاه شورای دربان، تاریخ درج مقاله: بی‌تا، تاریخ بازدید: ۶ اسفند ۱۴۰۳ش.
«آیت الله سید احمد خاتمی»، وبگاه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، تاریخ درج مقاله: بی‌تا، تاریخ بازدید: ۶ اسفند ۱۴۰۳ش.
«تألیفات سید احمد خاتمی»، وبگاه مقر اگاهی‌رسانی حوزه، تاریخ درج مقاله: ۲۸ آبان ۱۳۹۳ش، تاریخ بازدید: ۶ اسفند ۱۴۰۳ش.
«تحریم‌های نو اتحادیه اروپا علیه کشور‌ایران/ از احمد خاتمی تا آمنه سادات ذبیح‌پور و علی رضوانی در لیست تحریمی‌ها»، وبگاه اعتمادآنلاین، تاریخ درج مقاله: ۲۱ آذر ۱۴۰۱ش، تاریخ بازدید: ۶ اسفند ۱۴۰۳ش.
«حضرت آیت الله سید احمد خاتمی»، وبگاه شورای بهتر منطقههای علمیه، تاریخ درج مقاله: ۶ آذر ۱۴۰۳ش، تاریخ بازدید: ۶ اسفند ۱۴۰۳ش.
«خاتمی، سید احمد»، وبگاه دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری، تاریخ درج مقاله: بی‌تا، تاریخ بازدید: ۶ اسفند ۱۴۰۳ش.
«در باب سید احمد خاتمی در ویکی تابناک بیشتر بخوانید»، وبگاه تابناک، تاریخ درج مقاله: ۷ مرداد ۱۳۹۸ش، تاریخ بازدید: ۶ اسفند ۱۴۰۳ش.
«سید احمد خاتمی»، وبگاه کانال جامع کتاب گیسوم، تاریخ درج مقاله: بی‌تا، تاریخ بازدید: ۶ اسفند ۱۴۰۳ش.
«سید احمد خاتمی»، در خبرگان ملت: گستردن حالا نمایندگان مجلس خبرگان رهبری دفتر کار دوم، به همت دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری، قم، چاپخانه اتکا، ۱۳۸۰ش

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 528
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 173
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 185
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 360
  • بازدید ماه : 513
  • بازدید سال : 2849
  • بازدید کلی : 41618
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی