loading...

مرجع مسجد النبی کوهسنگی مشهد

بازدید : 37
پنجشنبه 26 تير 1404 زمان : 10:50


شعر سرا بودن
یزید شخصی حرف‌پرداز و شعر سرا بود. مجموعه اشعار وی نیز به چاپ رسیده و به گویش فارسی نیز ترجمه گردیده‌است.[۲۶] یکی شعرهایی که بعد از رخداد عاشورا، از وی آورده شده، این میباشد: جامی از شراب به اینجانب بنوشان که استخوان‌هایم را سیراب نماید. بعد از آن برگرد و ابن زیاد را اینگونه جامی بنوشان، به عبارتی که رازدار و امین اینجانب میباشد و محور خلافت اینجانب به دست وی پایدار مسجد النبی کوهسنگی مشهد شوید.[۲۷]

إِسقِني شُربَة تُرَوّي مُشاشي
ثُمَّ مِل فَاِسقِ مِثلَها اِبنَ زِيادِ


صاحِبَ السِرِّ وَالأَمانَةِ عِندي
وَلِتَسديدِ مَغنَمي وَجِهادي[۲۸]

مورخان نقل کرده‌اند در هنگامی که معاویه، یزید را با سپاه اسلام به سوی حافظه موقت ارسال کرد، لشکریان جلو رفته و مبتلا آبله و تب شدند؛ البته یزید با همسرش دربین خط مش ماند، درگیر می‌گساری شد و اشعاری اینگونه سرود: از تب و آبله‌ای که به لشکر رسید باکی ندارم، هر گاه در دیر مُرّان[یادداشت ۱] در غرفه‌ها بر تخت توکل داده باشم و در کنارم ام‌کلثوم آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد باشد.[۳۰]

وَما أُبالي إِذا لاقَت جُموعُهُمُ
بِالغَذقَذونَةِ مِن حُمّى وَ مِن مومِ


إِذا اِتَّكَأتُ عَلى الأَنماطِ مُرتَفِعاً
بَدير مُرّانَ عِندي أُمُّ كُلثومِ[۳۱]


بیعت به چنگ آوردن معاویه برای یزید
زمانی معاویه در سال ۵۶ قمری قصد به ولایتعهدی یزید گرفت، زیاد بن ابیه به وی بیان کرد: «یزید آدم سستی میباشد که به شکارکردن بیش تر از خلافت عشق و علاقه داراست و برای خلافت مطلوب وجود ندارد».[۳۲] معاویه برای آرم دادن صورت‌ای مجاهد از یزید، در سال ۵۲ قمری اورا با سپاهیان مسلمان، به سوی روم ارسال کرد.[۳۳] همینطور جایگاه امیری حاجیان را به یزید اعطا کرد تا او را از شراب‌خواری بازدارد و از مخالفت‌ها علیه وی بکاهد.[۳۴] به‌علاوه اینکه بیعت تصاحب کردن برای یزید را تا بعداز شهیدشدن امام حسن(ع) به تأخیر رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد انداخت.[۳۵]

در صلح‌طومار امام حسن(ع) آمده بود که معاویه نباید کسی را جانشین خویش نماید و تعیین خلیفه را به شورای مسلمان ها واگذارد. به نقل از منابع تاریخی بعداز شهید شدن امام حسن(ع)، معاویه به صلح‌طومار متعهد نماند و به فرمانداران و کارگزارانش دستورداد به ثنا از یزید بپردازند و هیأت‌هایی از شهرهای تعالی برای بیعت با یزید به سوی وی روانه شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد نمایند.[۳۶]

عموم مدینه بیش از سایر شهرهای اسلامی، با بیعت مخالف بودند.[۳۷] معاویه به شاعرانِ مخالف یزید، کادو‌هایی اعطا کرد و حیث آنها را برگرداند.[۳۸] همینطور به مدینه هجرت کرد تا از عموم بیعت بگیرد؛[۳۹] البته نتوانست امام حسین، عبدالله بن زبیر و عبدالله بن قدمت و عبدالرحمن ابن ابی دیده نشده را وادار به بیعت با یزید نماید.[۴۰] نقل میباشد عبدالله بن قدمت درباره بیعت با یزید اظهار‌کرد: «‌بیعت کنیم با هر کس با خجسته‎ها و سگ‌ها بازی می‌نماید و شراب می‌‏نوشد و آشکارا فسق می‌نماید؟! عذر و بهانه ما نزد آفریدگار چیست؟!‌».[۴۱]

امام حسین(ع) نیز در مجلسی که معاویه و ابن عباس و بعضا از درباریان و قوم اموی حضور داشتند، معاویه را سرزنش کرد و با اشاره به خوی یزید، معاویه را از کوشش برای جانشینی وی برحذر داشت و به ابطال دلیل‌های معاویه برای جلب بیعت با یزید پرداخت.[۴۲] همینطور در مجلس دیگری که عوام مردم در آن حضور داشتند، یزید را شراب‌خوار و اهل هوا و هوس معرفی کرد.[۴۳]

خلافت یزید
بعداز مرگ معاویه، یزید به حکومت رسید.[۴۴] وی اول کسی بود که خلاف سنت خلفای قبل، به انتصاب از سوی پدرش و به طور ارثی حکم دهنده شد.[۴۵] بر پایه ی منابع تاریخی، یزید در حین حکومتش هرگونه مخالفتی را سرکوب می کرد.[۴۶] در روز ابتدا، طومار‌ای به حکم دهنده مدینه نوشت و او‌را از مرگ معاویه باخبر تشکیل داد و به وی دستورداد که از حسین بن علی(ع) و عبدالله بن قدمت و عبدالرحمن بن ابی‌دیده نشده و عبدالله بن زبیر به اجبار بیعت بگیرد و کسی که نپذیرفت گردنش را بزند.[۴۷]

عبدالحسین زرین‌کوب:

در تاریخ خلفا هیچ نامی از اسم یزید شومتر و کینه دوزی انگیزتر وجود ندارد. خلافت کوتاه وی تنها سه سال و نیم طولانی شد ... 1‌سال حسین بن علی(ع) را کشت، یکسال مدینه را غارت کرد و 1 سال هم کعبه را به سنگ و حریق بست. هرکدام از این سه رخداد می توانست یک خلیفه و یک خویشان را ننگین نماید. البته، از پر نمک بختی ننگ هر سه گناه بر گردن وی زمین‌خورد.[۴۸]

مسعودی در تعریف سیاست وی می‌­‎نویسد: سیره یزید به عبارتی سیره فرعون بود، بلکه فرعون عادل‌­‎خیس از وی در بین رعیتش و منصف‎‌خیس از وی میان خاص و عامش بود.[۴۹] همینطور مسعودی از ابومخنف، نقل کرده که در طول حکومت یزید، شراب‌خواری و گناه به دست کارگزاران وی در مکه و مدینه به طور علنی ترویج یافت.[۵۰]

حکومت یزید سه سال به طول انجامید.[۵۱] مورخان انجام و اقدامات وی در‌این سه سال را دیباچه بخش اعظمی از مخالفت­‎‌ها بر ضد خلفای بنی‌امیه و سقوط حکومت آنها میدانند.[۵۲] وی در سال اولیه حکومتش امام حسین(ع) و اهل بیت اورا شهید کرد،[۵۳] در سال دوم، حرمت مدینه را ناکامی و به برهه زمانی سه روز جان و جنس عموم مدینه را بر سپاهیانش حلال کرد[۵۴] و در سال سوم کعبه را گزینه تاخت و تاز قرار بخشید و آن را به حریق کشید.‌[۵۵]

بازدید : 19
چهارشنبه 25 تير 1404 زمان : 16:12


حسینیه هُوْگلی از بناهای مذهبی و سیاحتی شیعه‌ها در شهر مرشدآباد هند میباشد که در آن مراسم سوگواری امام حسین(ع) برگزار می شود. این حسینیه را حاجی محمدمحسن در سال ۱۸۴۱م تأسیس کرد. سالانه در هفتم محرم مراسم سوگواری‌ای برگزار می گردد و عموم از جاهای متعدد ایالت به‌این جای میایند تا در‌این مراسم کمپانی نمایند. در محوطه حسینیه، مسجد و مکتب علمیه‌ای نیز تاسیس گردیده است. ایجاد کرد این حسینیه، ۲۰ سال به‌ارتفاع انجامید و گردشگران فراوانی از آن دیدن مسجد النبی کوهسنگی مشهد می‌نمایند.

معرفی
حسینیه هوگلی از بناهای مذهبی و سیاحتی شیعه‌ها هند میباشد که در ۴۰ کیلومتری شهر کلکته و در کنار رودخانه هوگلی در بنگال غربی هند در شهر مرشدآباد واقع گردیده است.[۱] حسینیه مکانی میباشد که شیعه‌ها برای برگزاری عزاداری سو‌مین امام خویش، امام حسین(ع) و دیگر شهدای کربلا آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میسازند.[۲]

تاریخچه

فضای داخلی حسینیه
گفته می‌گردد که محمدآغا مطهر (بازرگان اهل ایران) در سال ۱۷۱۷م تأسیس این حسینیه را استارت کرد. وی بازرگان بود[۳] و در مرشدآباد برای اسکان خویش ساختمانی تاسیس کرد.[۴]مطهر در سال ۱۷۳۵م این ساختمان را با اسم نذرگاه حسین (یعنی نذر امام حسین(ع)) وقف نمود.[۵] داماد او میرزا صلاح‌الدین، طبقه دوم این ساختمان را به‌اسم تعزیه‌منزل ایجاد کرد و بعد از آن به‌صورت حسینیه رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد درآمد.[۶]

پس از وفات آغامطهر، دخترش «منوجان» وارث او شد که خواهر ناتنی حاجی محسن بوده میباشد. میرزا صلاح‌الدین و همسرش منوجان اولاد نداشتند و «منوجان» از مادرش زینب نیز اموال متعددی به ارث برده بود و شوهرش نیز در جاهای گوناگون مزرعه داشته که بعداز وفات او آن مزارع نیز به «منوجان» شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد رسید.[۷]

در سال ۱۸۰۳م بعداز وفات منوجان، بودجه او به حاجی محسن رسید[۸] و وی در سال ۱۸۰۶م تک تک این اموال را در شغل نه وقف کرد.[۹] بعداز درگذشت حاجی محسن، این موقوفه به وسیله متولی اداره میشد تا اینکه در سال ۱۸۳۷م فردی به‌اسم سید کرامت‌علی تولیت این موقوفه را برعهده گرفت و وی در سال ۱۸۴۱م فعالیت بنای حسینیه را مجدد استارت کرد و در سال ۱۸۶۱م به اتمام رساند.[۱۰] ساختمان سابق حسینیه در طی نوسازی نسبتاًً تخریب گردیده بود.[۱۱]

فعالیت تأسیس حسینیه به وسیله آغامطهر و دامادش استارت شد[۱۲] البته بانی آن بازرگان و کشاورزی به‌اسم حاج محمدمحسن (۱۷۳۲-۱۸۱۲م) بوده میباشد.[۱۳] حاجی محمدمحسن خلال حسینیه هوگلی بناهای دیگری را نیز تأسیس نمود که مکتب هوگلی، محسن دانش کده، درمان گاه حسینیه بعضی از این بناها می‌باشند.[۱۴]

بنای حسینیه
ساختمان حسینیه هوگلی یک بنای دو طبقه میباشد که یک مکتب علمیه و یک مسجد نیز در محوطه آن وجود دارااست.[۱۵] این سازه به مدل معماری مغول تعمیر گردیده است. حسینیه یک مناره دوقلو بر درب ورودی مهم داراست که مناره ساعت گفته می گردد. طول آن حدودا ۱۵۰ فوت بیان شده میباشد.[۱۶] سه تا زنگوله تعالی به آن ساعت وصل میباشد.[۱۷] کوچکترین آن ۳۰ اینجانب و دومی زنگوله ۴۰ اینجانب و اصلی ترین آن‌ها ۸۰ اینجانب وزن داراست. برای به‌صدا در آوردن آن‌ها دو نفر مایحتاج میباشد که کلید ۲۰ کیلویی آن را بچرخانند تا زنگوله والا به صدا در بیایند. زنگوله خرد هر ۱۵ دقیقه و زنگوله بلندمرتبه هرکدام ساعت آن گاه به صدا در می آید.[۱۸] این ساعت در سال ۱۸۵۲م به وسیله سید کرامت‌علی خریداری و نصب شد.[۱۹] درین سازه ورژن‌های خطی بعضا کتاب‌ها نیز وجود دارااست.[۲۰]

سوگواری هفتم محرم
سالانه در ماه محرم دراین جا، مراسم سوگواری امام حسین(ع) برگزار میشود. البته در ۷ محرم سوگواری پهناور میشود و عموم از شهرهای بدور و مجاورت ایالت بنگال غربی خودشان را به‌این حسینیه می رسانند تا در مراسم عزاداری روز هفتم محرم کمپانی نمایند.[۲۱] در‌این حسینیه، شیعه و سنی و حتی غیرمسلمان نیز عزاداری می‌نمایند.[۲۲]

همینطور گردشگران متعددی به‌این ناحیه میروند و از مجاورت حسینیه را می بینند.[۲۳]

بازدید : 18
سه شنبه 24 تير 1404 زمان : 16:35


حِجْرِ اسماعیل، فضای در میان کعبه و دیواری نیم‌دایره که از یال شمالی کعبه (رکن عراقی) تا یال غربی آن (رکن شامی) امتداد داراست. بعضی نیز آن را حظیره مسجد النبی کوهسنگی مشهد خوانده‌اند.

بعد از آنکه حضرت ابراهیم(ع) و هاجر و فرزند شیرخوارشان حضرت اسماعیل(ع) به وادی مکه رسیدند، با ارشادوراهنمایی جبرئیل در موضع کنونی حجر ساکن شدند. بعد از آن هاجر و اسماعیل، همدم با گوسفندانشان، در همین جای و در سایبانی که با چوب درخت ساختند، مستقر شدند. هاجر و اسماعیل هر دو بعداز وفات در همین جای آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد دفن شدند.

حجر اسماعیل از زمانه قبل از اسلام گزینه احترام و تقدیس بود. رسول اکرم(ص) نیز، بعد از بعثت، در حجر اسماعیل می‌گردهمایی و ضمن عبادت و خواندن قرآن، به سؤالات عموم جواب می‌اعطا رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرد.

به لحاظ دارای اسم و رسم فقهای امامی، به استناد روایات دارای اعتبار، حجر اسماعیل جزء کعبه وجود ندارد.

انگیزه نامگذاری
حِجر، به معنای نهی کردن و منع، نگاهداری و پشتیبانی کردن، حرام و جز اینها به شغل رفته میباشد. از این ریشه، حَجْر و حُجْر نیز در بیشتر این معانی به فعالیت می روند.[۱] محدوده فی مابین دیوار نیم‌دایره و منزل کعبه در مسافت فی مابین رکن عراقی و شامی را به‌این باعث حِجر نامیده‌اند که‌این دیوار حائل میان طواف‌کنندگان و کعبه شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۲]

در روایات از حجر اسماعیل معمولاً با تعبیروتفسیر «حِجر» خاطر گردیده اما گاهی جَدْر (دیوار)[۳] و حَطیم[۴] نیز خوانده شد‌ه‌است. حنفی‌ها نیز محدوده داخلی حِجْر اسماعیل را حطیم دانسته‌اند.[۵] بعضا حجر اسماعیل را حَظیرة (حصار، محوطه) هم خوانده‌اند.[۶]

تاریخچه
سکونت هاجر و اسماعیل
علی شریعتی:
حِجر اسماعیل! حِجر! یعنی چه؟ یعنی: دامن! ... دامنِ بلیز، بلوزِ یک زن! بله، یک زن حبشی، یک کنیز! کنیزی سیاه‌پوست، کنیز یک زن! ... و اینک، پروردگار، راز دامان پیرهن او‌را، به سر وجود خود پیوسته میباشد، این‌جا منزل هاجر میباشد، هاجر، در همین جا، مجاورت مبنا سوم کعبه، دفن میباشد. ... و این‌جا، منزل خداوند، دیوار به دیوار منزل یک کنیز؟[۷]

به نقل از بعضا منابع، بعداز آنکه حضرت ابراهیم(ع) و هاجر و فرزند شیرخوارشان اسماعیل به وادی مکه رسیدند، با ارشاد جبرئیل در موضع کنونی حجر ساکن شدند. بعد هاجر و اسماعیل، همپا با گوسفندانشان، در همین جای و در سایبانی که با چوب درخت ساختند، سکونت گزیدند؛[۸] ازاین رو، در بعضی روایات از این جای با تیتر "بیت اسماعیل" خاطر گردیده است.[۹]

مدفن انبیا
سازه بر روایات و منابع تاریخی، هاجر بعد از وفات، دراین جا دفن شد. اسماعیل(ع) برای آنکه قبر مادرش پایین پای عموم قرار نگیرد، آن را بالا آورد و اطرافش را محدود کرد.[۱۰] حضرت اسماعیل نیز، بعداز وفات، در همین جای به خاک امانت شد.[۱۱] همینطور مبتنی بر احادیث، تعدادی از دختران اسماعیل(ع) و نیز شماری از انبیا دراین جا مدفون‌اند.[۱۲]

نوسازی آن قبل از اسلام
به نقل از برخی منابع، پنج سال قبل از بعثت فرستاده(ص) و بعد از ویران شدن کعبه، قریش هنگام نوسازی آن شرط کردند که درین شغل تنها از فرآورده حلال سود گیرند، ولی به انگیزه ناتوانی مالی در نوسازی بدون نقص، یه خرده از بعد ها کعبه را کاستند و به طور تقریبً شش ذراع (حدود سه متر) را در سمت حِجْر ضمیمه حجر اسماعیل کردند،[۱۳] همینطور گرداگرد حجر را سنگچین کردند تا طواف‌کنندگان از پشت آن کعبه را طواف نمایند.[۱۴]

بازدید : 17
دوشنبه 23 تير 1404 زمان : 16:00


خَصائِصُ الوَحیِ المُدربین کتابی میباشد به گویش عربی، با استناد به منابع گزینه اتکا اهل‌سنت، که در آن، آیه ها مربوط به فضیلت ها امام علی(ع) عده گردیده است. اورده شده که کتابت این کتاب موضوع‌ساز نوشته شدن کتاب‌هایی در مسئله ذکر فضیلت ها علی بن ابیطالب مسجد النبی کوهسنگی مشهد بوده میباشد.

ابن‌بطریق (۵۲۳-۶۰۰ق)، فقیه شیعه، این کتاب را در ۲۵ فصل نوشته و در اولِ هر فصل، یک یا این که چندین آیه بیان کرده و بعد از آن احادیثی در فضیلت امام علی(ع) نقل نموده که به آن آیه یا این که آیه ها اشاره دارا‌هستند. خصائص الوحی المبین، با تفحص محمدباقر محمودی، در یک جلد بوسیله وزارت فرهنگ و تمدن و ارشادوراهنمایی در سال ۱۳۶۴ش به چاپ رسید. ورژن‌ای از کتاب نیز با پیشگفتار جعفر سبحانی نشر آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد یافته میباشد.

منزلت و مداقه کتاب
کتاب خَصائِصُ الوَحیِ المُدربین فی مَناقِبِ امیرِالمُؤمنین(ع) از کتاب‌های معروف ابن‌بطریق(۵۲۳-۶۰۰ق)، محدث، فقید، ادیب و متکلم شیعه میباشد که با به کارگیری از منابع گزینه پشت گرمی اهل‌سنت راجع به مناقب امام علی(ع) توده گردیده است.[۱] کتابت این کتاب مورد‌ساز تألیف کتاب‌های دیگری در قضیه فضیلت ها اهل‌بیت(ع) با به کارگیری از منابع اهل‌سنت رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.[۲]

تالیف کننده، تا قبل از این کتاب، دو کتاب عمدة عیون صحاح الاخبار فی مناقب امام الابرار و المستدرک المختار فی مناقب وصی المختار را درباره فضیلت ها امام علی(ع) شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد نوشته بود.[۳]

منابع اهل‌سنت که تالیف کننده از آن ها استعمال کرده، عبارت‌اند از: مناقب احمد بن حنبل، درست بخاری، درست مسلم، الجمع فی مابین الصحیحین، عده دربین الصحاح الستة، تعبیر ثعلبی (کشف والبیان)، الفردوس، مناقب ابن‌مغازلی و حلیة‌الاولیاء.[۴] تالیف کننده اشعاری از خویش را نیز در کتاب آورده میباشد.[۵]

ساختار و محتوا
خصائص الوحی المبین مشتمل بر یک پیشگفتار، ۲۵ فصل و حدود دویست قصه میباشد.[۶] مؤلف در اولِ کتاب، سندها و طُرُق خویش در نقل احادیث را بیان می‌نماید[۷] و همینطور زنجیره گواهی هر داستان را قبل از نقل متن آن می آورد.[۸]

ابن‌بطریق صرفا به نقل احادیث بسنده نکرده و در نقطه نهایی هر فصل به توضیح و تعبیر آیه‌ها پرداخته میباشد.[۹] برای مثال، در فصل نخستین کتاب، احادیثی گرد آمده که به آیه ولایت تخصیص دارااست. این فصل ۲۰ حدیث را در خویش گنجانده که بیشتر آن‌ها از نبی اسلام(ص) میباشد. ابیاتی از حسان بن اثبات و بقیه افراد در فضیلت ها امام علی(ع) نیز نقل شد‌ه‌است. مولف بعداز نقل روایات، به تعبیر و تفسیر آیه پرداخته و فصل را با اشعاری در مدح امام علی(ع) به نقطه پایان برده میباشد.[۱۰]

چاپ و ترجمه
کتاب خصائص الوحی المبین، در سال ۱۳۱۱ق، یار کتاب «نورالهدایة» در طهران چاپ سنگی شد.[۱۱] همینطور وزارت تمدن و پند اسلامی کشور ایران، در سال ۱۳۶۴ش، این کتاب را با استیناف محمدباقر محمودی در یک جلد به چاپ رساند.[۱۲] ورژن‌ای از کتاب نیز با پیشگفتار جعفر سبحانی و بازرسی صاحب محمودی، در تکثیر دارالقرآن الکریم چاپ شد‌ه‌است.[۱۳]

سیف‌الله حبیبی، کتاب خصائص الوحی المبین را براساس بازرسی محمدباقر محمودی ترجمه و با اسم ترجمه خصائص الوحی المبین فی مناقب امیرالمؤمنین(ع) در انتشارات اسوه به چاپ رساند.[۱۴]

پانویس
بخشی، «خصائص الوحی المبین...»، ص۷.
بخشی، «خصائص الوحی المبین...»، ص۷.
بخشی، «خصائص الوحی المبین...»، ص۷.
مردی، «خصائص الوحی المبین»، تارنما حدیث نت.
مردی، «خصائص الوحی المبین»، وبسایت حدیث نت.

بازدید : 18
يکشنبه 22 تير 1404 زمان : 13:50

همسر لوط، زن لوط نبی که در قرآن از وی به‌تیتر مثال بارز بی دینی خاطر گردیده است. طبق آیه ۱۰ سوره تحریم، وی به همسر خویش تحت عنوان فرستاده دسیسه کرد. طبق گفته مفسران، مراد از مکر، افشای اسرار نبی و همیاری با کافران بود. مفسران شیعه و بعضی از مفسران اهل‌سنت بر این نظریه‌اند که معبود بابیان این قضیه، به عایشه و حَفْصه، دو همسر نبی اکرم(ص) نسبت به کارشکنی به او هشدار داده مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.

همسر لوط به جهت شرک و توطئه، همچون فامیل لوط گزینه عذاب الهی قرار گرفت؛ ولی لوط و دخترانش از شهر بیرون گردیده و از عذاب مصون ماندند. در تورات آمده میباشد که همسر لوط به جهت نگاه کردن به پشت راز به ستونی از نمک تبدیل شوید و سخنی از توطئه و بی دینی وی به بین نیامده میباشد. بعضا مطالعه‌ها انتساب بعضی از اثر ها سنگی یا این که نمکی به همسر لوط را رد کرده‌اند. همسر لوط، همسر یکی‌از پیامبران میباشد که در قرآن از وی با تیتر همسر لوط و در برخی آیه ها با تیتر پیرزنی که به یار و همدم فامیل لوط مبتلا عذاب شد، از وی حافظه شد‌ه‌است.[۱] وی با این که همسر رسول بود؛ البته در ستون کافران قرار گرفته میباشد.[۲] بعضی نیز او‌را منافقی دانسته‌اند که در ظواهر، خویش را مؤ‌اینجانب آرم می‌اعطا کرد؛ اما در درون کافر بود.[۳] بیان شده میباشد که همسر لوط از آغاز کافر عدم وجود؛ بلکه بعداز نبوت لوط به گمراهی کشیده آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.[۴]

برای همسر لوط اسم‌های مختلفی همانند والهه، والعه،[۵] واهله[۶] و واغله نام برده میباشد.[۷] وی از اهلی شهر سَدوم بود که حضرت لوط بعد از ورود به آن شهر، با وی وصلت کرد.[۸] این شهر و یک سری شهر در حدود آن، محدوده عمل حضرت لوط به شمار می رفت که در قرآن به آحاد آن‌ها مُؤتَفِکات اورده شده میباشد.[۹] در قرآن هفت توشه از همسر لوط صحبت به فی مابین آمده میباشد.[۱۰] در آیه ۱۰ سوره تحریم اورا تحت عنوان مثال بارز بی دینی معرفی گردیده‌است؛[۱۱] به دلیل آن که وی پایین سرپرستی یک فرستاده قرار داشت؛ ولی مبتلا بی دینی و نفاق شوید و این لینک و پیوند خانوادگی سودی برای وی نداشت و در غایت اهل رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد جهنم شد.[۱۲]

دسیسه
قرآن کریم و مهربان در آیه ۱۰ سوره تحریم همسر لوط را تحت عنوان دسیسه‌شغل معرفی نموده است.[۱۳] به‌گفته مفسران قرآن که بعضا نیز ادعای اجماع بر آن دارا هستند، حیله همسر لوط، همیاری با معاندان وی و شرک و افشای اسرار بوده میباشد؛ خیر به معنای آلوده و کثیف شدن به گناهان منافی عفت.[۱۴] ابن‌عباس توطئه همسر لوط را آگاه ساختن خویشان لوط از حضور مهمان در منزل این رسول تیتر نموده است.[۱۵] براساس نقل تبیان ابن‌عباس همسر نوح و لوط را منافق دانسته و سود نفاقشان (ایمان نداشتن) را کم عقل تلاوت نوح و خبر دادان از حضور مهمانان (حضور ملائکه به طور جوانانی زیبارو) بوده شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۱۶]

مفسران قرآن غرض از ذکر این مقاله را هشدار دادن به دو همسر حضرت محمد(ص) دانسته‌اند که اسرار او‌را فاش کردند. این هشدار به این معنی میباشد که همسر رسول بودن به تنهایی نمی‌تواند بازدارنده عذاب آنها خواهد شد.[۱۷] مُقتل کننده بن سلیمان، از (وفات ۱۵۰ق)[۱۸] و بعضی دیگر از مفسران اهل‌سنت تصریح دارا هستند که خداوند با این نشانه‌ها، به عایشه و حَفْصه نسبت به مبادرت علیه رسول و گرفتار شدن به عذاب الهی هشدار داده میباشد.[۱۹]

عذاب الهی
سازه بر بعضا احادیث، زمانی که ملائکهِ عذاب، به طور یکسری مرد جوان به منزل لوط آمدند، همسر لوط به عموم شهر خبر اعطا کرد که مردانی بسیار خوشگل به منزل لوط آمده‌اند.[۲۰] فامیل لوط برای تجاوز بدین اشخاص از هر طرف به منزل وی هجوم آوردند. آن‌ها وارد منزل لوط شدند و جبرئیل به اجازه الهی اقتدار بصیرت را از آن‌ها گرفت.[۲۱] لوط به یار و همدم همسر و دخترانش از شهر بیرون شد. همسر لوط در بین رویکرد متوجه هلاکت قوم و قبیله خویش شد. وی از این بابت متأثر شوید و روی خویش را به سمت آنان برگرداند. در همین اکنون سنگی آمد و او‌را از در میان موفقیت.[۲۲] بعضا نیز معتقدند که همسر لوط در شهر ماند و به عبارتی‌جا در گیر عذاب شوید.[۲۳]

طبق نقلی که برخی از راویان آن، تبهکار به دروغگویی و جعل حدیث می‌باشند،[۲۴] ابوالجَلْد از تابعین، مجسمه سنگی همسر لوط را مشاهده نموده است. درین نقل داعیه گردیده‌است که‌این مجسمه اولِ هر ماه حیض می شود.[۲۵] از جهتی دیگر بعضی بازرسی‌ها حاکی از آن میباشد که تصاویر منتشرشده از ردیف نمکی یا این که ردیف سنگی که بعضا آن را منتسب به همسر لوط کرده‌اند، حقیقت ندارد؛ به این دلیل که به گفته برخی زمین‌شناسان، قدمت این اثرها به چند میلیون سال می رسد.[۲۶]

گزارش کتاب مقدس
به نوشته بعضا دانشمندان، در تورات سخنی از مکر و بی دینی همسر لوط به در بین نیامده میباشد و صرفا خطای وی، اعتنا کردن به پشت رمز تیتر گردیده‌است.[۲۷] در‌این کتاب آمده میباشد که ملائکه به منزل لوط در شهر سدوم رفتند. مردان این شهر به منزل لوط هجوم آوردند. ملائکه، لوط و همسر و دو دخترش را از شهر خارج بردند.[۲۸] یک کدام از ملائکه اعلام‌کرد به پشت راز نگاه مکن. همسر لوط به پشت راز یعنی به سمت شهر نگاه کرد و بر تاثیر این عمل، تبدیل به ستونی از نمک شوید.[۲۹] بنیامین التطلیلی، جهانگرد یهودی، می‌نویسد این ردیف نمکی در مسافت دو فرسخی دریای سدوم جای دارد.[۳۰]

بازدید : 18
شنبه 21 تير 1404 زمان : 15:21


تَبصِرَةُ المُتَعلِّمین فی اَحکامِ الدین کتابی شرعی به لهجه عربی نوشته علامه حلی (۶۴۸-۷۲۶ق) میباشد. مدل این نوشتار، فقه فتوایی میباشد و همگی ابواب فقاهتی را به‌شکل خلاصه در بر داراست. پیراستگی از احکام و فروع زائد دینی، از خصوصیت‌های این تاثیر نقل مسجد النبی کوهسنگی مشهد شده میباشد.

این کتاب، ورژن‌های خطی زیادی دارااست که بر دیرین‌ترین ورژن آن، دست‌خط تالیف کننده و فرزندش مطابق تأیید نوشتار چشم می شود. کناره‌ها و گستردن‌های مختلفی، مانند فقه الصادق(ع)، تاثیر سید محمدصادق شیخ بر تبصرة المتعلمین درج شده و عده ای زیرا ابوالحسن شعرانی این تاثیر را به گویش فارسی ترجمه آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرده‌اند.

درباره مؤلف
نوشته‌علمیٔ مهم: علامه حلی
حسن بن یوسف بن مطهّر حلّی (۶۴۸-۷۲۶ق) پر اسم و رسم به علامه حلّی از فقیهان و متکلمان شیعه در قرن هشتم هجری قمری بود.[۱] پژوهشگر حلی و سید ابن طاووس از مشهورترین اساتید و قطب‌الدین رازی و فخرالمحققین از مشهور‌ترین شاگردان او بودند.[۲] برای حضور وی در کشور‌ایران و در دربار پاد شاه محمد خدابنده نقش مؤثری در اشاعه مذهب شیعه در کشور‌ایران گزارش رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد گردیده‌است.[۳]

علامه حلی، کتاب‌های بخش اعظمی در حرفه‌های متفاوت مانند فقه، حرف، تعبیر و تفسیر، منطق، اصول و رجال نگاشته میباشد؛ برای مثال منتهی المطلب، تذکرة الفقهاء، الجوهر النضید، خلاصة الاقوال، کشف المراد، قواعد الاحکام و متفاوت شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد الشیعة.[۴]

معرفی و رده
تبصرة المتعلمین فی احکام الدین کتابی شرعی میباشد که به لهجه عربی و به‌مدل فقه فتوایی درج شده و تمامی ابواب شرعی را در بر دارااست.[۵] این کتاب از مهم‌ترین و دارای شهرت‌ترین اثرها دینی قرن هشتم قمری به‌شمار آمده میباشد.[۶] فقیهان، همواره به‌این تاثیر اعتنا داشته و آن را در گوشه و کنار‌های علمی درس دادن کرده‌اند.[۷] به‌گفته بعضا از دانشمندان، کتاب تبصرة المتعلمین برای طلاب مُبتدی علم ها فقهی تدوین گردیده،[۸] چنان‌چه علامه خویش در پیشگفتار بدان تصریح نموده است. [۹][یادداشت ۱] این تاثیر مختصرترین کتاب فقاهتی علامه حلی به‌شمار می آید.[۱۰]

خصوصیت‌ها
ابوالحسن شعرانی این کتاب را از احکام و فروع زائد شرعی پیراسته می داند.[۱۱] بعضی از فضلا باشمارش کردن مسائل تبصره معتقدند خلاف وسعت اندک کتاب، چهار هزار موضوع فقاهتی در آن اورده شده میباشد.[۱۲] به‌گفته آقابزرگ تهرانی، این تاثیر به‌ادله داشتن عبارت‌های کوتاه و سرازیر، همواره آیتم دقت فقیهان بوده و از همین رو تفصیل‌ها و کناره‌های زیادی بر آن درج شده میباشد؛[۱۳] در مقابل سید مصطفی متفحص داماد، از فقیهان معاصر این نظر را دارد مغایر مختصر بودن مباحث کتاب و خودداری تالیف کننده از طرح مباحث کامل، چه‌بسا برخی از عبارت‌های آن دشوارتر از عبارت‌های مولف در دیگر کتاب‌ها باشد.[۱۴]

نگاهی به محتوا
استارت کتاب با مباحث مرتبط با عصمت و طهارت میباشد که با تقسیم آب به مطلق و مضاف آغاز گردیده‌است. و آب مطلق را آبی‌رنگ دانسته که فارغ از هیچ قیدی به آن آب گفته میگردد و نمی‌قدرت نام آب را از آن مستقل کرد مغایر آب مضاف. تالیف کننده عصمت و طهارت را در لغت به‌معنای نظافت و در اصطلاح شرع چیزی دانسته که بتوان با آن نماز خواند یعنی: وضو، غسل و تیمم.[۱۵]

نقطه پایان‌قسمت کتاب، مسائل مرتبط با دیه بابا و پسر میباشد؛ هر گاه یکی‌از آن دو دیگری را عمداً بکشد. دیه از قتل کننده گرفته می‌گردد البته آدم کش ارث نمی‌موفقیت و در حالتی‌که وارث نداشته باشند، دیه در دست امام قرار می گیرد؛ و در صورتی‌که قتل غیرعمدی باشد، دیه بر ذمه عاقله میباشد.[۱۶][یادداشت ۲]

علامه حلی، تبصره را در ۲۵ ربیع الثانی سال ۷۵۹ق در شهر حله به نقطه پايان برده میباشد.[۱۸]

ورژن‌ها

برگی از ورژن خطی «تبصرة المتعلمین» که تاریخ ۸۸۹ق در آن چشم می شود.
سید عبدالعزیز طباطبایی یزدی، کتاب‌شناس و ورژن‌شناس شیعه، برای کتاب تبصرة المتعلمین ۲۳ ورژن خطی برشمرده و کتابخانه آستان قدس رضوی در مشهد، کتابخانه امیرالمومنین‌ در نجف، کتابخانه مجلس شورای اسلامی کشور ایران در طهران و کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی در قم‌ را از محل‌های محافظت این ورژن‌ها معرفی نموده است.[۱۹] بر پایه ی گزارش متفحص طباطبایی، بر دیرین‌ترین ورژن کتاب که در کتابخانه مجلس شورای اسلامی کشور‌ایران مراقبت می شود، دستخط تالیف کننده و فرزندش (فخرالمحققین)، بر پایه ی تأیید نوشتار چشم می‌گردد.[۲۰]

گستردن‌ها و کناره‌ها
لبه‌ها و گستردن‌های زیادی بر کتاب تبصرة المتعلمین درج شده میباشد؛ به‌سیرتکامل‌ای که آقابزرگ تهرانی اعتقاد دارد کناره‌های فتوایی مندرج بر این تاثیر چنان زیاد میباشد که لازم به ذکر وجود ندارد.[۲۱] برخی از تفصیل‌ها خویش تیتر مستقلی دارا هستند و برخی دیگر دارنده تیتر جداگانه و غیر وابسته‌ای نیستند.[۲۲] آقابزرگ در الذریعه نسبتاً پنجاه گستردن برای تبصرة المتعلمین بیان نموده است.[۲۳] برای مثال این شروح می‌قدرت به نکات زیر اشاره نمود:

گستردن تبصرة المتعلمین، تاثیر آقا ضیاء عراقی
نصرة المستبصرین، نوشته محمدحسن شریعتمدار
التکملة، به خودکار اسماعیل تبریزی
نفائس التذکرة، تاثیر محمدرضا غروی نجفی
نهایة التذکرة، تألیف علی بن جواد مرندی
کفایة المحصلین، تاثیر محمدعلی معلم تبریزی
حِلیة المجتهدین، به مداد سید مهدی حسینی قزوینی[۲۴]
تبصرة الفقهاء فی مابین الکتاب و السنة علی تبصرة المتعلمین، نوشته محمد صادقی تهرانی[۲۵]
صراط الیقین فی تفصیل تبصرة المتعلمین، نوشته احمد بن زین‌الدین احسائی[۲۶]
فقه الصادق(ع)، تألیف سید محمدصادق روضه خوان.[۲۷]
ترجمه
ابوالحسن شعرانی کتاب تبصره را به فارسی ترجمه کرده و در مواقعی لبه‌هایی بر آن نگاشته میباشد.[۲۸] این ترجمه که عنوانش به عبارتی تیتر عربی کتاب میباشد، به‌تلاش کتابفروشی اسلامیه طهران در سال ۱۳۷۷ش به چاپ پنجم رسیده میباشد.[۲۹] حمید نیک‌درنگ در تاثیر دیگری با اسم «تبصرة المتعلمین فی احکام الدین با ترجمه جاری»، این کتاب را به فارسی برگردانده و انتشارات چتر علم آن را در سال ۱۳۹۶ش چاپ نموده است.[۳۰]

بازدید : 22
پنجشنبه 19 تير 1404 زمان : 11:09


قرائن برهان شیعه‌ها
این قرائن عبارتند از:

قرائن داخلی
تقارن دو گزاره "الست او‌لین بکم اینجانب انفسکم" و گزاره "اینجانب کنت مولاه"
درین حدیث، نبی (ص) بر حق تقدم خود بر مؤمنین نسبت به خودشان تصریح می فرماید. این صحبت، مطابق آیه شریفه «النبی او‌لین بالمؤمنین اینجانب انفسهم»[۷۶] میباشد. اولویتی که در‌این آیه شریفه مطرح شد‌ه‌است، به معنای حق تقدم در سرپرستی کارهاِ مرتبط با معاش مؤمنان و همینطور حق تقدم در حکم‌کردن دربارهٔ آن‌ها نسبت به خودشان میباشد. هنگامی که حق تقدم وجود مسجد النبی کوهسنگی مشهد داشته باشد،

یعنی قبول و اطاعت از حکم فردی که نسبت به ما حق تقدم داراست، برای ما نیز مایحتاج میباشد.[۷۷] بر پایه ی حیث بعضی مفسران، حق تقدم درین آیه، آحاد کارها مربوط به آیین و دنیای مسلمان ها را دربرگیرنده میگردد؛[۷۸][۷۹]به این دلیل‌که نبی (ص) مؤمنان را فقط به چیزی وامی‌دارااست که مصلحت آئین و دنیای آن ها را در‌پی داشته آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد باشد.[۸۰]

براین اساس، تقارن این پاراگراف-که به معنای حق تقدم در تصرف میباشد- با اعلام ولایت حضرت علی (ع) در پاراگراف اینجانب کنت مولاه…، نشانه میدهد که منظور از مولی در فراز دوم نیز ذکر حق تقدم علی (ع) در تصرف میباشد.[۸۱]در منابع اهل سنت نیز از پیمان قدمت بن خطاب نقل میباشد که فورا بعداز این اقراری که رسول (ص) در غدیر خم از مردمان گرفت و علی را تحت عنوان اماّ معرفی کرد قدمت به امام علی این سیرتکامل خطاب کرد و شادباش بیان کرد: بخٍّ بخٍّ لک یا این که علیّ ابن أبی طالب أصبحتَ مولای و مولی تمامّ مؤمن «آفرین، آفرین به تو ای فرزند ابو طالب! تو با این حرف رسول (ص) مولای اینجانب و مولای هر مؤمنی رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد شدی.»[۸۲]

جملا‌ت ابتدایی خطبه
نبی (ص) نخست خطابه خویش، از وفات خود خبر میدهد و بعد از توحید میپرسد و اینکه آیا به رسالت خود کار کرده است.[۸۳] اینها کلیه نماد این میباشند که حضرت پیرو راه حل‌جویی و ارائه رویکرد حلی برای زمانه بعد از خود می‌باشند تا امت، بی‌سرپرست نماند و زحمات شکیبایی‌فرسایی که در‌این سالها کشیده بودند، به هدر نرود. گویی میخواهند جانشینی گزینش نمایند تا زمام کارها را بعد از رحلت وی به دست گیرد.[۸۴] آیه تبلیغ نیز قرینه‌ای بر شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد این مدعی میباشد.

قرائن فرنگی
نوشته‌علمیٔ مهم: ماجرای تبریک
براساس منابع شیعی و سنی، بعد از نقطه پایان خطبه غدیر، خلیفه اولیه[مستلزم منبع] و خلیفه دوم[۸۵] نزد امام علی(ع) رفتند و جانشینی اورا تهنیت گفتند. شادباش قدمت بن خطاب اینگونه بود: «بَخٍّ بَخٍّ لَکَ یا این که علی، أصبَحتَ مَولای و مَالبته کُلِّ مؤمنٍ و مؤمنةٍ؛ به به و آفرین ای علی که مولای اینجانب و مولای هر مرد و زن مؤمن شدی».[۸۶] این نوع شادباش‌بیان کردن نماد میدهد که صحابه و مسلمان‌هاِ صدر اسلام، از واژه مولی، معنای خلافت و حق تقدم در تصرف فهمیده بودند.[۸۷]

بعد از معرفی امام علی(ع) تحت عنوان جانشین فرستاده(ص)، حسان بن اثبات از نبی(ص) اجازه گرفت و شعر تحت را سرود و رسول نیز اورا دعا کرد:

شعر حسان بن اثبات در روز غدیر
یُنادیهِمُ یَومَ الغَدیرِ نَبِیُّهُم
بِخُمٍّ فَأَسمِع بِالرَّسولِ مُنادِیا این که
وقالَ فَمَن مَولاکُم ووَلِیُّکُم
فَقالوا ولَم یُبدوا هُناکَ التَّعامِیا این که
إلهُکَ مَولانا و أنتَ وَلِیُّنا
وما لَکَ مِنّا فِی الوِلایَةِ عاصِیا این که
فقال له قُم یا این که علیُّ فإننی
رضیتُک اینجانب آینده إماماً و هادیا
فمن کنتُ مولاه فهذا البتهُّه
فکونوا له انصارَ درستی موالیا
هناک دعا اللهم والِ اماَّه
و کن للذی معمولی علیاً معادیا[۸۸]
ترجمه: فرستاده، در روز غدیر به مسلمانها ندا کرد و اظهار‌کرد: فرستاده و مولای شما چه کسی است؟ سوای هیچگونه درنگی گفتند: پروردگار مولای ماست و تو نبی مائی. و از ما در این باره نافرمانی نخواهی روئت کرد. پیغمبر به علی فرمود: بلند شو که تو پس از اینجانب پیشوای این مردمی. هر کس اینجانب مولای اویم، علی مولای اوست و بر شماست که به حقیقت در پی وی باشید. در اینجا نبی دعا کرد که خداوندا! دوستِ دوستدار وی و معاندِ دشمنانش باش.[۸۹]

شعر شاعران صدر اسلام
تنی چند از مسلمانها این حادثه را به شعر درآورده‌اند. او‌لین آن‌ها، حسان بن اثبات بود. وی که در آن جای حضور داشت، از پیامبر آفریدگار(ص) اذن گرفت و در وصف این اتفاق تعدادی بیت سرود. درین ابیات، از این اتفاق تحت عنوان نصب‌شدن حضرت علی (ع) تحت عنوان امام و هادی امت، خاطر گردیده است.[۹۰][۹۱]

بعداز آن، و در سال‌های آن‌گاه عمرو عاص، قیس بن سعد بن عباده،[۹۲][۹۳] کمیت بن زید اسدی،[۹۴] محمد بن عبدالله حمیری،[۹۵] سید بن محمد بن حمیری،[۹۶]این اتفاق را در پوسته شعر ذکر کردند.

حضرت علی (ع) نیز در یک‌سری بیت به‌این موضوع اشاره داراست.[۹۷]

عبدالحسین امینی اسم یک‌سری شعر سرا از صحابه و تابعین و شاعران مسلمان تا قرن نهم را نقل می‌نماید.[۹۸] محتوای تک تک این ابیات و شعرها علامت میدهد فهم و شعور آن‌ها از واژه و کلمه مولی، حق تقدم و خلافت بوده میباشد.

بازدید : 38
چهارشنبه 18 تير 1404 زمان : 20:59


میرزا راست گو آقا تبریزی (۱۲۷۴-۱۳۵۱ق/۱۲۳۷-۱۳۱۱ش)، عالم، اصولی و ادیبِ اهلآذربایجان در قرن چهاردهم بود. وی بعد از ۲۴ سال اقامت در نجف، به زادگاهش رجوع و عمل خویش را در تبریز شروع کرد. تبریزی از معارضان مشروطه و پیامدهای آن بود و در ۱۲۹۲ش با بعضا علما به محمدعلی فرمان روا تلگرام ارسال کرد و خواهان کنسل مشروطیت شد. تبریزی در عصر رضا فرمانروا به همدان یا این که سنندج تبعید شد و بعد از آزادی به قم رفت و در همانجا اقامت گزید. وی در ۱۳۱۱ش /۱۳۵۱ق درگذشت و در بقعه حضرت معصومه (س) به خاک مسجد النبی کوهسنگی مشهد ودیعه شد.

معاش و قوم
درستگو در ۱۲۷۴ق در تبریز دیده به جهان گشود. پدرش محمد بن محمدعلی قره داغی/قراجه داغی از فقها بود. او‌را با القابی زیرا علامه، متکلم و مجتهد خطاب کرده‌اند.[۱] [۲] ملامحمد، بابا گرانقدر درستگو، فقیه و مالک یک‌سری نوشتن و از مردان صاحب و مالک نفوذ در عصر ناصرالدین سلطان قاجار بود.[۳] یکی‌از برادران درست گو، محسن مجتهد تبریزی میباشد که یار او به نجف رفت ولی زودتر از او به زادگاهش برگشت. دو کتاب ايمان ابی‌طالب ‏ و تبيين المحجة الى تعيين الحجة از اثر ها آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد اوست.[۴]

درست گو در ۶ ذی‌القعده سال ۱۳۵۱ق/اسفند سال ۱۳۱۱ش[۵] درگذشت و در بقاع حضرت معصومه (س) دفن شد. در تبریز، بازار تعطیل شد. مجالس زیادی انعقاد شد. عموم اردبیل، مراغه، اهر، ارومیه نیز مجلس گرفتند. روضه خوان عبدالکریم حائری در قم و آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی نیز در نجف اشرف مجالس سوگ برپا رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد کردند.[۶]

فرزندان
راستگو داماد، سيدمهدی تبريزی(متوفای۱۳۲۰ق) بود.[۷] از فرزندان وی، جواد و رضا به علم آموزی دانش پرداختند.[۸]

تحصیلات
راست گو در زادگاهش به آموزش مقدمات فقه و اصول پرداخت، آن‌گاه برای ادامه علم آموزی یاروهمدم اخوی خویش، محسن، به نجف رفت. تاریخ این هجرت را در ۱۲۸۸ق [۹] و در ۱۲۹۱ق[۱۰] نوشته‌اند.[یادداشت ۱] در اعیان الشیعه درج شده: درست گو تبریزی خطی بسیار خوش داشت و شعر نیک می شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد سرود.[۱۲][یادداشت ۲]

اساتید و شاگردان
اساتید تبریزی در نجف عبارتند از:

محمد فاضل ایروانی
محمدحسن مامقانی
محمدفاضل شربیانی
حسن اردكانی؛ درستگو در کربلا نزد وی درس خوانده میباشد.[۱۴]
روضه خوان هادی تهرانی؛ وی مهم‌ترین و دارای شهرت ترین استادش بود که تبریزی در نظر ها اصولی خاص خویش، از وی تبعیت میکرد.[یادداشت ۳]
وی پس از یادگرفتن علم ها متعدد، در فقه و اصول به رتبه اجتهاد رسید و رینگ درسی ساخت. در درس او شاگردان اکثری حاضر می شدند.[۱۵] برای مثال شاگردان او محمد علی معلم (مؤلف ریحانة الادب) و میرزا قاسم گَرگَری (درگذشت: ۱۳۴۸ش.)بودند.[۱۶]

مرجعیت
تبریزی، بعد از حدود ۲۴ سال اقامت در نجف، به زادگاهش رجوع و برگشت و از طرف بخشی از عموم، علما و دولتمردان استقبال شد. آورده شده وی تحت عنوان مرجع در آذربایجان کار خویش را آغاز کرد.[۱۷] وی خلال وعظ و پند به درس دادن سطح های خوب حوزوی و نیز اعتقادات پرداخت و سرگرم تربیت طلاب فقهی شد.[۱۸]

بازدید : 24
چهارشنبه 18 تير 1404 زمان : 13:59


افسانه اُرَیْنَب داستانی درباره تزویج امام حسین(ع) با زنی به اسم ارینب که یزید بن معاویه نیز شیفته و خواستگار وی بود. در کتاب الامامة و السیاسة نوشته ابن قتیبه دینوری، اولیه منبع نقل روایت، آمده میباشد: یزید دلداده ارینب، همسر عبدالله بن درود بود. با مکر معاویه، عبدالله ارینب را جدایی اعطا کرد و معاویه او‌را برای پسرش یزید خواستگاری کرد؛ البته امام حسین(ع) نیز از وی خواستگاری کرد و ارینب، به عقد حسین(ع) درآمد و یزید ناکام ماند. به گفته بعضا منابع همانند روضة الشهدا تاثیر ملا حسین واعظ کاشفی، این قصه، موجب کینه و دشمنی یزید نسبت به امام حسین(ع) و یک کدام از لوازم وقوع حادثه مسجد النبی کوهسنگی مشهد کربلا شد.

محققانی همانند سید جعفر مرتضی عاملی این قصه را به دلایلی همانند ناسازگاری و عدم وضوح در متن روایت، ناشناخته بودن عبدالله بن درود، ناسازگاری طریق جدایی امام حسین(ع) با مذهب شیعه و انواع سندی و بی‌اعتباری منابع، ساختگی شمرده‌اند. با این حالا، این ماجرا آیتم دقت نویسندگان و شاعران بوده و اثرها ادبی دراین مورد منتشر گردیده که پر‌از مطالب و شخصیت‌های تخیلی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.

التفات و منزلت: رابطه با اتفاق کربلا
ملاحسین واعظ کاشفی در روضة الشهدا اولیه کسی میباشد که از رابطه این روایت با رخداد کربلا کلام گفته میباشد.[۱] او از افسانه ارینب به‌تیتر یک کدام از اسباب و اثاث فرعی دشمنی یزید با حسین(ع) مذکور میباشد.[۲] آورده شده در منابع سابق از این ماجرا و رابطه آن با قیام و شهیدشدن امام حسین(ع) سخنی به دربین نیامده رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۳]

به اعتقاد و باور سید محسن امین، این اتفاق و مانند آن موجب کینه و دشمنی بیشتر یزید با امام حسین(ع)‌ شد تا جایی که در حضور اسیران کربلا اظهار سرزنش و خوشحالی کرد.[۴] ندیم مشهدی نیز در مثنوی «تسبیح کربلا»، ماجرای ارینب را یکی ریشه‌های کینه و دشمنی یزید با امام حسین(ع) دانسته میباشد.[۵] به گفته بعضی دانشمندان، ندیم این اتفاق را انگیزه مهم حادثه کربلا معرفی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد نموده است.[۶]

به گفته عباس محمود عقاد (۱۸۸۹-۱۹۶۴م)، مولف و مورخ مصری، در صورتی‌که این روایت که در تاریخ‌های دارای اعتبار نقل‌گردیده، درستی داشته باشد کمبود کینه دوزی و دشمنی دربین امام حسین(ع) و یزید را کامل شدن می‌نماید. از حیث وی می‌اقتدار بیان کرد به خلافت وصال یزید برای انتقام به دست آوردن از این شغل امام حسین(ع) بود.[۷]

اصل داستان
سازه به نقل دینوری یزید بن معاویه شیدا و مشتاق به تزویج با ارینب بنت اسحاق بود؛ البته ارینب با پسر عمویش، عبدالله بن درود، فرمان دار عراق، تزویج کرد. معاویه با استحضار از عشق و علاقه یزید به ارینب، عبدالله بن درود را احضار کرد و با یاری ابوهریره و ابودرداء به وی فهماند که قصد داراست دخترش را به تزویج وی درآورد؛ ولی شرط دخترش جدایی دادن ارینب میباشد. عبدالله عهده دار شد و در حضور ابوهریره و ابودرداء، ارینب را جدایی اعطا کرد؛ اما معاویه از وصلت وی با دخترش صرف نظر کرد.

معاویه ابودرداء را برای خواستگاری ارینب به عراق ارسال کرد. ابودرداء قبل از خواستگاری نزد امام حسین(ع) رفت و ماجرای خواستگاری یزید را برای وی تعریف‌و‌تمجید کرد. امام از وی خواست ارینب را برای وی نیز خواستگاری نماید. ارینب بعد از شناختن خواستگارانش، شغل خویش را به ابودرداء واگذار کرد. ابودرداء حسین بن علی(ع) را دوست داستنی‌خیس دانست و ارینب با امام وصلت کرد. بعد از مدتی عبدالله بن درود در گیر تنگدستی شد و برای اخذ اموال امانتی خویش نزد ارینب، به وی مراجعه کرد. امام متوجه شد که آن دو همچنان به یکدیگر علاقمندند، ازاین‌رو، ارینب را سه‌طلاقه کرد و خاطرنشان کرد که قصدش از وصلت با ارینب، زیبایی و ثروتش خلا، بلکه تصمیم داشت او‌را به شوهرش بازگرداند و آن‌ها مجدد وصلت کردند.[۸]

بنابه گزارش دانشنامه امام حسین(ع)، این قصه به سیرتکامل‌های دیگری نیز نقل شد‌ه‌است که در برخی از آنان، ام خالد، دختر ابوجندل و همسر عبدالله بن عامر، در برخی هند، دختر سهل و آسان بن قدمت و همسر عبدالله بن عامر، و در برخی دیگر زینب دختر اسحاق و همسر عبدالله بن درود پایه قصه میباشد. در هر کدام از آن‌ها خواستگاران نیز مختلف می‌باشند.[۹]

سیر تاریخی نقل قصه در منابع
اولیه منبع نقل قصه ارینب الامامة و السیاسة نوشته ابن قتیبه دینوری، مورخ و تالیف کننده اهل سنت در قرن سوم قمری میباشد.[۱۰] بعداز آن در منابع مختلفی همانند تفصیل قصیده ابن عبدون تاثیر ابن بَدْرُون(درگذشت بعداز ۶۰۸ق)، شعر سرا و ادیب،[۱۱] و نهایة الارب تاثیر احمد بن عبدالوهاب نویری(۶۷۷-۷۳۳ق)، ادیب و مورخ،[۱۲] نقل گردیده است. نقل ابن بدرون چندان تفاوتی با نقل دینوری ندارد؛[۱۳] البته در نهایة الارب، به مکان ارینب، زینب مذکور میباشد.[۱۴]

افسانه ارینب در قرن نهم قمری، در کتاب روضة الشهدا تاثیر ملا حسین واعظ کاشفی (درگذشت ۹۱۰ق) آمده میباشد؛ البته نقل کاشفی با نقل دینوری تفاوت‌هایی داراست؛ به عنوان مثال نام ارینب بیان نشده میباشد، ارینب همسر عبدالله بن زبیر شمرده گردیده، فرد واسطه برای خواستگاری، ابوموسی اشعری مذکور و عبدالله بن قدمت و ابوموسی اشعری نیز به خواستگاران ارینب افزوده گردیده است.[۱۵]

در سده‌های آینده، سید محسن امین (۱۲۸۴- ۱۳۷۱ق‌)، دانا، ادیب و تفصیل‌هم اکنون‌نگار شیعی در کتاب المجالس السنیة،[۱۶] فرهاد میرزا معتمدالدوله در کتاب قَمْقامِ زَخّار وَ صَمْصامِ بَتّار[۱۷] و زین العابدین رهنما، در کتاب زندگانی امام حسین(ع)[۱۸] این قصه را نقل کرده‌اند. در کتاب زندگانی امام حسین(ع)، جزئیاتی به روایت افزوده شد‌ه‌است که قبل از آن در منابع دیگر وجود نداشت.[۱۹] آورده شده این کتاب آکنده از مطالب،‌ حادثه ها و شخصیت‌های تخیلی میباشد.[۲۰]

بازدید : 15
سه شنبه 17 تير 1404 زمان : 11:19

قوم و قبیله روضه خوان قمی از قبیله‌های دارای شهرت و باسابقه مرجعیت در قم می‌باشند که ریشه در سده‌های اخیر دارا‌هستند. سید راست گو شیخ قمی تحت عنوان سرسلسله این قوم و قبیله شناخته می‌گردد.[۱] سید محمدهادی روضه خوان در نوشته‌علمی‌ای با تیتر «مرحوم آقا؛ جدّ فامیل شیخ در قم»، سید راستگو روضه خوان را نهاد‌گذار این خویشان در قم معرفی نموده است.[۲] اعضای این قبیله معمولاً اثرها خویش را با عناوینی زیرا «حسینی قمی»، «حسینی شیخ قمی» و «حسینی شیخ» امضا می‌کردند، ولی در منابع تاریخی و تفصیل‌اکنون‌ها بیشتر با تیتر «روضه خوان» شناخته مسجد النبی کوهسنگی مشهد گردیده‌اند.[۳]

سید راست گو روضه خوان قمی

سید راست گو شیخ قمی در سال ۱۲۵۵ق در قم به‌جهان آمد.[۵] او در زمره شاگردان روحانی انصاری در نجف و میرزای شیرازی در سامرا به‌شمار میرفت[۶] و محل رجوع و برگشت کارها عموم قم بود و قمی‌ها به او ارادت بسیار داشتند.[۷] مسجد و مکتب سید راستگو در قم برای مثال بناهای به‌یادگارمانده از اوست.[۸] سید راستگو شیخ در ۵ ربیع‌الاول سال ۱۳۳۸ق از جهان رفت و در آرامستان شیخان دفن شد.[۹] محمدعلی فرمانروا‌آبادی مدرس عرفان امام خمینی، داماد سید درستگو قمی بوده آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۱۰]

فرزندان سید درست گو شیخ
سید درستگو شیخ ۵ فرزند پسر از دو همسر خویش داشت که دو پسر از یک خانم عرب‌لهجه لبنانی بودند و سه پسر دیگر هم از همسر دوم که اهل قم بود، متولد شدند.[۱۱] سید محمود شیخ (متولد ۱۳۰۷ق) از شاگردان عبدالکریم حائری یزدی که بعد از اتفاق کشف عفاف و حجاب در کشور‌ایران ۱۳۳۰ق به یاروهمدم خانواده به عراق رفت و در درس سید ابوالحسن اصفهانی و میرزای نائینی کمپانی کرد. وی در جریان‌های سیاسی هم نقش داشت که می‌اقتدار به امضای وی پای طومار جریان ملی‌شدن صنعت نفت اشاره نمود. بعد از وفات وی در ۱۸ شعبان سال ۱۳۸۱ق مجالس ترحیم زیادی در قم و کاشان از سوی مراجع پیروی و عموم برگزار شد.[۱۲] میرزا محمود روضه خوان در مسجد بالاسر بقعه حضرت معصومه(س) مدفون میباشد.[۱۳] سید محمد و سید محمدصادق از مراجع تاسی شیعه، فرزندان وی رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد بودند.


میرزا محمود شیخ در گردآوری طلاب مکتب آقا در قم
میرزا ابوالحسن روضه خوان
سید ابوالحسن شیخ (متولد ۱۳۰۹ق) که بعد از علم آموزی در حوزه علمیه نجف به قم برگشت و از عالمان شناخته‌گردیده قم بود و قمی‌ها او‌را به تقدس و زهدو تقوا می‌شناختند.[۱۴] وی سرویس ها فقاهتی و اجتماعی فراوانی در قم جاری ساختن اعطا کرد.[۱۵] میرزا ابوالحسن شیخ در ۶ ذیقعده ۱۳۸۲ق (۱۲ فروددین ماه سال ۱۳۴۲ش) از عالم رفت و در وادی‌السلام نجف در حوالی رده هود و پارسا دفن شد.[۱۶] سید مهدی روضه خوان نماینده مجلس خبرگان رهبری و سیدهادی روضه خوان فرزندان وی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشند.[۱۷]


تصویری از سید ابوالحسن شیخ (ایستاده) در تراس خانه پدری
میرزا فخرالدین شیخ
میرزا فخرالدین روضه خوان از عالمان قم که در سن جوانی در ۱۰ شوال سال ۱۳۶۹ق درگذشت و در بقاع حضرت معصومه(س) دفن شد.[۱۸]

میرزا ابوالقاسم روضه خوان
سید ابوالقاسم شیخ متولد ۱۳۱۶ق در قم که در حوزه نجف از شاگردان میرزای نائینی، آقا ضیاء عراقی و سید ابوالحسن اصفهانی بود و بعداز رجوع به قم در مسجد امام حسن عسکری به اقامه جماعت و تبلیغ اشتغال داشت. او در ۲۷ رمضان ۱۳۸۴ق درگذشت و در گورستان شیخان دفن شد.[۱۹]

آقا احمد شیخ
سید احمد روضه خوان متولد ۱۳ شوال سال ۱۳۲۲ق و از علم آموزی‌کردگان حوزه علمیه نجف و کربلا بود. از سابقه سید احمد شیخ، سفرهای چندباره تبلیغی وی به هندوستان میباشد. وی بعداز رجوع به جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۷۴ق به پافشاری گروهی از عالمان و عموم طهران، امامت جماعت مسجد بنی‌هاشمی را بر ذمه گرفت و به تکثیر احکام آیین پرداخت. از تألیفات شیخ کتاب‌های «راز السعادة» در فضیلت صلوات، «کفایة النحو»، «تسلیة المریض» و «خاطرات» به‌جا باقی مانده میباشد.[۲۰] آقا احمد روضه خوان در ۲ صفر ۱۳۸۴ق (۲۳ خرداد ماه سال ۱۳۴۳ش) درگذشت و او‌را در آرامستان شیخان در کنار قبر پدرخانمش روحانی فضلعلی قزوینی دفن کردند.[۲۱]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 528
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 124
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 263
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 19
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 575
  • بازدید ماه : 728
  • بازدید سال : 3064
  • بازدید کلی : 41833
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی